چهره های درخشان سامرّاء حضرت امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام

نویسنده : حاج شیخ علی ربانی خلخالی

نماز امام حسن عسکری علیه السلام

نماز امام حسن عسکری علیه السلام چهار رکعت است: در دو رکعت اول بعد از حمد پانزده مرتبه سوره اذا زلزلت در دو رکعت دوم بعد از حمد پانزده مرتبه سوره توحید خوانده شود و دعای آن حضرت این گونه است:
اللهم انّی أسألک بأنّ لک الحمد لا اله الا انت البدی ء قبل کلّ شی ء و أنت الحی القیوم و لا اله الّا أنت الّذی لا یذلّک شی ء و أنت کلّ یوم فی شأن لا اله الا أنت خالق ما یری و ما لا یری العالم بکلّ شی ء بغیر تعلیم أسألک بآلائک و نعمائک بأنّک الله الرّبّ الواحد لا اله الا أنت الرحمن الرّحیم و أسألک بأنّک الله لا اله الا انت الوتر الفرد الاحد الصّمد الّذی لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً أحد و أسألک بأنّک الله لا اله الا انت اللّطیف الخبیر القائم علی کلّ نفس بما کسبت الرّقیب الحفیظ و أسألک بأنّک الله الأوّل قبل کلّ شی ء و الآخر بعد کلّ شی ء و الباطن دون کلّ شی ء الضّارّ النّافع الحکیم العلیم.
و أسألک بأنّک الله لا اله الا انت الحی القیوم الباعث الوارث الحنّان المنّان بدیع السماوات و الأرض ذوالجلال و الاکرام و ذوالطّول و ذوالعزّة و ذوالسّلطان لا اله الا أنت أحطت بکلّ شی ء علماً و أحصیت کلّ شی ء عدداً صلّ علی محمد و آل محمد.
اللهم صل و سلم و زد و بارک علی الامامین الهمامین، السّیّدین السّندین، الفاضلین الکاملین، الباذلین العادلین العاملین، الأورعین الأطهرین، النّورین النّیّرین، و الشّمسین القمرین، الکوکبین الأسعدین، وارثی المشعرین، و أهلی الحرمین، کهفی التّقی، غوثی الوری، بدری الدجی، طؤدی النّهی، علمی الهدی، المدفونین بسرّ مَن رَأی، کاشفی البلوی و المحن، صاحبی الجود و المنن، الامامین بالحقّ أبی الحسن علیّ بن محمّد النّقیّ و أبی محمد الحسن (صلوات الله و سلامه علیهما).
الصلاة و السلام علیکما یا أبالحسن و یا أبامحمد، و یا علیّ بن محمد و یا حسن بن علیّ، أیّها النّقیّ الهادی و أیّها الزّکیّ العسکریّ، یابنی رسول الله، یابنی أمیرالمؤمنین، یا حجّتی الله علی الخلق أجمعین، یا سیدینا و مولَیَینا انّا توجّهنا و استشفعنا و توسّلنا بکما الی الله، و قدّمنا کما بین یدی حاجاتنا فی الدّنیا و الآخرة، یا وجیهین عندالله، اشفعا لنا عندالله بحقّکما و بحقّ جدّکما و بحقّ آبائکما الطّاهرین.(264)

دعای قنوت امام عسکری علیه السلام

امام حسن عسکری علیه السلام در قنوت خود این دعا را می خواندند؛ هنگامی که مردم قم از موسی بن بغا به آن حضرت شکایت کردند، حضرتش دستور فرمود که این دعا را در قنوت بخوانند:(265)

سپاس و ستایش سزاوار خداوند است، از جهت شکرگزاری نعمت هایش، و درخواست فزون آن، و طلب رهایی به سبب آن نه غیر آن، و پناه بردن به سبب آن از ناسپاسی او و انکار عظمت و کبریایی اش. ستایش کسی که می داند هر نعمتی دارد از پروردگارش است، و هر بدبختی و مجازاتی که به او رسیده است از جنایت و بدکاری های خودش است.
خدا، بر محمد که بنده و فرستاده اوست، و برگزیده الهی از بین مخلوقات می باشد، و وسیله مومنان برای رسیدن به رحمت خداوند می باشد - و نیز بر آل آن حضرت، درود پیوسته فرستد؛ خاندان پاکی که امر و فرمان الهی را عهده دارند.
بار الها! به راستی که تو، تشویق به فضل و احسانت کردی، و دستور دادی تو را بخوانند، و پاسخ مثبت خود را برای بندگانی که دعا کنند تضمین نمودی؛ اگر کسی با اشتیاق خود به تو پناه آورد و برای برآورده شدن حاجت خویش به درگاه تو روی آورد او را ناامید نمی کنی؛ دستی را که به درخواست به سویت آمده است، خالی از بخشش و عطای خود برنمی گردانی، و از هدیه های خوبت محروم نمی گردانی، تا به حال، کدام کوچ کننده ای به سوی تو آمده است، و تو را نزدیک نیافته است؟ یا کدام میهمانی نزدت آمده که او را رد کرده و پذیرایی ننموده ای؟ بلکه کدام کسی است که فضل تو را کاوش کند و از سرچشمه جود و بخشش تو سیراب نگردد؟ و کدام کسی است که در جستجوی فزونی از جانب تو باشد، دست خالی از بهره های تو برگردد؟
بار الها! و من با شوق و علاقه ای وصف ناپذیر، به قصد حضرت تو آمدم؛ و با دست خواهش خود، درگاه فضل و فزون بخش تو را کوبیدم؛ و قلبم در نهایت بیچارگی و خاشعانه به مناجات و رازگویی با تو پرداخته است؛ و تو را بهترین واسطه خود برای شفاعت به سوی تو یافتم؛ و به خوبی می دانم که خواسته های نو و تازه ام را، پیش از آن که از اندیشه من بگذرد، یا در روان من بیفتد؛ می دانستی. پس خداوندا دعایم را به اجابت برسان، و درخواستم را به دست یابی به خواهشم برآورده ساز.
بار الها! فتنه های گمراه کننده، ما را در بر گرفته است؛ و فرو رفتن در حیرت و سردرگمی بر ما چیره شده است؛ و خواری و کوچکی، ما را در هم کوبیده است؛ و کسانی که امین دین تو نیستند، حاکم بر ما شده اند؛ و امور ما به دست افرادی از معدن های ابنه افتاده از کسانی که تعطیل کننده دستورات تو، و تلاش گر در جهت تلف کردن و نفله کردن بندگان تو، و خراب کردن و به فساد کشیدن شهرهای تو هستند.
خدایا! پس از این که غنیمت ما را بعد از تقسیم میان خود مایه چیرگی و استیلای خویش قرار دادند؛ و پس از آن که ریاست حکومت را به ما دادی، آن را بر اساس مشورت خود به کسی دیگر دادند؛ و پس از آن که برگزیده الهی بودیم به عنوان ارث آنها شدیم.
بدین سان، وسایل لهو و لعب و خوشگذرانی با پول و نصیب یتیمان و بیوه زنان از بیت المال خریداری شد، و اهل ذمّه، حاکم و فرمانروای مومنان راستین شدند؛ و فاسقان هر قبیله ای، سرپرست امور آنها شدند، دیگر در این شرایط نه کسی بود تا ایشان را از نابود شدن و هلاکت نجات بخشد؛ و نه سرپرستی که مراعات شان کند و با دیده رحمت به سوی ایشان بنگرد؛ و نه کسی پیدا شد تا دلش بسوزد و جگر سوزان آنها را از گرسنگی نجات بخشد و سیر کند! بدین سان، آنان در سرایی تباه شده با خواری بسر می بردند؛ و اسیرانی بیچاره و جانشینانی غم و اندوه و خوارشده گشتند.
بار الها! در واقع، زمان برداشت کشتزار باطل و نادرستی فرارسید، و به نهایت رسید و پایه و ستونش محکم شد و رانده شدگانشان گردآوری شدند، و نسل شان زیاد شد، و شاخ و برگ دواندند، و پایه های حکومت شان استوار و مستقر گردیدند.
بار الها! دست توانایی از حق را برای برکندن ریشه و اساس باطل آماده ساز؛ تا بازارش را کساد، و بزرگانش را ریشه کن کن، و دماغ شان را به خاک بمالد؛ تا در نتیجه، باطل مجبور شود چهره زشتش را پنهان کند، و حق و حقیقت نیز چهره زیبا و نیکوی خود را آشکار گرداند.
خدایا! تمام ستون و پایه های باطل را در هم بشکن؛ تمام سپرهایش را دریده، و اجتماع کلمه و اتحادش را پراکنده، و لشکر سنگینش را بی ارزش (و خلع سلاح) فرما، تمام پایه های بلند و برتری اش را به زیر کشیده، و تمام علم ها و پرچم های برافراشته اش را سرنگون، و تمام سبزه زارهایش را خشک کن.
خدایا! خورشید باطل را تاریک و خاموش گردان، و روشنی اش را از بین ببر، و یادش را به فراموشی بسپار؛ به واسطه حق و حقیقت، سرش را بیفکن؛ و سپاهیانش را پراکنده ساز؛ و دل های باطل پرستان را پر از رعب و وحشت کن.
خدایا! هیچ باقی مانده ای از باطل وامگذار، و همه را نابود ساز؛ تمام ساختمان هایش را با خاک یکسان کن؛ تمام حلقه های محاصره آنها را بشکن؛ تمام سلاح های باطل را بی اثر کن؛ تمام تیزی های شان را کند کن؛ تمام چارپایان شان را نابود و بیچاره کن؛ و تمام پرچم دارانشان را بر زمین بزن.
خدایا! به ما بنمایان که یاران باطل، پس از آن که از یکدیگر جدا نمی شدند به بردگی رفته اند؛ و پس از آن که با یکدیگر هم سخن و هم پیمان شده بودند، پراکنده گشته اند؛ و بعد از غلبه و چیرگی بر امت، سرافکنده و خوار شده اند.
خدایا! روز عدل و دادگری را به ما آشکار کن، و آن را به ما بنمایان در حالی که پاینده است و هیچ تاریکی در آن نیست، و روشنیش را بدون هیچ شائبه ای به ما نشان بده. و از باران همیشگی آن بر ما نازل، و برکتش را به ما برسان، و هر کسی قصد بدی راجع به او دارد به او بشناسان، و بر تمام دشمنانش پیروز گردان.
بار الها! حق را آشکار کن، و صبح و پایان تاریکی ها و سرگردانی ها را برسان.
خدایا! به وسیله او قلب های مرده را زنده گردان، و گرایش های پراکنده را گرد هم آور، و نظرات متفاوت را یکی کن، و حدود تعطیل شده ات را برپا دار، و دستورات دینی واگذشته شده ات را دوباره به جریان بینداز، و گرسنگان را سیر گردان و بدن های رنجیده و سختی کشیده را به راحتی برسان همان گونه که زبان ما را به یاد او گویا کردی، و بر قلب ما گذراندی که تو را به خاطر او فرابخوانیم و دعایش کنیم، و موفق مان گرداندی تا مردم را به سوی او فرابخوانیم، و غافلان را از او دور کنیم؛ محبت و دوستی نسبت به او را در دل ما سکونت دادی، و اشتیاق فراوان به او را در قلب ما قرار دادی، و خوش گمانی به خودت نسبت به برپا شدن دولت او را در دل مان گذاشتی.
بار الها! بهترین یقین نسبت به او را به ما بده؛ ای تحقق بخش خوش گمانی ها! ای راست آورنده آرزوهای درونی!
بار الها! به وسیله او کسانی را که در مورد او علیه تو حکم می کنند، تکذیب کن؛ و به واسطه او گمان های کسانی را که از رحمت تو ناامید و از او مایوس اند، نادرست گردان.
خدایا! ما را یکی از سبب ها و یکی از علم ها و نشان های هدایتش، و یکی از پناهگاه هایش، قرار ده؛ و چهره های ما را به واسطه زینت بخشیدن او زیبا گردان؛ و ما را با یاریش مورد اکرام و احترام قرار بده و خیر و نیکی در ما قرار ده تا به وسیله آن ما را در نظر او قرار دهی؛ و ما را مورد شماتت و سرزنش کسانی که به نعمت های ما حسادت می ورزند، و در کمین پشیمان شدن و گرفتار شدن مان و نازل شدن عقوبت ها هستند قرار مده.
پروردگارا! تو به خوبی می بینی که دل ما پاک است، قلب مان از پنهان کردن کینه ای نسبت به افراد خالی است، و آرزوی گرفتاری و نابودی شان را نیز نداریم؛ و می بینی آنچه را که بر ایشان نازل می شود از حفظ شدن آنان به وسیله عاقبت؛ و در مقابل، آنان در کمین نشسته اند تا فرصتی علیه ما به دست آورند، و غافلگیرانه بر ما هجوم آورند.
بار الها! خودت را از راه خویشتن مان به ما شناساندی و عیب ها و زشتی هایی که ما داشتیم به ما نشان دادی به گونه ای که ترسیدیم نگذارند به پاسخ گویی آشکار تو دست یابیم. این در حالی است که تو به کسانی که استحقاق ندارند مهربانی و فضل و بخشش می کنی؛ و نسبت به کسانی که درخواست نیز نمی کنند، خودت شروع به احسانی و نیکی می کنی. بدین سان، کار ما را بر حسب کرامت و بزرگواری، سخاوت، فضل و منت نهادنت، درست کن. همانا، تو هر کاری بخواهی انجام می دهی؛ و به هر چه اراده کنی، حکم می کنی. ما به سوی تو اشتیاق داریم، و از تمام گناهان مان توبه می کنیم.
بار الها! همان کسی را که تنها به سوی تو فرامی خواند، و از بین بندگانت برای برقراری عدل و داد دست به قیام می زند، و خود را نیازمند رحمتت می داند، و احتیاج به کمک تو برای فرمان برداریت دارد؛ همان کسی که ابتداءا نعمتت را به او مرحمت کردی، و لباس های کرامت و بزرگواری خود را بر او پوشانیدی، و دوست داشتن فرمان برداریت را بر دلش افکندی، و از روی محبتت جایگاهش را در قلب ها محکم گردانیدی، و موفق کردی کارهایی را که مردم زمانه از انجامش خودداری کرده اند، انجام دهد؛ و او را گریزگاه و پناه گاهی برای بندگان ستمدیده ات، یاور کسانی که جز تو یاوری نیافته اند، تازه کننده احکام تعطیل شده و فراموش شده قرآنت، و محکم کننده و برپاکننده سنت ها و روش های کنارزده شده پیامبرت - که درود و سلام و رحمت و برکت های تو بر او و آل او باد - قرار دادی.
خدایا! بدین جهت ها، او را در پناه گاهی قرار ده تا از شر متجاوزان در امان باشد؛ و دل هایی را که از ستم ستمگران دچار اختلاف گشته به سبب او روشن گردان؛ و او را به برترین چیزهایی برسان که قیام کنندگان برای عدالت - در بین پیروان پیامبرانت - بدان ها دست یافته اند.
خدایا! کسانی که سهمی برای بازگشت به محبت خودت برای ایشان قرار نداده ای را به دست آن حضرت خوار و ذلیل گردان و نیز کسانی را که بنای دشمنی با او دارند خوار کن سنگ عذاب نابودکننده ات را به طرف تمام کسانی که قصد دارند با فساد کردن و تباهی دین او را به خواری و بیچارگی بکشانند و امورش را پراکنده کنند رها کن.
خدایا! غضب نما برای شخصی که طلب کننده خونی برای او نباشد و قوت توانگری برای او نباشد و دشمنی می کند با نزدیکان و دوران تو این کارها را به عنوان منتی از تو بر او می دانیم، نه این که او بر تو منتی داشته باشند.
بار الها! همان گونه که جان خویش را به خاطر تو در تیررس مخالفان قرار داد، و سعی نیکو نموده است به بذل خون خود از برای دفع نمودن از حریم مومنان؛ و در ردّ شرّ و بدی ستم کاران، بی دین شدگان و شک کنندگان؛ تا جایی که گناهانی که آشکار شده بود پنهان کرد و چیزهایی را آشکار کرد که دانشمندان دینی پیمان داده بودند آن چیزها را برای مردم تبیین و روشن کنند و کتمان نکنند؛ ولی آن امور را به فراموشی سپرده بودند! و مردم را تنها به فرمان برداری از تو فراخواند، و این که کسی از مخلوقات را برای تو شریک قرار ندهد و دستورش را برتر از دستور تو قرار ندهد.
افزون بر آن چه گفته شد، تلخی سختی ها و رنج های خشمی را که قلب را مجروح می کند، جرعه جرعه می نوشد؛ غم هایی را که پیوسته به او می رسد، تحمل می کند؛ امور دردناکی که تازه به او می رسد که هر لحظه تازه تر می شود؛ غصه هایی که در گلوی ماند و از حلقوم فرونمی رود، و پهلوی انسان توان تحملش را ندارد؛ تحمل می کند.این ها در هنگامی است که به دستوری از دستورات و کارهای تو می نگرد، ولی دستش کوتاه است و نمی تواند آن دستور دگرگون شده را تغییر دهد و آن گونه که تو دوست داری قرارش دهد.
خدایا! با یاریت پشتش را محکم گردان، و توانایی اش بده آنچه را نتوانسته انجام دهد از دور کردن خوشگذران ها در راه حمایت تو، و نیروی او را از جهت باز شدن دستش با تایید خودت افزایش بده، ما را از انس گرفتن با او مگریزان (به وحشت مینداز)، آرزویش را - که درستی و اصلاح فراگیر امور مردمش و عدالت آشکار در بین شان است - بر باد مده و ناامیدش مساز.
خدایا! هنگام حساب و کتاب بندگانت، جایگاه او را به خاطر برپایی حکومت راستینت، شرافت مند گردان؛ پیامبرت حضرت محمد را - که درود تو بر او و آل او باد - با دیدن آن بزرگوار و کسانی که فراخوانیش را پذیرفته و دنباله روش بوده اند؛ شادمان گردان و به خاطر این که به دستور تو قیام کرده و دستوراتت را اجرا می کنند، ثوابش را افزون و شایسته گردان؛ در زمان زندگانیش نیز او را نزدیک و نزدیک خود بگردان، و به بیچارگی و بدبختی ما پس از او رحم کن.
(خدایا!) به ما رحم کن آن گاه که پس از گم کردن روی مبارک او، مجبور به فروتنی در برابر کسانی شویم که با او نابودشان می کردیم؛ و کسانی که ما بر ایشان مسلط شده بودیم تا آنها را از نافرمانی آن حضرت بازداریم، بر ما پس از او مسلط شوند؛ رحم کن بر ما که پس از هماهنگی و دوستی و گرد آمدن در زیر سایه حمایت او، دوباره پراکنده شویم؛ بر ما رحم کن که هنگام از دست دادن، حسرت و تأسف بخوریم که نتوانستیم او را یاری کرده و در پی برپایی حق برآییم؛ بدان جهت که قادر به بازگرداندن او نیستیم.
خدایا! او را در امان از چیزهایی بدار که برایش می ترسیم؛ تیرهای نیرنگی را که کینه توزان و بدخواهانش به سوی او (و وزیران و کمک رسانان او در راه فرمان برداری از پروردگارش) پرتاب می کنند؛ همان مددکارانی که آنان را اسلحه، دژ، پناهگاه و مونس آن حضرت قرار داده ای؛ همان عزیزان و یاورانی که از خانواده و فرزندانشان دست کشیده، و وطن را ترک کردند، و از بستر و خواب آرام گذشتند، و تجارت ها و بازرگانی خود را رها کردند، و به کسب و کار خویش ضرر و زیان وارد کردند؛ و بدون پنهان شدن از شهرشان در مجالس و محافل عمومی و مهم شان پیدایشان نشد؛ و با افرادی که نسبتی نداشتند، به خاطر کمک و یاریشان در کارشان، رابطه دوستی برقرار کردند؛ و نزدیکانی را که سد راه شان می شدند، کنار گذاشتند؛ و پس از آن همه اختلاف و دشمنی و قطع رابطه در روزگارشان، گروهی تشکیل دادند؛ و همه وسیله هایی را که به خار و خاشاک زودگذر دنیا بسته شده بود از بیخ و بن برکندند.
بار الها! بدین ترتیب، ایشان را در امان نگهداریت، و سایه حمایت خودت قرار بده؛ و بدی و شر هر یک از از بندگانت را که قصد دشمنی با آنان را دارد، از ایشان برگردان؛ و به خاطر فراخوانیشان به سوی تو، سرپرستی خویش را برای آنها زیاد کن؛ و با توفیق و یاری و پیروزیت، حمایت شان کن؛ و به وسیله حقیقتی که دارند باطل را از کسانی که قصد خاموش کردن نور تو را دارند، نابود گردان.
بار الها! به وسیله ایشان، تمام افق های هستی، و تمام گوشه ها و اقطار جهان را، پر از داد و عدل و رحم و مهربانی و احسان خودت گردان، و بر حسب کرامت و سخاوت مندی و منت هایی که نسبت به بندگان عدالت مندت داری، به یاران آن حضرت نیز پاداش بده؛ و با ثواب هایی که برای شان ذخیره کرده ای، درجه ایشان را بالاتر ببر؛ به راستی که تو هر چه را بخواهی انجام می دهی، و آنچه را اراده کنی، حکم می فرمایی.(266)
در کتاب بلد الامین این عبارت نیز وجود دارد:

و خداوند، درود پیوسته اش را بر برگزیده مخلوقاتش یعنی حضرت محمد و خاندان پاکش نثار کند.
بار الها! اینگونه فکر می کنی که دلالت این ندبه و زاری محو شده، و نشانه های آشکارش کهنه شده، و تنها پاداش و قرائت کردن استدلال به آن مانده.
خدایا! من، بین خودم و تو، اشتباهاتی می بینم که مرا از تو جدا می سازند؛ و موانعی که مرا از اجابت تو باز می دارند،و به خوبی می دانم که بنده ات هستم، و نیز معلوم است که تنها با زاد و توشه می توان به سوی تو کوچ کرد؛ تو، از مخلوقاتت پنهان نیستی، و این کارهای بندگان است که ایشان را از تو محجوب و محروم می سازد.
خدایا! به خوبی می دانم که توشه کوچ کننده به سوی تو، همان اراده و تصمیم قطعی است که می گیری و تو را برمی گزیند - تا به سویت بیاید - و بدین وسیله برای رسیدن به تو حرکت می کند.
بار الها! قلب من، با تصمیم قطعی خود تو را ندا می دهد؛ پس، نعمتت را برایم به سبب فهمیدن حجت پایدار کن، و هر چه ممکن است با اراده خودت برایم فراهم کن.
بار الها! من تو را قصد کردم؛ پس، مرا از خود جدا مساز؛ و من در جستجوی تو هستم، پس مگذار از تو بریده شوم.
خدایا! به طوری ما را موفق گردان که فقر و نیاز دنیوی را از قلب مان بیرون کنیم؛ و ما را از محل های سقوط دنیایی در امان دار؛ و پایه های محکم علاقه به دنیا در درون ما ویران ساز؛ و به ما جامی از جدایی و رهایی از آن بنوشان تا برای بندگی ات ما را خالص گردانی. و میراث جاودانه دوستان خودت را نصیب ما کن، همان دوستانی که جایگاه هایی برای رسیدن به خودت برای شان درست کردی، و وحشت شان را تبدیل به انس و آرامش نمودی تا در نهایت به وصال تو رسیدند.
خدایا! اگر از خواهش ها یا فتنه ها و فریبندگی های دنیایی، باز هم چیزی به دل مان چسبیده بود تا ما را از تو جدا سازد یا از رضوان و خشنودی ات محروم سازد، و از دست یابی به پاسخ مثبت تو بازمان دارد.
خدایا! هر رشته علاقه دنیایی را که بخواهد ما را از فرمان برداری تو برگیرد و جذب دنیا کند، یا قلب های ما را از انجام واجبات تو باز داشته و روگردان کند؛ از بیخ و بن برکن. و از جامی به ما بنوشان که از دنیا رها شویم، و صبری به ما بده که ما را به عفو و بخشش تو برساند، و ما را وادارد تا به رضوان و خشنودیت دست یابیم؛ به راستی که اختیار این کارها در دست با کفایت توست.
بار الها! ما را چنان کن که خود را وادار به انجام دستورات و احکامت کنیم تا رنج و سنگینی گناهان را نیز از ما بیندازد؛ و هوس های مان را از این که همواره به ما حمله ور باشند، سرکوب کن؛ و پیمودن راه و روش حضرت محمد و آل او را - که درودت بر او و ایشان باد - بر ما ارزانی بدار، و بدین سان به ایشان برسیم؛ در نهایت، دین، پرچم هایش را برافرازد؛ به امید روزی که نزد تو باشد.
بار الها! این منت را بر ما بگذار که آثار و آنچه بجای مانده از گذشتگان (و پیشوایان)مان را بپیماییم؛ و ما را بهترین پیشگامان برای کسانی قرار ده که می خواهند دنباله رومان باشند. به راستی که تو هم توان این کار را داری، و هم انجام آن برایت آسان است؛ و تو، مهربان ترین مهربانان هستی؛ و خداوند، درود و سلام پیوسته اش را بر محمد - سرور ما - و خاندان نیک رفتارش، نثار کند.(267)

ستایش مولای مان امام زمان عجل الله تعالی فرجه از زیارت جامعه کبیره

مجلسی اول قدس سرّه، در مورد زیارت جامعه کبیره می گوید: این زیارت، زیارتی کامل برای تمام امامان در حرم هر یک از ایشان است؛ هرگاه قصد زیارت داشته باشی، به نیت امامی که به زیارتش رفتی و نیز امامان دیگری که در دور و نزدیک هستند، می توانی همگی را زیارت کنی. و اگر در هر زیارت، یکی از امامان علیهم السلام را قصد کنی و بقیه را بالتبع قرار دهی بهتر است؛ همان طور که من نیز این گونه نیت می کنم.
در رؤیایی صادقه، امام رضا علیه السلام را زیارت کردم که این کار را تایید و آن را نیکو شمرد. زمانی که به زیارت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام مشرف شدم و در اطراف آن روضه مقدسه شروع به مبارزه با نفس کردم، و به برکت آن امام عزیز، خداوند باب مکاشفه را بر من گشود؛ مکاشفاتی که عقل های ضعیف، تحمل شنیدنش را ندارند.
در آن عالم مکاشفه - و اگر می خواهی بین خواب و بیداری - در حالیکه در رواق عمران نشسته بودم دیدم که در سامرّاء هستم، زیارتگاه آن دو امام علیهماالسلام را دیدم که در نهایت ارتفاع و آراستگی است و بر مرقد پاک آن دو بزرگوار پوشش سبزرنگی دیدم که از لباس های بهشتیان بود و در دنیا نظیر آن را ندیده بودم.
در این حال، مولای مان و مولای همه مردمان امام زمان صلوات الله علیه را دیدم که پشت به ضریح و رو به درب حرم نشسته است. با دیدن آن حضرت، شروع به خواندن زیارت جامعه با صدای بلند مثل مداحان نمودم؛ پس از پایان زیارت، آن حضرت فرمودند: زیارت خوبی است.
عرض کردم: مولای من؛ جانم به قربانت؛ زیارت جد بزرگوارتان است، یعنی زیارتی است که از ناحیه جد بزرگوارتان امام هادی علیه السلام به ما رسیده است، و به قبر آن حضرت اشاره کردم.
فرمود: آری؛ وارد شو، پس از ورود، نزدیک درب ایستادم؛ فرمود: پیش بیا.
عرض کردم: مولای من؛ می ترسم بی ادبی شود، و کفر ورزیده باشم.
فرمود: اگر این کار با اجازه ما باشد، اشکالی ندارد.
کمی پیش رفتم، و ترسان و لرزان بودم. فرمود: بیا جلو؛ بیا جلو.
و آن قدر پیش رفتم که نزدیک حضرتش قرار گرفتم.
فرمود: بنشین.
عرض کردم: مولای من؛ می ترسم.
فرمود: نترس. همانند غلام و نوکری که در پیشگاه مولای بزرگواری می نشیند، نشستم.
فرمود: راحت باش، و چهارزانو بنشین؛ تو خسته هستی؛ پیاده و پابرهنه آمده ای.
خلاصه آن بزرگوار نسبت به غلام شان الطاف بزرگ نمودند، و گفتگوهای ارزشمندی کردند که توصیف آن و بازگو کردنش ممکن نیست؛ و بیشترش را نیز از یاد برده ام. سپس از خواب بیدار شدم و در آن روز شریف، اسباب زیارت فراهم شد، با آن که مدت طولانی بود که راه بسته بود، و موانع بزرگی در این راه ایجاد شده بود؛ به لطف خداوند راه باز شد و آن موانع برطرف گردید، و من توانستم - همان گونه که حضرت فرموده بودند - با پای پیاده و برهنه، به زیارت مشرف شوم.
شبی در حرم شریف ماندم، و بارها این زیارت را خواندم. در آن شب در بین راه نیز در حرم مطهر، کرامت هایی عجیب؛ بلکه - بهتر بگویم - معجزه هایی شگفت انگیز برایم آشکار شد که بیانش طول می کشد.
خلاصه شک ندارم که این زیارت، از امام هادی علیه السلام رسیده و امام زمان ارواحنا فداه نیز آن را تایید فرموده اند و بهترین و کامل ترین زیارت هاست، و پس از خوابی که دیدم، بیشتر اوقات، امامان علیهم السلام را با این زیارت یعنی زیارت جامعه زیارت می کنم. و در عتبات عالیات، آن بزرگواران را زیارت نکردم مگر با این زیارت و به همین جهت شرح و توضیح اکثر زیارت ها را به تاخیر انداختم تا به شرح این زیارت شریف بپردازم.(268)