طب الصادق علیه السلام (تغذیه و خوراکی ها در فرهنگ طب الصادق )

نویسنده : دکتر محمد دریایی

جائز بودن درمان به شرط شناخت بیماری، با وجود احتمال مرگ

الکافی
- به نقل از اسماعیل بن حسن که پیشه ی طبابت داشت -: به امام صادق(ع) گفتم: من مردی از عرب هستم و به طبابت، آگاهی ای دارم. طبّ من طبّی عربی است و بر این کار خویش، مزدی نمی گیرم.
فرمود: اشکالی ندارد.
گفتم: ما دُمَل ها و غدّه ها را نیشتر می زنیم و با آتش، داغ می نهیم.
فرمود: اشکالی ندارد.
گفتم: و این زهرهای اسمحیقون و غاریقون را به مردم می خورانیم.
فرمود: اشکالی ندارد.
گفتم: شاید شخص بمیرد.
فرمود: هر چند بمیرد.
الکافی
- به نقل از یونس بن یعقوب -: به امام صادق(ع) گفتم: کسی دارویی می نوشد یا رگ می زند، شاید که بدین کار، سود برد و شاید هم این کار، او را بکشد. (حکم چیست )؟
فرمود: بزند و بنوشد.
طب الائمه (علیهم السلام)
- به نقل از یونس بن یعقوب -: از امام صادق (ع) در این باره پرسیدم که کسی دارویی می نوشد. شاید این دارو او را بکشد و شاید هم از آن به سلامت مانَد، ولی بیشتر سالم می ماند. (حکم چیست )؟
امام (ع) فرمود: خداوند، درد را فرو فرستاده و شفا را هم فرو فرستاده است. خداوند، هیچ دردی را نیافریده، مگر این که برایش درمانی نیز قرار داده است. آن را بنوش و نام خدای تعالی را بر زبان آور.

جایز بودن معالجه توسّط جنس مخالف در هنگام ضرورت

دعائم الاسلام: از امام صادق(ع) روایت شده که از او در این باره پرسیدند که: اگر زنی به بیماری جسمی مبتلا شود، آیا درست است که مردی او را درمان کند؟ فرمود: اگر چاره ای جز این نباشد، اشکالی ندارد.

درمان با داروی حرام

امام صادق علیه السلام : پیامبر خدا از مداوا کردن با داروی ناپاک، نهی فرمود.
امام صادق علیه السلام : در هیچ حرامی شفایی نیست.
امام صادق علیه السلام : خداوند، در هیچ چیز از آنچه حرام کرده، نه شفایی قرار داده است و نه دوایی.
امام صادق علیه السلام : در پاسخ به کسی که درباره ی دارویی آمیخته شده به شراب پرسیده بود -: نه به خداوند سوگند، دوست ندارم بدان بنگرم؛ چه رسد که با آن درمان کنم. آن به منزله ی پیه خوک یا گوشت خوک است. البته مردمی با آن، دارو و درمان می کنند.
تفسیر العیاشی:
از سیف بن عمیره، از پیری از شیعیان، از امام صادق (ع) روایت شده که راوی گفته است نزد امام صادق (ع) بودیم که پیرمردی پرسید: دردی دارم و برای درمان آن شراب خرما می نوشم. پیر، آن گاه این شراب را برای ایشان، توصیف کرد.
امام به او فرمود: چه چیز تو را از (نوشیدن ) آبی که خداوند از آن هر چیز زنده ای را آفریده است، باز می دارد؟.
گفت: با مزاجم سازگار نمی افتد.
امام (ع): پرسید: چه چیز تو را از (خوردن) عسل باز می دارد، در حالی که خداوند فرموده است: در آن برای مردم، شفایی هست؟.
گفت: آن را نمی یابم.
فرمود: پس چه چیز تو را از شیری که گوشتت از آن روییده و استخوانت از آن استواری یافته است، باز می دارد؟.
گفت: با مزاجم سازگار نمی افتد.
امام صادق(ع) در این هنگام به وی فرمود: آیا می خواهی که تو را به شراب نوشیدن امر کنم؟ ! نه. به خداوند سوگند، تو را به این کار امر نمی کنم.
الکافی
- به نقل از مفضّل بن عمرو -: به امام صادق (ع) گفتم: فدایت شوم! مرا آگاه ساز که چرا خداوند، شراب، مردار، خون و گوشت خوک را حرام ساخته است؟
فرمود: خداوند - سبحانه و تعالی - نه از سرِ علاقه اش به آنچه بر مردم حرام کرده، و نه از سرِ بی رغبتی به آنچه بر آنان حلال ساخته، این چیزها را بر بندگان خویش حرام گردانده و جز آنها را حلال دانسته است؛ بلکه او آفریدگان را آفرید و به آنچه تن آنان، بدان برپاست و به کارشان می آید، آگاهی داشت و همین چیزها را از سرِ لطف و برای مصلحت بندگان خویش، بر آنان حلال و مباح کرد و (از سویی ) از آنچه هم به ایشان زیان می رساند، آگاه بوده و آنان را از آن کار نهی فرمود و آنها را بر ایشان حرام گرداند. سپس همین محرمات را برای هر فرد، ناچار و به هنگامی که تن وی جز به آنها برپا نمی شود، مباح و حلال قرار داد و البته او را بدین نیز امر فرمود که از آن، به قدر نیاز بردارد، نه بیش از آن