چهره های درخشان سامرّاء حضرت امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام

نویسنده : حاج شیخ علی ربانی خلخالی

قداست فرشتگان از نسبت های ناروا

یوسف بن محمد و علی بن محمد بن سیّار به عنوان دو شاگرد، به محضر امام حسن عسکری علیه السلام آمدند و آماده شدند تا از علم و کمال آن حضرت بهره مند گردند و مذاکره آنها با امام حسن عسکری علیه السلام به ترتیب زیر انجام شد:
شاگردان گفتند: گروهی در نزد ما زندگی می کنند و معتقدند هاروت و ماروت(79) دو فرشته ای هستند که فرشتگان آن دو را هنگام افزایش گناه در میان انسان ها؛ برگزیدند و خداوند آنها را با فرشته دیگری به دنیا فرستاد. این دو فرشته ستاره زهره را فریفتند و خواستند با آن ستاره زنا کنند و همچنین این دو فرشته شراب می خورند و آدم می کشند و خداوند آنها را در سرزمین بابل عذاب می کند. ساحران از آن دو فرشته، فن سحر و جادو را فراگرفتند و خداوند ستاره زهره را مسخ کرد.
امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: پناه می برم به خدا از چنین نسبت های ناروا، فرشتگان خدا در پرتو الطاف خدا، معصوم و محفوظ از کفر و زشتی ها هستند.
خداوند در قرآن می فرماید:
لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون؛(80)
آنها هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی کنند و آنچه را فرمان داده شده اند (به طور کامل) اجرا می نمایند.
سپس چند آیه دیگر مانند آیه 19، 20، 27، 28، سوره انبیاء را خواند که همه بیانگر عصمت فرشتگان است.
آنگاه فرمود: خداوند متعال این فرشتگان را جانشینان خود در زمین قرار داد، آنها در دنیا همانند پیامبران و امامان علیهم السلام هستند، آیا هیچ کس از پیامبران و امامان آدم می کشد، یا زنا می کند و یا شراب می نوشد؟!
آیا نمی دانید که خداوند دنیا را خالی از پیامبر یا امام از جنس بشر نکرده است، مگر خداوند نمی فرماید:
و ما ارسلنا من قبلک الّا رجالا نوحی الیهم من اهل القری؛(81)
و ما قبل از تو نفرستادیم، جز مردانی از آبادی ها را که به آنها وحی می کردیم.
خداوند در این آیه خبر می دهد که فرشتگان را به سوی زمین به عنوان این که پیشوایان و حاکمان زمین شوند نفرستاده، بلکه آنها را به سوی پیامبران (برای رساندن وحی) فرستاده است.
شاگردان گفتند: بنابراین ابلیس، فرشته نیست.
امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: نه، بلکه او از جنّیان است؛ آیا نشنیده اید که خداوند می فرماید:
و اذا قلنا للملائکة اسجدوا لادم فسجدوا الّا ابلیس کان من الجنّ؛(82)
به یاد آرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم بر آدم سجده کنید، آنها همگی سجده کردند جز ابلیس که از جنّ بود.
بنابراین ابلیس از جنّ بود.
جدم امیرمؤمنان علی علیه السلام و او از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرد که فرمود:
خداوند آل محمد صلی الله علیه و آله، پیامبران و فرشتگان مقرب را برگزید و گزینش خداوند نبود مگر بعد از آن که به حال آنها آگاهی داشت که از ولایت و سیطره فرمان خداوند خارج نمی گردند و از حریم عصمت بیرون نمی روند و به آنان که سزاوار عذاب الهی هستند، نمی پیوندند.
شاگردان گفتند:
برای ما روایت کرده اند: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به امامت علی علیه السلام تصریح کرد، امامت او را بر جماعت های گوناگون از فرشتگان عرضه نمود، (بعضی از) آنها امامت او را نپذیرفتند و بر اثر این گناه به صورت قورباغه ها مسخ شدند.
امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: پناه می برم به خدا که چنین دروغ هایی را به ما نسبت می دهند؛ فرشتگان مانند پیامبران خدا و رسولان خدا هستند. آیا در این صورت از پیامبران، به خدا کفر سرمی زند؟
شاگردان گفتند: نه.
امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: همچنین از فرشتگان کفر سرنمی زند، شأن فرشتگان عظیم و مقامشان ارجمند است و از این نسبت های ناروا به دور می باشند.(83)

فلسفه تفاوت ارث زن و مرد

ابوهاشم روایت می کند:
شخصی به نام فهفکی که اشکال تراشی های ابن ابی العوجاء مادّی را دنبال می کرد از امام حسن عسکری علیه السلام پرسید: چرا زن بیچاره (در ارث) یک سهم می برد و مرد دو سهم می گیرد؟
آن حضرت در پاسخ فرمود: بر زن، جهاد و مخارج همسر و دیه (دیه عاقله) نیست، ولی این امور بر عهده مردها است.
ابوهاشم می گوید: با خود گفتم: این مسأله را ابن ابی العوجاء از امام صادق علیه السلام پرسیده بود و آن حضرت همین پاسخ را به او گفت، بی آنکه این مطلب را اظهار کنم.
ناگاه امام حسن عسکری علیه السلام به من فرمود: آری، این همان سوال ابن ابی العوجاء است و پاسخ ما امامان علیهم السلام یکی است، بر زبان آخرین ما سخن و حکمی جاری می گردد که به زبان اوّلی جاری شده است و نخستین فرد ما با آخرین نفر ما از نظر علم و امامت مساوی می باشند، البته فضل و برتری پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علی علیه السلام در جای خود محفوظ است.(84)

درس اخلاق و حقوق

امام حسن عسکری علیه السلام در حوزه علمیه خود علاوه بر تدریس فقه و معارف اسلامی درس اخلاق و حقوق را نیز به شاگردانش می آموخت و آنها را به آداب حقوق از دیدگاه تشیع راستین آشنا می ساخت.
در این راستا به درس زیر، از مکتب آن بزرگ مرد علم و کمال توجه کنید.
شاگردان سراپا به بیانات امام حسن علیه السلام گوش فراداده بودند، آن حضرت چنین تدریس می کرد:
آن کس که بهتر از همه حقوق برادران دینی خود را می شناسد و نیازهای آنها را تأمین می کند در پیشگاه خداوند ارجمندتر از دیگران است و کسی که در دنیا در برابر برادران دینیش تواضع کند او در پیشگاه خدا از انسان های راستین و از شیعیان حقیقی امیرمؤمنان علی علیه السلام است.
روزی پدر و فرزندی مهمان امیرمؤمنان علی علیه السلام شدند، آن حضرت برخاست و از آنها استقبال و احترام کرد و آنها را در صدر مجلس نشانید و خود در روبه روی آنها نشست، سپس غذا طلبید، غذا حاضر کردند و آن دو نفر از آن غذا خوردند، سپس از قنبر غلام خود آفتابه را گرفت تا به دست آن مرد مهمان پدر بریزد.
او مانع شد و خود را به خاک انداخت و خاکساری کرد که من خاک پای شمایم. جسارت می شود، شما آب نریزید، ای امیرمؤمنان! آیا رواست که خدا بنگرد تو با آن مقام به دست من آب بریزی؟
امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: بنشین و دستهایت را با آبی که می ریزم بشوی، خداوند می بیند که برادر دینیت؛ بدون تفوّق طلبی و اظهار برتری به تو خدمت می کند و منظورش از این خدمت آن است که در بهشت ده برابر اهل دنیا و اهل ممالک الهی او را خدمت کنند.
آن مرد نشست، علی علیه السلام به او فرمود:
تو را به حق عظیم خودم بر تو که آن را شناخته ای و مرا به افتخار خدمتگزاری تو رسانده ای به گونه ای با کمال آرامش بنشین و دستت را بشوی که اگر قنبر دست تو را می شست، همان گونه می نشستی.
آن مرد همان گونه نشست و علی علیه السلام آب ریخت و دست او را شست. پس از فراغ، آفتابه را به پسرش محمد حنفیه داد و فرمود:
پسرم! اگر پسر این مرد تنها در نزد من بود، دستش را می شستم، ولی چون نزد پدرش با هم می باشند، خداوند دوست ندارد بین پدر و پسر به طور مساوی رفتار شود، پدر دست پدر را شست، اینک تو پسرم! دست پسر این مرد را بشوی.
محمد حنفیه دستور پدر بزرگوارش را اجرا نمود.
امام حسن عسکری علیه السلام پس از بیان این ماجرای زیبا فرمود:
فمن اتّبع علیّاً علی ذلک فهو الشّیعیّ حقّاً؛
کسی که در امور حقوقی این گونه از علی علیه السلام پیروی کند، شیعه حقیقی است.(85)