آشنایی با علوم اسلامی جلد دوم:کلام - عرفان - حکمت عملی

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
از جمله مسائل جامعه ما، دوری نسل جوان از معارف اسلامی است، و آن که این مشکل را بهتر از همه حس کرده و بی تابانه در پی رفع آن است همین نسل جوان است. تنها کسانی می توانند به این نیاز جامعه به درستی پاسخ گویند که از یک سو خود فرهنگ اسلامی را از سرچشمه های اصیل آن فرا گرفته باشند و از سوی دگر به زبان زمان خویش سخن بگویند و حال و هوای روزگار نسل جوان را درک کنند.
استاد شهید مطهری در شمار معدود کسانی بود که از شرایط لازم برای آشنا ساختن نسل امروز با اسلام برخوردار بود. او نماینده راستین حوزه های علمیه در دانشگاه های امروز بود. چون زبان نسل جوان را می دانست و می فهمید، پیغام این نسل را می شنید و به حوزه های علمیه می برد. وی مشکل دوری نسل جوان را از فرهنگ اسلامی به خوبی و بهنگام شناخته و راه حل آن را نیز دریافته بود و بسیاری از آثار خود را دقیقا در جهت رفع این مشکل تألیف کرد.
مجموعه آشنایی با علوم اسلامی که پس از شهادت آن استاد به چاپ می رسد از قبیل همین آثار است. این مجموعه را استاد برای جوانانی نوشت که نخستین قدم را در راه آشنایی با معارف اسلامی برداشته اند، و سعی او هم این بود که در این سلسله، سادگی و اختصار را در عین صحت، اساس قرار دهد و راه را برای ورود آنان به فضای روحپرور فرهنگ اسلامی باز کند.
این سلسله دروس، در اصل تقریرات درسهای آن استاد برای دانشجویان سالهای اول و دوم دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران بوده است و بعضی از بخشهای آن مانند آشنایی با فلسفه اسلامی در زمان حیات و با اجازه ایشان به دفعات متعدد در دانشگاه صنعتی شریف تدریس می شده است.
استاد شهید قصد داشت این سلسله دروس را قبل از انتشار مورد بازبینی قرار دهد. دریغ که این فرصت به دست نیامد و شمع روشن زندگانی او توسط منافقان خاموش گشت. پس از شهادت استاد بهتر آن دیدیم که این مجموعه را بی هیچ تغییر و تبدیل و به همان صورت که بود، منتشر سازیم.
نخستین دفتر این مجموعه که آشنائی با منطق و فلسفه اسلامی است قبلا منتشر شده، و اینک دومین دفتر آن که آشنائی با کلام و عرفان و حکمت علمی است در دسترس جوانانی قرار می گیرد که در پی شهادت او پیکر پاکش را با فریاد معلم شهیدم راهت ادامه دارد بدرقه کردند. رحمت خدا بر روان پاکش باد.
شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید مرتضی مطهری

درس اول: علم کلام

یکی از علوم اسلامی، علم کلام است. علم کلام علمی است که درباره عقائد اسلامی، یعنی آنچه از نظر اسلام باید بدان معتقد بود و ایمان داشت بحث می کند، به این نحو که آنها را توضیح می دهد و درباره آنها استدلال می کند و از آنها دفاع می نماید.
علماء اسلامی می گویند: مجموع تعلیمات اسلامی سه بخش است: الف - بخش عقاید، یعنی مسائل و معارفی که باید آنها را شناخت و بدانها معتقد بود و ایمان آورد، مانند مسأله توحید، صفات ذات باری تعالی، نبوت عامه و خاصه و برخی مسائل دیگر. و البته فرق اسلامی در اینکه چه چیزهایی از اصول دین است و لازم است به آنها ایمان و اعتقاد داشت تا حدودی اختلاف نظر دارند.
ب - بخش اخلاق، یعنی مسائل و دستورهایی که درباره چگونه بودن انسان از نظر صفات روحی و خصلتهای معنوی است. از قبیل: عدالت، تقوا، شجاعت، عفت، حکمت، استقامت، وفا، صداقت، امانت و غیره.
ج - بخش احکام، یعنی مسائل مربوط به کار و عمل که چه کارهایی و چگونه باید انجام شود، از قبیل نماز، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، بیع، اجاره، نکاح ، طلاق، تقسیم ارث و غیر.
علمی که متصدی بخش اول است علم کلام است، و علمی که عهده دار بخش دوم است علم اخلاق نامیده می شود ، و علمی که بخش سوم را بر ذمه دارد علم فقه نام گرفته است.
در این تقسیم آنچه مقسم واقع شده است تعلیمات اسلامی است یعنی چیزهایی که جزو متن اسلامی است، نه علوم اسلامی که اموری راهم که مقدمه ای است بر تحقیق درباره تعلیمات اسلامی شامل می گردد مانند ادبیات، منطق و احیاناً فلسفه.
ثانیاً در این تقسیم جهت ارتباط تعلیمات اسلامی با انسان مورد توجه قرار گرفته است، چیزهایی که مربوط است به عقل و اندیشه انسان عقاید خوانده شده است و چیزهایی که مربوط است به خلق و خوی انسان اخلاق خوانده شده است و چیزهایی که مربوط است به عمل و کار انسان فقه نام گرفته است.
همچنانکه در درسهای کلیات علم فقه خواهیم گفت، علم فقه هر چند از آن وجهه نظر که فقها بحث می کنند یک علم است، از وجهه دیگر مشتمل بر علوم متعدده است.
به هر حال علم کلام، علم عقائد اسلامی است. در گذشته به آن، علم اصول دین یا علم توحید و صفات هم می گفته اند.

آغاز علم کلام

درباره آغاز علم کلام و اینکه از چه وقت در میان مسلمین پدید آمد نمی توان دقیقاً اظهار نظر کرد. آنچه مسلم است این است که در نیمه دوم قرن اول هجری پاره ای از مسائل کلامی از قبیل بحث جبر و اختیار و بحث عدل در میان مسلمین مطرح بوده است و شاید نخستین حوزه رسمی این مباحث حوزه درس حسن بصری متوفا در 110 هجری است.
در میان مسلمین دو شخصیت از شخصیتهای نیمه دوم قرن اول نام برده می شود که سخت از اختیار و آزادی انسان دفاع می کرده اند: معبد جهنی و غیلان دمشقی. در مقابل، افرادی بوده اند که طرفدار عقیده جبر بوده اند. معتقدان به اختیار و آزادی به نام قدری و منکران آن به نام جبری معروف شدند.
تدریجاً موارد اختلاف این دو دسته به یک سلسله مسائل دیگر در الهیات، طبیعیات و اجتماعیات و برخی مسائل مربوط به انسان و معاد کشیده شد و مسأله جبر و اختیار یکی از مسائل مورد اختلاف بود. قدریون در این دوره ها به نام معتزله خوانده شدند و جبریون به نام اشاعره.
مستشرقین و اتباع آنها اصرار دارند که آغاز بحثهای استدلالی در جهان اسلام را از اینجا و یا امثال آن بدانند.
اما حقیقت این است که بحث استدلالی درباره اصول اسلامی از خود قرآن کریم آغاز شده است و در سخنان رسول اکرم(ص) و مخصوصاً در خطب امیرالمؤمنین علی(ع) تعقیب و تفسیر شده است، گو اینکه سبک و اسلوب این مباحث با سبک و اسلوبی که متکلمین اسلامی داشتند متفاوت است.