چهره های درخشان سامرّاء حضرت امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام

نویسنده : حاج شیخ علی ربانی خلخالی

شیعه شدن ناصبی

از محمد بن عباس نقل شده که گفت:
ما چند نفر کنار هم در مورد مقامات علمی و گزارش های غیبی امام حسن عسکری علیه السلام صحبت می کردیم، یکی از ناصبی ها که از دشمنان سرسخت خاندان رسالت بود، گفتار ما را به مسخره گرفت و گفت: من بدون مرکّب و رنگ مداد نوشته ای را برای آن حضرت می نویسم، اگر او پاسخ مسائل من در آن نوشته را داد، حقانیت او را می پذیرم وگرنه بر عقیده خود باقی می مانم.
او مسائل خود را روی برگه ای نوشت، ما نیز مسائل خود را در نامه هایی نوشتیم و به محضر آن حضرت روانه کردیم.
امام حسن عسکری علیه السلام پاسخ مسائل همه ما را در جواب نامه اش داد و در برگه مربوط به ناصبی، علاوه بر پاسخ به مسائل او، نام او و نام پدر او را نوشته بود.
وقتی که آن فرد ناصبی، جواب نامه اش را دید، از تعجب حیرت زده شد، به طوری که از هوش رفت و پس از به هوش آمدن، حقانیت مقام امامت و علم و کمال عالی آن حضرت را تصدیق نمود و جزو شیعیان او گردید.(86)

پاسخ به یک سؤال قرآنی

سفیان بن محمد می گوید:
از امام حسن علیه السلام در ضمن نامه ای سؤال کردم:
منظور از واژه ولیجه در این آیه چیست؟ آنجا که خداوند می فرماید:
و لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنین ولیجة؛(87)
آن مجاهدان مخلصی که غیر از خدا و رسولش و غیر از مؤمنان را محرم اسرار خود قرار ندادند.
و با خود فکر می کردم که منظور از مؤمنان، در این آیه کیانند؟
امام حسن علیه السلام در جواب نامه من چنین نوشت:
ولیجه، غیر امام حق است که به جای او به ناحق نصب می شود و اما این که در خاطرت گذشت که منظور از مؤمنان در آیه فوق کیانند؟ بدان که آن مؤمنان امامان بر حقند، که از خدا برای مردم، امان می گیرند و امان آنها مورد اجازه و قبول خدا قرار می گیرد.(88)
بنابراین، طبق پاسخ امام حسن عسکری علیه السلام، معنی آیه چنین می شود:
مجاهدان مخلصی که در برابر خدا و رسول و امامان بر حق، امامان ناحق را به رهبری نمی گیرند.

قاطعیت در برابر دزدان عقیده

امام هادی علیه السلام با بدعتگزاران و غلات، مبارزات فرهنگی داشت، یکی از بدعتگزاران به نام فارس بن حاتم قزوینی که امام هادی علیه السلام یکی از دوستانش به نام ابوجنید را مأمور اعدام او نمود. ابوجنید او را با ساطور کشت. ابوجنید دستگیر شد، ولی چون دلیل و نشانه ای بر قاتل بودن او اقامه نشد، آزاد گردید.
در زمان امام هادی علیه السلام برای ابوجنید حقوق ماهیانه ای تعیین شد و به او پرداخت می گردید، پس از شهادت امام هادی علیه السلام، امام حسن عسکری علیه السلام دستور داد تا حقوق او را ادا کنند و حتی در این باره برای نماینده اش نامه نوشت که حقوق ماهیانه او را بپردازید و این حقوق تا آخر عمر آن حضرت پرداخته می شد.(89)
این فراز تاریخی نشان می دهد که امام حسن عسکری علیه السلام به کسانی که برای نابودی بدعت و بدعتگزار تلاش کرده اند، عنایت و مرحمت خاص داشته و از آنان حمایت جدی می کرده است تا بدعتگزاری در بین مسلمانان وجود نداشته باشد.