فهرست کتاب


نخستین معصوم پیامبر أعظم (صلی الله علیه وآله)

جواد فاضل‏

فصل ششم: آغاز نهضت

دومین ماه رجب فرا رسید و دومین سال هجرت آغاز شد. تا این وقت، مسلمانان به سوی بیت المقدس نماز می گزاشتند. قبله اسلام، بیت المقدس بود، ولی در این سال دستور رسید که قبله مسلمانان از بیت المقدس به کعبه معظمه تبدیل شد: فول وجهک شطر المسجد الحرام(36)
روی خود را به سوی مسجد الحرام که حریم محترم کعبه است برگردان.
این توجه، توجه به سوی کعبه، توجه به سوی مکه، علاوه بر جنبه عبادت، صورت دیگری هم به خود گرفته بود. مسلمانان شب و روزی پنج بار روی به سوی خانه کعبه می نهادند و نماز می گزاردند.
شب و روزی پنج بار با رسول اکرم با مهاجر و انصار کعبه را به یاد می آوردند و به یاد می آوردند که مکه معظمه اکنون خانه کفر و شرک و پستی ها و رذایل است و خانه کعبه که خانه خداست، بتکده ای شرم انگیز و آلوده، بیش نیست.
این توجه، مسلمانان مدینه را بر این وامی داشت که باید ترتیبی به کار رود که مکه و کعبه از وجود بت پرستان تطهیر گردد، اما تا کنون کارها همه به دست خدا بود، همه گوش به فرمان خدا داشتند، همه انتظار می کشیدند که بر سینه مقدس محمد، وحی الهی نزول کند و پروردگار متعال امر فرماید تا آن امر به اجرا و امتثال درآید.

قصبه ابوا

این قصبه در میان مکه و مدینه قرار داشت و مثنی بن عمرو الضمری، شیخ قبیله بنی ضمره و فرماندار ابوا بود.
پیغمبر اکرم دستور فرمود که یک ستون شصت نفری تسلیح و تجهیز شوند و شخصاً فرماندهی و رهبری این ستون را به عهده گرفته از مدینه به سمت ابوا عزیمت فرمود.
سعد بن عباده انصاری به جای پیغمبر امور شهر را اداره می کرد.
این مانور با موفقیت برگزار شد؛ زیرا مثنی بن عمرو بی هیچ گونه مقاومت تسلیم شد و با پیامبر اکرم صلح کرد.
حضرت رسول تصمیم به قتال نداشت. فقط می خواست زنگ خطر را در مکه به صدا در آورد و توجه مسلمانان را به سمت مکه جلب کند.
پس از پانزده روز که پیغمبر با نیروی شصت نفریش در ابوا توقف فرمود، به سوی مدینه بازگشت و پس از چند هفته، بار دیگر این آزمایش را تکرار کرد.

سیف البحر

بازرگانان قریش از ساحل دریای سرخ به سمت مکه بازمی گشتند، این گزارش به عرض رسول الله رسیده بود.
حمزه عموی دلاور خود را با سی تن از مهاجران مأمور فرمود که راه را بر بازرگانان قریش ببندند.
ابوحکم هشام بن حکم، معروف به ابوجهل، قافله سالار قریش بود، قریشی ها سیصد نفر بودند.
حمزه به سوی سیف البحر عزیمت کرد و در همان جا با بازرگانان قریش رو به رو شد.
بیش و کم مقدمات مبارزه آماده شده بود، اما با وساطت مجد بن عمرو جهنی، این برخورد هم با مصالحه انجام یافت و این دومین مانور بود که اسلام در برابر کفر به عمل می آورد. باید گفت در این مانور هم پیروزی با اسلام بود؛ زیرا مبارزه سی تن مهاجر با سیصد تن قرشی مسلح کار چندان مناسبی نبود.
و بعد: ابوجهل وقتی به مکه رسیده به مکه کافر، اعلام خطر کرد.
ابوجهل معنی این مانور را دریافت و گفت: دیر یا زود مدینه خواهد جنبید و دیگر جنبش خود را با صلح و صفا آرام نخواهد ساخت، تا کار مسلمانان سر و صورت نیافته و تا مبانی اسلام تحکیم نشده، باید این ریشه را از جا کند و به قول معروف تا مدینه روزگار مکه را به شام نرسانیده، مکه باید بر مدینه چاشت بخورد.
پسر عکرمه را با دویست تن، مرد مسلح به سوی مدینه فرستاد.
پیغمبر اکرم نیز ابوعبیدة بن حارث بن عبدالمطلب، عموزاده خود را با شصت نفر از مهاجرین در برابرشان تجهیز فرمود.
نیروی عکرمه هم مجهزتر و هم نزدیک به چهار برابر بیش تر بود. بنابراین قریش به موفقیت خود اطمینان زیادتری داشت، ولی حادثه ای پیش آمد که لشکر قریش روحیه اش را از دست داد.
هنگامی که طرفین در برابر هم صف کشیدند، مقداد و عتبه پسران عمرو که از مکه با سپاه قریش به سمت مدینه آمده بودند، اسب برجهانیدند و به سپاه اسلام ملحق شدند. این دو نفر مسلمان بودند و اسلام خود را مخفی می داشتند و چون نمی توانستند آشکارا مهاجرت کنند، بدین وسیله خود را از شر مکه کافر نجات دادند. فرار این دو مرد نامی از سپاه قریش، پشت لشکر عکرمه را شکست.
سعد بن ابی وقاص سردار معروف عرب، تیری از ترکش به در کشید و به سمت لشکر عکرمه نشانه گرفت و گفت:
- یا رسول الله گواه باش که هیچ کس پیش از من به سوی لشکر کفر تیر نینداخته است. دلیل من در این فداکاری این است که دین تو بر حق است و تو به راستی و عدالت مبعوث شده ای.
- کار مشرکین به همین یک تیر که به کسی هم آسیبی نرسانیده و هدفی نگرفته بود، ساخته شد.
عکرمه به این گمان که مسلمانان در گوشه و کنار کمینی گرفته اند و احتمال می رود که به هنگام فرصت از جای بجنبند و آرزوی بازگشت به مکه را برای همیشه در دل مشرکین بگذارند به عقب نشینی فرمان داد.
عکرمه با دویست تن لشکر مسلح و مجهز خود فرار کرد و مسلمانان از فرار دشمن بسیار خشنود شدند و باز هم با پیروزی به مدینه بازگشتند و به دنبال این مانور، چند مانور دیگر هم که تحت رهبری سعد بن ابی وقاص و چند تن دیگر از دلاوران مهاجر و انصار صورت گرفته بود، ترتیب داد تا بنیان جنگ بدر پی ریزی شد و مسلمانان ستم کشیده و زجر دیده و از دست مشرکین مکه به مدینه فرار کرده، آماده شدند که ضربه کمرشکنی بر قریش بت پرست فرود آرند.