فهرست کتاب


حوادث الایام

سید مهدی مرعشی نجفی‏

شفاء در تربت:

کامل الزیارة ص 275،
امام صادق (علیه السلام) فرمود: فی طین قبر الحسین (علیه السلام) الشفاء من کل داء و هوالد و اءالاکبر.
کامل ص 278.
امام صادق (علیه السلام) فرمود ان فی طین الحایر الذی فیه الحسین شفاء من کل داء و اماناً من کل خوف.
کامل ص 286.
امام صادق (علیه السلام) فرمود کل طین حرام علی بن آدم ما خلاطین قبر الحسین (علیه السلام) من اکله من وجع شفاه الله تعالی.
کامل ص 286.
امام صادق (علیه السلام) فرمود من باع طین قبر الحسین (علیه السلام) فانّه یبیع لحم الحسین (علیه السلام) و یشتریه.
شرح الزّیارة لا بی المعالی ص 1 ج 2.
امام موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود: از خاک من اخذ نکنید برای تبرّک زیرا هر خاک برای ما حرام است مگر تربت جدم حسین زیرا خداوند آنرا شفای شیعیان و دوستان ما قرار داده.
از عمر حساب نمی شود:
کامل ص 136، امام صادق (علیه السلام) فرمود انّ ایام زائری الحسین (علیه السلام) لا تحسب من اعمارهم و لا تعدّ من آجالهم.
اَنَا قتیل العبره.
امالی صدوق ص 83 عن ابی بصیر عن الصادق (علیه السلام) عن آبائه علیهم السّلام قال قال ابو عبدالله الحسین بن علی (علیه السلام) انا قتیل العبرة لا یذکرنی مؤمن الّا استعبر یعنی شهادت من سبب اشک ریختن است مؤمنی مرا یاد نمی کند مگر اشک آن جاری می شود و این روایت را ابن قولویه در کامل ص 108 آورده و در بعضی روایت فقط انا قتیل العبرة آمده.
سجده بر تربت امام حسین (علیه السلام)
در تظلم الزهراء ص 224 نقل از مصباح، معاویة بن عمار روایت می کند امام صادق (علیه السلام) کیسه ابریشمی زردی داشت که در آن تربت امام حسین (علیه السلام) بود وقت نماز آنرا به سجاده اش ریخت و سجده کرد سپس فرمود السجود علی تربة الحسین (علیه السلام) یخرق الحُجب السّبع سجده به تربت امام حسین (علیه السلام) مورد قبول واقع می شود.
لؤلو و مرجان ص 17 پیامبر اسلام فرمود: انّ لقتل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابداً، البته بجهت شهادت حسین (علیه السلام) در قلبها حرارتی ایجاد شده که هیچوقت سرد نمی شود.
زیارت امام حسین (علیه السلام)
امالی صدوق ص 87: عن ابی الحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) قال من زار قبر الحسین عارفاً بحقه غفر الله له ما تقدّم من ذنبه و ما تأخّر هر کس امام حسین را عارفاً بحقه زیارت کند تمام گناهان او آمرزیده شود شبهای پیشاور ص 532 در اخبار معتبره فریقین از عایشه و جابر و انس و دیگران رسیده که پیامبر فرموده من زارالحسین بکربلا عارفا بحقّه وجبت له الجنّة هر کس امام حسین (علیه السلام) را عارفاً بحقه در کربلا زیارت کند بهشت بر او واجب است.
تذکر: در ثواب الاعمال صدوق صفحه 221 آمده:
محمد بن یحیی العطّار عمّن دخل علی ابی الحسن علی بن محمد الهادی (علیه السلام) من اهل الرّی قال دخلت علی ابی الحسن العسکری (علیه السلام) فقال این کنت؟ فقلت: زرتُ الحسین (علیه السلام) قال اما انّک لوزرت قبر عبدالعظیم عندکم لکنت کمن زارالحسین بن علی (علیه السلام) یعنی محمد بن یحیی از کسیکه به حضور امام هادی مشرف شده و خودش از اهل ری بود نقل می کند که آن شخص می گوید به حضور امام هادی رسیدم فرمود کجا بودی عرض کردم به زیارت امام حسین (علیه السلام) رفته بودم حضرت فرمود آگاه باش اگر تو قبر عبدالعظیم را زیارت می کردی مثل اینکه امام حسین را زیارت می کردی.
درباره این حدیث باید گفت اولاً یا این حکم مخصوص همین مرد بود شاید اعتقادی به مقام شامخ حضرت عبد العظیم نداشته این در صورتی است که حدیث را واقعاً از امام بدانیم والّا این مرد راوی خود مجهول الحال برای ماست و نمی دانیم کیست و براستی امام چنین فرموده یا نه و ثواب زیارت عبدالعظیم برابر ثواب زیارت مرقد سالار شهیدان حسین بن علی (علیه السلام) باشد خیلی بعید است و این خبر ضعیف می باشد.
تذکر: عارفاً بحقه یعنی کسی که معرفت داشته باشد که آن حضرت امام است و عمل به فرمایشات آن واجب است.

3- کشته شدن عبیدالله بن زیاد 67 هجری درکنار نهر خازر نزدیک موصل.

چون مختار از سرکوبی مخالفان در کوفه فراغت یافت ابراهیم بن اشتر را 8 روز از ذیحجّه سال 66 مانده از کوفه به جنگ عبیدالله به زیاد فرستاد اقل لشکری که نوشته اند 9 هزار نفر همراه ابراهیم نمود و ابن زیاد با لشکر شام به نقل ابن جوزی با سی هزار نفر و به نقل ابن نما هشتاد هزار نفر به جنگ ابراهیم آمدند جنگ شروع شد ابراهیم گفت به سواد اعظم (قلب سیاه شام که ابن زیاد در آن بود) حمله برید همگی حمله بردند تا اصحاب ابن زیاد پا به فرار نهادند ابراهیم که زیاد را نمی شناخت حمله کرده و شمشیری زد و دو نیمه نمود که پاهایش به طرف مشرق و سر و دست به طرف مغرب افتاد یاران ابن زیاد هر چه بود فرار نمودند.
چون جنگ خاتمه یافت ابراهیم گفت من در کنار نهر خازر مردی را کشتم که زیر یک پرچم بود او را تحقیق کنید که کیست بعد از جستجو دیدند ابن زیاد لعین است که با ضربت ابراهیم دو نیم شده و سرش را بریدند و جسدش را سوختند یا بدار زدند و آن ملعون 39 سال داشت.
این جنگ در روز عاشورا سال 67 هجری اتفاق افتاد که پس از جنگ صفین اهل شام در هیچ جنگی این قدر کشته نداده بودند بعد از شمارش هفتاد هزار نفر بودند سر ابن زیاد را به پیش مختار آوردند و مختار نیز به محمد بن حنفیّه فرستاد محمد به سجده افتاد و مختار را دعا نمود و او هم پیش امام سجاد فرستاد که امام غذا میل می فرمود سجده شکر بجا آورد و حمد نمود که خداوند انتقام مرا از دشمنم گرفت، حضرت فرمود مرا نزد عبیدالله بردند که غذا می خورد و سر مطهر پدرم را پیش روی خود نهاده بود آن موقع گفتم خدایا مرا از دنیا مبر تا سر ابن زیاد را ببینم (منتخب التواریخ ص 372 و اعیان الشیعه ج 4 سید محسن امین).
ناگفته نماند که مادر عبیدالله بن زیاد مرجانه نام داشت که از زنان مشهوره بزنا بود و ابن زیاد از یزید و ابن سعد اخبث و ارذل و بسیار قسیّ بود.
از امام صادق علیه السّلام منقول است که پس از حادثه عاشورا هیچ بانوئی از بانوان بنی هاشم سرمه نکشید و خصاب ننمود و از خانه هیچیک دودی که چنانچه پختن غذا باشد بلند نشد تا آنکه ابن زیاد به هلاکت رسید و سر او را به ما فرستادند. امام رضا علیه السّلام می فرماید: وقتی ماه محرم فرا می رسید دیگر پدرم را خندان نمی دیدم و هر چه زمان می گذشت بر اندوه و ماتمش افزوده می شد تا روز عاشورا که روز مصیبت و حزن ایشان بود.
ابن قولویه در کامل الزیارة با سند معتبر از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود هیچ زنی در خانواده ما خضاب نکرد و به موی خود روغن نمالید سرمه به چشم نکشید و موی خود را نیاراست تا آنکه سر نحس عبیدالله را به مدینه فرستادند ما پس از فاجعه خونین عاشورا پیوسته اشک بر چشم داشته ایم و جدّ من امام زین العابدین هر گاه بر یاد پدر خویش می افتاد چندان می گریست که موی ریشش از اثر اشک مرطوب می شد و تمام اطرافیان به گریه می افتادند.

4- تولد حضرت ابراهیم دومین پیغمبر اولوالعزم

حضرت ابراهیم خلیل الرحمن (علیه السلام) در دهم محرم در بابل عراق در ناحیه کوثی بدنیا آمد مادرش نونا و پدرش تارخ بن ناحور بود.
چنانکه قبلاً متذکر شدیم نمرود بچه هائیکه بدنیا می آمد به قتل می رسانید لذا مادر ابراهیم بعد از زائیدن مخفیانه در غار بیرون شهر پنهان کرد و گاهاً می رفت شیر می داد و می بوسید و می بوئید و بغل می گرفت باز به منزل برمی گشت روزی ابراهیم از مادر خواست او را به منزل ببرد مادر بعد از اجازه از همسرش او را به منزل برد بدین ترتیب ابراهیم به خانه برگشت.
ناگفته نماند که بعضی مورخین در اول ذیحجه نوشته اند چنانکه شهید در لمعه نوشته، و در تاریخ آمده که ختنه را حضرت ابراهیم معمول داشت و بعد از آن مطابق آنچه در تورات می باشد حضرت رسم ملت خود قرار داد و حضرت مسیح نیز ختنه کرد و باز آمده اولین کسی که اخراج خمس کرد و شاربش را گرفت و نعلین بپا کرد حضرت ابراهیم بود.