فهرست کتاب


جهان در پناه یازده اسم اعظم «شرح کتاب الاسری الی مقام الاسری »

عارف شیخ اکبر محی ‏الدین ابن ‏عربی شرح و توضیح:علی باقری (ح.ن)

اشارات ابراهیمیه

سالک گفت: آنگاه مرا به لغت خلیل خود مخاطب ساخت و گفت: بر تو باد پاسخ نیکو دادن و گفتن و افزودن، وجود ستاره و ماه و خورشید چیست؟ گفتم: آگاهی ابراهیم (علیه السلام) بر روح و عقل و نفس است.
گفت: چرا برای ستاره و ماه و خورشید، ربوبیت اثبات کرد؟ گفتم: چون دید آنها بر نشأه خاکی خشم گرفتند.
گفت: چرا موسی (علیه السلام) گفت: روی خود به کسی می کنم که آسمان ها و زمین را آفرید (انعام / 79) . گفتم: چون دید بعضی از موجودات افزون بر موجودات دیگرند.
گفت: او را می بینی که وقتی به ستارگان نگریست، گفت: من بیمارم (صافات / 88) گفتم: آن قول، به حکمت علوی که از نام حکیم حق برای موسی صادر شده است، اشاره دارد.
گفت: چرا با ثابت بودن ایمانش طالب رؤیت زنده کردن مردگان شد؟ (بقره / 260) . گفتم: تا میان دانایی و بینایی جمع کند و در این مورد حسن بن هانی (ابونواس) گفت و چه خوش گفت:
هشدار! شرابم بنوشان و بگو: این شراب است
وقتی آشکارا را ممکن است، پنهانی منوشان
اسم معشوق را بگو، کنایه و کنیه را رها کن
در لذتی که پنهانی باشد، خیری نیست
گفت: چرا ابراهیم را به چهار پرنده (بقره / 260) راه نمودیم؟ گفتم: فقط اشاره به عناصر داشت.
گفت: چرا پسرش را برای قربان کردن برگزید؟ گفتم: تا کرم او به حقیقت و برهان ثابت شود.
گفت: قصدش از آن چه بود؟ گفتم: پذیرایی از خدای یگانه و مالک بود. وقتی فکر آن در دلش افتاد، ضیافت پروردگارش واجب شد.
گفت: آیا ضیافت حق به خود او کمتر از پسرش بود؟ گفتم: برای او در وجود خود منازعی نبود تا با او به منازعه پردازد.
گفت: چرا در خواب به او وحی شد؟ گفتم: تا برای حس در ساخت او دانشی و اشارتی نباشد.
گفت: چرا او را به کلمات آزمودیم؟ (بقره / 124) در حالی که صاحب سماوات کلمات را برای توبه و انابه تلقی کرد. گفتم: آیا نگفت که ابتلا برترین مقامات است؟
گفت: چرا اسماعیل و ابراهیم را به پاک کردن بیت جهت طواف کنندگان امر فرمود؟ (بقره / 125) گفتم: عنایت به محمد سرور فرستادگان بود.
گفت: چرا اسحاق کمتر از غیر او بود؟ گفتم: چون محمد صلی الله علیه و آله و سلم در صلب او نبود.
گفت: چرا ابراهیم (علیه السلام) برای مکه برکت خواست؟ (بقره / 126) گفتم: وقتی در مادر فرخندگی باشد در دختران هم هست.
گفت: وقتی ابراهیم پایه های بیت را برافراشت، چرا اسماعیل را به قبول آن دعوت کرد؟ (بقره / 127) گفتم: اسماعیل اظهار نقص کرد، تا کمال ابراهیم ثابت شود، چون واجب است که هر پسری ارزش خود را پایین تر از ارزش پدرش بداند.
شرح اشارات ابراهیمیه
سالک گفت: آنگاه را به لغت..... تمام این مراحلی که جناب ابن عربی ذکر می کند. منظور آن است که از آن مراحل گذر کرده، این که دوبار گفته دلیل خاصی ندارد، اما سیری که کرده نشان می دهد در هر مرحله آشنایی بیشتری با پیامبران گرامی یافته است. این سبب شده که ایشان خود را بزرگتر از مقام واقعی درک کنند ولی پایین تر از آن بوده اند. زیرا انسان عادی در حیات مادی، قادر به شناخت و درک از مقام واقعی آن بزرگان (علیه السلام) نیست. و نمی تواند ملاک های درستی در اختیار داشته باشد. تا صفات آنها را ارزیابی کند. آنها هم در نوبه خود سعی و تلاش بسیار کرده اند تا به آن مقام برسند.
ممکن است گفته شود اگر ابن عربی غلو کرده، خداوند باید به ایشان تذکر می داد. اما باید دانست، در مراحل بالای سلوک، خداوند که به همه بندگان مهربان است، دوست ندارد که بندگان خود را از اعمالشان زده کند، اگر در این مراحل به ابن عربی تذکر داده می شد. او ممکن بود متأثر شده و از رفتن بازمانده و از آن کار دلزده شود و دیگر راه خود را ادامه ندهد. بنابراین این نکته تذکری برای سالکان است که بدانند، بعد از طی مراحلی، خداوند تذکری به بنده سالک نخواهد داد. تذکر در مراحل اولیه و ابتدایی است. هربنده ای هم ظرفیت خاص خود را دارد. در حلقه عباد صالح خداوند تنها 14 نفر معصوم هستند و بقیه دارای مراتب و درجات خاص خود هستند.
گفت: چرا برای ستاره و ماه..... منظور آن است که بندگان در آن زمان ستاره پرست بودند، و به آنها سجده می کردند. اما بعد از آن که فهمیدند، اگر به این کار ادامه دهند با خشم خداوند مواجه خواهند شد. در اینجا خشم گرفتن یعنی گناه کردن آدم است که نباید به آن ادامه دهد و الا با خشم و عذاب الهی روبرو می شود.
گفت: چرا موسی (علیه السلام) گفت..... موسی (علیه السلام) در تفکر و تعمق در آفرینش متوجه شد، همه موجودات مراتب در هستی دارند. پس آنها نمی توانند خالق باشند.
گفت: او را می بینی، که وقتی به ستارگان...... گفت، منظور از بیماری نیاز و فقر به خداست. منظور از پاسخ آن است که موسی (علیه السلام) به خداوند گرایش یابد.
گفت: چرا با ثابت بودن...تا میان دانایی و بینایی؟...... یعنی می خواست با چشم ظاهری به مردم بیاموزد.
معنی شعر ابونواس
منظور از شراب معجزه است که بر اساس آن سالک بتواند خدا را بشناسد و آیات الهی را با چشم ظاهر دیده و درک کند. زیرا وقتی که آدمی به کمک حوس و چشم ظاهر دیده و درک کند. زیرا وقتی آدمی به کمک حوس و چشم ظاهری خدا را درک کند، او را بهتر خواهد شناخت. ظاهرا سالک در اینجا به دنبال هر چه بهتر دیدن بوده است.
گفت: چرا ابراهیم..... یعنی آن که می خواسته حضرت ابراهیم به آنچه در اطرافشان بوده پی برد.
گفت: آیا ضیافت..... منظور این است که خداوند تبارک می دانست ابراهیم از بندگان خوب ایشان است اما می خواست این نکته را هم به ایشان ثابت نماید.
گفت: چرا او را به...... منظور این است که ایشان بتواند از طریق سیر به علومی دست یابند.
گفت: چرا او را به..... اینکه ایشان را با کلمات آزمودند. چون می خواستند از این طریق به ایشان حالت توبه دست دهد تا خداوند از ایشان راضی باشد.
گفت: چرا اسماعیل و ابراهیم..... ابتلاء سالک به مصائب یکی از بهترین حالت هاست که انسان خود را مکلف می کند تا باور کند به اینکه هر چه خداوند اراده کرد، همان صحیح است و باید راضی باشد، ابتلا به بلا را انسان های عاشق حضرت حق از خداوند می خواهند، تا آن که اثبات نمایند که حاضرند در راه رسیدن به او هر نوع سختی را تحمل کرده و فداکاری و ایثار نمایند.
گفت: چرا ابراهیم..... خداوند برای مکه خیر و برکت اراده فرموده است. تا این سرزمین مقدس هم در مال، هم در معنویت، هم در روح و هم جسم تعالی بخشد. اگر کسی در آنجا عبادت خالصانه کند. خداوند به او عنایت خاص خواهد کرد. زمین جایی است که انسان باید خود را در آن محک بزند، اما از میان انسان ها، فقط عده محدودی هستند که خود را رشد می دهند.

اشارات یوسفیه

سالک گفت: سپس مرا به صفت یوسف بن یعقوب مخاطب کرد و گفت: زیرک راستگو چه می گوید که چرا زنان گفتند: این نیست مگر فرشته گرامی (یوسف / 31) گفتم: برای اینکه یوسف به نیکوترین اندام اختصاص داشت.
آنگاه گفت: چرا یوسف به بهای اندک فروخته شد؟ (یوسف / 20) . گفتم: تا بداند که انسان در هر حال ناقص است، اگر بهای او گران و قدرش برتر شود، به صفتی افزون بر ذات است که خدای برتر او را به آن صفت مخصوص گردانیده است.
گفت: چرا پیمانه وکیل را حجاب قرار داد؟ گفتم: بدین امر، دری را برای پیوند دوستان گشود.
شرح اشارات یوسفیه
سالک گفت: آنگاه مرا به لغت یوسف..... زنانی در درک لطافت و زیبایی قوی تر و بهتر از مردان هستند، لذا آنان با دیدن یوسف او را فرشته خواندند. اما او انسانی بود که خداوند او را از نعمت نیکوترین اندام برخوردار کرده بود و از یک زیبایی الهی بهره می برد.
گفت: چرا پیمانه وکیل را حجاب..... پیمانه ظرفیتی است که برای رشد و حرکت انسان در نظر گرفته شده و مقدر گردیده است. تا هر کس با تلاش و کوشش و خودسازی خود را به آن درجه برساند و به بزرگان ملحق شود.

اشارات محمدیه

سالک گفت: آنگاه مرا به لغت محمدی خطاب کرده گفت: ای که جوینده راه به محمد صلی الله علیه و آله و سلم هستی، تا از آنچه در دستان اوست ارث ببری! در مورد افق مبین چه می گویی؟ گفتم: آن، جایگاه کشف مقربین است.
گفت: چرا تجلی در افق بود؟ گفتم: آگاهی به والایی خوی ها داشت.
گفت: سخن از روی هوس نمی گوید (نجم / 3) ، چیست؟ گفتم: آن اسرار غلبه حق است.
گفت: در تقسیم کردن سوره فاتحه چه؟ گفتم: برای اینکه روشن شود تو خدایی و من بنده ام.
گفت: سلطنت به تمجید چه؟ گفتم: برای اثبات توحید است.
گفت: چرا در عبادت و یاری جستن شک رخ داده است؟ گفتم: برای مشخص شدن توانایی حق از ناتوانی هستی است.
گفت: چرا عبد به نیمه دوم فاتحه مختص شد؟ گفتم: تا نام مثانی بر آن سوره صدق کند.
گفت: در قرآن نام محمد صلی الله علیه و آله و سلم و موسی برابر آمده سیادت محمد صلی الله علیه و آله و سلم چگونه ثابت می شود؟ گفتم: محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به قرآن و عبادت مخصوص ساخت.
گفت: چرا نوح و زکریا را با او در عبادت مشارکت داد؟ گفتم: نوح بنده نعمت و زکریا بنده ربوبیت و محمد صلی الله علیه و آله و سلم بنده تنزیه است.
گفت: چرا در سیادت فاخر، محمد صلی الله علیه و آله و سلم و یحیی را شریک شمرد؟ (آل عمران / 39) گفتم: آن سیادت ظاهری بود و لذا در کتاب مبین به آن تصریح کرد و سیادت محمد صلی الله علیه و آله و سلم سرور عابدان را در آن کتاب مخفی ساخت و آن را به زبان خود محمد صلی الله علیه و آله و سلم در میان شاهدان آشکار ساخت، محمد صلی الله علیه و آله و سلم سرور عموم و یحیی سرور رسوم است.
سالک گفت: سپس به من گفته شد: اینجا بمان و نرو، کلید به تو عطا شد اگر خواستی بگشای؛ و سپاس خدای را بر آنچه بخشید و درود خدا بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم عزیز و زیبا و درخشان باد.
مؤلف گفت: همه نظم این اسرار از من است جز چهار بیت (تسترت عن دهری.....) و (الا فاسقنی.....) و در شهر فارس در دهه دوم جمادی سال 594 گرد آمد.
درود خدا بر سرورمان محمد صلی الله علیه و آله و سلم و بر خاندان و یاران او باد.
شرح اشارات محمدیه
سالک گفت: آنگاه مرا به لغت محمدی...... این نهایت سیر سالک است که سرانجام به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسیده و درخواست نموده که ایشان عنایتی به وی کنند و هدیه ای دریافت نماید. به ویژه از لطف و برکت ایشان بتواند، در مقام وارث قرار گیرد. به این وسیله در جایگاه روشنی که نزدیکی به خداوند دست قرار گیرند.
گفت: چرا تجلی در افق.... منظور از تجلی افق نزدیکی به خداوند است. آشنایی به انسان کامل داشته است.
گفت: سخن از روی هوس..... منظور کلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم است که کلام ایشان پاک و متأثر از وحی است و تمام آن حق است.
گفت: سلطنت به تمجید..... منظور رسالت پیامبر اکرم است که با تمجید از کلام خداوند مردم را به خدا نزدیک می کرد.
گفت: چرا در عبادت و یاری..... چون آدمی همیشه در تعیین کامل نیست، یقین کامل متعلق به معصوم (علیه السلام) است. اگر فردی کاملا به خدا نزدیک شود به یقین می رسد. در اینجا شک از جانب ابن عربی بوده و خداوند به او تذکر داده که شک را از خود دور کند.
گفت: چرا عید به نیمه دوم..... سبع المثانی در سوره حجر آیه 88 و لقد آتیناک سبعا من المثانی و القرآن عظیم هم آمده است همچنین در مفهوم سوره فاتحه معلوم می شود که نیمی از آن درباره خداوند و نیمی در باب بشر است. البته چنان که اشاره شد، درک این نام ها و صفات عین وجود اقدس خود خدا نیست، بشر نمی تواند درک کامل از ذات اقدس باری تعالی داشته باشد لذا برای ایجاد ارتباط از این اسماء و صفات بهره می گیرد و سعی در ادراک و شناخت خداوند در حد و ظرفیت انسانی خود می کند. از آنجا که خداوند بطور مستقیم برای انسان قابل درک و شناخت نیست. پس اسماء و صفات ثانویه برای او آمده است. تا به این وسیله او در مسیری قرار گیرد که او را به خدا نزدیک می کند و از راه گمراهان و کافرین دور شود.
گفت: در قرآن نام محمد صلی الله علیه و آله و سلم و موسی...... منظور طرح این سئوال است که چگونه می شود؟ می گوید به واسطه قرآن و عبادات مخصوص نوعی واسطه میان حق و بنده است.
گفت: چرا نوح و ذکریا..... صفات ویژه آن بزرگواران را آورده است.
گفت: چرا در سیادت فاخر محمد صلی الله علیه و آله و سلم...... در اینجا به وجوه اشتراک و اختلاف پیامبران گرامی اشاره دارد. تمام پیامبران به میان مردم آمدند، تا انسان ها را به شکل مطلق به سوی خداوند خوانده و آنها را از من دون الله در هر شکلی و صورت و قالبی بر حذر دارند. از آنجا که هر پیامبری در دوره و عصر خود با مسایل و مشکلات خاصی روبرو بود، بنابراین هر بزرگواری معجزات ویژه ای هم منطبق با زمان خود داشته است. اما در مجموع پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم صاحب کامل ترین دین ها بود، و از سوی دیگر تمام کتاب ها و رسالات رسولان و پیامبران به او ختم شد. به این جهت تمام اوصاف دیگر پیامبران در ایشان جمع بود، و آن حضرت به این جهت مورد عنایت و توجه خاص خداوند بوده اند. زیرا ایشان تمام صفات را کامل داشته اند و قرآن که معجزه ایشان است. در هر کلمه و آیه و سوره و جزء و کل دارای مفاهیم و معانی متعدد و بطن در بطن است و خواص مادی و معنوی بسیار دارد که خداوند آن را فقط برای کسانی که خود را از آلودگی های اخلاقی، اقتصادی، مادی، نفسی و روحی پاک کرده و می کنند، القاء کرده و قادر به درک و استفاده از آن کتاب پاک عظیم و مجید می نماید. قرآن سراسر نور است پس بدیهی است که حامل آن هم نورانی و پاک و بزرگ خواهد شد.