جهان در پناه یازده اسم اعظم «شرح کتاب الاسری الی مقام الاسری »

نویسنده : عارف شیخ اکبر محی الدین ابن عربی مترجم : شرح و توضیح:علی باقری (ح.ن)

مقدمه ناشر

باسمه تعالی
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند - و آنکه این کار ندانست، در انکار بماند
کمال جویی معنوی و به طور کلی استکمال نفس انسان، بر حسب شناخت و توانایی هر انسانی متفاوت است. بنابراین رمز و راز پیدایش، بقاء و رقاء آن بستگی تامی به شناخت و رفتار هر فرد در حوزه اندیشه و عمل وی دارد.
بدیهی است نگاه عرفانی، فلسفی یا کلامی از شخصیت و شاکله فردی و دیگر ابعاد معرفتی هر انسانی نشأت می گیرد. به زبان دیگر تعامل، تقابل، تعارض و به طور کلی اختلاف در نفوس و دیدگاه ها و حتی تنوع، گستردگی و پیچیدگی آنها، محصول معرفتی است که درباره خدا، هستی و انسان در عرفان پیش می آید.
نکته دیگر اینکه برخی از تقابل ها، ریشه سیاسی و فقهی دارد و در واقع جریان های تاریخی و اجتماعی به طور کلی ، نحله های فکری، زمینه ساز آن بوده است. به هر حال گاهی اوقات در مباحث عرفانی با مجموعه در هم بافته ای روبرو می شویم که شناخت تفکیک حوزه های اندیشه و عمل هر عارفی را تا اندازه زیادی مشکل می کند. زیرا مکاشفات و مشاهدات و احاطه عرفانی در عرفان عملی هر عارفی حاصل می گردد. به عنوان مثال، اختلاف درباره ولایت مطلقه و ولایت مقیده که برخی از عرفا با هم دارند از همین مقوله است.
کوتاه سخن این که برداشت های گوناگون راجع به سه رکن اساسی دین و عرفان:
شریعت
طریقت
حقیقت
ناشی از اختلاف دیدگاه ها از سه منظر عقل و نقل و کشف است.
عرفا گاهی اوقات این سه رکن را در یک قالب یا در کنار هم و بعضا در برابر هم می بینند به قول مولانا:
هر کسی از ظن خود شد یار من - وز درون من نجست اسرار من
قطب عرفان، شیخ اکبر محی الدین ابن عربی در کتاب الاسری الی مقام الاسری، وجوه عدیده عرفان را با پیچیدگی خاصی در قالب عرفان نظری و عملی بیان کرده است. مطالب این کتاب قابل استفاده علاقه مندان و دانش پژوهان به ویژه در قلمرو عرفان خواهد بود. حائز اهمیت تر آن که محی الدین، در این کتاب، به چند نکته اساسی زیر:
-تاکید بسیار بر مقام حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم .
-تاکید بر مقام حضرت علی (علیه السلام) : بیان مقام و صفات ایشان.
-اشاره صریح به مقام حضرت زهرا (سلام الله علیها) .
-اشاره به مقام حضرت صاحب (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
توجه داده است.
نکته دیگر این که، غالب متون عرفانی، به فنا به عنوان مرحله پایانی سیر و سلوک عرفانی می نگرند، در حالی که نویسنده این کتاب، مرحله فنا را به عنوان نخستین گام و به زبان دیگر آغاز راه می داند.
شایان توجه است که شرح و توضیح کتاب مذکور به عنوان یک اثر برجسته عرفان نظری و عملی، واقعا کاری دشوار بوده است، از این رو تاکنون هیچ کس آن را شرح نکرده است. ولی شارح، انجام چنین کار سترگی را در پرتو تفضلات الهی و حضرات معصومین (علیه السلام) انجام داده و به خوبی قادر به توضیح و تبیین این کتاب دشوار و بسیار پیچیده گردیده است که به نظر راقم این سطور قابل تحسین است.
گفتم:
دل و جان بر سر کارت کردم! - هر چیز که داشتم نثارت کردم!
گفتا:
تو که باشی، که کنی یا نکنی؟! - این من بودم، که بیقرارت کردم!
والعاقبه للمتقین
سید علی اصغر شریعت زاده
مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی پازینه

مقدمه شارح

بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل محمد
خدای منان را سپاسگزارم، که زیادت خواه نعمت اویم و گردن نهاده عزت اویم، پناهنده به وی از نعمت اویم، و نیازمند کفایت اویم. هرکه را، او راه نماید، گمراه نیست، و دشمنش را کسی پناه نیست، هر کسی را که او پناه است، چه نیازش به جهان و جاه و مال است؟ چه چیز هم پایه سپاس اوست؟ و کدام اندوخته چون خشنودی و رضای او؟
گواهی می دهم خدا، یکتاست، شریک ندارد و بی همتاست، گواهی ام از روی اعتقاد و ایمان ، و بی شک، برآمده از امتحان، تا در جهانیم، این گواهی در دست و زبان ماست، و در روز رستخیز، ذخیره دشواری ها در جان ماست. گواهی به یگانگی اش، نشانه استواری ایمان است. و سرلوحه نیکوکاری و احسان، مایه خشنودی آن رحیم و رحمان، سلاح جنگ با شیطان.
گواهی می دهم که محمد صلی الله علیه و آله و سلم گرامی ترین بنده اوست و پیامبرش، او را دینی است آشکار، خاتم تمام رسولان بزرگوار، با نشانه هایی متین و پدیدار. قرآنی نوشته با علم پروردگار، که نوری است رخشان و چراغی است فروزان. دستورهایش روشن و واضح و عیان، تا غبار تردید و دو دلی از دل ها بزداید، و با حجت و دلیل به راه حق الزام فرماید. هر آن کسی که نشانه ها را ببیند. بی شک بر جای نشیند. بی ستیز تقوا پیشه کند. و از گناه بپرهیزد. و با جانی پاک آن کتاب عظیم را دریابد. با انگشت روح آن را بساید، و برای هضم جان بیاراید.
گواهی می دهم بر عصمت و طهارت آشکار و نهان دوازده ستاره زمین و آسمان، و آن ستاره سفید و تابان که هم دختر بود و هم مادر و هم معصوم، نه ولی و پیامبر، و راز همه پیامبران بدانان سپرده شده است. هر که آنان را برای خود پناه گیرد، در جایگاه حق در آمده و سرپناه گیرد. آنان که مخزن و باب علم پیامبرند، بیانگر احکام شریعت آن سرورند، قرآن و سنت در نزد آنان، چون کوه برافراشته، در امان، آنان اند که دین خدای را نگهبانند و اسلام بدانان ثابت و پابرجاست. گواهی می دهم، که آن ستاره غیب، که در جان همه اولیاء و عارفان و وارثان می درخشد. راهنمایمان بنده نیکوکار و صالح خدایمان، رکن رکین جهان و خیرخواه مردمان است و با اذن خدای مهربان در همه جا هست و می تواند حاضر باشد. هر چند که در چشم نابینایان ظاهربین نباشد. اوست که روزی خواهد آمد. استوار، آشکارا و بی تردید. زیرا که خالق قادر هستی اراده فرموده است. آن روزی که صلاح خواهد دید. او کمال هشت و چهار است. ظاهر و باطن جهان از اوست. در تابعیت و اطاعت مطلق از هو، در هدایت و راهبرد در سر یازده، یاور و حامی همه مظلومان و مستضعفان و دور از همه دنیاطلبان و ظالمان.
خدای را شاکرم که این بنده را توفیقی دست داد، تا کتاب ارزشمند و الهی، عارف کبیر، شیخ اکبر محی الدین عربی را با نام الاسری الی مقام الاسری را مطالعه نماید. با متنی دشوار و مفهوم پیچیده و ثقیل، که تاکنون هیچ شارحی آن را شرح نکرده است. اما عنایت حضرت حق یار شد، و حاصل این شرح است که به نظر عارفان و اهل الله می رسد.
کتاب مورد استفاده این بنده در شرح متن ترجمه جناب آقای دکتر قاسم انصاری(1) است که خداوند بر توفیقات ایشان بیفزاید. شرح بر اساس متن ترجمه شده ایشان صورت گرفته است. تنها در مواردی که مترجم محترم در معدودی از جملات در پرانتز توضیح داده اند آنها حذف شده اند، زیرا با درک و شرح بنده مطابقت نداشت. تلاش بر آن بود که تمام متن و حتی بندبه بند و جمله به جمله شرح داده شود. مگر در مواردی که نیاز به آن نبوده است. تمام شرح تقریبا بدون رجوع به هیچ منبعی و تنها با عنایت خاص حضرت خداوند و نظر معصومین (علیه السلام) بوده و پایان پذیرفته و تا حد امکان رعایت اختصار و ایجاز در آن شده است.
خدای منان را همواره شاکرم و مسئلت دارم که همه مردمان را به درک و شناخت آیات الهی به ویژه کتاب نور و معجزه عظیم و ابدی هدایت فرماید. تا همه بیماری ها و نارسایی های جسم و جان و فرد و جامعه را درمان کنند. و با نور الهی آن در صراط حمید پای نهند و به توحید کامل برسند.
(ح.ن) علی باقری مهرماه 82
مطابق با نیمه شعبان 1424

پیشگفتار

اللهم صل علی محمد و آل محمد
کتاب الاسری الی مقام الاسری به قلم عارف کبیر و چهره برجسته عرفان اسلامی جناب شیخ اکبرمحی الدین بن عربی کتابی پیچیده است. که به دلیل همین پیچیدگی بسیار، هیچ شارحی در جهت شرح آن اقدام نکرده است. این کتاب در چند بخش تدوین شده است، بخش اول که به نوعی مقدمه کتاب محسوب می شود. از باب سفر قلب و عین الیقین و صفت روح کلی، باب حقیقت، باب عقل به باب نفس مطمئنه ختم می شود. بخش دوم، مراحل مختلف سیر در آسمانهای هفتگانه معناست، بخش سوم موقعیتها و مکانهایی عالی در سیر و تکامل روح و نفس بشری است. تا به بخش مناجات ها می رسد. معمولا تصور می شود که مناجات فقط مخصوص بندگان است.اما در این کتاب در برخی موارد جملات مستقیم از سوی خداوند نقل شده و این معنای اصلی مناجات را بیان می دارد. مناجات یعنی این که کسی، دیگری را به سوی خود دعوت کند، و این می تواند هم از سوی بنده به خداوند، یا به عکس باشد. بنابراین در بسیاری از مناجات ها خطاب و پیام از سوی خداوند منان است.
در بخش آخر اشارات آدمیه، موسویه، عیسویه، ابراهیمیه، یوسفیه، محمدیه است. در این بخش نکته ها و تذکرهایی هست که می بایست به آنها توجه می شد. و به عبارتی این نکات نشانه و مشخصه ای از آن بزرگواران است.
در شرح کتاب حالات و موقعیت هایی بود که قابلیت بیان آن وجود ندارد، تنها می توان اشاره کرد که اساس کار در شرح این کتاب شریف همان بوده است که جناب محی الدین با آن جوان داشته است. جناب محی الدین عربی پس از ورود به دمشق در یکی از مساجد، با جوانی خوش سیما روبرو شد. که نام او محمد و تنها فرزند خانواده ای متدین بوده است. پدر او وضع متوسطی داشته و در بازار با شغل ساختن دلو و سطل، امرار معاش کرده است. محمد در آن ایام کلاس های تعلیم و تفسیر قرآن داشته، که جناب محی الدین هم بعد از آشنایی با او در برخی جلسات شرکت می کند. در آنجا تصور می کند. که آن جوان چندان قدرتمند نیست، اما پس از بحث های خصوصی، پی به عوالم معنوی او می برد، آن جوان محی الدین را سیر می دهد. این کار حدود 8 ماه به درازا می کشد که روزانه حدود 8 ساعت برای این کار اختصاص می یابد. محی الدین در آن زمان ناچار است کتاب را به نوعی بنویسد که تصور شود، بحث ها مربوط به اوست. اما این بحث ها عمدتا مربوط به آن جوان و یکی از اولیای الهی در دوره های بعد بوده است. چنان که در مقدمه هم اشاره می کند، که این کتاب برای وارثان سنت پیامبران و فرستادگان است، این فرد از نزدیکان اهل بیت (علیه السلام) و حضرت صاحب (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به حساب می آمده و بنابراین به نظر این بنده، کل و اساس کتاب به هیچ وجه ارتباطی به جناب محی الدین بن عربی ندارد. و وصف حال ایشان نبوده است. زیرا در هنگام سیردادن فردی، سیردهنده انرژی می دهد. سیرکننده موضوع را دیده و توضیح می دهد. گاهی ممکن است. منظور سخن و گفتگو مبهم و نارسا گردد. بهرحال جناب شیخ، در پایان سیر و بنابه انجام وظیفه آن را مکتوب کرده، و به یادگار نهاده اند، مباحثی که در این کتاب مطرح شده، با نظر برخی از عرفا و فلاسفه هم مطابقت ندارد، زیرا نظرات اظهار شده توسط آنان عمدتا ریشه در تاریخ آن علوم و برداشت های شخصی آنان دارد. اما این کتاب در ارتباط مستقیم و کشف جناب محی الدین بوده، و بنابراین می تواند، مدرکی صحیح در باب سیر و سلوک و مسایل خودسازی و شرح برخی اسرار باشد. به ویژه آن که در این کتاب بخشی از مسایل وارثان دین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هم طرح و بیان شده است.
نکته مهم دیگری که در این کتاب وجود دارد، اشارات و بیاناتی است، که در باب مقام حضرت علی (علیه السلام) حضرت زهرا (سلام الله علیها) و نیز شأن و جایگاه عظیم امام بزرگوار حضرت صاحب (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیان شده است. یک نکته جالب دیگر، در برخورد آن صدیقه مکرمه با سالک در باب توضیح در مقام مولا (علیه السلام) است، که در متن به آن اشاره شده است.
یک ویژگی بارز و مهم این کتاب در مقایسه با سایر کتب عرفانی آن است که، کتب عرفانی معمولا بالاترین مقامات و مراحل در عرفان را فنای در حق می دانند، اما در این کتاب از مقامات و مراتبی یاد شده است، که تاکنون طرح و بحث نشده است و انشاءالله که راهگشای حرکت سالکان خواهد بود .
در بخش اعظم مناجات ها و بیانات در باب توصیف سالک، نظر اصلی به آن جوان و آن وارث بعدی بوده، و نظری به جناب محی الدین نداشته است.
توضیح کتاب با بیانی ساده و بی پیرایه است. تا مناسب حال همه مؤمنان باشد. و تا حدی که مورد نیاز بوده، پرده از برخی اسرار برداشته شد، اما تعدادی هم به کنایه بیان شد تا برای اهل آن سودمند افتد، و برخی نیز بر جای ماند، که تا دوره ای دیگر بحث و طرح شود.
از خداوند منان طلب و درخواست داریم که در ظهور آن یگانه، امام معصوم، که خود نوری الهی و در پرده انوار است، تعجیل فرمایند. این دعا برای همه مؤمنان و مسلمین مفید است. زیرا که دل ها، عقول و قلوب آنان را برای ظهور آماده خواهد ساخت.
ختم کلام، یک فقط یک است، یک با یک بعد از یازده و هر دو با یازده و هر دو بر یازده از ازل تا به ابد، یازده با بعد آن از یازده و همه با یک و یک تنها، و همه سر گردش جهان در همه دوران هاست.
الحمدلله رب العالمین
به نام خداوند بخشنده مهربان
و درود و سلام خدا بر سرورمان محمد صلی الله علیه و آله و سلم و
خاندان و یاران او باد
بنده نیازمند به خدای بزرگ و بندی بارگاه الهی و مملوک حضرت پروردگاری (محی الدین عربی) ، خدا فرجام او را نیک گرداناد، گفت:
سپاس خداوندی را که روز را از شب تاریک جدا کرد و خورشید نوربخش و ماه نورگیر را در آن ها درخشان و آن دو را راهنمای راه جویان و گمشدگان ساخت، سپاس بی آغاز و به زبان قدم که سودبخش ادراک نهایی و نتیجه خشم و لطف و کمال است، نوای قلم در گوش دل سخن، نوشته با مرکب ن (القلم / 1) وجود و کرم؛ پاک از وقت بسته و گشوده بودن آسمان آن دو بسته بودند، آن ها را گشودیم (انبیاء / 1) ، به تمام ادراکات پاک از عدم خدایی که بنده اش را شبانه از مسجد حرام به مسجد اقصی سیر داد (اسراء / 1) و به جایگاه اقدم برد؛ سپاس او را به مقتضای آنچه از حمد گذشت.
سپاس به الف نه به ب درود بر نخستین پدید آمده که آن زمان موجودی جز او طلوع و ظهور نداشت و او مثل نامیده شد و یگانه قسمت ناپذیرش آفرید و گفت: چیزی چون او نیست (شوری / 11) .وی دانا و یگانه و نامی است و او را به آینه ذات پیوسته به ذات و نه گسسته از آن ناظر گردانید. وقتی صورت مثل برایش پدید آمد، به ذات ایمان آورد و تسلیم او شد. ذات، او را مالک و کلیددار مملکت خود کرد و در خطاب به وی فرمود:ای محمد! تو موجود اکرم و حرم اعظم، رکن یمانی و باب کعبه، مقام ابراهیم، حجرالاسود و راز پنهان در زمزمی آب زمزم برای نوشنده آن است (حدیث) که باید آنچه در آینه بر وی آشکار شدت بنگرد و پوشیده دارد. درود خدا بر او و خاندان و یاران پاک او باد.
مقصود من در این نوشته گروه صوفیان، دارندگان معراج عقلی و مقامات روحانی و اسرار الهی و مراتب والای قدسی است؛ کتاب به ابواب آراسته است و الاسری الی مقام الاسری نام دارد و به اختصار، ترتیب رحلت از عالم کون به عالم الهی را بیان می کند.
در این کتاب به کشف عصاره خرد، برهنه از هر جامه یی ، برای صاحبان عقل و بصیرت پرداخته ام و امری شگفت را، به سیر، با رفع حجاب و ذکر نام برخی از مقامات به مقامی که ناگفتنی است و ظهورش به علم و حال ممکن نیست، روشن ساخته ام.
این، معراج جان های وارثان سنت پیامبران و فرستادگان است، معراج جان هاست نه معراج تن ها. سیر اسرار است نه سیر خانه و دیوار، دیدار دلهاست نه دیدار چشم ها، روش معرفت ذوق و تحقیق است نه روش مسافت و طریق، سیر آسمان معناست نه سیر به منزل و مأوی.
این امر را به نثر و نظم وصف کرده ام و با الفاظی آهنگین، میان رمز و فهم نهاده ام تا کار بر حافظان آسان گردد، طریق را بیان و تحقیق را روشن و سر دوست را عیان کرده ام و مناجات را به شمارش بعضی از لغات مرتب ساخته ام؛ کتاب را آغاز و به خدا توکل می کنم و از وی هدایت می جویم.