فهرست کتاب


جهان در پناه یازده اسم اعظم «شرح کتاب الاسری الی مقام الاسری »

عارف شیخ اکبر محی ‏الدین ابن ‏عربی شرح و توضیح:علی باقری (ح.ن)

مناجات منت

متن کتاب :
بنده ام! پرده ها را برای تو پاره کردم، امری شگفت را برای تو روشن ساختم تا برای قوم خود قرآن (کتاب) آوردی گفتند: جادوگر و دروغگوست غافر / 24)
بنده ام! اسرار اخلاق را به تو بخشیدم، کلید نام خلاق خود را به تو دادم، کافران گفتند: این نیست مگر سخنی ساختگی (38 / 7) .
بنده ام! مالکیت سر نون را از کن فیکون (بقره / 117) ، به تو بخشیدم، گفتند: جادوگر و دیوانه است.
بنده ام! اسرار کوثر را بر ایشان آوردی، گفتند: این نیست مگر جادویی که می رسد (المدثر / 24)
بنده ام! قافیه های زمام خود را به تو بخشیدند؛ معانی، شناخت و شخصیت خود را به تو دادند در گروه سراینده و نویسنده، پیشتاز و روان بودی، گفتند: این رسول نیست بلکه شاعر است.
بنده ام! از نور مبین برایشان کشف کردی، به علم الیقین آگاهشان ساختی، گفتند: آن در کتاب پیشینیان بود (شعرا / 196، با کمی اختلاف)
بنده ام! تو را در آستان الهیت باز و شاخص کردم و راز کیفیت و ماهیت محو کردم، اگر خواستم کسی را بر آن آگه کنم، تو را آگاه کردم؛ یا اگر کسی را بر آن برپای دارم، تو را به پا داشتم؛ وجود غیر صحیح نیست، چگونه یادش کنم، یا کیست که بدو نهی و امر کنم؟
بنده ام! تو را آگاه کردم که عرش سایه تو و باران تند اسرار نم نم باران تو است، تو عرش مجید و بی نیاز و ستوده یی، گمان گمان داران به باران ریزان رحمت تو چیست؟ و کیست که جای والای تو را بگیرد؟
تو را به اسماء تأیید کردم و به آسمان بالا بردم، تو را از رفرف ها گذراندم و بر هر مقامی و موقفی آگاهت ساختم، تو در آنها سرور بلندمرتبه و چشمه گوارا و شیرین و برنده و گویا و جلابخش بودی.
و هر کس پیشوایی تو را در این راه ادعا کند، تو به راستی سر او هستی و او کسی است که به دوستی و راستی وقارش بخشیدم و او مرده ریگ نیکویی است.
ارزش تو بالاتر از امامت است، چون آن بستگی به کسی دارد که به پس و پیش خود بنگرد، جهات جای فزونی و کاستی و سود و زیان است، تو از آنها پاک و پادشاه و مالکی.
آنگاه در قاب قوسین به تو تجلی نمودم، اثر و عین را در آنجا از تو محو کردم و دو پشته را از تو نابود ساختم تا از چشم برای تو جز مردمکش نماند و تو را مردمک چشم موجودات کردم، یگانگی نظم یافت، فرع به اصل پیوست، کارها یکی شد، پوست ها رفت، کمال وجود ظاهر شد و دیدی که عابد و معبود یکی است.
بنده ام! همه نعمت ها در برابر تو و عصاره توحید در چشمان تو است، قسم به عزتم که تو در پستی و شکست و فرود و شب تاریک و گردآلود نبودی، قرار، به تو قرار، نداشت، روز بر تو روشن نمی شد، از سپاه تو خواستم که به حضرت ای مردم یثرب! مقامی برای شما نیست بازگردید (احزاب / 13) ، بشتابند.
ماه کامل را در شب تاریک و سرزمین پنهان تو روشن کردم، پوسته تاریک آن شکافت، تاریکی جامه آن نابود گشت، قطعه بلوری شد که در پوسته نازکی از نور دامن می کشید؛ آنگاه تو را بر سایه یی از ابر بر درخت خشکی که گرد و غبار تاریک آن را ناپاک کرده بود، آوردم، بر دشت ها و کوه ها باراندم، رویه خشک دشت، از سبزی و طراوت عمامه بر سر نهاد و آنچه در درون داشت ظاهر ساخت.
آن مقامات را بر تو نمودم و آستان ها را به قدوم تو جلا دادم، در هر آستانی چادری برپا کردم و در آن از یاد زیبا بساطی گستردم.
پیوسته تو را از این نسبت ها بالا کشیدم و تو را به وجد مسبب از سبب پنهان داشتم و به تو گفتم: من مرید، مبدی و معیدم، به آنها تو را آگاهاندم که از آنچه بدان رسیدی، بازگردی، به مقامی که از آن دور افتاده یی بپیوندی، به بازگشتی مترقی نه بازگشتی که از جدایی رخ دهد.
شرح مناجات منت
در اینجا هم متن بدون ذکر نام خداوند و درود بر پیامبر و خاندان ایشان است. در شرح متن باید توجه کرد، که خطاب پیش از آن که به وارث باشد، مربوط به حضرت پیامبر ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قرآن را برای مردم آورد. هر چند عده ای آن بزرگوار را جادوگر و دروغگو دانستند. ایشان مظهر اخلاق الهی بودند و خداوند اسرار زیادی را برایشان فاش کرده بود و آن حضرت این اسرار را حفظ کرده، اما در موقع مقتضی از آن بهره می بردند، کوثر چشمه ای در بهشت است که دارای خواص بسیاری است. سوره مبارکه کوثر هم خاصیت پاک کنندگی صفا داشته و جسم و روح را پاک کرده و صیقل می دهد. خواندن این سوره با اعداد خاص، اثرات متعدد و گوناگونی دارد.
بنده ام، قافیه ها..... یکی از نعمت های بزرگ الهی استفاده از زبان برای ایجاد ارتباط و انتقال مفاهیم است. در بحث ارتباط معنوی، ابتدا خداوند سخن گفته، سپس انسان به تدریج اسماء و کلمات را آموخته و به کار برده است. زبان به جهت موقعیت مکانی و آب و هوا و جوامع تغییر کرده است، اما در اساس کار همه انسان ها یک چیز می گویند. لذا کاربرد اسماء الهی در هر زبانی مؤثر است. زیرا کلمه و زبان امری جسمی و مادی است. لذا اگر انسان به هر زبانی بگوید و یا حتی در دل خود سخن گوید یا آن که لال باشد، می تواند باز با پروردگار جهان ارتباط برقرار کند اما بهر حال کلام هم از سوی خداست، پس می تواند در شکل خالص و مؤثر خود بیان شود. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با آن که امی بودند اما قرآن را از سوی خداوند برای مردم آوردند که در نوع خود بی نظیر است. هر سوره آن اثرات خاصی دارد و هر آیه دارای تأثیرات گوناگون مادی و معنوی است. این خواص که جزء اسرار است، در اختیار کاملان و عارفان و اصل قرار می گیرد و خود نشانی از اعجاز آیات الهی است. از خدا می خواهیم، قلوب مسلمانان را برای قرائت و درک و فهم مداوم این کتاب مقدس و عزیز و معجزه آماده و بازفرماید، آمین.
بنده ام از نور مبین..... این جمله حکایت از اشرف مخلوقات بودن انسان دارد که به ویژه در رابطه با قرآن تفسیر می شود. قرآن دارای نوری است که برای مؤمنان سودمند و برای ظالمین زیان آور است و هر چه سالک در راه ایمان استوارتر باشد، بهتر می تواند آیات آن را مس و لمس نماید و به این طریق بیشتر در جان هدایت و صراط حمید افتاده از گمراهی نجات یابد. به این ترتیب تمام انسان ها با توسل به قرآن می توانند خود را به مقامی برسانند که به آستانه حضرت حق شرف وصول یافته و به این دلیل بر همه موجودات و مخلوقات برتری یابند. قرآن برای همه انسان ها اثر دارد. مثلا هر کس روزانه چند دقیقه با وضو و آرامش آن را در سینه بفشارد به آرامش محسوسی خواهد رسید.
بنده ام! تو را آگاه کردم..... خداوند به انسان کامل یا وارث یادآوری می کند که همه چیز را در هستی برای او آفریده است و انسان می تواند با استفاده درست از آنها به مقامی برسد که بر اسرار الهی واقف شده و در مقام بندگی، به شرف قرب دست یابد. به گونه ای که هیچ کس دیگری شایستگی چنین مقامی را نداشته باشد. این انسان می تواند اسماء و صفات الهی را بشناسد، بیاموزد، و آنها را در خود ملکه نماید. با این کار می تواند از زمین عروج کرده، وارد آسمان های چندگانه معنوی گردد و سرانجام در مراحل نهایی تکامل در بهشت اعلی در مقامی شایسته (رفرف) مستقر شود. عالی ترین این مقامات مختص حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. که بهترین بندگان اوست و دعا می کنیم از ما راضی باشد.
جناب محی الدین در اینجا به مقام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اشاره می کند، و اذعان دارد که اگر هر کسی از سوی پیامبر گرامی مورد تأیید قرار گرفت و به عنوان پیشوای مردم به درستی عمل کرد، می تواند صاحب اسرار الهی و نبوی گردد و در کار خود بر اساس ولایت و عدل و زهد وارث نیکوکاران شود. این گروه افراد خاصی هستند که با زحمت و تلاش خود را به مقام بالا می رسانند، پیامبر و امام نیستند، اما صاحب مقام معنوی می شوند، از جمله آنان در ایان صدر اسلام می توان به جناب سلمان فارسی، جناب بلال حبشی یا جناب لقمان اشاره کرد.
آنگاه در قاب قوسین...... مرحله ای عالی است که انسان بعد از طی مراحل، چشم لاهوتی اش باز می شود و قادر به درک و دیدن چیزهایی می شود که برای بشر عادی امکان پذیر نیست، محوکردن معنای عکس است. یعنی آن اموری که اساسا قابل رؤیت نیست، در هنگامی که فنا رخ می دهد و ناخالصی ها از میان می رود قابل دیدن می شود. منظور از مردمک جسمانی نیست، بصیرت است تا از آن طریق علم لدنی را یافته و سپس مردم را کمک کند تا آنها بتوانند به معارف و علوم دینی و الهی نزدیک شوند.
دو پشته..... منظور جسم و نفس است.
تا از چشم تو..... منظور چشم لاهوتی است که برای عارفان در دنیا هم باز می شود، پاک شدن روح به شکل کامل است. چشم برای استفاده نفس در جهان مادی بوجود آمده است، وقتی انسان از دنیا می رود. جسم و نفس هم از بین می رود. جسم و نفس مخصوص دنیای مادی است و محدود بوده و فقط در اینجا کارآیی دارد، بعد از مرگ روح وارد جهان نامحدود و غیر مادی می شود. در آنجا دیگر چشم مادی وجود ندارد و به علاوه بی فایده می شود. پس با چشم لاهوتی وضع تغییر می کند، می توان در هر آن در همه جا بود و همه چیز را دید. اگر روحی به کمال رسیده باشد، می تواند چنین قدرتی را داشته باشد. اما ارواح افراد بد و یا عادی چنین توانی را ندارند. بازگشت ارواح به این جهان هم مربوط به اجازه خداوند و میزان توان معنوی آنهاست. جنیان هم چنین قدرتی را پس از مرگ ندارند. آنان که از سوی خداوند دارای قدرت معنوی هستند، قادرند ارواح را از مکان خود، خواه در جهنم، خواه در بهشت، خلع کرده، با آنان گفتگو کرده و رابطه برقرار کنند. انسان پس از مرگ و محاسبه اعمال بلافاصله تعیین محل می شود، محل او بر اساس اعمال، جهنم یا بهشت خواهد بود.
پوست ها رفت..... یعنی در این مرحله سالک می تواند جسم را که محدود کننده است بشکافد و آن را کنار بگذارد. هر چند سالک می توانست در ایام حیات از این دنیا گاهی سیر کرده و در آن سو مکاشفه ای نماید. اما این جهان هم چنان بر خواست او حاکم بوده و سنگینی می کرد. تنها زمانی قادر به دیدن بود که خداوند اجازه می داد حتی اگر چنین کاری در جهت شناخت هر چه بیشتر خداوند بود. اما هنگامی که پوسته های مادی از دور روح کنده می شود، آرام آرام قدرت دیدن و درک معنوی هم زیادتر خواهد شد و روح انسان به طرف مقر و جایگاه اصلی خود خواهد رفت.
عصاره توحید در..... توان شناخت خدا به توحید و یگانگی مراد است یعنی اگر چشم انسان باز شد دنیایش عوض می شود. برای بازکردن چشم از طریق جسم هم می توان کار کرد، عرفای قدیم این روش را نمی دانستند. تمرین اول آن است که انسان در آینه به چشم خود خیره شود.
تو در پستی و شکست..... به این دنیا و اتفاقات افتاده در آن نباید توجه کرد. در این صورت سالک بر اساس خواست و رضایت حق عمل کرده است. هر چند آنچه که برای رسیدن به تکامل و شناخت خدا لازم است، در ابتدا وجود نداشته است. اما خداوند عنایت کرده، وسایلی فراهم کرد، تا همچون یثرب، پیامبر گرامی بتواند در جهت مأموریت خود موفق شود و با نور خود تاریکی های جهل را روشن ساخته و حق را نمایان و شفاف سازد. وقتی حق جلوه گر می شود، روح انسان نیز حساس شده و با فاصله گرفتن از جسم و دنیا، به سوی عالم معنا می شتابد. اگر انسان توان پرورش خود را نداشته باشد، چون درخت خشک و بی ثمری می شود که به دنیای مادی سخت وابسته است. پس ضروری است که ابری باران زا، سبب ریزش باران رحمت شود، تا آن درخت سیر شده و مایه برکت گردد و برکت او به دیگران هم برسد و خداوند در رابطه با وارث چنین عنایت خواهد کرد.
هرکه نیازمند سیر و سلوک در راه تکامل معنوی است، ابتدا شناختی از آن مراحل می یابد، سپس حرکت کرده و مدتی در هر مرحله می ماند، تا آن که آماده حرکت به مقصد بعدی گردد. این حرکت تدریجی و گاه بسیار کند است. زیرا سالک باید ضمن تربیت خود، آماده گرفتن رازها و استفاده مناسب از هریک از اسرار گردد. تا سرانجام به مقصد نهایی خود که همان بهشت است بازگردد.
قسم به عزتم..... ممکن است انسان در دوران جوانی مرتکب برخی گناهان کوچک و بزرگ شود، اما باید توبه کند و به راه راست گرایش یابد. در غیر این صورت دیگر امکان اصلاح نمی یابد. این نکته در مورد وارث هم مصداق دارد.
قرار به تو قرار نداشت..... انسان هنگامی که به سوی خدا می رود، در مرحله ای نسبتا طولانی دچار شوق و ذوق و اضطراب است. مدام احساس ناآرامی و بی قراری می کند، به طوری که گاه بسیار عصبانی می شود. اما اگر صبور باشد و ادامه راه دهد. سرانجام به آرامش و قرار می رسد. وارث در طی طریق خود، هدف خویش را رسیدن به خداوند می داند، لذا در هیچ مرحله ای آرام و قرار ندارد و این بی قراری، نشانه ای از عشق او به خداوند است.
سپاه تو..... منظور مجموعه عواملی است که وارث را به مرحله رشد و تکامل می رساند، عقل، نفس، جسم، روح، آب حیات، هاله دور، درخت عمل و جسم، که هریک در مراحلی از سلوک به دست آمده و فرد را روحانی می کند و از نفس و تمناهای آن دور می سازد. همه عوامل فوق در انسان عادی وجود ندارد، بلکه فقط در برخی از آنها مشترک است.
مردم یثرب..... منظور اهالی مدینه نیست، بلکه منظور تأثیری است که وارث بر کل جهان می نهد، تا مردم را به سوی خدا دعوت کند و از مسایل شهوانی و مادی برحذر دارد.
ماه کامل..... کاری که وارث دین محمدی صلی الله علیه و آله و سلم در جهان می کند، شبیه کاری است که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در جهان نموده اند، برای وارث هم بسیاری از مجهولات گشوده شده و او را به علوم گوناگون آشنا می کنند.
تاریکی..... منظور انواری است که در بزرگان دینی و عارف هست. آنان به این نور به تدریج سبب رفع تاریکی بی دینی در جامعه و جهان می شوند. زیرا خود شبیه قطعه بلور شفافی هستند که در جهان هستند. روح آنان پاک و درخشان است.
آنگاه تو را سایه ای...... منظور این است که وارث دین محمدی صلی الله علیه و آله و سلم را بعد از بدنیا آمدن در جهانی وارد می کنند که پر از آلودگی و ناپاکی است. او هم زندگی خود را در میان این مردم شروع می کند. به تدریج رشد می یابد، تا آن که به او اعلان می شود چه وظیفه ای دارد. درخت همان دنیاست. آنگاه خداوند به ایشان عنایت می کند، که استقامت ورزد، گاهی هم سختی جهان را برای او تا احدی کم می کند. تا وارث دین محمدی صلی الله علیه و آله و سلم مردم را به سوی خداوند دعوت نماید.
آنگاه مقامات را بر تو نمودم..... خداوند به خاطر وجود وارث، دنیا را به شکل دیگری به چشم او نشان می دهد. منظور از آستان سرزمین ها و مردم است که به واسطه وجود وارث جلا یافته و زیبا می شوند. یاد زیبا، فکری است که مردم از خدا می یابند و وارث آنها را کمک خواهد کرد تا به آن دست یابند و نسبت به دین و خداوند، اندیشه ای صحیح و اصولی و زیبا کسب کنند.
پیوسته تو را از این نسبت ها...... خداوند وارث را در هر مرحله ای بالا برده و جایگاه خوبی به او نشان می دهد اما اصل وجود خدا و ذات مقدس ایشان برای او هم پنهانی است.
به تو گفتم..... برخی صفات خداوند را به وارث یادآوری کرده اند. هنگامی که او مجددا به زمین بازمی گردد، خداوند برخی تغییرات را در میان مردم بوجود می آورد، سپس وارث از طریق سیر، به مفاهیم و موقعیت هایی آگاهی می یابد که با دیدن آن مجددا به دنیا بی علاقه می شود. باز قصد عالم بالا می کند. اما ضروری است او در جهان مانده و به فرامین خدا توجه و آنها را اجرا نماید. تا آن که در زمان مقرر از دنیا برود. وارثان بعد از ترک دنیا در محل خاصی می مانند و مجددا بازمی گردند تا سرانجام خداوند عنایت فرماید و ظهور آن منجی بزرگ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را اجازه فرماید. وارثان در کنار آن حضرت به انجام وظیفه خواهند پرداخت.

مناجات تعلیم

متن کتاب :
بنده ام! تو از عروسانی هستند که آنان را در گنجینه غیب ها، از روی غیرت، پنهان کرده ام، تا اسرار ارواح قلوب خلق بر آنان مطلع نشوند، آنان نزد ما حاضرند کر و گنگ و کورانند و بازنمی گردند (بقره / 17) . هر کس به زمام آن عروسان تمسک جوید و پشت امام آنان نماز گذارد، به عنایت خاتمه طور می رسد و بر معانی کتاب مسطور آگاه می شود، آهنگ راه به خداست.
هر که خواهد که به حقایق معانی برسد، باید به خلق قرآن عظیم و سبع المثانی متخلق شود در کتاب چیزی را فرو نگذاشتیم (انعام / 38) .
هر کس دوست دارد که به عالم بسیط و مرکب برسد، باید قرآن محیط باشد: خدا هر چه را بخواهد محو یا اثبات می کند و ام الکتاب نزد اوست
میان حمد عارف و وارث و میان قدیم و حادث بگو هر کس به راه و روش خود عمل می کند (اسراء / 84) .
اسم اعظم و امجد من در بنده اکرم و انجد است در خود شماست آیا نمی بینید (الذاریات / 21) اسم اعظم، سر فعال و یگانه است، کسی به او نمی رسد مگر بالا رود و جاوید باشد و این گونه آیات خود را به او دادیم تا از آن بیرون آمد (اعراف / 175) .
مرکز و مقام عارف، قطع و فرق و خرق حجاب شریعت است، می گوید و منت نمی نهد: و سپاس خدا را که اندوه را از ما برد (فاطر / 34) .
سلوک هر کس نهانی باشد و بت ها را در هم شکند و تند و نم نم ببارد، واجب است که بگوید، حمد خدا را سزاست که ما را بدین راه هدایت کرد (اعراف / 175) .
هر کس به لام (ل) تنها قیام کرد و به دست آورد و به مطلع آن از حدش گذشت مثل و ضد آن را ندید و مالک وعد و وعید آن گردید و از قرب و بعد آن در امان ماند و دانست که کسی پس از او نمی آید، گفت: حمد برای خداست که وعده راست به ما داد (زمر / 74) .
هر کس پیرو خلیفه شد، از هر ترسی در امان ماند، اسرار به دور او گشت، به رتبه والائی دست یافت و به صاحبان امرتان، نسبت دشمنی مده فاعلی نیست مگر خدا بگو همه چیز از جانب خداست (نساء / 78) .
هر کس به وزیر طعنه زد و امر او را رد کرد، امیر را سفینه دانست و قدر او را نشناخت، هرکه رسول را اطاعت کرد، خدا را اطاعت کرد (نساء / 80) ، او دارنده صفات و اسماء است. آموخت (بقره / 31) ، و جوامع کلم به تو داده شد (حدیث)
جز کافران از خوردن ثمره درخت خودداری نمی کنند، هرکه از درخت خورد، از مقامات نیکان محروم گردید، دو درخت است که از یک آب سیراب می شوند همه را، چه اینان و چه آنان، از عطای پروردگارت یاری می دهیم (اسراء / 20) .
کلید پیمان ابدی، در وفا به پیمان ازلی است آیا جزای نیکی جز نیکی است (الرحمن / 60) .
شرح متن مناجات تعلیم
این مناجات هم بدون ذکر نام حق تعالی و درود بر حضرت خاتم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت (علیه السلام) است. این بخش در مورد جوان است. سالک در اینجا ندای خداوند را دریافته و در این باره می نویسد: خداوند منان دارای اولیائی است که در دوره ای آنان را جهت هدایت امور مردم اعزام می دارد از آنجا که خداوند آنها را خیلی دوست دارد (غیرت) پس اراده می کند تا این افراد توسط مردم عادی شناخته نشوند. اما اگر کسی توفیق یابد، در معیت آنان بوده، دنباله رو آنان باشد. گویی که در راه خدا رفته و اسرار قرآن را دریافته است و نیز مشابه کسی است که در طور بوده و در آنجا به اسرار آگاه شده است.
کوه طور دارای خواص و تأثیرات معنوی بوده، و اگر کسی در کنار آن مستقر می شد، از جهت معنوی رشد بیشتری می یافت. برخی بیماری ها هم در این سرزمین به شرط نیت صادقانه بیمار، از بین می رفته است. لذا ساکنان و سالکان این کوه در نهایت مورد رضایت حق قرار می گرفته اند. اما اینک بهترین و شریف ترین مکان ها حرم کعبه است که آثار بسیاری دارد. حتی اگر غیر مسلمانی در آنجا حاضر باشد، از برکات آن بهره مند می شود. منظور از عروس در اینجا انسان های خوب و شایسته ای است که به انواع صفات الهی آراسته و از نور الهی زیبا شده و معنویت آنان چشمگیر می باشد. اگر کسی بخواهد به شناخت این افراد و یا درک مفاهیم ارائه شده از سوی آنان برسد. باید با قرآن آشنا بوده و خود را بر اساس دستورات این کتاب نورانی و مقدس تربیت کند. او باید از ابتدای سوره فاتحه تا سوره مبارکه ناس را فرابگیرد. که هر کدام دریایی از اسرار و اعجازهاست. یک معنی سبع المثانی معنای دوم است که سر اصلی است و در باب اهل الله است که برخی آیات هم درباره آنان نازل شده است.
هر کس دوست دارد..... منظور از عالم بسیط عالم معناست و عالم مرکب جهان مادی و عالم معناست. سالک زمانی می تواند، در هر دو جهان وارد شده و سیر کند که به ریسمان الهی چنگ زده و آن کتاب شریف و عظیم را لمس و مس کند و درک نماید. لذا باید با آیات الهی آشنا شده و به تدریج با عنایت حضرت حق در آن وارد شده و روز به روز فهم و درک خود را بسط و توسعه دهد.
میان حمد عارف و وارث..... عارف و وارث با هم تفاوت دارند. وارثان اهل الله اند که در هر برخی دوره ها هستند که دین خدا و سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و معصومین (علیه السلام) را حمایت و تعلیم می دهند. روش افراد در گرایش به دین و ارتباط با خداوند متفاوت است و چنان که اشاره شد، هر کسی به روشی که خاص خود اوست، با پروردگارش ارتباط برقرار می کند. این راه اجباری نیست، یک رشته امور در دین کلی و ثابت است، مانند نماز، روزه، زکات، خمس، حج. برخی مسایل شخصی و فردی است. مثل اینکه چگونه با خدا ارتباط برقرار کرده و رازونیاز نمود. یک نفر از راه گریه، یکی تفکر، یکی آواز خواندن، دیگری با استفاده از هنر مثل خطاطی، نقاشی و موسیقی به سوی خدا می رود. بهترین راه توسل به قرآن است. سر خداوند در همه انسان ها هست، خواه فرد عارف باشد، که خدا از او راضی است یا (انجد) که خدا از او راضی نمی باشد. اما آن که وارث شد به اسم اعظم رسیده و انسان کامل می شود. منظور از اسم اعظم، درک عمیق از اسماء مقدس الهی است، نه آن درک و حالت ساده ای که انسان عادی از حضرت حق دارد. بلکه به معنای درک عمیق و همه جانبه از اوست که شناختی خاص تلقی می شود، که توسط برخی از تربیت شدگان صورت می گیرد. اسم اعظم ذکر یک نام نیست، بلکه مجموعه ای از حالات و شرایط جسمی و روحی است که سبب می شود، رفتار و اعمال،، گفتار و پندار و اراده شخص هم در چارچوب معینی شکل بگیرد. تا فرد از نردبان تکامل معنوی بالا رفته و به آن دست یابد و تبدیل به اسم اعظم شود.
گاه عارفان با تلاش خود به مقامی می رسند که دیگر به پوست و ظاهر دین که همان شریعت است بسنده نمی کنند. آنان با بررسی کامل شریعت می کوشند به باطن و حقیقت دین دست یابند و خود را از قید و بند تعلقات برهانند و همه چیز را از او بدانند، به حدی که دیگر برای امور دنیوی متأسف و اندوهگین نشده و در بندگی خود همواره شاد و خوشدل باشند و در این مرحله حتما و باید از هرگونه تظاهر و ریا و خودنمایی و مقام طلبی و برتری جویی بپرهیزند و اعمال و رفتار و پندارشان تمام بر اساس صدق باشد. در غیر این صورت دچار شرک و خودخواهی خواهند شد. پس باید همواره مراقب ظهور بت های درونی و نفسانی بوده و در صورت کشف آنها را در هم شکنند. این مراقبت باید آرام و مداوم باشد (نم نم باران) و در صورت ظهور به یکباره آن را نابود کنند (تند باریدن) . تلاش سالک، دوجانبه است. در عین آن که همواره سعی در دور شدن از هوای نفس دارد، در همان حال می کوشد به خدا نزدیک شود. پس نوعی انعطاف در عملکرد هم لازم است. نه عجول باشد که تند برود. نه بی دقت که به کندی دچار شود و نماز خواندن بهترین روش در این کار است (واجب است که بگوید...)
لام یک حالت و وضعیت خاص از مراحل سیر و سلوک عارفان است، که توان و ظرفیت معنوی را بالا می برد و می تواند به معنای لا اله الا الله باشد. سالک در حالت قبض و بسط و غم و شادی به یاد اوست و به آخرت ایمان دارد و شریکی برای خداوند قائل نیست. لذا بیشترین تلاش خود را به کار می برد تا خود را تربیت کند و خود را برای جهان آخرت آماده می سازد و می داند که دوباره امکان بازگشت به جهان را نخواهد داشت. پس هر کس تابع کتاب آسمانی و پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم شد (خلیفه) . ترس و بیم به خود راه نمی دهد و در نزد خداوند جایگاهی مناسب می یابد. هر چند که در این راه با سختی های بسیار هم روبرو شود، اما نمی هراسد و خسته نمی شود.
هر کس به وزیر..... در آغاز کتاب از خلیفه و امیر و وزیر یاد شد که دارای معنای خاص بود، در اینجا منظور از امیر و وزیر معانی قبلی نیست بلکه به معنی امور لذت بخش دنیوی است. انسان شاکر از دنیا بهره مند می شود، اما اسیر آن نشده و در آن غرق نمی گردد. بلکه به شکل متعادل و مناسب بهره می برد. معنای دیگر این جمله آن است که سالک باید از دستورات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پیروی و اطاعت کرده و سیره آن بزرگوار را در زندگی خود پیشه کند. اگر چنانچه به این امر توجه نکرده یا خدای ناکرده آن را نادیده بگیرد، در واقع برخلاف دستورات الهی عمل کرده و از خدا هم دور خواهد شد. پیامبر گرامی مظهر اسماء الهی است و از آنچه که هر علتی معلولی دارد، هدف از آفرینش انسان کامل هم بر اساس آموزش این اسماء به وی بوده تا همه آنها در وی ملکه شده و او متخلق به صفات الهی گردد. از آنجا که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم توانست به این مقام دست یابد، پس می توان پذیرفت که هدف از خلقت بشر وجود گرامی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده است. چنان که در حدیث هم به این مقام اشاره شده است، منظور از ثمره درخت، دنیاست، هرکه بخواهد فقط به بهره برداری از دنیا بپردازد و در آن غرق شود، امکان توجه به معنویات را ندارد و هرکه چنین کند، چون آدم و حوا، از بهشت رانده شده و حق ورود به آن را نخواهد داشت. هر چند انسان ها وقتی به دنیا می آیند، همه در جهان ماده هستند و از یک نوع نعمت استفاده می کنند اما در عمل دیده می شود که گروهی به سوی خداوند و عالم معنا گرایش دارند، و عده ای هم او را فراموش کرده و بر اساس تمایلات مادی به ارضاء تمایلات نفسانی می پردازند. اما خداوند مهربان و لطیف است و در همه احوال و در جهت هدایت بندگان، راه راست را نشان می دهد. راه راستی که از روز ازل و در عالم ذر به انسان ها نشان داده شده و از آنان برای استواری در این راه پیمان گرفته است. اما آدمی فراموشکار است. پس پیمان خود را فرامش می کند و در چاه دنیا فرو می رود. تا شاید به خیال خود چیزی به دست آورد، در آنجا تمایلات نفسانی سبب می شود، به جمع آوری مال و کسب قدرت و جاه و نام بپردازد. به آنها دلخوش می کند. از عالم معنا و غیب بی خبر می ماند، روح خود را آلوده می کند. نمی تواند قفل را باز کند تا روح حداقل در برخی مواقع به امور معنوی و دینی بپردازد. تا آن که ملک الموت می رسد. جسم و نفس او را در زمین می گذارد که همواره دارایی مادی او بپوسد، روح آلوده را به جهانی می برد که سراسر لطافت و نور و پاکی است. حال دیگر آن روح چنان آلوده و ضعیف است که قادر نیست آلودگی خود را رفع کند. با چنین وضعی شایسته حضور در عالم پاک نیست، شرمنده و خجلت زده و گناهکار است. با درک این مسأله است که با رضایت کامل به جایی می رود، تا آلودگی ها را از جان او بیرون برند، به این دلیل احساس عذاب می کند، عذابی که دردناک و ناراحت کننده است. این عذاب غیر قابل تحمل اما غیر قابل اجتناب است.

مناجات اسرار آغاز سوره ها

بنده ام! به من از من و سخن حق من ابلاغ کن و به زبان اهل جمع و فرق بگو، من گوینده کلام و تو اهل لفظی، من رساننده و تو نگهدارنده یی، از من بگو، من خطاب کننده از خود به خودم: آغاز مجهول سوره ها، برای اهل صورت متکی به عقل است، آن، از فضل خداست، به کسی می دهد که بخواهد (مائده / 54) کلا بیست و نه سوره و آن کمال صورت است:
(الم) : بقره، آل عمران، عنکبوت، روم، لقمان، سجده، (المص) : اعراف. (الر) : یونس، هود، یوسف، ابراهیم، حجر. (المر) : رعد. (کهیعص) : مریم. (طه) : طه. (طسم) : شعرا، قصص. (طس) : نحل. (یس) یس. (ص) ص. (حم): غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف. (ق) : ق. (ن) : القلم، ماه را در منزل های خود گرداندیم (یس / 39) .
(منازل قمر: شرطان، بطین، ثریا، دبران، هقعه، هنعه، ذراع، شهره، طرفه، جبهه، زبره، صدفه، عوا، سماک الاعزل، غفر، زبانی، اکلیل، قلب، شوله، نعایم، بلده، سعدبلع، سعدالسعود، سعدالاجنیه، فرع الاول (مقدم) ، فرع الثانی (مؤخر) ، و بطن الحوت (رشا) ) .
تمامی جهان را در آن سوره ها کامل کردم و میان خود و مخلوقات به آنچه امر و نهی بود روشن نمودم و فرق نهادم من خدایم و جز من خدایی نیست ، مرا بپرستید (انبیاء / 25) .
از مبادی سوره ها، برخی یک حرف (ق، ص، ن) و بعضی دو حرف (طه، یس) و بعضی جمع و بیشتر از دو حرف است (الم، المر، کهیعص) ، اگر سپاس گزارید، هرآینه بر شما می افزایم (ابراهیم 7) .
در برخی از آغاز سوره ها چیزی افزون شده که بی نیاز می کند و از برخی کاسته رنج و تعب می آورد، آیا ندیدند که ما به زمین می پردازیم و از اطراف آن می کاهیم (رعد41) .
بعضی از مبادی سوره ها در صورت مثل هم، و برخی متخلف است، چنان که برخی از آنها جدا از هم و برخی پیوسته است، اگر خدا بخواهد خدا همه مردم را یک امت قرار می دهد (هود / 118) .
بزرگترین حروف مقطعه، پنج حرفی است، از مقام آدم و حوا، در بهشت اقامت و پناهگاه امامت و اصف و موصوف، باقی ماند بخورید از هر چه خواستید (اعراف / 19) .
جمع حروف مقطعه 78 حرف است، حقایق آنها برای هر کس روشن شود، او مالک بالا و پست خواهد شد در زنجیری که درازایش هفتاد ذرع است، آن را بکشید (الحاقه / 32)
برای هریک از آنها جزء قسمت شده یی است، آنچه را مفرد آوردم، برای بقای رسم ازل و آنچه تثبیه است برای وجود آن در حال و آنچه را جمع آوردم برای استمرار ابد است، آسمان را بر شما ریزنده فرستاد نوح / 11) ، مفرد برای دریای ازلی و تثنیه برای برزخ محمدی و جمع برای دریای ابدی است.
بنده ام! وجود این حروف بنابر بحث و احتیاط غایی، به سه هزار و پانصد و سی و دو منحصر است و اول تفصیل از نوح تا درخشش یوح است، آنگاه تا آخر ترکیبی که کلمه و روح در آن نازل می شود، بعد عددی که آن را ضرب و جمع می کنی و از آن طرحی ریخته و قرار می دهد، تمام شریعت تا ویرانی طبیعت برای تو روشن می شود و آن چیزی است که از نون و القلم (قلم / 1) ، تا آخر کتاب عزیز اکرم باقی می ماند.
مبعوث شدن محمد صلی الله علیه و آله و سلم از سوره نجم به همه عرب و عجم است. برانگیختن فرستادگان از سوره بقره است و آنان را در فاتحه نصیبی نیست و آنان در سوره فاتحه تیری به صواب پرتاب نمی کنند. سوره فاتحه، مختص محمد صلی الله علیه و آله و سلم و در نسبت به همه رسولان گرامی است که در پاسخ: کی پیامبر بودی؟ فرمود: من آن زمان که آدم میان آب و گل بود، نبی بودم (حدیث) .
محمد صلی الله علیه و آله و سلم کلید انبیاء است و از سوره نجم تا آخر قرآن عظیم از آن اوست و میان سوره نجم و آخر کتاب در صلب مقامات تا زمان خودش تردد دارد.
پس بجاست که همه هستی برای او باشد و به جایگاهی برتر اختصاص یابد، جوامع الکلم به تو داده شد ، پس از نهادن و برداشتن، چیزی برای تو نماند و آن در اوان نزول و فتح بود.
و آن نظیر مقدس از قرآن است که اقدس از پی آن می آید، تقدیس قرآن به نازل شده در آن است، برای تو به معانی آن اشاره کردم و جز دانایان، آن معانی را نمی فهمند.
بنده ام! فواتح و معانی سوره ها بابی است که وصف می شود و کشف آن ممنوع است. ای انسان! اعداد پرده چشم تو هستند، آنها سطرهای نور سبز در پشت حجاب رحمانند و برکسی که مشیت حق بر اطلاع او بر آنها تعلق گرفته، روشن می شوند، تا آنچه را که به ودیعت نزد آنهاست به او دهند پس مجاهده کن که به موافقت و مساعدت متجلی شوی، امید است که از این مشاهده ها لذت ببری.
بنده ام! پس از این حروف در جای تفسیر و تجلی گاه تعبیر، برای ناقد بصیر و دارنده سر و اکسیر و کسی که از وجود به اندک و ممکن قناعت نمی کند، مبحثی را قرار دادم.
آیات بعد از حروف را، برای بینایان به دوبخش، بخشی قسمت پذیر و بخش دیگر قسمت ناپذیر تقسیم کردم.
شگفتا! به ظاهریکه قسمت می پذیرد و باطن آن قسمت پذیر نیست.
ظاهر، شمس در برج حمل و باطن، هلال در برج اسد است.
در زیر پرده ظلمت هاست، ببین
اگر آن پنهان باشد، این پیداست
عجبا که خداوند به آن دو قسم خورده است
والشمس و ضحیها و القمر اذا تلیها (شمس / 1)
به خورشید پناه بر و ماه را رها کن که
در فردیت می تابد و معدوم می شود
کفش هستی را از پای بدر کن
علم من زوج است تا کلمات پیدا شود
و انقسام آن بر سه قسم و آن حقایق در موائد سه گانه موجود است.
و بخشی که برهان تقسیم نمی شود، سوره آل عمران است و قسمی که تقسیم می شود موصوف است، غیر از سوره آل عمران از سوره های با حروف مقطعه است و آن سه که تقسیم می شود به بخش غیر مقسوم، گوینده و شنونده و گفته است، ای که از چرت غفلت در خوابی! بیدار شو و آگاه باش.
سپس سوره های با حروف مقطعه، به دوازده چشمه و شاخه تقسیم می شود و آن، کمال عالم روحانی و جسمانی برای کل عالم الهی است؛ سیزدهم که تقسیم ناپذیر است در آن اسماء و جوامع کلم به تو آموخته می شود.
برخی از مبادی سوره ها برای رفع شک و ریب در آن چیزی است که از غیب پدید آمده و آنها: بقره، الم و سجده است.
برخی از آن سوره ها برای رفع حرج است از آنچه آمده و درج شده: اعراف، طه و شعراست.
بعضی از آنها برای شناخت عنایت ازل، اولیاء و انبیاء و رسولان است و آنها سوره های: یونس و مریم (علیه السلام) است.
بخشی از آنها برای افتراق و اجتماع و آن سنگ که نمی شکند: هود، فصلت، شوری، دخان و مؤمن است.
قسمتی برای تأکید بیان در معقولات و خبردادن از مفترقات آمده: یوسف، زخرف، قصص و روم است.
برخی از آنها به اعتبار ترکیب برای اهل نظر و ترکیب نازل شده: قاف و جاثیه است.
بخشی از آن سور برای محقق شدن هدایت در نبوت و ولایت آمده: ابراهیم، نمل و لقمان است.
برخی برای محقق شدن نزول در ایمان به عهد غایب از عیان است: و آن رعد است.
قسمتی از آن سوره ها بر تأکید توجیه و عصمت به سوگند در جایگاه تنزیه است: یس، نون و ص است. برخی برای طلب دلیل در مقابله با دشمن سخت و ثقیل است: احقاف است.
برخی برای تأکید بیان تهدید به وعید فرود آمده: حجر و عنکبوت است.
شرح مناجات اسرار آغاز سوره ها
چنان که در مقدمه ذکر شد. مناجات به معنای سخن گفتن، نجواکردن است. در این فصل برخی اسرار و رازهای قرآن بیان شده، که به خواست حق تعالی برخی از آنها را توضیح داده و تبین می کنیم. برخی را پوشیده گفته و بعضی را به همان حال خواهم نهاد.
بنده ام، به من..... خداوند از جوان می خواهد که از سوی ایشان کلام خدا را توضیح داده و آن را بین مردم انتشار دهند. جمع و فرق، به معنای افراد آگاه و مردم عادی است. یعنی بیان این نکات جنبه عمومی و همگانی دارد.
من گوینده..... پروردگار فرمان می دهد و انسان برای نیل به سعادت باید از آنها تبعیت نماید.
اهل لفظی..... لفظ یعنی آن که دایم نام خدا را زیر لب ذکر کنند. سالک باید همه روزه اعمال و رفتار خود را در ذهن خود مرور کند. پس از ارزش یابی، رفتار خود را اصلاح نماید. این کار مرضی خداوند است. منظور از ذکر چرخاندن زبان و ایجاد صوت نیست. ذکر باید در دل اثر کند. اگر انسان مدام به یاد او باشد، با هر نفسی که می رود و با هر نفسی که می آید، خدا را یاد کند. ذکر واقعی صورت گرفته است. پس نماز هم باید به شکل چنین ذکری باشد. هر چند نماز اساسا ذکر است. از تکبیر، تا حمد و سوره، رکوع و سجود، اما اگر در اثنای این عمل، فردی در ذهن خود، گفتگوی درونی داشته باشد و مشکلات و مسایل روزانه خود را در نماز مرور کرده و حل و فصل نماید. در واقع نماز خوانده و کار او بیهوده بوده است.
انسان اهل ذکر، با صدایی که از ناحیه پایین قلب و ناف می آید به ذکر می پردازد، این ذکر سبب می شود هاله ای نورانی در پیرامون فرد به وجود آید و به تدریج حالت چهره ذاکر نورانی شود. این هاله در جسم و روح آدمی مؤثر است. زیرا ذاکر را از بیماری ها، خطرات و آسیب های گوناگون محفوظ می دارد. انسانی که نماز صحیح به جای آورده و ذکر را با شرایط خاص آن بیان می دارد دچار افسردگی، تهیدستی، بیماری های خاص نمی شود. کلمه ای که در ذکر به کار می رود، ممکن است بر اساس نیاز برای حل یک موضوع خاص، یا ایجاد یک ویژگی و صفت در ذاکر، جلب برخی از امور یا دفع آنها باشد. امید است این بنده بتواند به عنایت حضرت حق در آینده مسایل و شرایط ذکر را به تفصیل قلمی کند.
من رساننده..... خداوند به انسان نعمت هایی گوناگون جسمی و روحی عطا کرده است. او موظف است این نعمت ها را حفظ و صیانت کرده، از دسترس یا تخریب شیطان دور کند.
از من بگو..... خدا دوست دارد توسط جن و انس ستایش شده و مورد پرستش قرار گیرد. در این مورد اوامر و دستوراتی صادر فرموده که اگر آدمی آنها را اجرا کند. ثمرات و فواید آن ستایش ها به خود او باز می گردد.
از خود به خودم..... خدا دستور ثنا و ستایش داده و اگر انسان آن را انجام دهد. به سوی خدا می رود، اما دوباره به انسان برمی گردد، مانند صدایی که در کوه شنیده می شود. فریاد انسان ها در کوهستان به کوه برخورد کرده و دوباره منعکس شده به سوی او باز می گردد .
آغاز مجهول سوره ها..... در آیه اول و آغازین 29 سوره شریفه قرآن کریم حرف یا حروفی وجود دارد (یک تا پنج حرف) در باب آن مفسران سخن بسیار گفته اند. این حروف جنبه اسرار و رازآلود دارد، که عده ای می کوشند، آن را از راه عقل دریابند. بدیهی است عقل هر فرد بستگی به حال شخص دارد. اگر فردی هوا و هوس در جانش ریشه داشت. به نوعی ادراک می کند که لا یمسه الا المطهرون مصداق کلی آن است. اما اگر عقلی متکی بر ایمان بود، ممکن است، به مقدار زیادی راه به جایی ببرد. عده ای گفته اند، این حروف مخفف برخی کلمات است مثلا گفته اند الم یعنی الله اکبر لا اله الا الله محمد رسول الله است. عده دیگر هم تعابیر دیگر به کار برده اند.
نکته مهم و اساسی در اینجا خاصیت این حروف است. این حروف خواص بسیار مهمی دارد که اگر سالک از آن مطلع باشد. به قدرت معنوی بالایی خواهد رسید. این مفاهیم و خواص در اختیار حضرات معصومین (علیه السلام) و برخی اولیاء الهی است. خداوند منان به هر که اراده فرماید، عطا خواهد کرد و آن کس که به عنایت الهی به راز آنها دست یافت، می تواند در حلقه بزرگان دین وارد شود. تأثیر اساسی آن حروف در کنار سوره است. لذا مثلا الم در قرآن هست، در بقره خواصی دارد که در سوره سجده نیست. تعداد سوره های فوق 29 است. خداوند زمین را در 6 روز آفرید، روز هفتم ماه را خلق کرد که در مدت 29 روز به دور زمین می چرخد. این عدد با جایگاهی در آسمان مرتبط است. البته آسمان از زمین جدا نیست، انسان با امکانات موجود، علمی خود تصور جدایی دارد. منازل قمر اثر و ارتباط خاصی بر زمین دارد.
لذا روی افراد هم مؤثر است. این که فردی در چه موقعیت جغرافیایی به دنیا آمده یا زندگی می کند سبب تفاوت در ژنها و جنس و روحیات و کلیات زندگی او می شود. در این باب ریزه کاری ها و اسراری هست که فعلا مجال طرح و بحث آن نیست. اما بطور خلاصه باید گفت از زمانی که هلال ماه رؤیت می شود، تا شب 14 که قمر کامل شده و از آنجا تا شب آخر ماه، شکل ظاهری قمر متفاوت است. این تفاوت ها روی انسان اثر می گذارد. سالک و عارف اگر به رمز این اشاره پی ببرد، قادر خواهد بود، اعمال خود را تنظیم نماید. مثلا در شب 14 که حافظ آن را یار چهارده ساله می خواند، ارتباط آدمی با خدا در حین عبادت شکل خاص می گیرد. در اوایل ماه وضع و اثرات متفاوت است. به این ترتیب از شب پانزدهم به بعد هم آثار دیگری بر انسان، روحیه و اعمال او دارد.
به همین ترتیب ماه ها نیز تفاوت دارند و هر ماه آثار خاصی دارد و این امر یکی از تفاوت های اساسی میان سال قمری و شمسی است. ماه رجب و شعبان و رمضان در مباحث عرفانی و عبادی در زمره بهترین ماه های سال هستند. در هر ماه هم شب هایی هست که از اهمیت ویژه برخوردار است. حال اگر سالک بداند، در این شب ها یا ماه ها چه اعمالی انجام دهد و در کجا و چگونه و تحت چه شرایطی انجام دهد. ثمره کار او بسیار متفاوت خواهد بود. مثلا اگر فردی در شب قدر در مکه مشغول اعمال عبادی باشد، گویی در بهشت و فضای آن مشغول عبادت است. لذا اثرات بسیاری را مشاهده خواهد کرد. به این ترتیب اعداد هم آثار خود را نشان می دهد. اثر اعداد، در ساعات خاص شبانه روز، عدد روزهای ماه، عدد اذکار، عدد سوره ها، تعداد قرائت سوره ها، و نیز آیات و اعداد آن و تعداد تکرار دفعات قرائت در دوره های معینی، خود را نشان می دهد و چنان که اشاره شد، در بیان این موضوع هیچ توجه و عنایتی به علم اعداد یا رابطه عدد و کلمه رسیده از یونانیان و مصریان نیست و آنچه که مربوط به دین مبین اسلام است، مورد عنایت و توجه این بنده است.
بنابراین یکی از اسرار مهم قرآنی یافتن رابطه 29 سوره دارای حروف مقطعه با 29 روز ماه و ماه خاص آن است. چگونگی قرائت، چگونگی تکرار، در برخی آیات، شرایط مکان و زمان و حال قاری مهم است.
تمامی جهان را..... خداوند منان تمامی دستورات مهم و اساسی را در این سوره ها بیان فرموده اند. این سوره ها از عمیق ترین سوره قرآن هستند. آیات آن علاوه بر معنای ظاهری، معانی خاص هم دارند که قرائت آنها به شکل صحیح حالات عجیب و توان های غیر قابل باوری به انسان می دهد. قرائت برخی از آنها موجب می شود که وابستگی سالک به نفس کم می شود. برخی سوره ها حالات روحانی چون خلسه ایجاد می کند. برخی سبب شفای بیماری است. برخی توان انسان را در علوم غریبه بالا می برد و تکرار برخی از سوره ها با هم نیز سبب تفاوت اثر است. مثلا اگر قرائت یکی از الم ها با المص، یا سوره کهیعص همراه باشد اثرات جدیدی دارد.
در برخی از آغاز سوره ها..... افزون شده یعنی انسان را به جایی می رساند که بی نیاز از دنیا و نفس می شود.
برخی کاسته..... خواص برخی سوره ها آن است که سبب حزن و قبض در انسان می شود و او را آماده کاری معنوی می نماید لفظ برخی از مبادی سوره ها مثل حم مثل هم است. اما خواص و آثار آن در هر سوره متفاوت است. هر چند که ظاهر آنها شبیه هم می باشد، اما هر حم با حم دیگر تفاوت دارد، ترکیب آنها با هم نیز موجب آثار و برکات جدید است.
بزرگترین حروف مقطعه...... کهیعص است که در ابتدا مربوط به حضرت آدم و حوا بوده است. آنان پس از آن که رانده شدند. مقام خوبی را که در جایگاه شبیه بهشت داشتند از دست دادند. آن مقام جایگاهی بود که فقط از آن توصیفی بر جای مانده است.
پناهگاه امامت..... یعنی آخرت، بهشت هم محل امن و جاودانه برای بزرگان است.
واصف و موصوف باقی ماند..... کسانی که در دنیا هستند، بعد از مرگ جسم آنها از بین می رود، روح آنها هم به عالم باقی می رود، پس چیزی که از آنها می ماند اعمال و صفات آنهاست. منظور از واصف کسی است که مدام یاد خدا کرده و همیشه نام و یاد و وصف او را در دل داشته باشد. موصوف هم صفاتی است که در خود انسان است و با اعمالی که انجام می دهد وصف شده و می کوشد خود را با صفت الهی تطبیق دهد. یعنی وقتی ملکه شد، انسان موجود دیگری می شود. درک و قدرت او از مسایل دنیا و عقبی تفاوت بسیار می کند.
برای هریک از آنها..... در سوری که دارای حروفی واحد است نشان از قوانین و آئینی است که بر اساس آن خدا دنیا را ایجاد کرده و موجودات ادامه حیات می دهند. در سور با حروف مقطعه دوتایی، موضوعات و چیزهایی است که خدا آورده، تا در لحظه برای ما ظاهر شود.
مقطعه چند حرفی ها برای باقی ماندن دنیای پس از مرگ است.
آسمان..... منظور چیزی است که بر انسان فرود می آید. مثلا برف، شهاب سنگ ها، روزی هم خواهد رسید که آسمان به زمین فرود می آید.
دریای ازلی..... منظور فنای انسان در حق است که در این عالم صورت می گیرد.
برزخ محمدی صلی الله علیه و آله و سلم...... حالی که آن بزرگوار صلی الله علیه و آله و سلم برای نزدیک شدن به خدا داشتند و معمولا در حین نماز بوجود می آمد.
دریای ابدی..... دنیای پس از مرگ است که عالم جاوید آخرت است.
حروف جمع 3532..... اگر حروف جمع را دریابد و با شرایط بگوید برای دنیا باقی خود جایی تهیه می کند که غیر قابل مقایسه با مؤمنان دیگر است.
اول تفصیل از نوح..... منظور ویژگی برجسته آن حضرت است که در استواری، صبر، طولانی بودن عمر است. این صفات می تواند در سالک هم بوجود آمده و ملکه شود. به شرط آن که بتواند از سوره های موردنظر به خوبی استفاده کند.
درخشش یوح..... منظور هاله ای است که دور آن جوان وارث است و در اشعار اول کتاب به آن اشاره شد. میان حضرت نوح و آن وارث موردنظر در میان وارثان و آن عدد رابطه ای خاص وجود دارد. که اگر فردی آن رابطه را دریابد ضمن درک برخی اسرار، به آگاهی از اولیاء و وارثین هم می رسد. یوح به معنی وحی شده هم هست.
ترکیبی که..... اسراری که از خدا و قرآن به انسان کامل رسیده است در اثر تمرین و تکرار و ترکیب اسرار جدیدتری می دهد و او آنها را با خود دارد. وارث در انجام مأموریت و حرکت زمانی خود، تغییراتی در روح خویش به وجود می آورد.
مبعوث شدن محمد صلی الله علیه و آله و سلم...... پیامبر اکرم از اسرار و رموزات سوره نجم شروع کرده و رشد معنوی بی نظیر و بسیاری کردند. این سوره خاص ایشان بود، قرائت این سوره تحت شرایط خاصی اثرات معنوی بسیار بر سالکان راه رفته دارد.
سوره فاتحه..... دومین سوره ایشان فاتحه بوده است که برای مؤمنین هم مؤثر است. خداوند به دلیل برکات و آثار بسیار این سوره، خواندن آن را در نمازهای یومیه دستور فرموده اند. قرآن کریم با این سوره آغاز می شود و به ناس ختم می شود. ناس نیز دارای خواص مهمی است که مرتبط با سوره اول است. سوره فاتحه مختص رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم است و بیش از چهل خاصیت مهم دارد، این سوره را سبع المثانی هم خوانده اند. زیرا غیر از نماز هم می توان آن را تکرار کرد و همچنین آیات آن در جای دیگر مجددا تکرار می شود. پس در آن سوره ها و جایگاه دیگر آیه، دارای اثرات جدید می شود. برخی از خواص را که مناسب حال عمومی است در اینجا ذکر می کنیم. عددی که برای تعداد دفعات ذکر سوره هست، یک و هفت و یازده و چهل و هفتاد و صدوده است.
1- ایجاد پیوستگی میان دو جهان
2- انتقال خیرات برای ارواح مردگان
3- ازدیاد برکت در روزی و اموال
4- تقویت مهربانی و محبت
5-گذشت و دوری از کینه
6- ایجاد اتصال میان بنده و رب
7- ایجاد آرامش روحی
8-رفع خستگی شدید جسمی
9-رفع بیماری های میکروبی و شیمیایی
10-رفع افسردگی
11-رفع ضرر و زیان
حضرات پیامبران دیگر معمولا از سوره بقره یا برخی آیات خاص آن استفاده می کردند. به عبارت دیگر هربخشی از آن مخصوص به پیامبری بوده است. که از خواص و قدرت های آن به تناسب روزگار خود استفاده می برده اند. به عبارت دیگر خداوند برای پیامبران و اولیاء الهی آیات خاصی را در نظر گرفته بودند. آنان قبل از پیامبر اکرم این آیات را می شناختند، اما بیان نمی کردند. پیامبر گرامی اسلام علاوه بر فاتحه از سوره نجم تا ناس را نیز در اختیار خود داشته است و این یکی از دلایلی است که ایشان در پیشگاه خداوند، مقامی برتر از همه بزرگواران دارند، در جهان مادی برای ایشان هیچ چیز ارزش قرآن را نداشت. به دلیل مقام والای حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و ذکر نام ایشان در قرآن کریم است که این کتاب مقدس می شود. اما درک این معنی برای هر کس میسر و مقدور نیست، خداوند تنها به کسانی که عنایت داشته باشد. قادرند به درک آن نائل گردند، کافران هر چه دقت کنند نمی توانند متوجه مفاهیم و معنی عمیق آن شوند، در برخی از کشورهای قدرتمند مسیحی امروز، عده زیادی در مورد قرآن بررسی و تحقیق می کنند، آنها از روش های گوناگون و حتی عرفانی بهره می گیرند، تا شاید این راز و رمزها را بگشایند، اما آنها تنها موفق می شوند مضامین و مفاهیم علمی را دریابند، از جمله اینکه قرآن کریم در باره کوه و آب و.......نظر داده است. کوه در سرنوشت زمین مؤثر است لذا محققین امروز که آن در حیات بشری پی برده اند، با بررسی دقیق آیات قرآن درصدد کشف قوانین و آثار مورد نظر هستند.
منظور از جوامع الکلم قرآن است که به پیامبر اکرم داده شده و چیزی برای ایشان پنهان نماند و تمام اسرار قرآن در نزد ایشان هست.
و آن نظیر مقدس از..... منظور اسم اعظم است. اگر انسان در طول زندگی خود مدام به قرآن رجوع کند و بکوشد که معانی ظاهری و باطنی آن را دریابد و همراه با تلاش خود از خداوند نیز طلب یاری کند. به تدریج با قرآن انس می گیرد و آثار و انوار آن را اخذ می کند. متأسفانه در اکثر کشورهای اسلامی این انس وجود ندارد، هر چند در کشورهایی چون الجزایر و ایران مردم عشق و علاقه عجیبی به قرآن دارند ولی این امر باید در سرزمین های اسلامی توسعه یابد و مردم بدانند با رجوع مداوم به قرآن می توانند از انوار آن بهره گرفته و در صورتی که به این کار ادامه دهند، آن قدر نور قرآن به آنان خواهد رسید که خود نیز شبیه قرآن می شوند، می توانند خدا را در وجود خود به خوبی حس و ادراکی نمایند. پس از آن است که انسان رو به کمال می نهد، تا تبدیل به انسان کامل می شود. انسان کامل اسم اعظم را در وجود خود حس می کند و چنان که قبلا هم اشاره کردیم، اسم اعظم یک کلمه نیست بلکه یک حالت است و یک تناسب و تعادل در ارکان وجودی انسان مؤمن می باشد.
تقدیس قرآن..... منظور ظاهر کلمات آن کتاب عظیم و شریف نیست. هر چند آن کلمات هم مهم است اما مقدس بودن قرآن به واسطه وجود مفاهیم عمیق معنوی در آن است. باید دانست که زبان و کلمه از عنایت الهی است. لذا ریشه تمام زبان ها یکی است. زیرا به مفاهیم و معانی ختم می شود. مثلا کلمه آسمان در فارسی و عربی و انگلیسی متفاوت است و لفظهای گوناگونی دارد اما معنا و مفهوم آن یکی است. لذا اگر حتی کور مادرزادی وجود داشته باشد که در تمام عمر خویش آسمان را ندیده باشد ولی قادر به درک معنا و مفهوم آن هست. باید توجه داشت که این گفته به معنای حذف اهمیت لفظ نیست، بلکه ضرورت فهم در واضع کلمه و بکارگیرنده آن است. برخی از الفاظ توسط انسان ها خلق شده است، مثلا آدمی لفظ پیچ و مهره، یا لاستیک را وضع کرده است. یا گاهی عارفان برای مسائل و مشهودات خود کلمه وضع می کنند. اگر انسانی که اهل معنا و عرفان است و پاک است، کلمه ای را به کار برد. آن کلمه دارای اثر خاصی است و اگر همان کلمه توسط فرد مادی و غیر معتقد استفاده شود، فاقد آن اثر خواهد بود. پس اگر در اینجا گفته شود که خداوند علیم، مفاهیم و معانی متعددی را در نظر داشته و در قالب الفاظ، کلمات و جملاتی آن را در قرآن بیان کرده و این کتاب بر خلاف کتب دینی سایر ادیان دست نخورده و بکر و اصیل مانده است. پس بنابراین لفظ و معنای آن می تواند، دارای اثرات مادی و معنوی بسیاری باشد. به همین جهت پاکان آشنا به راز و اسرار الهی با درک این مفهوم می توانند از آیات و کلمات و سوره ها، استفاده های بسیار کرده و بهره ای شایسته و در خور ببرند. قرآن کتاب خداست و نعمتی عظیم برای مردم جهان است و چنان که در آن هم تصریح شده، یکی از معجزات آن این است که برای مؤمنان شفا و رحمت و خیر به ارمغان می آورد، اما غیر مؤمن و کافر نه تنها از خیر آن برخوردار نیست، بلکه موجب زیان و خسران او می شود.
بنده ام فواتح..... حروف آغازین برای افراد عادی تنها وصف می شود ولی خواص و اسرار آن در اختیار هر کسی نیست و اگر کسی به عنایت حق به آنها دست یافت، نباید برای مردم باز کند.
پرده راز بودن..... رازگونه بودن اعداد در قرآن است. اگر کسی بخواهد از خواص سوره ها بهره ببرد، باید آنها را در زمان معینی و عددی خاص تلاوت کند. اما اینها اسرار غیبی است که خدا به هر کس مصلحت دانست، عطا خواهد کرد. پس سالک باید تمام تلاش خود را به کار بندد تا شاید مورد عنایت حق واقع شود.
آیات بعد از حروف..... کسی که خود را تربیت کرده و ضمنا مشمول عنایات خداست قادر است معنای اصلی حروف و آیات بعد از آن را دریابد. هر آیه می تواند در وضع خاصی، پرده ای را از مقابل دیدگان انسان بردارد. این انسان دارای چشم لاهوتی است. ظاهر انسان قابل تغییر و تحول است. اما باطن او چنین نیست در اینجا منظور از ظاهر و باطن روح است. برخی افراد قادر بر ایجاد تغییر مثبت در روح خود هستند. اما اکثریت مردم چنین توانی را ندارند. آنان که در برج حمل هستند، دارای قدرت کافی برای پیشرفت نیستند، اما متولدین برج اسد امکان پیشرفت دارند.
منظور از اکسیر آن است که اگر فردی از حجاب های نفس عبور کند، می تواند به خدا نزدیک شود. چنین فردی گویی آب حیات را به دست آورده، آب حیات سبب نورانی شدن انسان در دنیا و در آخرت است. افرادی که در بهشت فاقد نورند، آب حیات را نیافته اند. برخی سالکان که در ماه مبارک رمضان روزه واقعی با همه اعضا (نه شکم) گرفته و با قرآن مأنوس باشند، به این عنایت خواهند رسید.
در بررسی سوره ها و آیات و کلمات قرآن تعیین روش مشکل است. در بعضی از سوره ها می توان هر آیه را تک تک معنا کرد. در برخی باید برای درک معنای آیه یا کلمه، به کل سوره هم توجه کرد تا معنای باطنی کلمه یا آیه یا سوره ای را فهمید، گاهی آیه ای پرده را باز می کند، گاه سور اما اصل قرآن قسمت پذیر نیست و همه آن یک موجود الهی است و جنبه واحد دارد.
منظور از خورشید معنای باطنی قرآن و ماه معنای ظاهری آن است. علم زوج معنای ظاهری و باطنی آن است حالت سومی هم وجود دارد و آن حالتی است که برای هر فرد خاص در حین قرائت بوجود می آید.
پس بهتر است سالک ماه را رها کرده و خورشید که همان معنای باطنی است را جویا و خواستار شود.
بخشی به برهان..... منظور خاصیت سوره آل عمران است که دارای اثر خاصی است و باید از طریق نزدیکی به خدا آن را دریافت کرد. یک خاصیت سوره در قرائت کل آن است. خاصیت های دیگر مربوط به روز خاص و آیات خاص است. سالک در مراحل اولیه، در وضع متوسط و عالی ادراکات و آثار جدید و عالی تر دریافت می کند. ادراک و آثار هر مرحله با مرحله قبل متفاوت است. اما هر مرحله بعد، مکمل مرحله قبل است. یعنی اگر سالکی مراحل اولیه را طی نکند، آثار مراحل عالی تر را درک نخواهد کرد.
سوره های با حروف مقطعه که در جمع 29 سوره است به دوازده چشمه و شاخه تقسیم می شود هر کس به فراخور حال و عنایت الهی می تواند از آنها بهره مند گردد، اما دوازده امام معصوم به مفاهیم آن سوره ها واقف هستند. مقداری هم که باقی می ماند به عنایت خدا به عارف سالک و وارث داده می شود. شرح خواص در اینجا جایز نیست. تنها در حدی که در کتاب آمده اشاره می شود.
سوره بقره، الم و سجده: برای رفع شک و تردید است.
سوره اعراف، طه و شعرا: برای رفع حرج و دشواری های دنیوی است.
سوره هود، فصلت، شوری، دخان و مؤمن: برای جدایی میان حق و باطل و نیز افتراق دنیا و آخرت و جمع کردن کلام و نتیجه گیری از آنهاست.
سوره یوسف، زخرف، قصص و روم: برای بیان معقولات است.
سوره قاف و جاثیه: برای مؤمنان واقعی و دور از هرنوع تظاهر و ریاست.
سوره ابراهیم، نمل و لقمان: برای درک حکمت لازم در هدایت مردم در امر نبوت و ولایت است.
سوره رعد: برای افرادی است که قصد دارند به شناخت از بزرگان برسند.
سوره یس و نون و ص: برای تنزیه است .
سوره احقاف: برای اقامه دلیل در مقابل مخالفان دین است.
سوره حجر و عنکبوت: در باب مسائل اخروی است.