چهره های درخشان سامرّاء حضرت امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام

نویسنده : حاج شیخ علی ربانی خلخالی

قاطعیت در برابر دزدان عقیده

امام هادی علیه السلام با بدعتگزاران و غلات، مبارزات فرهنگی داشت، یکی از بدعتگزاران به نام فارس بن حاتم قزوینی که امام هادی علیه السلام یکی از دوستانش به نام ابوجنید را مأمور اعدام او نمود. ابوجنید او را با ساطور کشت. ابوجنید دستگیر شد، ولی چون دلیل و نشانه ای بر قاتل بودن او اقامه نشد، آزاد گردید.
در زمان امام هادی علیه السلام برای ابوجنید حقوق ماهیانه ای تعیین شد و به او پرداخت می گردید، پس از شهادت امام هادی علیه السلام، امام حسن عسکری علیه السلام دستور داد تا حقوق او را ادا کنند و حتی در این باره برای نماینده اش نامه نوشت که حقوق ماهیانه او را بپردازید و این حقوق تا آخر عمر آن حضرت پرداخته می شد.(89)
این فراز تاریخی نشان می دهد که امام حسن عسکری علیه السلام به کسانی که برای نابودی بدعت و بدعتگزار تلاش کرده اند، عنایت و مرحمت خاص داشته و از آنان حمایت جدی می کرده است تا بدعتگزاری در بین مسلمانان وجود نداشته باشد.

امام حسن عسکری علیه السلام در برابر صوفیان

نظر به این که اوضاع اقتصادی مسلمانان در صدر اسلام خوب نبود، امامان علیهم السلام مانند امیرمؤمنان علی علیه السلام از نظر لباس، غذا و مسکن در سطح بسیار پایین و ساده ای می زیستند تا بر مستمندان سخت نگذرد. ولی اوضاع اقتصادی مسلمانان در عصر امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام به بعد، خوب بود. از این رو امامان علیهم السلام در حد متوسط، از لباس و غذا و مسکن استفاده می کردند.
گروهی صوفی و صوفی منش به خیال این که از نظر اسلام همیشه باید لباس کهنه و مندرس پوشید و در ساده ترین وضع زیست برای خود مکتب خاصی درست کرده بودند و حتی به امامان علیهم السلام اشکال می کردند. این اشکال تراشی از عصر امام صادق علیه السلام آشکار و تا عصر امام حسن عسکری علیه السلام ادامه یافت.
سفیان ثوری از بنیانگذاران این ایده انحرافی بود.
بر همین اساس، یکی از این صوفی منش ها به نام کامل بن ابراهیم به محضر امام حسن عسکری علیه السلام آمد، وقتی که لباس سفید امام علیه السلام را در تنش دید، پیش خود گفت: ولیّ خدا لباس نرم و زیبا و آن گاه ما را به برادری و ایثار دعوت می کند و از لباس پوشیدن لباس های نرم و لطیف نهی می نماید؟
امام حسن عسکری علیه السلام در حالی که خنده بر لب داشت، حرف دل کامل ابن ابراهیم را خواند و آستینش را بالا زد، ناگاه لباس سیاه خشن در زیر لباس رو، پیدا شد، آنگاه به کامل بن ابراهیم فرمود:
هذا لله و هذا لکم؛
این لباس سیاه خشن که در زیر لباس هایم پوشیده ام، برای خدا است.
کامل بن ابراهیم می گوید: از پاسخ امام علیه السلام شرمنده شدم.(90)
به امام حسن عسکری علیه السلام خبر رسید شخصی به نام احمد بن هلال با صوفی بازی و خودنمایی، جمعی را فریفته خود نموده و به نام امامان علیهم السلام به عقیده صاف شیعیان می تازد و آنها را منحرف می نماید.
امام حسن علیه السلام پس از تحقیق دریافت که او نیز یکی از بدعتگزاران و دزدان عقیده است، با این که بعضی می خواستند او را درستکار معرفی نمایند، و می گفتند:
او 54 بار با پای پیاده برای انجام حج به مکه رفته است و...
امام حسن علیه السلام با قاطعیت برای نمایندگانش در عراق نوشت:
احذروا الصّوفی فی المتصنّع؛
از آن صوفی ساختگی و دروغین دوری کنید.
جمعی قاسم به علا را نزد امام حسن علیه السلام فرستادند تا بلکه امام علیه السلام در مورد احمد بن هلال تجدید نظر کند.
امام علیه السلام به او فرمود:
امر ما در مورد این شخص دروغین، ابن هلال که خدایش او را نیامرزد به شما رسید، خداوند گناهان او را نمی آمرزد و لغزش او را پس نمی گیرد. او بدون اجازه و رضایت ما با استبداد رأی در امور ما دخالت کرده است و طبق هوس های نفسانی خود رفتار می کند.
خداوند اراده کرده که او را به دوزخ بفرستد. ما صبر می کنیم تا خداوند بر اثر نفرین ما عمر او را کوتاه کند...(91)
و در مورد دیگر، امام حسن عسکری علیه السلام به ابوهاشم، ضمن گفتاری در سرزنش صوفی مسلکان فرمود:
ألا انّهم قطّاع طریق المؤمنین، والدّعاة الی نخلة الملحدین، فمن أدرکهم فلیحذرهم، ولیصن دینه و ایمانه؛
آگاه باشید آنان دزدان سرگردنه بر سر راه مومنان هستند و مردم را به راه ملحدان فرامی خوانند. هر کس که با آنها روبه رو شد باید حتماً از آنها دوری کند و دین و ایمان خود را از گزند آنها حفظ نماید.(92)

موضعگیری در برابر دوگانه پرستان

محمد بن ربیع می گوید: در اهواز با مردی دوگانه پرست مناظره و گفت و گو کرده بودم، سپس به شهر سامرّا رفتم، بعضی از سخنان آن دوگانه پرست به دلم چسبیده بود (و دلم آن را پذیرفته بود).
روزی که ملاقات عمومی مردم با خلیفه وقت بود، من در خانه احمد بن خضیب نشسته بودم، امام حسن عسکری علیه السلام از دارالخلافه وارد گردید و به من نگاه کرد و با انگشت سبابه اش به من اشاره کرد و فرمود: خدا یکتا است، یکتا و فرد است.
(من آن چنان در برابر قاطعیت و صلابت و گفتار از دل برخاسته او تحت تاثیر قرار گرفتم که بی هوش شده و بر زمین افتادم).(93)
پریشان و نگران بود، دو نفر از شیعیان به عیادتش رفتند، بیمار در حالی که ناله می کرد به آنها گفت: از خدا بخواهید بیماری مرا (که در برابر گناه به من داده) پس بگیرد (و من نیز گناه نمی کنم)، نامه ای برای امام حسن علیه السلام نوشته ام، لطفاً آن را به آن حضرت برسانید.
عیادت کنندگان گفتند: آن نامه کجاست؟
بیمار جواب داد: زیر فرشی است که نماز روی آن می خوانم.
عیادت کنندگان آن نامه را برداشتند و آن را گشودند تا بخوانند، ناگاه دیدند پاسخ آن نامه از جانب امام حسن عسکری علیه السلام چنین داده شده است:
نامه تو را خواندیم و از درگاه خدا سلامتی و پس گرفتن لغزش تو را خواستیم، خداوند چهل و نه سال دیگر به تو عمر خواهد داد، خدا را حمد و شکر کن...
ولا تأمن اءن أسأت أن یبتر عمرک، فاءن الله یفعل ما یرید؛
اگر گناه کردی، ایمن از آن مباش که عمرت کوتاه گردد، زیرا خداوند آنچه را بخواهی انجام می دهد.
عیادت کنندگان به بیمار بشارت دادند که امام حسن عسکری علیه السلام پاسخ تو را با خط خود داده است.
بیمار خوشحال شد و همان دم برخاست و اموالش را صدقه داد و پس از سه روز از اطراف عثمان بن سعید عمری، نماینده امام حسن عسکری علیه السلام حواله ای از بازرگانی به دستش رسید و مطابق آن حواله، اموالی سه برابر آنچه را صدقه داده بود، نصیبش گردید و به زندگی خود با کمال سلامتی و شادی ادامه داد.(94)
نکته مورد توجهی که در جواب نامه امام حسن علیه السلام ذکر شده این است که گناه موجب کوتاهی عمر می گردد، نباید حتی به عمری که انسان از راه غیب به آن اطمینان یافته، مغرور گردد، زیرا غرور و گناه موجب خشم خدا شده و اراده خدا را عوض می کند.