نخستین معصوم پیامبر أعظم (صلی الله علیه وآله)

نویسنده : جواد فاضل

سخن اول

بسم الله الرحمن الرحیم
شخصیت آسمانی پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) که درست هزار و چهار صد سال قمری پیش، از جانب خداوند متعال به سمت رسالت و به عنوان رهبر و رهنمای جهانیان، برانگیخته شده و کتاب آسمانی قرآن را که مجموعه سخنان خدای یگانه و جامع کلیات تعالیم علمی و عملی و معجزه جاودانه اوست، برنامه زندگی بیش از یک میلیارد پیروان خرد و مورد توجه همگانی بشر قرار داده است، باید یکی از مهم ترین عوامل تحول و تکامل زندگی بشر به شمار آورد، بلکه خود مهم ترین عاملی است که به واسطه خودنمایی که در طول چهارده قرن در اعتقاد و عمل صدها میلیون انسان نموده در هر گوشه و کنار زندگی جامعه بشری اثر به سزایی گذاشته است.
اکنون به ویژه پس از یورش های نظامی، سیاسی، فرهنگی، تبلیغاتی، اقتصادی به اسلام و مسلمین و حتی شخصیت پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) از سوی سیاستمداران قدرت طلب و جهان خوار و از سوی دیگر توجه و گرایش فراوان و بی حد و حصر و مسلمان شدن همه روزه جمعیت های فراوان غرب و شرق جهان با تمام فشارها و محدودیت ها، هنگام آن رسیده است که با نگاهی نو و تازه، سیمای محمد (صلی الله علیه وآله)، آخرین پیامبر سلسله پیامبران را به گونه ای تازه بتوان دید و بدین گونه است که به حقیقت می توان گفت محمد (صلی الله علیه وآله) را این چنین باید از نو دید، از نو شناخت، او را با نگاهی که اشیاء و اشخاص را می بینیم نباید نگریست، باید از روانشناسی، جامعه شناسی و تاریخ، نگاهی تازه ساخت و به سیمای پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) افکند، او را باید در صف شخصیت های عظیم تاریخ قیصران و حکیمان و انبیاء دید، در جمع پیامبران بزرگ شرق نشاند و تماشایش کرد و در این هنگام است که تصویر او در چشم ما چنان شگفت و توصیف ناپذیر می نماید که گویی هرگز او را ندیده ایم، هرگز چون او تصویری را از مردی در جهان نمی شناخته ایم.
برای شناخت دقیق تصویر کلی و تمام هر مذهبی شناختن خدای آن، کتاب آن، پیغمبر آن و دست پرورده خالص آن ضروری است و این روش ساده ترین، ممکن ترین و در عین حال علمی ترین و مطمئن ترین روش شناخت آن است. و این بار، با قلمی زیبا و شیوا، سلیس و گیرا، جذاب و روان، ساده و حقیقی، بدون پیچیدگی و اغلاق، از نویسنده ای متعهد، که می داند هر کسی در این جهان دارای هنری است، برخی هنری دنیایی، برخی شیطانی، برخی آسمانی و ماندنی، آنان که قلم به دست گرفته و حقیقت تاریخ، زندگی، مرگ، اندیشه، عقیده، دین، خدا، دنیا و آخرت را بر صفحات کتاب و هنر خود آوردند و دیگران را آگاهیدند، هنری جاودانه داشتند. درست بر عکس کسانی که رمان هایی بی سوژه، دروغ و دور از حقیقت، حتی عاشقانه و یا جنایی نوشتند و خوانندگانی را از راه بی راهه کردند، هنری شیطانی و آتشین ساختند و پاسخی برای آن نخواهند داشت.
اما ادیب فقید، نویسنده پرتوان و هنرمند، زنده یاد جواد فاضل، از هنر قلم خود، جاودانه و نام آور باقی ماند. او که از آغاز جوانی تا پایان روزگار خویش شیفته کمالات و کلمات معصومان پاک راستین بود، و در آن هنگام که سرش از نشاط شوری و دلش از تأییدات یزدانی نوری، با قلمی شیوا و دل و جانی عاشق و شیدا داشت، توفیقی بزرگ یافت که ارزشمندترین ها را از خود به جای بگذارد. او که توانست سیری در کتاب دوم اسلام نهج البلاغه کند و زیبایی های آن را به همگان نشان دهد، گذری هر چند سریع بر زندگی چهارده معصوم داشته باشد.
او که فرزند میرزا ابوالقاسم فاضل از علمای آمل قهرمان می باشد در 1295 شمسی به دنیا آمد. در آغاز در شهر آمل نزد پدرش دروس مقدماتی فارسی و عربی را فراگرفت، سپس به تهران آمد و نزد شیخ محمد آشتیانی فقه و اصول را آموخت و سپس دوره دانشکده معقول و منقول را طی کرد. فاضل از 1319 به بعد با مطبوعات همکاری داشت، و از آن تاریخ رمان ها و داستان های کوتاه متعددی انتشار داده و کتاب هایی هم از عربی به فارسی ترجمه کرده است.
مدتی بود که در پی احیای برخی نوشته های ارزشمند اعتقادی، با قلمی روان و ادبیات جوان پسند برای نسل سرگردان و جستجوگر حقیقت بودم، و مجموعه نوشته های ادیب زنده یاد، جواد فاضل را در چنین فضا و هنرمندی دیدم، از این رو با انتخاب کتاب معصوم اول به عنوان سال پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) و بازخوانی آن و تصحیح و ویراستاری برخی موارد غیر صحیح که جا نداشت در چنین کتابی که می تواند مورد استقبال عموم قرار گیرد و یا در مورد پیامبر اسلام نوشته شود، یا در نام برخی افراد، یا اماکن، یا برخی موارد تاریخی دارا باشد.
در پایان با سپاس از مؤسسه انتشاراتی امام عصر (علیه السلام)، امید که این نوشته گیرا و زیبا بار دیگر مورد توجه نسل جوان ایران و خوانندگان گرامی قرار گیرد و پاداش این تلاش و کوشش، رحمت و رضوان به روح آسمانی نویسنده فقید گرامی ایران اسلامی باشد.
20/2/85
م - فرهنگ

سخن دوم

از سال 1328 - خورشیدی - توفیق و تأیید الهی در قلب من نوری برافروخت و مرا به این فکر انداخت که درباره زندگی معصومین اسلام (علیهم السلام) قلم به دست بگیرم و تا آن جا که قدرت و استطاعت من است به تحریر و تدوین کتاب بپردازم.
هدف نگارنده در ابتدای امر، در آن هنگام که دستی از دور بر آتش داشت، بیوگرافی بود.
من می خواستم از رسول اکرم اسلام و فاطمه زهرا و ائمه دوازده گانه خودمان (علیهم السلام) چند بیوگرافی تهیه ببینم، ولی وقتی به این نور خیره کننده، به این فروغ ربانی نزدیک تر شدم، چنان خود را باختم که قلم را از کف انداختم.
لغت بیوگرافی به عکس برداری از زندگی ترجمه می شود.
آن کس که از منظره ای، از انسانی، عکس برمی دارد، سایه روشن ها و خطوط قیافه و آنچه را در برابر دوربین عکاسی قرار می گیرند؛ از همه چیز، شبحی در دستگاه منعکس می سازد.
من! قلم من! فکر من! بضاعت مزجات من! من کجا، آن استطاعت را خواهم داشت که از حیات عظیم و جلیلی همچون حیات محمد (صلی الله علیه وآله)، از شخصیت بی مانندی مانند علی بن ابی طالب (علیه السلام)، از فاطمه زهرا (علیها السلام)، از فرزندان گران مایه اش (علیهم السلام) عکس بردارم.
تهیه این بیوگرافی را نه تنها در قدرت خود نیافتم، بلکه برای بشر، یک چنین اندیشه را بیهوده شناختم.
این چهارده شعله جاویدان، این چهارده شمع خاموش نشدنی را جز خدا کس نشناخته و جز ذات اقدس و اجل الوهیت که آفریدگار و معبودشان است، کسی قادر نیست، لب به تعریف آنان بگشاید و زبان به تمجید و توصیف آنان بگرداند.
عظمت و خطر این امر، نویسنده را از تصمیمی که داشت فروکشید، ولی مع هذا شب و روزم در این آرزو می گذشت. این آرزوی من بود که به نام نامی این چهارده انسان معصوم و محبوب، قلم من بر صفحه کتاب بچرخد تا باز هم توفیق و تأیید الهی به داد من رسیده و گره از کار فروبسته ام گشود.
به یاد این شعر از مولوی افتادم:
آب دریا را اگر نتوان کشید - هم به قدر تشنگی باید چشید
لا یکلف الله نفساً الا ما آتاها(1)
و باز هم در قرآن کریم نیز می فرماید: لا یکلف الله نفساً الا وسعها(2) بنابراین، تصمیم خود را تحکیم کردم و اکنون نخستین کتاب از زندگانی معصومین اسلام (علیهم السلام) را که به نام نخستین معصوم، یعنی حبیب الله، صفی الله، رسول الله، محمد بن عبدالله (صلی الله علیه وآله) نگاشته شده، به خوانندگان عزیز تقدیم می دارم.
آنچه در این کتاب از برابرتان می گذرد تاریخ نیست، بیوگرافی نیست، حتی شرح حال و ترجمه مقال هم نیست، بلکه یاد عاشقی از معشوق است. یاد دل انگیزی است که پس از گذشت یک هزار و سیصد و هفتاد و پنج سال، یک ایرانی مسلمان از هدایت کننده و نجات دهنده و پیشوای معصوم و محبوب خود می آورد.
من عادت کرده ام که همیشه نفس از عشق برآورم و دم از عشق بزنم. عشق، مایه زندگی من و منبع الهام من و کانون حرارت قلب و حلاوت قلم من است.
من عاشقانه از رسول اکرم الهی که میان من و خدای من، واسطه فیض و خیر و رحمت و فضیلت است؛ سخنی گفته ام و کتابی بدین صورت که می بینید به وجود آورده ام.
بنابراین، اطمینان دارم که بزرگان تاریخ و ادب، لغزش های مرا خواهند بخشید.
این کتاب به نام نخستین معصوم به خوانندگان گرامی اهدا می شود و به دنبالش کتاب معصوم دوم و معصومین دیگر هدیه خواهد شد.
تهران، آذر ماه 1335
جواد فاضل

فصل یکم: نور در ظلمت

این قاره کوچک که در جنوب غربی آسیا دامن به سطح دریا گسترده و به صورت شبه جزیره ای به روی آب های دریای سفید و خلیج فارس قرار گرفته، صحرای سوزان عربستان است.
این جا صحرای عربستان است که از سمت شمال به خاک ترکیه محدود است و تنها قسمت شمالی این قاره به خاک ارتباط دارد؛ زیرا منطقه های شرقی و غربی و جنوبیش را دریای سفید و کانال سوئز و دریای سرخ و خلیج فارس احاطه کرده اند.
نام این شبه جزیره که از بس وسیع است به نوبت خود قاره ای به شمار می آید، عربستان است و آن نور که از مشرق انوار الهی درخشید و دنیایی مظلم و بدبخت را روشن و سعادتمند ساخت؛ کانونش در همین عربستان به وجود آمده و رشد کرده بود.
موقعیت جغرافیایی عربستان همیشه عظیم و حساس بوده است؛ زیرا عربستان تقریباً به صورت پلی میان دنیای شرق و غرب قرار گرفته و این دو دنیا را به هم راه می دهد.
عربستان از لحاظ اقتصادی به دو قسمت تقسیم می شود:
اول قسمت شمالیش که دارای خاک حاصلخیز و نهرهای فراوان و این قسمت از مزرعه ها و کان های گرانبها غنی است، اما قسمت جنوبی این شبه جزیره که به صحرای سوزان نجد و حجاز تا سواحل دریای سرخ کشیده می شود، تقریباً ریگزاری بی آب و علف است که اگر آب باران و ذخیره های زمستانی به دادش نرسد، مطلقاً قابل سکونت نیست.
قوم عرب که در یک چنین محیطی طوفان خیز و وحشت انگیز از دیرباز به سر می بردند و همچنان به سر می برند به دو طایفه ریشه دار و اصیل تقسیم می شوند: