چهره های درخشان سامرّاء حضرت امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام

حاج شیخ علی ربانی خلخالی

فصل چهارم : آستانه سامرّا در عصر حاضر

پیشتر یادآور شدیم که شهر سامرّا در یکصد و بیست کیلومتری شمال بغداد و در شرق نهر دجله واقع است و اساس آن را خلیفه عباسی، المعتصم بالله در سال 221 ق نهاد.
در قلب این شهر آستانه عظیم عسکریین علیهماالسلام واقع است. این آستانه یکی از مهم ترین زیارت گاه های شیعیان اثنی عشریه جهان محسوب می گردد.
حرم آستانه سامرّا که در وسط صحن شریف در قرون گذشته تغییراتی یافته که در آن از آثار صفویه و قاجاریه تا دوران معاصر به هم آمیخته گشته است.
قبر مقدس در وسط حرم آستانه واقع است. بر روی مزار مطهر صندوق نفیس خاتم کاری نصب شده که ساخته دست هنرمندان ایرانی است.
ضریح نقره ای و طلایی صندوق را در بر دارد که در سال 1380 هجری قمری به دست هنرمندان اصفهانی در اصفهان ساخته شده است.
حرم مطهر دارای گنبد طلائی عظیمی است که از بزرگترین گنبدهای جهان محسوب می گردد، هم چنین دارای رواق های متقارن و متحدالشکلی است و تمامی سقف و دیوارهای حرم و رواق ها در ربع قرن اخیر به دست هنرمندان ایرانی و با هزینه حاج علی نقی کاشانی آیینه کاری شده است.
در مقابل در جنوبی حرم مطهر ایوان مستطیل شکل سرتاسری واقع است که دیوارهای آن کاشی کاری شده و دو طرف شرق و غرب ایوان کفش کن، جهت ورود به ایوان و بعد به حرم مطهر قرار دارد.
هم چنین در منتهی الیه غرب و شرق ایوان دو گلدسته بنا شده که در سال 1387 هجری قمری توسط حاج علی اصفهانی کهربائی طلاپوشی شده است.
در ضلع شمال غربی صحن شریف سرداب غیبت واقع است که دارای گنبد کاشی کاری می باشد.
آستانه غیبت - یا سرداب غیبت - تا سال 1202ه.ق داخل خانه ای قدیمی بود و درب آن از پشت آستانه عسکریین علیهماالسلام باز می شد. سپس احمدخان برمکی آل دنبلی درب آن را تغییر داد و از طرف شمال غربی صحن مطهر باز کرد و درب اول را بست و گنبدی برای سرداب بنا کرد و آن را کاشی کاری نمود.
در عصر حاضر پس از ورود به حرم به یک درب قدیمی برخورد می کنیم که از آثار ناصرالدین خلیفه عباسی است که در سال 606 هجری قمری ساخته شده و این تاریخ بر روی آن با نقش های زیبا ذکر گردیده است. سپس از پلکان به سرداب غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می رویم که تمامی سقف و دیوارهای آن آیینه کاری و کاشی کاری است.(252)

آستانه سامرّا در سال 1427 هجری قمری

به راستی این همه شکوه و عظمت در آغاز سال 1427 هجری قمری در محرم الحرام یکباره به دست دشمنان اهل بیت علیهم السلام در برابر دیدگان اشک آلود صاحب عصر و زمان حضرت مهدی علیه السلام و شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام هتک حرمت شد.
آیا عجیب نیست؟
آیا عجیب نیست که در میان همه مقام ها و بارگاه هایی که اهل ملل مختلف در سراسر دنیا دارند، فقط بارگاه امامان شیعه در طول تاریخ مورد حملات وحشیانه نظیر آتش زدن و خراب کردن و آب بستن و با خاک یکسان کردن قرار می گیرد؟
روزگاری حرم امام حسین علیه السلام و زمانی مزار ائمه بقیع علیهم السلام و روز دیگری امام هفتم علیه السلام، و روزی مشهدالرضا علیه السلام تا امروز که نوبت به سامرّا رسید.
آیا عجیب نیست که به یک حرم چنین حمله کنند، حمله ای که به مقامات زنده دنیا نمی کنند؟
آیا عجیب نیست که دشمنان هیچ دین و ملتی برای نشان دادن قدرت خود به بارگاه حمله نمی کنند، و این فقط دشمنان شیعه هستند که هر از چندگاه افکار خود را جمع می کنند و آخرین هدف خود را تخریب حرمها قرار می دهند؟
آیا عجیب نیست در جهانی که حمله به مقدسات اقوام و ملل محکوم و نشانه هتّاکی و بی آبرویی است، باز هم دشمنان شیعه دست از اقدامات خود برنمی دارند؟
آیا عجیب نیست که دشمنان مسیحیت، یهودیت و حتی فرقه های مختلف اسلام دست به تخریب مقدسات آنان نزده اند، و این فقط دشمنان شیعه اند که روزگاری با وسایل قدیمی و امروز با مدرن ترین ابزار دست به تخریب این حرم های باعظمت می زنند؟
آری، پرواضح است
آری، پرواضح است که این جا قبر نیست، یک مقام زنده و حی عند ربّه، از این خانه دل های مردم را هدایت می کند و بالاتر از هدایت با آن جاذبه ذاتی، قلوب را از راه های دور به سوی خود می کشد، و با پای پیاده روانه آن دیار می کند.
آری، این جا خاکی نیست که مرده ای در میان آن سپرده شده باشد، این جا بدن مطهر حجت پروردگار است که زنده می باشد و زائرانش را می بیند و به سلام آنان پاسخ می گوید و حتی سلامی از راه دور را با محبت پاسخ می دهد و حوائج آنها را عنایت می کند.
آری، این جا مکان آمد و شد فرشتگان است و ستونی از نور تا آسمان بالا می رود و رحمت پروردگار را بر مردم سرتاسر جهان فرومی فرستد.
دشمنان چه اعتقاد به این همه عظمت داشته باشند و چه نداشته باشند، محکوم اند! چرا که اگر اعتقاد دارند؛ پس چرا به مبارزه با نور خدا آمده اند؟ و اگر اعتقاد ندارند برای چه آن را خراب می کنند؟
اینان در عصری که آزادی بیان، اعتقاد و فکر جزو اصول مسلم جوامع بشری است کارهایی از نوع قرون وسطایی می کنند.
با یک سوال علامت تعجب ابدی را در برابر این کینه توزان قرار می دهیم که آیا واقعا با تخریب چنین بارگاه های باعظمتی به جنگ فکر و اندیشه مردم آمده اند؟!
آیا واقعاً فکر می کنند با چند آجر که از روی هم فرو بریزد اعتقاد مردم از بین می رود؟
آیا بقیع را نمی بینند که با آن کینه توزی تخریب شد، اما پس از حدود یک قرن، هنوز هزاران نفر کنار همان خاک با ادب و پابرهنه می ایستند و با همان اعتقاد به امامان خود سلام می دهند و حوائج خود را مطرح می کنند و پاسخ می گیرند؟

از بقیع تا سامرّا

آیا می دانید در طی چند سال حرم بقیع را دوبار تخریب کردند؟ پس از تخریب مرتبه اول همه اماکن تخریب شده بازسازی شد. اما پس از چندسال بار دیگر دشمنان اسلام و وهابیون تسلط یافتند و اقدام به تخریب حرم نمودند.
اکنون بیش از هشتاد سال از آن روزها می گذرد و سیل حجاجی که وارد مدینه می شوند و زیارت آن مراقد متبرکه را ترک نمی کنند و معتقد که:
مِن تمام الحج زیارة الامام
کامل شدن حج با زیارت امام است.
مبارزه با حقیقت فقط به تخریب حرم اختصاص ندارد، بلکه اطراف بقیع را حصار می کشند و از اطراف آن هم مردم را دور می کنند. اما نور همچنان می تابد و چشم ها را خیره می کند.
شیعیان با چشمانی اشکبار از هتل ها و ساختمان های بلند نگاه حسرت آمیزی به مراقد مطهر می کنند و از همان جا با سیل اشک دلها را به زیارت می فرستند و با تجمع در نزدیکترین محل ممکن به بقیع، شروع به عزاداری، زیارت و اظهار ارادت می کنند.
به این نتیجه می رسند که باید درهای بقیع را باز کرد و بیش از این به جنگ حقیقت نرفت.
درها که باز می شود و هزاران زائر مشتاق با پای برهنه روی خاک های بقیع قدم می گذارند و تا کنار حرم مطهر می روند و زیر نگاه های غضب آلود نگاهبانان با رساترین صدا به امامان خود عرض ادب می کنند.
آنان عملاً نشان می دهند سلامت و تخریب آن حرم های پاک هیچ گاه در ارتباط آنان با ائمه معصومین علیهم السلام تأثیری نداشته و رابطه دل ها با ایشان برقرار است.
امروز هم سامرّا چنین است. چه در گذشته که آن گنبد نورانی خار چشم دشمنان بوده و چه امروز که ظاهر آن تخریب شده اما عظمت آن در همه دل ها بیش از پیش جا دارد.
از راه های دور و نزدیک بر این جسارت اشک ها ریخته شد. ابراز تنفّر و انزجار و لعن و تبری از مسببین چنین حادثه ای اعلام شد و ادیان و ملل مختلف آن را محکوم کردند.
آری، بارگاه آن دو امام همام را ویران کردند، ولی در قلوب شیعیان و موالیان اهل بیت علیهم السلام و آزادی طلبان جهان هزار مزار و بارگاه ساخته شد.