چهره های درخشان سامرّاء حضرت امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام

نویسنده : حاج شیخ علی ربانی خلخالی

از بقیع تا سامرّا

آیا می دانید در طی چند سال حرم بقیع را دوبار تخریب کردند؟ پس از تخریب مرتبه اول همه اماکن تخریب شده بازسازی شد. اما پس از چندسال بار دیگر دشمنان اسلام و وهابیون تسلط یافتند و اقدام به تخریب حرم نمودند.
اکنون بیش از هشتاد سال از آن روزها می گذرد و سیل حجاجی که وارد مدینه می شوند و زیارت آن مراقد متبرکه را ترک نمی کنند و معتقد که:
مِن تمام الحج زیارة الامام
کامل شدن حج با زیارت امام است.
مبارزه با حقیقت فقط به تخریب حرم اختصاص ندارد، بلکه اطراف بقیع را حصار می کشند و از اطراف آن هم مردم را دور می کنند. اما نور همچنان می تابد و چشم ها را خیره می کند.
شیعیان با چشمانی اشکبار از هتل ها و ساختمان های بلند نگاه حسرت آمیزی به مراقد مطهر می کنند و از همان جا با سیل اشک دلها را به زیارت می فرستند و با تجمع در نزدیکترین محل ممکن به بقیع، شروع به عزاداری، زیارت و اظهار ارادت می کنند.
به این نتیجه می رسند که باید درهای بقیع را باز کرد و بیش از این به جنگ حقیقت نرفت.
درها که باز می شود و هزاران زائر مشتاق با پای برهنه روی خاک های بقیع قدم می گذارند و تا کنار حرم مطهر می روند و زیر نگاه های غضب آلود نگاهبانان با رساترین صدا به امامان خود عرض ادب می کنند.
آنان عملاً نشان می دهند سلامت و تخریب آن حرم های پاک هیچ گاه در ارتباط آنان با ائمه معصومین علیهم السلام تأثیری نداشته و رابطه دل ها با ایشان برقرار است.
امروز هم سامرّا چنین است. چه در گذشته که آن گنبد نورانی خار چشم دشمنان بوده و چه امروز که ظاهر آن تخریب شده اما عظمت آن در همه دل ها بیش از پیش جا دارد.
از راه های دور و نزدیک بر این جسارت اشک ها ریخته شد. ابراز تنفّر و انزجار و لعن و تبری از مسببین چنین حادثه ای اعلام شد و ادیان و ملل مختلف آن را محکوم کردند.
آری، بارگاه آن دو امام همام را ویران کردند، ولی در قلوب شیعیان و موالیان اهل بیت علیهم السلام و آزادی طلبان جهان هزار مزار و بارگاه ساخته شد.

بقیع چرا؟ سامرّا چرا؟

یک سؤال دیگر! چرا در بین حرم های مطهر ائمه علیهم السلام بقیع و حرم عسکریین علیهماالسلام مورد حمله قرار گرفته و تخریب شده است؟
پاسخ آن روشن است.
چرا که بقیع به دست دشمنان افتاد و شیعیان نتوانستند از آن بارگاه مطهر دفاع کنند و چه بسیار شیعیان دلسوخته ای که در راه آن به شهادت رسیدند.
سامرّا نیز همین گونه شد. حرمی که در محدوده دشمنان واقع است و شیعیان قدرتی برای حفاظت آن ندارند. از این رو دشمنان به راحتی توانسته اند وارد حرم شوند و آن گونه که خواسته اند، اقدام به تخریب آن کنند، آیا دشمن این را هنر خود می داند؟
در زمانی که شیعیان حتی برای زیارت نمی توانستند به شهر سامرّا سفر کنند و در بین راه و خود شهر امنیت نداشتند، چگونه می توانستند از حرم امامانشان دفاع کنند؟
چه سزاوار است که با سکونت و مهاجرت بیشتر شیعیان به شهر سامرّا و با برنامه ریزی دقیق شیعیان جلوی چنین فجایع بزرگی را گرفت.
اینجا کجاست؟
شیعه، حرم عسکریین علیهماالسلام را به خوبی می شناسد که برایش اشک می ریزد. این جا نه فقط مرقد مطهر دو امام معصوم علیهماالسلام حضرت امام ابوالحسن علی بن محمد الهادی النقی علیه السلام و حضرت امام ابومحمد الحسن بن علی الزکی العسکری علیه السلام است، بلکه چند نقطه درخشان از تاریخ شیعه نیز در همین جا می درخشد.
یکی قبر مطهر حضرت حکیمه خاتون خواهر مکرمه امام عسکری و عمه امام علیهم السلام.
و دیگری حضرت نرگس خاتون مادر امام زمان علیهماالسلام که در کنار مزار دو امام قرار دارد.
سوم این که صحن و سرای حرم عسکریین علیهماالسلام در حقیقت، خانه شخصی آن دو امام بزرگوار بوده است و ما وقتی وارد آن صحن وسیع می شویم و در واقع قدم در خانه امامان می گذاریم که اکنون متعلق به امام زمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - است.
و چه زیباست که وقتی وارد آن حرم شریف می شویم در واقع به خانه شخصی حضرت بقیة الله الاعظم علیه السلام وارد می شویم که پس از هزار و دویست سال همچنان در ملک حضرت است.
چهارم سرداب مطهر غیبت که یادگار هزار و دویست سال از خانه قدیمی حضرت است و آخرین باری که دشمنان پس از شهادت امام عسکری علیه السلام در جست و جوی امام زمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - بوده اند، آن حضرت را در آن جا زیارت کرده اند.

سرداب غیبت

شیعه می گوید:
این خانه را ارج می نهم چون آخرین باری که مردم امام زمانم را دیده اند این جا بوده است. بدین مکان مهر می ورزم، چون حضرت بقیة الله الاعظم - عجل الله تعالی فرجه الشریف - تا سن پنج سالگی در این خانه زندگی کرده اند و پس از آن از دیده ها پنهان شده اند.
روزی که بدن مقدس امام عسکری علیه السلام را برای نماز آوردند، امام زمان علیه السلام جلو آمدند و بدون آن که مردم و مأموران بتوانند عکس العملی نشان دهند بر بدن مبارک پدر نماز خواندند و به سرداب خانه رفتند.
دشمنان که به شدت در جست و جوی آخرین یادگار امامت و عصمت بودند، یقین کردند امام عسکری علیه السلام فرزندی دارد که در همین خانه است، اما به او دسترسی نداشتند.
خانه را جست و جو کردند، ولی آن حضرت را نیافتند و خدا آن بزرگوار را از چشم دشمنان پنهان داشت.
جاسوسان خبر از شنیدن صدای نماز وی از زیرزمین خانه دادند. دو نفر از مقامات عالی رتبه مخصوصاً مأموریت خاصی یافتند که برای یافتن حضرت شخصاً به آن جا بروند. وقتی وارد سرداب شدند کودکی پنج ساله را در حال نماز دیدند، ولی هر چه سعی کردند قدرت نزدیک شدن به آن حضرت را نداشتند. در واقع خدای متعال می خواست هم وجود حجت خود را نشان دهد تا شکی در دل ها نماند و هم او را از شر دشمنان حفظ کند.
آخرین تصمیم دشمنان بر آن شد که عده ای سرباز را با فرماندهی به خانه حضرت بفرستند و ضمن تفتیش کامل، آن حضرت را دستگیر کرده بیاورند.
این بار هم معجزه الهی به وقوع پیوست. در حالی که در صحن خانه سربازان در برابر فرمانده خود به صف ایستاده بودند و او دستور آماده باش به آنان صادر کرده و در برابرشان ایستاده بود، همه سربازان شاهد بودند که کودکی پنج ساله از سرداب خانه بیرون آمد و پیش چشم همه به طرف درب خانه به راه افتاد و از بین سربازان و فرمانده آنان عبور کرد و بیرون رفت.
لحظاتی بعد یکی از سربازان به خود جرئت داد و از فرمانده پرسید: کدام کودک؟
همه سربازان به فرمانده اظهار کردند کودکی را دیده اند که از سرداب بیرون آمده و از جلوی صفوف سربازان و پیش چشم فرمانده عبور کرده و از خانه خارج شده است.
فرمانده با تعجب اظهار داشت: هرگز آن حضرت را ندیده و متوجه او نشده است؟!
و آخرین باری که مردم امام زمان علیه السلام را دیدند هنگام خروج از سرداب غیبت بود و از روزی که از در آن خانه خارج شد دیگر کسی به طور علنی آن حضرت را ندید و غیبت صغری آغاز شد و تا هفتاد سال بعد از آن ادامه یافت که در این مدت نواب اربعه بین مردم و آن حضرت واسطه بودند، و بعد از آن غیبت کبری آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است.
ای عزیز زهرا! جای جای این سرداب را به یاد آخرین روزهایت که در این خانه زندگی کرده اید می بوسم، و در آن جا با شما نجوا می کنم و عطر شما را از آن جا استشمام می نمایم و چشمهایم به دنبال قدم هایتان از سرداب بیرون می آید و از در خانه یتان عبور می کند و تا دشت ها و کوه ها پر می کشد و شما را جست و جو می کند.
و آنگاه که شما را نمی یابد تا دوردست های ظهورتان چشم می دوزد و حسرت مندانه با ندای یا أباصالح صدایتان می زند و با ذکر یا داعی الله سلامتان می کند و با کلمه یا ولی الله درودتان می فرستد و با گل واژه العجل، العجل انتظارتان را می کشد و با فریاد أدرکنی، أدرکنی از شما مدد می طلبد و با التماس یا مهدی از شما جوابی می خواهد و با ندای یا منتقم آرزوی دیدارتان را دارد.