تاریخ ادیان و مذاهب جهان جلد سوم

نویسنده : عبداللَّه مبلغی آبادانی

طلوع اسلام

مکه در آستانه ولادت پیامبر اسلام (ص)

نوری در تاریکی

سابقه تاریخی مکه را دانستیم، اینک مکه را در آستانه ولادت پیامبر اسلام می نگریم:
قریش بر مکه مسلط است، سیادت دارد و متولی کعبه است. این ریاست بر عهده قصی بن کلاب جد پنجم محمد (صلی الله علیه و آله) است. قصی در لغت به معنای دور افتاده است و لقب وی می باشد؛ اسم او زید بود. وجه تسمیه قصی آن است که پس از مرگ پدر، با شوهر مادرش ربیعه بن حزام از قبیله قضاعه، به شام رفت.
قصی نزد مادرش بزرگ شد و به مکه بازگشت و با دختر حاکم وقت مکه از قبیله خزاعه ( جلیل بن حبشه) ازدواج نمود. پس از مرگ حاکم مکه، امیر و متولی کعبه شد.
نخستین اقدام او تأسیس دارالندوه بود و برای اداره شهر پراهمیت زیارتی - تجاری مکه و امور زائران کعبه قوانینی وضع کرد که تا ظهور اسلام محترم بود... او نخستین کسی بود که شهرسازی را در مکه رایج کرد و کوخها و آلونک های قبایلی را ویران ساخت: قصی بن کلاب مردم مکه را به شهرسازی تشویق کرد.
پس از قصی، پسرش عبدالدار وارث مناصب او شد. قصی پسرانی داشت که با یکدیگر ناسازگار بودند. در مصالحه ای که صورت گرفت، کلیدداری کعبه و ریاست دارالندوه به فرزندان عبدالدار رسید و سقایت و رفادت حاجیان به فرزندان عبد مناف داده شد.
آنان با یکدیگر در کنار کعبه پیمان اتحاد بستند و هرگز به جنگ و اختلاف روی نیاوردند.
پس از آن، سقایت و رفادت در دست فرزندان هاشم بود. زیرا عبدالشمس غالباً در سفر بود و توان اقتصادی اندکی داشت و خانواده ای سنگین و پر خرج. هاشم مردی توانگر و ثروتمند بود.
هاشم بنیان گذار تجارت و روابط تجاری - بازرگانی در مکه بود.
هاشم بن عبد مناف که جد خاندان بنی هاشم است، نام اصلی او عمرو و لقبش هاشم بود.
مسافرتهای تجاری - فصلی مکه به شام، حبشه، یمن و... از ابتکارات هاشم است.
هاشم با دولت روم و امراء غسانی قرارداد امنیت کاروانهای تجاری به مکه و بالعکس را منعقد نمود.
عبدالشمس برادر هاشم چنین پیمانی را با پادشاه حبشه بر قرار کرد. و این آغاز روابط منظم تجاری و بازرگانی مکه بشمار می رود.
بین برادران هاشم اختلاف و رقابت بسیار بود. آنان نفوذ و شخصیت هاشم را نمی توانستند تحمل کنند و برخی اوقات کار به مشاجره های لفظی می کشید. اما با حکمیت افراد محل مسئله خاتمه می یافت.
هاشم در سفری به یثرب با زنی از طایفه بنی نجار ازدواج کرد و فرزندی یافت که او را شیبه نام نهاد. پس از مرگ هاشم در فلسطین، برادرش مطلب وارث او شد و ریاست مکه را بر عهده گرفت.
مطلب به یثرب رفت و برادرزاده اش شیبه را به مکه آورد. در مکه او را بنده و برده خود معرفی نمود و لذا در میان مردم مکه، شیبه به عبدالمطلب شهرت یافت.
عبدالمطلب سرفصل جدیدی در قبیله قریش و خاندان هاشم است.
او پس از عموی خود مطلب مناصب موروثی خاندان هاشم را بدست گرفت. درگیری اقتصادی عبدالمطلب با عمویش نوفل بر سر اراضی اطراف مکه، به نفع او تمام شد.
نوفل با بنو عبدالشمس ائتلاف کرد و علیه عبدالمطلب متحد شدند. عبدالمطلب نیز با قبیله خزاعه علیه آنان متحد شد.
و این نخستین رویاروئی آشکار و مشخص تاریخ این خاندان است که نیای امویان یعنی عبدالشمس با نیای هاشمیان بنی عبدالمطلب روبروی هم قرار می گیرند.
عبدالمطلب به مکه سر و سامان داد و چاه زمزم را لای روبی و تعمیر نمود. این چاه در زمانهای بسیار دور توسط قبیله جرحم مسدود و خراب شده بود. عبدالمطلب با دقت زیاد این چاه را شناسایی و راه اندازی کرد. گویند به هنگام حفر چاه زمزم دو آهوی زرین و چند قبضه شمشیر که دفینه قبیله جرحم بود، بیافت. دو آهو را در کعبه نهاد و شمشیرها را وقف کعبه نمود. گویند او با آن دو آهوی زرین برای کعبه دری ساخت. و این نخستین دری بود که برای کعبه ساخته می شد.
این گنج باعث اختلاف میان قریش شد و عبدالمطلب که ده پسر داشت، نذر کرد تا در صورت پیروزی بر قریش، یکی از فرزندانش را قربانی کند. و چنین شد. او پسرانش را در کعبه جمع کرد و قرعه به نام آنان زد؛ اتفاقاً قرعه به نام عبدالله افتاد و او تصمیم گرفت عبدالله را قربانی کند. قریش از او خواستند تا عبدالله را قربانی نکند و به جای آن، دیه بدهد. او صد شتر دیه داد و قربانی کرد. فرزند رشید عبدالمطلب با آمنه بنت وهب رئیس طایفه بنی زهره یکی از شاخه های قریش، ازدواج کرد. چند ماه بعد پس از بازگشت از سفری به شام در یثرب درگذشت. آمنه بنت وهب محمد (صلی الله علیه و آله) را حامله بود.