چهره های درخشان سامرّاء حضرت امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام

نویسنده : حاج شیخ علی ربانی خلخالی

میرزای شیرازی، سامرّا و معرفت کلیدی آیات قرآن

سامرّا با قرار گرفتن مرجع بزرگ جهان تشیع فقید دنیای و اسلام حضرت آیت الله العظمی میرزای شیرازی در رأس حوزه علمیه آن مقصد و مأوای مقلدان و شیفتگان مرجعیت قرار گرفت. حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد شیرازی قدس سره فرمودند:
از جمله آن شیفتگان و آرزومندان چهار تاجر ایرانی بودند که برای دیدار مرجع خود و زیارت عتبات مقدسه عراق به سامرّا مشرف می شوند، زیارت آنان مصادف با ماه های حج می شود و آنان که به حج مشرف نشده بودند از میرزای بزرگ استفاده درباره وجوب حج می کنند و ایشان استطاعت و به وجوب حج بر آنان فتوا می دهند.
آنان تصمیم به انجام حج و رفتن به زیارت خانه خدا می گیرند، ولی از آنجا که آمادگی کامل برای حج نداشتند به جهت آن که اموال زیادی همراه خود آورده بودند، از میرزای بزرگ خواهش می کنند شخصی را معرفی کنند تا اموال خود را نزد او به امانت بسپارند و ره سپار مکه شوند.
میرزای بزرگ یکی از وکلای مالی خود را به نام حاج جعفر جهت این کار معرفی می کنند.
آنان با راهنمایی میرزای بزرگ اموال خود را نزد حاج جعفر امانت گذاشته و به حج مشرف می شوند، وقتی از سفر حج به سامرّا مراجعت می کنند و به سراغ حاج جعفر برای استرداد امانت های خود می روند باخبر می شوند که حاج جعفر از دنیا رفته، اما امانت های آنان را با مشخصات کامل یادداشت کرده و ثبت و ضبط نموده بود، جز امانت یکی از آنان که یک جواهر گران قیمت و باارزش بوده خبر و اثری از آن موجود نیست.
آن تاجر برای به دست آوردن امانت خود به حضرت آیت الله العظمی میرزای بزرگ مراجعه می نماید و کسب تکلیف می کنند.
ایشان آیه کریمه ای از قرآن مجید را نوشته و به آن تاجر می دهند و می فرمایند: به نجف اشرف مشرف شو و این آیه کریمه را در وادی السلام نجف بخوان و تکرار نما تا آن که ملائکه موکل حاج جعفر را به ملاقات شما آورند و آن گاه از او امانت خود را مطالبه کن.
تاجر نوشته را از میرزای شیرازی گرفته و به نجف اشرف مشرف می گردد و به وادی السلام رفته و آیه کریمه را می خواند و تکرار می نماید، ولی خبری از حاج جعفر نمی شود و دست خالی به سامرّا نزد میرزای بزرگ مراجعت نموده و ایشان را از نتیجه کار باخبر می کند.
میرزای شیرازی با شنیدن گزارش این تاجر پریشان حال شده و آیه کریمه انا لله و انا الیه راجعون را بر زبان جاری کرده و تکرار می نمایند. سپس به تاجر روی آورده و می فرمایند حال که ایشان را در وادی السلام ملاقات ننمودی، باید به وادی برهوت رفت و آن جا ایشان را ملاقات کنی، وقتی او را ملاقات کردی و امانت خود را از او مطالبه نمودی در ضمن از او سوال می کنی: چرا او را به وادی برهوت آوردند؟ زیرا وادی برهوت جای گناه کاران است.
آن گاه میرزای بزرگ آیه کریمه ای را نوشته و به او می دهند تا آن را در آن وادی بخواند و موفق به دیدار حاج جعفر بشوند، تاجر طبق راهنمائی میرزای شیرازی رفتار نموده و سرانجام در وادی برهوت با حاج جعفر در حالی که غل و زنجیر آتشین به دست و پای او بود ملاقات می کند.
ابتدا حاج جعفر از تاجر معذرت خواهی می کند و اظهار می دارد که او یادداشت امانت او را فراموش کرده و امانت را در باغچه منزل خود پای درختی که در آن باغچه است پنهان نموده.
آنگاه تاجر پیام میرزای بزرگ را به او می رساند و می گوید که ایشان فرمودند: از شما سوال کنم: چرا شما را به وادی برهوت آوردند؟
حاج جعفر پاسخ می دهد: به جهت قصاب محلمان.
سپس اضافه می کند: سلام مرا خدمت میرزای شیرازی ابلاغ کن و خواهش مرا به ایشان برسان که قصاب محل را از من راضی گرداند.
ملاقات پایان می گیرد و تاجر به سامرّا خدمت میرزای شیرازی رسیده و گزارش کار را به اطلاع ایشان می رساند. میرزای بزرگ اول طبق آدرسی که حاج جعفر داده بود می گویند: امانت تاجر را از پای درخت درآورده و به تاجر بدهند و تاجر به مال خود می رسد.
دوم: شبانه رهسپار منزل قصاب محل می شوند تا او را از حاج جعفر راضی و خوشنود نمایند. قصاب وقتی مواجه با آمدن آیت الله العظمی میرزای شیرازی به منزل خود می شود، قدوم ایشان را گرامی داشته و ارج می گذارد و مفتخرانه زبان به خوش آمد می گشاید، ولی همین که میرزای بزرگ نزد قصاب نام حاج جعفر را می برد قصاب برآشفته می شود و می گوید: هیچ وقت از حاج جعفر راضی نخواهم شد.
میرزای بزرگ نزد قصاب نام حاج جعفر را می برد، قصاب برآشفته می شود، ولی می گوید: هیچ وقت از حاج جعفر راضی نخواهم شد.
میرزای شیرازی سبب را جویا می شوند و از اصل قصه و جریان سوال می کنند تا شاید بتوانند از ریشه مشکل را معالجه نمایند.
قصاب می گوید: برای دخترم خواستگار می آید و از آنجا که حاج جعفر همسایه مبرّز ما بود خواستگاران درباره نجابت و اصالت دخترمان از او سوال می کنند او که در سر می پرورانده، یا فکر می کرده و در نظر داشته که دخترم را به عنوان زوجه برای فرزندش بگیرد جواب سربالایی به آنان می دهد، تعریف و ستایش و در واقع حقیقت را بیان نمی کند و آنان از جواب سربالای او از خواستگاری منصرف شده و فرزندش هم به رغم خواسته پدر خواهان ازدواج با دخترم نبوده و دخترم بالاخره تا به حال بی شوهر در خانه من باقی مانده است. لذا من هرگز از حاج جعفر راضی نمی شوم.
میرزای بزرگ جریان را که می شنوند و از آن با اطلاع می گردند سر به زیر انداخته و کمی درنگ کرده، سپس سر برداشته و روی به قصاب می کنند و می فرمایند: من دختر شما را همین الآن به عنوان زوجه برای فرزندم فلان که هنوز ازدواج نکرده با اجازه شما عقد می کنم، آیا شما از حاج جعفر راضی می شوید؟
قصاب که هرگز توقع این سرافرازی و افتخار وصلت با بیت آیت الله العظمی میرزای شیرازی را نداشت بلافاصله در جواب می گوید: بله از حاج جعفر راضی شدم و از این وصلت سربلند و مفتخر نیز می باشم.
در همان مجلس عقد شرعی خوانده می شود و دختر قصاب عروس آیت الله العظمی میرزای شیرازی و زوجه فرزند او می شود. با این کار مدبرانه و روشی عاقلانه میرزای بزرگ علاج چند مشکل را می کنند:
1 - فرزند خود را داماد می کنند.
2 - دختر قصاب را عروس می کنند.
3 - حاج جعفر را از گرفتاری و وادی برهوت که جایگاه گنهکاران است نجات داده و به وادی السلام که جایگاه مؤمنین است، ارتقا بخشیده اند.
آری، به فرمایش آیت الله العظمی حاج سید محمد شیرازی قدس سره که در آخر این داستان متذکر شدند این بود که:
آری، این قدر حساب آخرت دقیق است و باید انسان عبرت بگیرد به حساب خود رسیدگی نماید و از همت و تدبیر میرزای شیرازی نیز باید درس و حکمت آموخت.

سامرّا و عزاداران حسینی علیه السلام

حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد شیرازی قدس سره در ادامه راه و رفتار جد خود حضرت آیت الله العظمی میرزای شیرازی بزرگ نسبت به احیا و تقویت نشانه های شیعه و تشیع در سامرّا قدم برمی داشتند و برای از غربت درآوردن حرم عسکریین علیهماالسلام و رونق دادن به زیارت آنان برنامه ریزی می نمودند.
ایشان افرادی از تجار - مخصوصاً تجار کربلای معلی - را تشویق کرد تا حسینیه ای در سامرّا تأسیس نمایند و درب های آن را بر روی عزاداران حسینی و زائران حرم عسکریین علیهماالسلام باز نگه دارند، بر اثر آن تشویقات حسینیه ای مجلل در محله ای نزدیک حرم عسکریین علیهماالسلام واقع به طرف دست راست درب قبله صحن شریف تأسیس یافت و راه اندازی شد. یعنی درست در نقطه مقابل مدرسه علمیه آیت الله العظمی میرزای شیرازی که به طرف دست چپ درب قبله صحن شریف واقع است قرار داشت.
این حسینیه به نام حسینیه کربلایی ها فعالیت خود را شروع کرده و شاهد ارج فعالیت خود در ایام مناسبت های دینی و مذهبی بود مخصوصاً ماه مبارک رمضان که به تشویق آیت الله العظمی حاج سید محمد شیرازی قدس سره راهنمایی و کمک ایشان هیئت هایی تشکیل شده بود که زائران را همه روزه بعد از پایان نماز جماعت آیت الله العظمی شیرازی در صحن مطهر امام حسین علیه السلام توسط اتوبوس های زیادی که در اطراف صحن شریف متمرکز کرده بودند از کربلای معلی به سامرّا منتقل می کردند، افطار و سحری در حسینیه کربلایی های سامرّا آماده و همه آنان را میهمان به سفره امام حسین علیه السلام و خوان پربرکت عسکریین علیهماالسلام می نمودند.
زیارت مفصل عسکریین علیهماالسلام سرداب غیبت و همچنین زیارت سید محمد فرزند برومند امام هادی علیه السلام وسط راه و زیارت کاظمین را نائل آمده و به کربلای معلی باز می گشتند.
در همه ماه مبارک رمضان این برنامه پرفیض ادامه پیدا می کرد، علاوه بر آن ایام شهادت امام دهم و همچنین ایام شهادت امام عسکری علیهماالسلام هیئت های عزاداری زیادی به توصیه و راهنمایی آیت الله العظمی شیرازی از کربلای معلی و از نجف اشرف برای عرض تسلیت و سوگواری به ساحت مقدس امام زمان ارواحنا فداه به سامرّا رفته و عزاداری مفصلی در حرم عسکریین علیهماالسلام و صحن شریف انجام داده و پس از زیارت و عتبه بوسی آن بزرگواران به کربلای معلی بازمی گشتند.
این برنامه ها روز به روز به همت و تشویق آیت الله العظمی حاج سیدمحمد شیرازی بیشتر و بیشتر می شد، رونق و عظمت فزون تری پیدا می کرد. سنی و شیعه را متحد و برادری محکم تری بین آنان برقرار می کرد.
دشمنان اسلام و مسلمین آن را تحمل نکرده و مشغول توطئه چینی شدند.
ناگاه بعد از پایان مراسم عزاداری در یکی از مناسبت های سوگواری ایام شهادت امامین عسکریین علیهماالسلام برپا می شد، شعارهایی ناخواسته تفرقه افکن و تحریک آمیز در بدگویی به خلفای سنیان از میان دسته جات عزادار و در مرکز شهر سامرّا بلند و طنین افکن شد. فوری در مقابل این فریادها و شعارهای ضد خلفا فریادها و اشعارهایی نیز از همان میان علیه امامان پاک و معصوم شیعیان بلند گشت و به دنبال آن طرفین سنگ باران شدند و عده ای زخمی و مجروح گشتند و این فتنه یکی دو سال تکرار شد.
آیت الله العظمی شیرازی قدس سره فرمودند:
در پی این حوادث غیرمترقبه و برای مهار کردن آن از بعضی افراد هیئتی و دوستان کمک گرفته و خواستیم قصه را دنبال کرده و آن را ریشه یابی کنند و نتیجه را به اطلاع برسانند.
آنان پس از تحقیق و ریشه یابی به این نتیجه رسیدند که سفارت استعمار پیر انگلستان در عراق تحمل این اتحاد و همزیستی شیعه و سنی را نداشته، لذا طبق قاعده معروف خود تفرقه افکن و آقایی کن یک عده از مزدوران خود را برای برهم زدن نظم و آشوب گری فرستاده تا خود را میان عزاداران جا داده به عنوان عزادار این گونه شعارهای متضاد و تحریک آمیز را سر دهند تا نظم عزا و عزاداران برهم زده و آتش فتنه و تفرقه را بین آنان شعله ور سازند و به عزا و عزاداری پایان دهند.
آری، این گونه استعمارگران علی الخصوص استعمار پیر انگلستان از وحدت مسلمانان و از شعائر حسینی و عزاداران بالخصوص اگر با راهنمایی علما و مراجع دین مانند خاندان شیرازی بوده باشد بیمناک و سعی در بر هم زدن و از بین بردن آن دارند.
بلی، استعمار پیر انگلستان که از خاندان شیرازی ضربه های سنگینی را مانند قصه تنباکو در ایران که به دست آیت الله العظمی میرزا محمدحسن شیرازی میرزای بزرگ انجام گرفت و مانند قصه خروج ذلت بار و شکستشان در عراق از فتوای جهاد علیه اشغالگران توسط آیت الله العظمی میرزا محمدتقی شیرازی دیده؛ به آشوب گری و فتنه انگیزی ضد عزاداران حسینی که به راهنمایی آیت الله العظمی حاج سید محمد شیرازی قدس سره بوده، اکتفا نکردند، بلکه توسط یک کودتای نظامی مزدوران خود، صدام و حزب کافر بعث را در عراق به حکومت رسانده و دمار از روزگار مردم شیعه عراق بالاخص از روحانیت شیعه و علی الخصوص از خاندان شیرازی درآوردند. حال هم که صدام را خدای متعال خواری و ذلت بخشید، دست بردار نیستند و جنایاتی بسیار که یکی از آنها شیعه کشی و هرج و مرج است به وجود آورده و انتقام از مردم شیعه عراق گرفته و می گیرند.
امیدواریم با بیداری ملت ها و شناخت نیرنگ های استعمارگران خدای متعال از ظالمان انتقام گرفته عزت و آقایی را به مسلمانان برگرداند ان شاءالله تعالی
یکی از شاگردان مرحوم آیت الله العظمی آقای سید محمد شیرازی قدس سره
15 شوّال المکرّم 1427

بخش هشتم : آستان مقدسه سامرّا : از گذشته تا کنون

آستانه مقدسه سامرّا در گذشته
عمارت اول آستانه سامرّا
عمارت دوم آستانه سامرّا
عمارت سوم آستانه سامرّا
عمارت چهارم آستانه سامرّا
و...