چهره های درخشان سامرّاء حضرت امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام

حاج شیخ علی ربانی خلخالی

روزنه ای برای تحقیق و تفصیل

به جز کتاب ها و مقالاتی که در این بخش به آنها ارجاع داده شده، کتاب ها و مقالات زیادی موجود است که می تواند در تاریخ سامرّا مفید افتد، ما در این بخش تنها به آن دسته از کتاب ها و مقالات اشاره می کنیم که ذکری از آنها در متن کتاب نیامده است، نخست از کتاب ها ذکری به میان خواهیم آورد و سپس از مقالات، به این ترتیب که اول عنوان مقاله، سپس مدرک و مرجع مقاله را می آوریم.
کتابها
1 - باب الغیبة فی سامرّا، نوشته مصطفی الحضری، بغداد، 1938 م/ 1317 ش.
2 - تاریخ مدینة سامرّا در سه جلد شیخ یونس ابراهیم السامرّائی، بغداد، 1968 م/ 1347 ش.
3 - الحیاة السیاسیة و مظاهر الحضارة فی سامرّا خلال القرن الثالث الهجری...؟
4 - مراقد الائمة والاولیاء فی سامرّا، شیخ یونس ابراهیم السامرّائی، بغداد...؟
5 - عالم المکتبات، مکتبات سامرّا قدیمها و حدیثها...؟
6 - تاریخ عشایر سامرّا، شیخ یونس ابراهیم سامرّائی، طبعة دارالبصری - بغداد، بی تا.
7 - حقیقة الاسماء و الالقاب فی سامرّا، یونس ابراهیم سامرّائی...؟
8 - ری سامرّا فی عهد الخلافة العباسیه، در دو جلد، دکتر احمد سوسة، مطبعة المعارف 1948 م و 1949 م 1327 و 1328 ش.
9 - حفریّات سامرّا، از منشورات مدیریة الآثار القدیمه، در چند جزء، 1940م/1319 ش.
10 - سامرّا، من منشورات مدیریة الآثار العامّه.
11 - مجله سامرّا در شماره های مختلف.
12 - سامرّا و مشروع النهروان القدیم، احمد سوسه، مجلة العراق الجدید، العدد السابع تموز 1962 م 1342 ش.
13 - تاریخ سامرّا، توفیق الفکیکی.(234)
14 - اعلام الوری فیما نسب الی سامرّا، ابراهیم سامرّائی، لندن، 1994 م.
مقالات به زبان عربی
1 - آثار سامرّا الخالیة و سامرّا الحالیه، مجله لغة العرب، شماره اول، ص 81، 1911 م/1290 ش، بغداد.
2 - آثارنا: سامرّا، مجله رسالة الاسلام، سال 3، عدد 3 و 4، ص 214 - 218، 1969 م/1348 ش، بغداد.
3 - ببلیو غرافیا عن سامرّا، مجله سومر، عدد 39، جزء 1 - 2، ص 322، 1983 م/1362 ش، بغداد.
4 - تخطیط مدینة سامرّا، مجله البحث العلمی، سال 14، عدد 27، ص 101.
5 - التنقیب و الصیانة فی سامرّا، مجله سومر، عدد 37، جزء 1 - 2.
6 - حول کتاب الحیاة السیاسیّة و مظاهر الحضارة فی سامرّاء...، مجلة الاقلام، سال 6، عدد 5، ص 165، 1970 م/ 1349 ش، بغداد.
7 - دراسة حول صیاغة الاسوار و المبانی الاسلامیّة فی سامرّا، مجله سومر، عدد 38، ج 1 - 2، ص 206 - 210، 1982 م/1361 ش.
8 - زخارف و طرز سامرّا، مجله کلیّة الآداب، سال 13، ج 2، ص 1 - 39، 1951 م/ 1330 ش، مصر، قاهره.
9 - سامرّا، مجلة الثقافة، سال اول، عدد 8، ص 28 - 31، 1939 م/ 1318 ش، قاهره.
10 - سامرّا فی التاریخ و الآثار و الفنون، التّراث الشعبی، عدد 7، 8، ص 95 و 104، بغداد، 1984 م/ 1363 ش.
11 - قصه سامرّا، مجلة الرسالة، سال 8، عدد 344، ص 203، 1940 م/1319 ش.
12 - صنادیق مراقد الائمّة فی العراق، مجلة الموسم، عدد 2 - 3، سال اول، ص 595 و 602، 1989 م/ 1368 ش / 1409 ق، چاپ هلند.
13 - وثائق العتبات المقدسة فی العراق، همان الموسم العدد الخامس، سال دوم، 1410 ق، ص 239 - 262.
14 - سامرّا فی المراجع العربیّة.
15 - سامرّا فی الشعر، (شعر عرب).
16 - سامرّا فی المراجع الغربیّة، این سه مقاله در کتاب موسوعة العتبات المقدسه، ج 12، قسم سامرّا آمده است.
17 - سامرّاء مدینة الامامین العسکریین علیهماالسلام...، العراق بین الماضی و الحاضر و المستقبل، ص 507 - 535، مؤسسة الدراسات الاسلامیة، بیروت، بی تا.
18 -... الی سامرّا، لمحات اجتماعیة من تاریخ العراق الحدیث، ج 3، ص 8، تا ص 102، دکتر علی الوردی، 1371 ش، قم، منشورات الرضی.
19 - اسماء الاعشاب و النباتات فی سامرّاء، یونس ابراهیم سامرّائی، مجلة التراث الشعبی، شماره 2 و 3، بغداد، 1970 م 1349 ش.
20 - محاولة الدجیل، سنوات الجمر، ج 1، ص 341، علی المؤمن، چاپ اول، 1993 م/ 1327 ش، دارالمیسرة، لندن.
مقالات فارسی
1 - مصاحبه با آیت الله سید رضی شیرازی، مجله حوزه، شماره 51 - 50، 1371 ش، ص 35 و 37 و 40.
2 - نگرشی به مکتب سامرّا، همان، ص 80 به بعد.
3 - روش فقهی مکتب سامرّا، همان، ص 101.
4 - بودجه حوزه سامرّا، همان، ص 111.
5 - مکتب سامرّا و تبلیغ، همان، ص 117.
6 - مکتب سامرّا و امور اجتماعی و سیاسی، همان، ص 134.
7 - تهذیب اخلاقی طلاب در مکتب سامرّا، همان، ص 299.
8 - ...؟ (سامرّا) میراث جاویدان، فصلنامه وقف.
9 - مرحوم مولانا سید محسن جلالی (م 1230 سامرّا - 1396 - ق، نجف).
10 - تذکره علمای امامیه پاکستان، سید حسین عارف نقوی، ترجمه محمد هاشم، آستان قدس رضوی، ص 249.
11 - رونق بخشیدن میرزا به حوزه سامرّا و کارهای خیریه وی در آن شهر، در کتاب زندگانی و شخصیت شیخ انصاری ص 235.
12 - حاج میرزا حسین نوری رحمة الله، شاگرد میرزا، عیال میرزا را از نجف به سامرّا بود، همان، ص 258.
13 - نامه سید جمال الدین توسط حاج سید علی اکبر مجتهد فال اسیری به سامرّا نوشته شد، شرح حال رجال ایران، ج 3، ص 338 و نیز همان ب ج 4، ص 1.
14 - شیعه در عراق؛ سامرّا، تاریخ شیعه، علامه محمدحسین مظفر، ترجمه سیدمحمدباقر حجتی، ص 175، چاپ اول 1368 ش، دفتر نشر فرهنگ اسلامی - تهران.(235)

سامرّا و نقش آن در آزادی ایران

اکنون برای آگاهی بیشتر در این زمینه، در این بخش متن دست نوشت یکی از شاگردان حضرت آیت الله العظمی حاج سیدمحمد شیرازی رحمةالله در مورد نقش حضرت آیت الله العظمی میرزای شیرازی کبیر در سامرّا به نقل از نوه برومند ایشان حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد شیرازی رحمة الله بیان می نماییم:
وی می نویسد:
حضرت آیت الله العظمی میرزای شیرازی کبیر رحمة الله در سامرّا حوزه علمیه قوی و نیرومندی اداره می فرمودند و مرجعیت شیعه - بلکه جهان اسلام - را از سامرّا به عهده داشتند. از این رو، علما، فقها، مراجع دینی و مردم ایران شکایت خود را درباره دخالت های استعماری انگلستان در امور داخلی ایران که زیر پوشش کمپانی تنباکو صورت می گرفت، به نزد حضرت آیت الله العظمی میرزای شیرازی به سامرّا بردند.
ایشان با دریافت نامه های شکوائیه در فکر چاره جویی برآمده و تمام مقدمات لازم چاره اندیشی را تدارک دیدند.
ایشان در کل حوزه های علمی و بالخصوص در حوزه علمیه سامرّا حالت فوق العاده اعلام نموده و تقاضای تشکیل فوری مجلس شورای فقهای مراجع فرمودند، مجلسی نیرومند و با عظمت از مراجع بزرگوار آن زمان و علمای درس ایشان و نیز اساتید حوزه علمیه سامرّا تشکیل یافت و با شرکت معظم له مشغول به کار شد.
ایشان به فرمایش حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد شیرازی به جز انجام ضرورات زندگی روزمره از قبیل ادای نماز و تدریس بقیه وقت خود را معطوف به حضور در مجلس قرار دادند و دو ماه مشغول تبادل فکر و نظرسنجی با بزرگان آن مجلس درباره رهایی کشور مسلمان و نجات مردم ایران بودند. بحث های فراوان، راه و روش های گوناگون در کیفیت و چگونگی مبارزه با دخالت های بی جا و استعمارگرانه انگلستان و پایان دادن به آن دخالت ها ارائه شد و ایشان بهترین آنها را انتخاب نموده و در عبارت ساده و رسا در یک خط چند کلمه ای که عبارت از الیوم هرگونه استعمال تنباکو محاربه با امام زمان علیه السلام است بود، گزینش کردند.
مجلس شورای فقهای مراجع به خوبی کار خود را کرده نظرات همه مراجع به توافق رسیده، همه چیز آماده و همه حوزه های علمی منتظر اعلام بیانیه صادره و گزارش پیام حضرت آیت الله العظمی میرزای شیرازی بودند.
ولی خود میرزای بزرگ در اعلام آن تعلل می کردند، گویا منتظر تأیید و مهر قبولی از ولی نعمت خود و همه جهان بشریت امام زمان ارواحنا فداه بودند.
ایشان سحرگاهان به سرداب غیبت مشرف شده تا شاید شرفیاب حضور حضرت شده و اجازه اعلام بیانیه را دریافت کنند.
گفته می شود: آقای فشارکی که یکی از علمای درس میرزای شیرازی و از اساتید مبرِّز حوزه علمیه سامرّا که از شرکت کنندگان مجلس مزبور نیز بوده است؛ روزی اول صبح برای زیارت عسکریین علیهماالسلام و سرداب غیبت مشرف می شدند که در راه به حضرت استاد آیت الله العظمی میرزای شیرازی برخورد می کنند. پس از سلام و عرض ارادت به محضر استاد اجازه سخنی خواسته و زبان به گله می گشاید و از تأخیر اعلام بیانیه اظهار ناراحتی می کنند.
حضرت استاد در جواب او می گوید:
نگرانی و ناراحتی من از همه بیشتر و شدیدتر است و منتظر تایید و مهر قبولی نتیجه کار از ولی نعمت خود امام زمان علیه السلام بودم که امروز شرفیاب شده و اجازه آن بزرگوار دریافت شد.
آنگاه از شهر سامرّا پیام مرجعیت در قالب:
الیوم هرگونه استعمال تنباکو محاربه با امام زمان علیه السلام است به سراسر ایران و همه مردم آن کشور بزرگ ابلاغ شد و به دست همگان رسید.
آن پیام نسبت به بیگانگان طمع کار مانند صاعقه سوزان بود، ریشه استعمارگران را سوزانده و آنان را مجبور به عقب نشینی کرد و نسبت به مردم مسلمان ایران مانند باران رحمتی بود که همه جا را طراوت و خرّمی بخشید، همه با طیب خاطر و افتخار از کشت، جمع آوری، خرید و فروش، استفاده و مصرف همه نوع تنباکو دست کشیدند، حتی داخل دربار و حرم سرای ناصرالدین شاه نیز چنین کردند، نه فقط قلیان را تقدیمش نکردند، بلکه هرچه به تنباکو ارتباط داشت شکسته و از بین بردند.
ناصرالدین شاه از این پیشامد برآشفته شده و زبان به اعتراض می گشاید.
خانم حرمسرا در جواب او می گوید:
جناب آرام باش و خیلی از خود ناراحتی نشان مده، زیرا آن آقایی که مرا بر تو حلال کرده، او هرگونه استعمال تنباکو را حرام نموده است.
بله، دوراندیشی و اخلاص آیت الله العظمی میرزای شیرازی و تلاش و کوشش مجلس شورای فقها مراجع توأم با عنایات خاصه امام زمان علیه السلام از شهر سامرّا به ثمر نشست، عقد ظالمانه انگلیس ها گسست. کمپانی تنباکو جمع شد و مردم مسلمان ایران آزاد شدند.

سامرّا و دوراندیشی میرزای بزرگ

سامرّا با تشکیل حوزه علمیه تأسیس مدرسه دینی و قرار گرفتن حضرت آیت الله العظمی میرزای شیرازی در رأس آن رونق گرفته و سیل شیفتگان علوم اهل بیت علیهم السلام رهسپار سامرّا شدند.
حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد شیرازی قدس سره نقل فرمودند:
یکی از طالبان علم در آن زمان به سامرّا مشرف شده بودند، تاجرزاده ای بود که بعد از تکمیل درس خود، داماد ناصرالدین شاه شد، او در ایام تحصیل خود روزگاران سختی را در سامرّا به سر می برد، زیرا از یک طرف سختی درس های حوزه و از طرفی فشار زندگی و فقر مادی در اثر کمی حقوق طلبه گی و از طرف دیگر ناآشنائی او به این گونه فشارها و سختی ها همه با هم دست داده و او را سخت به اوضاع ناهموار طلبه گی آشفته و ناراحت کرده بود.
انتقاد و سرزنش او از حد تعادل عبور کرده و تجاوز نموده بود، به طوری که وکلای مالی حضرت آیت الله العظمی میرزای شیرازی از دست او و انتقادات او خسته شده بودند و گزارش آن را مرتب خدمت ایشان برده و از ایشان مصرّانه تقاضا می کردند که حقوق او را قطع نموده و او را مورد خشم و غضب خود قرار دهند.
معظم له در جواب آنان را به مدارا و حوصله با او توصیه و سفارش نموده و از قطع حقوق او اکیداً برحذر می داشتند. خود معظم له نیز با او به مهربانی و احترام برخورد می کردند و سعی در فروکش آشفتگی و ناراحتی او داشتند.
این آقای تاجرزاده با اتمام درسهای متعارف حوزه و مفتخر شدن به لباس اهل علم و روحانیت از سامرّا به دیار خود تهران برمی گردد و در اثر موقعیت اجتماعی او، دختری از ناصرالدین شاه خواستگاری کرده و داماد ناصرالدین شاه می شود.
زمان سپری می گردد و قصه تنباکو پیش می آید و تحریم استعمال تنباکو از سامرّا توسط آیت الله العظمی میرزای شیرازی اعلام می گردد.
ناصرالدین شاه که می بیند ممکن است این فتوا به ضرر منافع متصوره خود واقع شود موقف مضاد در مقابل آن گرفته و سعی در خنثی کردن اثر فتوا و کم رنگ کردن آن می کند.
در این راستا توسط داماد خود خواستار تشکیل مجلسی می شود که همه علما و فقها و مراجع تهران در آن شرکت داشته باشند. مجلسی تشکیل می گردد و همه علمای فقها و مراجع تهران دور هم جمع بودند که ناصرالدین شاه وارد می شود.
بعد از سلام و تعارف وقتی مجلس آرام و مستقر و آراسته شد، ناصرالدین شاه با طرح یک سوال همه علمای حاضر در مجلس را به چالش می گیرد.
او با روآوردن به حاضرین و با زیرکی خاص خود می گوید:
آیا این چنین روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که حضرت فرمودند:
حلال محمد صلی الله علیه و آله حلال الی یوم القیامة و حرام محمد صلی الله علیه و آله حرام الی یوم القیامة.
صحیح است یا نه.
وقتی سوال را جواب مثبت آمد، او اضافه کرد و با صراحت و وقاحت مام گفت: بنابراین، میرزا محمدحسن شیرازی با فتوای تحریم خود در سامرّا مقابل فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چه می خواهد بگوید؟
حاضرین در مجلس همه در خاموشی فرورفته و منتظر ماندند که صاحب مجلس و صاحب خانه که داماد ناصرالدین شاه بوده و آنان همه میهمان او هستند چه جواب و پاسخی را به شاه می دهد، زیرا او به علاوه این که صاحب خانه است میزبان مجلس و داماد روحانی ناصرالدین شاه نیز می باشد و جواب را باید او شروع کند.
پس از لحظاتی سنگین از سکوت و خاموشی، داماد روحانی ناصرالدین شاه خاموشی را شکست و رشته سخنی را در حالی که به پدرزن خود ناصرالدین شاه را با سخنان خود نشانه رفت و گفت:
اعلا حضرتا! ما که می بینی خاموشیم و بیان موقف ننمودیم به جهت این است که از جناب عالی توقع داریم به عنوان یک شاه مسلمان و پیرو مرجع تقلید موقف موافق و مناسب خود را نسبت به فتوای تحریم بیان و اعلام نمایید و چنانچه خواسته باشید با آن مخالفت کرده و موقف مضاد و غیرمناسب داشته باشید، اولین فردی که به جنگ و ستیز با شما می آید ما هستیم.
ناصرالدین شاه که ابداً این توقع را نداشت که از داماد روحانی وی این گونه جواب بشنود با ناراحتی تمام و زمزمه زیر لب که تو را کمک خواستیم ولی دشمن ما درآمدی مجلس را ترک گفته و از خانه داماد روحانی خود شکست خورده و مأیوسانه خارج گشت.
روحانی تاجرزاده که زمانی منتقد سرسخت میرزای شیرازی بود و در اثر خوشرفتاری میرزا با او شیفته او شده بود با موقف شجاعانه خود در مقابل نقشه تفرقه افکنی شاه از حصول یک شکاف عمیق در وحدت کلمه مسلمانان جلوگیری کرده و سبب شده که فتوای تحریم به خوبی جای خود را در بین مردم مسلمان ایران باز کند و سرتاسر کشور بزرگ ایران پیاده گردد.
در آن سال کشاورزان تنباکو، محصولات خود را سوزاندند، تاجران تنباکو، تغییر شغل دادند و دیگر مردم از استفاده تنباکو به کلی دست کشیده و آن را رها کردند.
نتیجه این وحدت همدلی و استادگی مقابل دسیسه تفرقه افکنی شاه این بود که وضعیت منجر به شکست کمپانی های انگلیسی و سقوط آنها و پاشیدن پیمان استعماری تنباکو و رهایی ایران شد.
یکی از علمای حاضر در آن مجلس کذایی ماجرای آن مجلس و موقف شجاعانه روحانی تاجرزاده و داماد ناصرالدین شاه را به تفصیل در نامه ای برای آیت الله العظمی میرزای شیرازی گزارش کرده و به سامرّا می فرستد. وقتی نامه به دست معظم له می رسد و از کل ماجرا مطلع می گردد، ایشان، آقایان وکلای عالی خود را طلبیده و ماجرا را به عنوان یک شخص رمزی و بدون این که نام روحانی تاجرزاده و داماد ناصرالدین شاه را ببرد، برای آنان تشریح می کنند.
از شنیدن ماجرا آقایان همه شگفت زده می شوند و از موقف شجاعانه و مخلصانه جواب دهنده به شاه تقدیر و تمجید کرده و او را مستحق ستایش و تشکر می دانند.
آن گاه معظم له به آقایان رو کرده می گوید: می دانید جواب دهنده و صاحب موقف شجاعانه در این ماجرا کیست؟
آقایان می گویند: بفرمایید کیست؟ معظم له در جواب دست می برند و نامه ارسالی را درآورده تقدیم آنان کرده و می فرمایند: خودتان نامه را بخوانید و ببینید صاحب جواب کیست.
آقایان نامه را گشوده و با اشتیاق و شتاب آن را مطالعه می نمایند. وقتی متوجه می شوند که جواب دهنده به شاه همان روحانی منتقد به میرزای شیرازی بوده - یعنی روحانی تاجرزاده و داماد شاه - بسیار تعجب می کنند و به دوراندیشی شیرازی اعتراف و اذعان می نمایند.