گلزار ربانی

نویسنده : ابوالحسن ربانی سبزواری

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
در گستره تاریخ، از بنیادی ترین روشها، در روند تعامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و رشد و شکوفا ساختن فرهنگ دینی و باورهای آن و گسترش دادن راهکارهای اصلاح فردی و اجتماعی انسانها، میراث مکتوب است، که از ارزشمندترین و گرانبهاترین، جلوه های تمدن یک قوم و یک ملت است. این هدف والا، در آئین پاک و انسان پرور اسلام، نمودی شفاف تر دارد.
از این رهگذر است که قرآن و مفسران و مترجمان حقیقی آن یعنی پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم و عترت پاک و پاکیزه پیامبر (علیه السلام) به نشر و گسترش آموزه های دینی تأکید می کنند.
حضرت امام صادق (علیه السلام) به مفضل فرمود:
اکتب و بث علمک فی اخوانک
اخبار و سخنان ما اهل بیت را بنویس و یادداشت کن و در میان برادران دینی خود بگستران(1)
از منظر دیگر، هنگامی که انسان به محیط زندگی خویش نظاره می کند، متاسفانه شاهد کجی ها، تباهی ها و فسادها است که مبارزه با این پدیده های شوم و خطرناک، نیاز به حرکت فرهنگی ژرف دارد که مهمترین سلاح دراین کارزار سخت و توانکاه، قلم و زبان است.
نویسندگان و اصحاب اندیشه های عمیق و کارشناسان دینی، باید همت گمارند و به دفاع از مرزهای دین و باورها و آرمانهای شکوهمند مردم مسلمان برخیزند. این دغدغه خاطری بود که بنیانگذار و رهبر مسیحا نفس انقلاب اسلامی، مرجع بزرگ، عارف نامور، سیاستمدار فرهیخته، حضرت آیه الله العظمی امام خمینی (قدس سره) همواره در سخنان خویش مطرح می فرمود.
و نیز رهبر معظم انقلاب حضرت آیه الله خامنه ای (مد ظله) در این چند سال اخیر مسئولان و متولیان امور فرهنگی ایران اسلامی را هشدار می دهد که مراقب شبیخون فرهنگی دشمنان اسلام باشند و با سلاح فرهنگ به جنگ با دشمنان برخیزند.
بدین لحاظ بود که نویسنده، اندیشه کرد که قلم به دست گیرد و با توان خود در این مسیر گامی گر چه کوچک بردارد.
نام این کتاب گلزار ربانی برگزیده شد همچنانکه گروهی از برجستگان عالمان شیعی، این گونه کتابهایی پدید آورده اند. همانند: سید مرتضی، شیخ یوسف بحرانی، شیخ محمد بهاءالدین جبل عاملی و فاضل نراقی.
گر چه جایگاه این بزرگان مذهب، با این بنده ناچیز قابل مقایسه نیست، ولی پیروی از دانشمندان بزرگ، کار پسندیده ای است. طبعا مطالب کتاب، گوناگون و متنوع خواهد بود به گونه ای که تمام قشرها بتوانند از آن بهره مند شوند.
البته، کوشش بر این است که بیشتر به روایات رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و خاندان و عترت آن بزرگوار (علیه السلام) و سخنان عالمان دینی و اساتید پرداخته شود.
ابوالحسن ربانی سبزواری
1/5/1382 -
23/جمادی الاول/1424

جایگاه عقل در اسلام

امیر المومنین علی (علیه السلام) می فرماید:
هبط جبرئیل الی آدم، فقال: یا آدم انی امرت ان اخیرک واحده من ثلاث، فاخترها ودع اثنین. فقال له آدم: یا جبرئیل ما الثلاث؟ فقال: العقل، الحیاء و الدین. فقال: یا آدم! انی قد اخترت العقل. فقال: جبرئیل للحیاء و الدین، انصرفا و دعاه. فقالا: یا جبرئیل انا امرنا ان نکون مع العقل حیث کان. قال:
فشانکما و عرج
فرشته وحی، جناب جبرئیل به آدم (علیه السلام) فرود آمد. به او گفت: من از ناحیه خداوند تبارک و تعالی مامور شده ام که تو را میان انتخاب یکی از سه چیز مخیر سازم، پس یکی را برگزین و دو تای دیگر را رها کن.
حضرت آدم به جبرئیل گفت: آن سه کدام است؟ فرمود: عقل است و حیاء و دین. در این هنگام بود که حضرت آدم (علیه السلام) فرمود: من از میان سه چیز، عقل و خرد را برگزیدم. سپس جبرئیل به حیاء و دین خطاب کرد و فرمود: شما بروید و آدم را رها کنید. ولی آن دو به جبرئیل گفتند: ما ماموریم که همواره با عقل باشیم و هرگز از او جدا نشویم. هر کجا عقل باشد ما نیز همانجا خواهیم بود. جناب جبرئیل فرمود: خود دانید. این را گفت و به آسمان پرواز کرد.(2)
از این روایت چنین برداشت می شود که میان سه عنصر بنیادین:
خرد و حجب و حیاء و عفت و دین و دینمداری، پیوند و ارتباط ژرفی برقرار است که مهمترین آنها عقل و اندیشه است و در حقیقت هر جا عقل وجود دارد، حیاء و دیانت همراه او هستند.

عقل حقیقی

یکی از راویان نقل می کند که از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: ما العقل؟
قال: العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان
قلت: فالذی کان فی معاویه؟
فقال: تلک النکراء، تلک الشیطنه هی شبیهه بالعقل و لیست بالعقل
از حضرت صادق (علیه السلام) پرسش کردم که عقل چیست؟ فرمود: عقل آن است که به سبب او خداوند عبادت و پرستش شود و بهشت به وسیله او به دست آید. اینجا بود که راوی با شگفتی از حضرت پرسید: پس آنچه در معاویه بود، چه بود؟ (چون معاویه به زیرکی و هوشمندی معروف بود) امام فرمود: آنچه در معاویه وجود داشت مکر و حیله و شیطنت بود، شباهت به عقل داشت اما در حقیقت عقل نبود.(3)
پس عقل حیقیقی آن است که خداوند را بندگی کند و در نهایت در جوار رحمت حق که بهشت است آرام گیرد، و باید تمام تلاش انسان در این مسیر باشد.