امام حسین (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت

نویسنده : علامه محمدتقی جعفری

نوع دوم. اتحاد ناشی از جاذبه کرامت ارزشی اکتسابی میان انسان های رشد یافته

انما المؤمنون اخوه(85)
جز این نیست که مردم با ایمان با یکدیگر بردارند.
ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا(86)
تحقیقا کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند، خداوند بخشاینده برای آنان وداد (مهر شدیدی) قرار می دهد.
در حدیثی بسیار معروف آمده است که ابوبصیر می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
المومن أخو المومن کالجسد الواحد ان اشتکی شیئا منه وجد ألم ذالک فی سائر جسده و أرواحهما من روح واحده و ان روح المؤمن لاشد اتصالا بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها(87)
مؤمن، برادر مؤمن است مانند (اعضای) جسد واحد، اگر عضوی ناله کند، درد آن عضو را در سایر اعضای جسدش درمی یابد. و ارواح مؤمنان از یک روح هستند و روح مؤمن به روح خداوند، متصل تر است از اتصال شعاع خورشید به خورشید.
این اتحاد، عالی ترین و با ارزش ترین همه انواع اتحادها است، زیرا ناشی از انجذاب ارواحِ رشد یافته به یکدیگر است. همان گونه که در بالا اشاره شد، این اتحاد، اکتسابی و اختیاری است، نه مانند کرامت ذاتی که اکتسابی و اختیاری نیست، بلکه واقعیتی است که از قانون نفس الامری ملکوتی، ناشی شده است.

نوع سوم. تشکل گروهی

سومین نوع اتحاد انسان ها، تشکل گروهی جامعه ای است که هر یک از آنان در آن جامعه، جزئی از یک مجموعه متشکل به شمار می رود که در تحقق کلِ مجموعی دخالت می ورزد. و این همان وحدت است که مختصات کل جامعه در چگونگی های ابتدایی و علت پذیریِ هر یک از اجزای خود اثر می گذارد، یعنی صلاح و فساد آنان کاملا به هم پیوسته است، در حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) آمده است:
ان قوما رکبوا سفینه فاقتسموها فصار لکل رجل منهم موضع، فنقر رجل منهم موضعه بفأس فقالوا له ما تصنع؟ قال هو مکانی أصنع فیه ما أشاء! فان أخذوا علی یده نجا و نجوا و ان ترکوه هلک و هلکوا(88)
جمعی سوار کشتی شدند و هر یک از آنان جای خود را گرفت. یکی از آنان با تبر {یا با هر وسیله ای که در دست داشت } جای اختصاصی خود را سوراخ می کرد. به او گفتند: چه می کنی؟ پاسخ گفت: جای خودم است و هر کاری که بخواهم می توانم در جای خود انجام بدهم. اگر آن کشتی نشینان دست آن شخص را گرفته، مانع سوراخ کردن کشتی شوند، هم او نجات پیدا می کند و هم سایر کشتی نشینان. و اگر او را رها کنند تا خواسته خود را عملی کند، هم او به هلاکت می رسد و هم سایر کشتی نشینان.
با نظر به این تساوی ها و اتحادها از دیدگاه اسلام بوده است که وحدت حقیقیِ انسان ها (نه وحدت تخیلی و احساساتی محض و اضطراری و جبری که در طول تاریخ در میان جوامع و ملل به طور فراوان دیده می شود) از ریگزار شبه جزیره عربستان بروز کرد.

بخش سیزدهم: پیامبر اسلام محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله) پس از جدی ترین تلاش و تکاپو، با نهایت اخلاص در اکمال دین و اتمام نعمت الهی برای انسان ها، دارفانی را وداع گفت و به سرای جاودانی شتافت.

پیامبر اسلام محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله)، آن آخرین برگزیده خداوندی که درود عالم و عالم آفرین بر جان و روانش باد، در مدتی محدود، با الطاف ربانی، به هدف اعلای خود که ابلاغ آخرین رسالت عظمای تکامل انسانی بود، توفیق یافت و آن گاه به جهان برین، رو به بارگاه رفیق اعلی برشتافت.
سالیان طولانی پس از غروب این خورشید درخشان، تا حدود نیم قرن، جهان پیچیده ترین حوادث تاریخ بشری را به خود دید. منشأ اصلی بروز آن حوادث پیچیده و گاهی متناقض، این بود که سیاست به معنای مدیریت ابعادِ حیاتِ معمولیِ مردم، به وسیله برخی از متصدیان مقام اولی الامر، فرمان مبارک اطیعواالله و اطیعواالرسول(89) را در ابهام انداخت و اجتهاد با یک مفهوم توجیه نشده، رویاروی وحی ایستاد!
در این برهه حساس از تاریخ بشری، همزمان با وجود انسان های با ایمان و عشاقِ وفادار به دین حنیف اسلام، جمعی زرپرست و شرانگیز و سلطه گر، سر کشیدند و میدانی را که رسول اکرم (لی الله علیه و آله) با تلاش صمیمانه خود و دودمان و یاران با ایمانش برای مسابقه در خیر و کمال در مسیر یک تمدن جهانی برای انسان ها آماده کرده بودند، به جولانگاه خودخواهی ها و خودکامگی ها تبدیل نمودند.
همان گونه که برای هشیاران جامعه مورد انتظار بود، هوی و هوس های مسمومِ دوران جاهلیت که در درون فرصت طلبانِ خودمحور حبس شده بود، سر کشید و در فضای جامعه نوبهار اسلامی به شدت وزیدن گرفت. خلافت الهی که از مبدأ حق به حرکت در آمده و در مسیر حق شکفته و به ثمر نشسته بود، به وسیله آن هواهای نفسانی، از افق جامعه ناپدید شد.
از آن جا که تحول تکامل الهی با اجبار سازگار نیست، لذا هیچ یک از تحولات و انقلاب های انسانی و الهی، تاکنون نتوانسته است سلاحی قاطع برای کندن ریشه های انحراف که از دوره های ماقبل تحول و انقلاب در دل های بعضی از مردم آن جوامع وجود داشته است، به دست حامیان راستین خود بسپارد.
بنابراین، ظهور خطی به وسیله شخصی از آل امیه به نام معاویه، در جامعه اسلامی مقاومت شدید وی در برابر امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) که بر مبنای اصیل ترین و روشن ترین منابع قانونی، خلافت و ولایت عظمای الهی را در اختیار داشت، غیر منتظره نبود.
در آن دوران، معاویه، به ناحق، به بهانه خونخواهی عثمان برمی خیزد {که اگر ادعایش صحت داشت، یک مسأله حقوقی را دستاویز قرار می داد، نه این که استحقاق خلافت و زمامداریِ جامعه بزرگ اسلامی را داشته باشد} و رویاروی زمامدار بر حق علی (علیه السلام) می ایستد!
توفان طمعِ سلطه گریِ نژاد پرستانه، مغز معاویه را درهم پیچید و با کمال بی پروایی، حرکت پیشرو اسلام و مسلمین را دچار توفان کوبنده نمود و آن را متوقف ساخت. تردیدی نیست که کشورگشایی و جهان گیری های معمولی، منظور بانیِ حقیقیِ اسلام نبود، بلکه چنان که روش پیامبرِ این دین انسانی نشان می دهد، مقصود، پیشبرد اهداف تکاملی انسان بود.