طب الصادق علیه السلام (تغذیه و خوراکی ها در فرهنگ طب الصادق )

نویسنده : دکتر محمد دریایی

آداب عیادت

هدیه دادن به بیمار

الکافی
- به نقل از یکی از وابستگان امام صادق (ع) -: یکی از وابستگان امام صادق(ع) بیمار شد و ما که شماری از وابستگان او بودیم، روانه ی عیادت آن بیمار شدیم. در میانه ی راه، امام صادق(ع) با ما رویارو شد و پرسید: آهنگ کجا دارید؟.
گفتیم: آهنگ فلان کس داریم تا از او عیادت کنیم.
فرمود: بِایستید.
ما ایستادیم. پس فرمود: آیا سیب، بِه، یا قطعه ای عود به همراه دارید؟.
گفتیم: هیچ یک از این چیزها را همراه نداریم .
فرمود: آیا نمی دانید که بیمار از آنچه نزد وی می برند، احساس آرامش می کند؟.
امام صادق علیه السلام : هر کس بیماری را برای خدا عیادت کند، آن بیمار برای عیادت کننده، از خدا چیزی نخواهد مگر آن که خداوند دعایش را استجابت کند.
امام صادق علیه السلام : در عیادت، آن کس از شما بیشترین پاداش را می برد که کمتر از همه بنشیند.
امام صادق علیه السلام : در کمتر از سه روز، عیادتی نیست و آنگاه که عیادت لازم شود، یک روز در میان باشد. اگر هم بیماری به درازا انجامد، بیمار به کسانش واگذارده می شود.

اشاره به حکمت نهفته در دستگاه قلب

امام صادق(ع)-
خطاب به طبیب هندی -: قلب، به شکل دانه ی صنوبر است؛ زیرا وارونه است و یک سرِ قلب باریک قرار داده شده است تا لا به لای ریه برود و با سردی آن، خودش را خُنک کند، مبادا مغز از گرمای آن بسوزد.
امام صادق(ع)-
خطاب به مفضّل بن عمر -: ای مفضّل! اکنون، قلب را برایت وصف می کنم: بدان که در آن سوراخ هایی است، سوداده شده به سمت سوراخ هایی که در ریه است، و همین هاست که قلب را خُنک می کند، به گونه ای که اگر این سوراخ ها با همدیگر تفاوت می یافتند و رو به روی هم نبودند، خُنکا به قلب نمی رسید و انسان می مُرد. اکنون آیا صاحبِ اندیشه و تأمل، روا می داند که بگوید چنین پدیده ای، به اهمال پدید آمده است، و در درون خویش، گواهی نیابد که او را از این پندار، باز بدارند؟
امام صادق علیه السلام : پیامبر خدا، در هر روز، سیصد و شصت بار، به شمار رگ های بدن، خداوند را سپاس می گفت و می فرمود: پروردگار جهانیان را به فراوانی و در هر حال، سپاس!
امام صادق علیه السلام : پیامبر خدا فرموده است: در بدن آدمیزاد، سیصد و شصت رگ است: صد و هشتاد تای آن متحرّک، و صد و هشتاد تای دیگر، ساکن اند. اگر رگ های متحرک، ساکن بودند، انسان نمی خفت، و اگر آن رگ های ساکن، متحرک بودند نیز انسان نمی خفت. پیامبر خدا، هر روز صبح، سیصد و شصت بار می گفت: خداوندِ جهانیان را به فراوانی و در هر حال، سپاس! و شامگاهان نیز چنین می گفت.