چهره های درخشان سامرّاء حضرت امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام

نویسنده : حاج شیخ علی ربانی خلخالی

بخش سوم : نگاهی کوتاه به زندگانی حضرت امام مهدی علیه السلام

نگاهی گذرا به زندگی حضرت مهدی علیه السلام
میلاد نور
آن سپیده دم پرخاطره
پسرم سخن بگو!
نگرشی بر روایت
و...

نگاهی کوتاه به زندگانی حضرت امام مهدی علیه السلام

حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف ملقب به امام عصر و صاحب الزمان، فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است که نام شریفش مطابق نام پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است.
حضرتش در سال 256 - یا 255 - هجری در سامرّا متولد شد و تا سال 260 هجری که پدر بزرگوارش شهید شد، تحت کفالت و تربیت پدر می زیست و از مردم پنهان و پوشیده بود و جز عده ای از خواص شیعه کسی به شرف ملاقات وی نایل نمی شد.
پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام که امامت در آن حضرت مستقر شد، به امر خدا غیبت اختیار کرد و جز با نوّاب خاص خود به کسی ظاهر نمی شد، جز در موارد استثنایی.(101)
فضایل بی کران حضرت مهدی علیه السلام هر انسان آگاه و اندیشمند را به خود جلب می نماید، آن گاه که در این دوران تاریک، روزنه ای نورانی می بیند بی اختیار به دنبال آن نور در حرکت است تا به وصال برسد، و از آنجایی که خود آن حضرت، از اسرار الهی است فضایلش نیز اسراری است که از آن افراد رازدار و با معرفت خواهد شد.

میلاد نور

شیخ صدوق رحمة الله در کتاب ارزشمند خویش اکمال الدین(102) از حکیمه دخت گرانقدر امام جواد علیه السلام این گونه آورده است. حکیمه خاتون گوید:
یازدهمین امام نور حضرت امام حسن عسکری علیه السلام پیام رسانی به سوی من گسیل داشت و مرا به خانه خویش فراخواند.
هنگامی که وارد شدم فرمود:
عمّه جان! افطار امشب را نزد ما باش؛ چرا که امشب، شب مبارک پانزدهم شعبان است و در چنین شبی خداوند، جهان را به نور وجود حجّت خویش، نورباران خواهد ساخت.
در روایت دیگری آمده است که فرمود:
در چنین شبی، حضرت مهدی علیه السلام دیده به جهان خواهد گشود. همو که خداوند، زمین را پس از مردنش، به دست او و با ظهور او زنده و پرطراوت خواهد ساخت.
پرسیدم: سرورم! مادر او کیست؟
فرمود: نرجس، بانوی بانوان.
گفتم: فدایت گردم! من در او هیچ نشان و اثری از آنچه نوید می دهید، نمی بینم.
فرمود: حقیقت همان است که گفتم، آماده باش!
پس از این گفت و گو به خانه نرجس علیهاالسلام آمدم. آن وجود گرانمایه به عنوان تجلیل و احترام از من، پیش آمد تا کفش های مرا درآورد و مرا تکریم کند.
در پاسخ احترام او گفتم: از این پس، شما سرور من و سرور خاندانم خواهید بود.
او از سخن من شگفت زده شد و گفت: عمّه جان! چگونه ممکن است در حالی که شما دختر امام، خواهر امام و عمّه امام هستید و خود بانویی اندیشمند و پرواپیشه و با درایت و من خدمتگزار شما هستم.
حضرت امام حسن عسکری علیه السلام گفت و گوی ما را شنید و فرمود: عمّه جان! خداوند به شما پاداش نیک عنایت فرماید.