چهره های درخشان سامرّاء حضرت امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام

نویسنده : حاج شیخ علی ربانی خلخالی

اینک در انتظار دیدار پسرم باش!

من به دعوت، دخت گرانقدر پیامبر صلی الله علیه و آله اسلام آوردم و به یکتایی خدا و رسالت محمد صلی الله علیه و آله گواهی دادم. بانوی بانوان مرا در آغوش کشید و خوش آمد گفت و فرمود: اینک در انتظار دیدار پسرم باش!...
از خواب برخاستم، اما شور و شوق دیدار ابومحمد، حضرت عسکری علیه السلام، کران تا کران وجودم را فراگرفته بود. در انتظار دیدارش قرار و آرام نداشتم که شب فرارسید و او به خواب من آمد.
هنگامی که او را دیدم به او گفتم: سرورم! محبوب قلبم! پس از این که، قلب مرا لبریز از مهر و عشق پاک خود کردی، به من بی مهری نمودی؟
فرمود: تنها دلیل تأخیر دیدارت، شرک تو بود و اینک که به راه توحید و توحیدگرایی گام سپرده ای، همواره به دیدارت خواهم آمد تا خداوند ما را یک جا گرد آورد.
و آن گرانمایه از آن روز تاکنون مرا ترک نکرده و هر شب به خواب من آمده است.

تدبیر برای وصال

بشر، فرستاده امام هادی علیه السلام می گوید: من که از سرگذشت عجیب او غرق در حیرت شده بودم، از او پرسیدم: با این شرایط، شما چگونه به اسارت رفتی و در صف اسیران قرار گرفتی؟
گفت: حضرت عسکری علیه السلام، شبی در عالم رؤیا به من خبر داد که به زودی جدّت، سپاهی گران برای نبرد با مسلمانان گسیل خواهد داشت، شما نیز با گروهی از دوشیزگان در لباس خدمتگزار و بطور ناشناس همراه آنان بیا...
من طبق رهنمود ابومحمد علیه السلام چنین کردم و طلایه داران سپاه مسلمین، ما را به اسارت گرفتند و تا الان که خود سرگذشت خویش را به تو بازگفتم، هیچ کس نمی داند که من دختر پادشاه روم هستم.
پرسیدم: شگفتا! شما که دختر پادشاه روم هستی، چگونه به زبان عربی سخن می گویی؟
پاسخ داد: این بخاطر شدّت محبّت جدّم نسبت به من بود که مرا با همه وجود و امکانات به آموزش، دانش و بینش تشویق کرد و بانوی مترجم و زبان شناسی را همواره در خدمت من قرار داد تا با کوشش و تلاش بسیار، زبان عربی را به طور شایسته و بایسته به من آموخت.
بشر فرستاده امام هادی علیه السلام می افزاید: هنگامی که او را به سامرّا و به محضرت حضرت امام هادی علیه السلام آوردم امام علیه السلام ضمن خوش آمد و احترام به او پرسید:
پیروزی اسلام و مسلمانان و شکست رومیان را چگونه دیده است؟ و در مورد شکوه و عظمت خاندان وحی و رسالت چه فکر می کند؟
نرجس گفت: شما که از من، بر این واقعیّت ها داناترید، من چه گویم؟
حضرت به او فرمود: من در این اندیشه ام که مقدم شما را گرامی دارم. اینک، کدامین یک از این دو راه را برای گرامی داشت خود می پسندی: دریافت سرمایه کلانی از طلا و نقره همچون ده هزار درهم، یا بشارت و نوید به افتخار ابدی و همیشگی، کدامیک؟
پاسخ داد: سرورم! دومی را، مژده به شرافت و نیکبختی جاودانه را.
امام هادی علیه السلام فرمود: پس تو را نوید باد به فرزند گرانمایه ای که حکومت عدل و داد را در جهان، پی خواهد افکند و بر شرق و غرب گیتی حکومت خواهد نمود و زمین را لبریز از عدالت و دادگری خواهد ساخت و همان گونه که از ظلم و بیداد لبریز باشد.
پاسخ داد: سرورم! چه کسی و چگونه؟
فرمود: از همان شخصیّت والایی که پیامبر در آن شب جاودانه تو را از مسیح و شمعون برای او خواستگاری کرد و در حضور مسیح و جانشین او، تو را به عقد او درآورد. اینک آیا او را می شناسی؟
پاسخ داد: آری! از همان شب جاودانه ای که به دست مادر گرانقدرش فاطمه علیهاالسلام اسلام آوردم، تاکنون شبی بدون عشق و ارادت معنوی به وجود مقدس او سحر نکردم و هر شب نیز خواب او را دیده ام.
امام هادی علیه السلام به یکی از خدمتگزاران فرمود: کافور! خواهر گرانقدرم حکیمه را فراخوان.
هنگامی که آن بانوی بزرگوار وارد شد، امام هادی علیه السلام خطاب به او فرمود: حکیمه! این همان دوشیزه است...
و حکیمه او را در آغوش کشید و مورد تکریم و مهر قرار داد و شادمانی خویش را از دیدار او اعلان کرد.
حضرت امام هادی علیه السلام به خواهر گرانقدرش فرمود: دختر پیامبر! اینک او را نزد خویش ببر و مقرّرات و قوانین دین را آن گونه که می باید به او بیاموز که او همسر گرانقدر پسرم حسن و مادر پرافتخار قائم خواهد بود.(121)
این بود آنچه صدوق در اکمال الدین و شیخ طوسی رحمةالله در کتاب الغیبة با اندک تفاوت در برخی واژه ها آورده اند که ما در حدّ توان، بهترین ها را برگزیدیم.

رؤیای راست و درست

به نظر می رسید که این روایت، اندکی نیاز به تحلیل و تفسیر دارد، بدین صورت:
خواب های راست و مطابق با واقع از دیدگاه قرآن، واقعیّتی پذیرفته شده است و بررسی و تحقیق کامل این بحث، نیاز به کتاب مستقلی دارد همان گونه که محدّث نوری رحمةالله در دارالسّلام این بحث را آورده است، ما در اینجا به طور فشرده نکاتی را ترسیم می کنیم و می گذاریم:
الف: خدا در قرآن شریف، خواب های متعددی را برای پیامبران بزرگ و دیگر بندگان خویش برشمرده است که از آنها، صادق و درست و مورد توجه است و دارای پیام صادقانه و دقیق و بی کم و کاست.
برای نمونه، قرآن در سوره صافّات(122) خواب ابراهیم خلیل علیه السلام را آورده است و در سوره یوسف(123) چهار خواب راست و درست را آورده است که عبارتند از:
خواب یوسف، خواب دو جوان زندانی و خواب پادشاه مصر که همه اینها، از آینده، پیام داشت و همه صادقانه و درست از کار درآمد.
ب: در روایات رسیده از پیامبر و امامان نور علیهم السلام با انبوهی از خواب های درست و مطابق با واقع روبه رو می گردیم که سرانجام همان گونه که دیده شده بود، به وقوع پیوست برای نمونه:
1 - پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله در عالم رؤیا دید که گروهی همچون بوزینه ها، بر منبر او جست و خیز می کنند و با تلاش های ارتجاعی خود امّت حق طلب و توحیدگرای او را به شرک و ارتجاع و ستم و جاهلیّت بازمی گردانند.
پیامبر صلی الله علیه و آله در همان حال از خواب بیدار شد و موج اندوه در چهره اش هویدا گردید که جبرئیل فرود آمد و این آیه شریفه را آورد:
و ما جعلنا الرؤیا الّتی اریناک الّا فتنة" للنّاس و الشجرة الملعونة فی القرآن...(124).(125)
2 - و نیز آن حضرت خواب های دیگری دید و آنها را تفسیر کرد و آن گاه با گذشت زمان، همان گونه که تفسیر و پیش بینی فرموده بود، تحقق یافت.(126)
3 - و نیز دخت گرانمایه پیامبر صلی الله علیه و آله پدرش پیامبر را روز رحلت خویش در خواب دید و پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: دخترم! تو امشب نزد من و میهمان من خواهی بود.(127)
و همین گونه که خواب دیده و تفسیر کرده بود، تحقق یافت و او به ملکوت پر کشید.
4 - همین گونه که امیرمؤمنان علیه السلام(128) و امام حسین علیه السلام(129) هر کدام به طور جداگانه پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله را در خواب دیدند و آن حضرت به شهادت آنان خبر داد و روز آن را نیز مشخص فرمود که همان گونه نیز به وقوع پیوست.
از این رو باید پذیرفت که برخی از خواب ها، مطابق با واقع و دارای پیام درست از آینده است و برای انسانی که خواب دیده است، از عالم ملکوت و جهان ماورای طبیعت خبر می دهد.
در روایات رسیده از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ثابت شده است که حضرتش فرمود:
من رآنی فقد رآنی، فانّ الشیطان لا یتمثّل بی.(130)
هر کس مرا در خواب ببیند، خوابش درست و مطابق با واقع است، چرا که شیطان نمی تواند خود را شبیه من سازد.
همان گونه که نمی تواند در چهره اولیای خدا و پیامبران و امامان نور علیهم السلام در آید.
و نیز بدین صورت از آن حضرت آورده اند که فرمود:
من رآنا، فقد رآنا...
هر کس ما را در خواب ببیند، مطابق با حقیقت است و درست دیده است.
با این بیان، باید پذیرفت که خواب بانو نرجس یک خواب صحیح و مطابق با واقع و دارای پیام و خبر بوده است.
باید پذیرفت که او در عالم رؤیا درست دیده است که پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله پس از این که او به دست فاطمه علیهاالسلام اسلام آورده او را برای فرزندش خواستگاری کرد.
و نیز خوابش صحیح بود که هر شب حضرت امام عسکری علیه السلام را - پس از خواستگاری او به وسیله پیامبر صلی الله علیه و آله برای امام حسن عسکری علیه السلام - او را در خواب می دید و آن حضرت به او خبر داد که: جدش قیصر روم در اندیشه پیکار با مسلمانان و هجوم به کشور آنهاست. و به آنها رهنمود داد که چگونه برای رسیدن به هدف و آرزوی خویش، در لباس خدمتگزاران و پرستاران و دوشیزگان کم سن و سال درآمده و در میان آنان قرار گیرد و به همراه ارتش روم به مرزها بیاید... تا سرانجام به افتخار دیدار یار و همسری حضرت امام حسن عسکری علیه السلام نائل آید و فراق و سوز هجر، به وصال تبدیل گردد.
چه اشکالی به نظر می رسید که همه اینها مطابق با واقع و درست باشد؟
مگر نه این که نمونه های بسیاری از این امور در تاریخ رخ داده است؟
و چه مشکلی در بحث است که بگوییم: خداوند پس از این که در حضرت نرجس علیهاالسلام، این دختر اندیشمند و نواده حواریّون و خوبان، استعداد و شایستگی روحی، فضایل و ارزش انسانی و امتیازات بسیاری چون: حیا، عفّت، اقتدار، ایمان عمیق، اصالت و نجابت و شرافت خانوادگی را قرار داد او را به این افتخار جاودانه مفتخر سازد؟ و او را به این ویژگی ها و ارزش های والا، آراسته نماید تا بدین سان به افتخار مادری جان جانان و محبوب دل ها، حضرت مهدی علیه السلام مفتخر گردد؟ آیا این اشکالی دارد؟
چرا که اصل وراثت در شخصیّت و عظمت کودک نقش مهمّی دارد، در غیر این صورت چه انگیزه هایی موجب می گردد که پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله از کشور روم و از حضرت مسیح علیه السلام در عالم رؤیا از آن دوشیزه با شخصیّت و پرشکوه برای فرزندش حضرت امام حسن عسکری علیه السلام خواستگاری کند؟
آیا در کشور پهناور اسلامی برای فرزندش امام حسن عسکری علیه السلام همسری یافت نمی شد؟
این مقدمات شگفت و تشریفات شگرف و طولانی برای چیست؟
روشن است که ابعاد شخصیت نرجس علیهاالسلام و راز و رمزهای زندگی او به صورت کاملی برای ما شناخته شده نیست، اما آنچه از این روایت طولانی، دریافت می گردد، نشانگر شکوه و عظمت شخصیت آن بانوی برجسته است.