فهرست کتاب


جهان در پناه یازده اسم اعظم «شرح کتاب الاسری الی مقام الاسری »

عارف شیخ اکبر محی ‏الدین ابن ‏عربی شرح و توضیح:علی باقری (ح.ن)

فلک هفتم

سالکان این مرحله بسیار به خداوند نزدیک شده اند، میان آنان و بزرگان همه ادیان دوستی و مودت محکمی حاکم است. دنیا برایشان کاملا بی ارزش است. گاه عصبانی هستند، که چرا پراکنده نمی شوند در عین آنکه مربوط به دنیا هستند، از اینکه به جهان مادی متصل شده اند احساس غم و ناراحتی می کنند اما این احساسات گذراست. آنان در زمره اولیای الهی هستند که همواره ناشناخته بوده و زندگی عادی دارند، قادر به دیدن کامل دنیای باقی می باشند و می توانند، در هر جای جهان وارد شده و از مسایل و اخبار اطلاع کامل و دقیق به دست آورند.

فلک هشتم

مخصوص ارواحی است که در زمان حیات امکان رفتن به فلک هفتم را داشته اند. آنان امکان هم نشینی و مصاحبت با بزرگان را یافته، با آنان ارتباط و همکاری دارند. گاهی هم پائین آمده در افلاک پائین تر یا در جهان وارد شده و فعالیت می نمایند.

فلک نهم

در فلک نهم فنای کامل است و در آنجا چیزی جز فرشتگان مقرب حضرت حق نیست.
ادامه شرح متن
بلند همت و آماده..... آماده شدن برای رفتن به آن دنیاست، بعد از مرگ و در آن دنیا پرده ها کنار می رود و اعضاء و جوارح هر انسانی در مورد عملکرد خویش در جهان به شهادت حاضر شده و در مقابل فرشتگان پرسش گر پاسخ می دهند. در آنجا نفس مورد محاکمه قرار می گیرد و در صورت استنکاف از پاسخ، یا اقدام به توجیه عملکرد، همه اعضاء و جوارح آدمی به سخن درآمده و در آن باره به فرشتگان توضیح داده و شهادت خواهند داد، پس از پایان محاسبه اعمال و محاکمه، مجازات، یا پاداش کاملا عادلانه مشخص شده و شخص به جایگاه ابدی خود هدایت می شود. از آن پس دیگر امکان بازگشتی به این جهان هم میسر و مقدور نخواهد بود مگر برای عده ای خاص و محدود.
اگر آفتاب در..... جمله ای دوپهلوست، و نویسنده کوشیده است از طریق اصطلاحات ستاره شناسی مفهوم خود را برساند، منظور کلی از جمله این است، انسان در سیر و سلوک خود و رسیدن به حالات و موقعیت های خاص معنوی درمی یابد که به زودی به مرحله جدیدی وارد خواهد شد و این ورود سبب بروز حوادث و مسائل جدیدی است. به عکس نیز انسان خطاکار می داند پس از ارتکاب برخی اعمال، به کجا خواهد رسید و نتایج احتمالی عملکرد او چیست و بر دیگران چه اثری خواهد نهاد.
متن کتاب :
تن من از برای امت ها
نایب از کعبه حرم گردید
کعبه رازی که هرکه قصد چنین حجی دارد
آهنگ آن می کند
من راز همه آفریده هایم
و من خط قسمت شده در کلمه هایم
من، جفت و فرد بودم وقتی که
در ربع مسکون احدی نبود
من کن هستم ولی
همچون سایه یی که پذیرنده جهل و حکمت است
نادانی ساقط است
و دانایی در بلندی است
من دو لوح هستم که با هم نقش بسته اند
جز اینکه در قلم و نگارش یکی به نظر می آید
من وصف وصفم، پس وصف کنید
من ذات ذاتم پس بپذیرید
من سر سرم وقتی که
همت من در جایگاه همت ها باشد
من نور نورم وقتی که
به وجود من تازیانه تاریکی ها روشن شود
من عز عزم و نفس من
ذات ذلت و غنیمت را نمی پذیرد
هرکه مرا دید، آنچه در مثال نور و قدم
پنهان است، خواهد دید
قلب جوانی که تسلیم سوگند خدا شود
به غایت و مقصود رسیده است
ما، بوسه بر دهان او را
بر شیوه گذشته قدم مباح کردیم
خوشبختی نفس من این است که او سعادتمند
به پیمودن راه روشن امت هاست
در میان امت های گذشته
هیچ عاشقی چون او به مطلوب نرسید
ای مردمی که غیر ما را طلب کردید!
کجا بخشش دریا برابر کرم من است؟
بازگردید و کف کسی را ببوسید که
اگر ببخشد بیمی از نیستی و کاستی ندارد
در بلندی، هرچشمی به سوی ما می نگرد
و ما را به وجد خود می جوید
هر سر فرود آینده و بالا رونده یی
از روی رغبت به وجود من منسوب می شود
وقتی خورشید در برج حمل حلول کرد
از شکستن سوگند و عهد، ایمن شدند
در گذشته و آینده و حال
در نعمتی مستمر هستم
آفتاب وصل می درخشد
و خسوف هجران در حال نابودی است
به گفته من در حق خود بنگرید
که چشم همه مردم از دیدن آن نابیناست
آن را روشن و خوب می یابید
که از مرتبه کرم خبر می دهد
ای خدای آفرینش ای آرزوی من!
ای همدم و قصه گوی من در شب تاریک
ای بسیار نیکی کننده و بخشنده!
بر عاشقی که هم قسم فرسودگی است، نیکی کن
توضیح شعر
سالک با توجه به آن که روح خود را پرورش داده تا هر چه بیشتر به خدا نزدیک تر شود، خدا هم عنایت کرده و جسم او را در میان مردم قرار داد، تا آنها را راهنمایی و هدایت نماید.
هر کسی که قصد شناخت خدا را دارد، باید بر اساس یک رشته عبادات و مراسم خاص اقدام نماید. هم چنان که در کعبه مرسوم است و حال که سالک قصد شناسایی هر چه بهتر خداوند را دارد، باید آداب و رسوم خاص را رعایت کند. مراحل مختلف را سپری سازد و از طریق شناخت دقیق آفریده ها پی به عظمت و قدرت او ببرد. در این بررسی معلوم می شود که هر موجودی، ویژگی هایی دارد. اما افرادی در میان خاصان خصوصیات منحصر به فردی داشته و در واقع عصاره و رمز دیگران به حساب می آیند. به عبارت دیگر در میان گروه همگن اسوه هستند. آنها شاخص هستند.
من جفت و فرد..... فرد بودن به معنی آن است که عده ای خودشان با خدای خویش رابطه مستقیم برقرار کردند، جفت بودن به معنای آن است که سالک با جسم خود با خدا مرتبط شده است، یعنی در دنیا بوده و ارتباط خاص یافته است.
در ربع مسکون..... منظور از ربع مسکون چهار عنصر وجودی انسان است. انسان از خاک نشئت گرفته است باد، آب و آتش عناصر دیگر تشکیل دهنده آدمی است. در هر فردی یکی از این عناصر غلبه دارد، به هر حال انسان با این چهار جزء بوجود آمده و به این تعبیر در آنها ساکن است.
من کن..... کن توانایی معنوی در درک خداوند است. در اینجا منظور نصیبی است که سالک از قدرت خداوند برده است. آدمی همان موجودی است که منظور نظر پروردگار بوده است، با همان ابعاد و ظرفیت وجودی در عین آن که قابلیت خطا و گناه را داشته، اما ضمنا قادر است بر نفس خود مسلط شده و خود را رشد دهد، تا آن که موفق به کنده شدن از دنیا شود و با صیقل دادن روح و رفع کدورت از آن به مراتب بالاتر برسد. به طوری که به مقام کن هم برسد.
من دو لوح..... منظور دوگانگی وجود انسان (جسم و روح) است که در مجموع یک پدیده به نام بشر را بوجود آورده است. دوگانگی در آدم چندان محسوس نیست، لذا یکی خوانده می شود. خداوند از روح خود در انسان دمیده است، لذا اگر کسی او را توصیف کند، در واقع خدا را وصف کرده است و اگر کسی خود را تربیت کند و در راه کمال گام بردارد، صفات و اسمائی از خدا را با خود دارد.
اگر سالک بتواند پس از تلاش و بی هدف به سر وجودی خود پی ببرد و خود را بشناسد، به اسرار الهی پی برده است.
من نور نورم..... اگر غفلت و نسیان، غرایز، لذت ها و نفس به خوبی شناسایی شده و در چارچوب دستورات الهی مهار شود، فرد به معنویت می رسد. رسیدن به معنویت خود نشانه کمال و نور است که می تواند در دل تاریکی بدرخشد و جلوه گر شود.
جناب محی الدین سپس از صفات الهی که در وارث متجلی و ملکه شده است سخن می گوید به طوری که بیننده با وجود او پی به وجود خداوند می برد. این آگاهی به ویژه زمانی سودمند است که وارث از ایام جوانی با خداوند پیمان بسته باشد. در صورتی که عنایت الهی هم، شامل حال او باشد. هرکه او را ببیند پی به وجود خدا خواهد برد (نور و قدم) از چنین عارفی می توان بهره برد و اوست که اشتباه عارفان گذشته را تکرار نخواهد کرد و با توفیق الهی امت ها را به سوی راهی روشن هدایت خواهد کرد و خود نیز جلوتر از همه به وصال حق خواهد رسید. ارزش اعمال این عارف بسیار والاست. ممکن است مردم در دنیا افرادی را دیده باشند که صاحب بخشش می باشند اما هیچ یک از بخشش های آنان هم پای بخشش معنوی آن عارف نیست. عارفی که چون چیزی داد، در هیچ شرایطی ولو آن که طرف مقابل دست به خیانت و دشمنی زند، بخشش خود را باز پس نخواهد گرفت. چنین است که ارواح و فرشتگان با دیده اعجاب و تحسین به او می نگرند و از دیدن او به وجد می آیند زیرا درمی یابند که او مرکز انتقال اسرار از بالا به پائین و از پائین به جانب عالم معنوی است. وقتی که قدرت معنوی او در جامعه سیطره می یابد، همه مؤمنان آسوده خاطرند و به درستی راه حق را یافته و از انجام امور خلاف و ارتکاب گناه خودداری می کنند و بر عهد قدیم خود مبنی بر تبعیت از دستورات الهی استوار بوده و آن را زیر پا نمی گذارند. در چنین حالی است که عارف به بی زمانی در استفاده از نعمت های الهی می رسد و هنگامی که به پایان عمر (خسوف هجران) می رسد، نوید سعادت آن سویی را به او می دهند. هر چند اکثر مردم در غفلت بوده، از دیدن حق مهجورند، اما اگر کسی به دقت به این سخنان بنگرد. حق را به خوبی و درستی تشخیص خواهد داد، و متوجه کرم و عنایت الهی خواهد شد. خداوند منان بر مؤمنان و دوستدارانش که در جهان باقی بوده و سرانجام به سوی او خواهند رفت خیر و خوبی خواهد داد.