امام حسین (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت

نویسنده : علامه محمدتقی جعفری

نوع یکم. اتحادی فوق وحدت ها و کثرت های طبیعی

این اتحاد فقط در ادیان حقه الهی مطرح شده است و در هیچ یک از مکتب ها و معتقدات بشری چنین، اتحادی وجود ندارد. خداوند سبحان در قرآن مجید می فرماید:
من أجل ذلک کتبنا علی بنی اسرائیل انه من قتل نفسا بغیر نفس أو فساد فی الأرض فکأنما قتل الناس جمیعا و من أحیاها فکأنما أحیا الناس جمیعا(84)
از این جهت است که بنی اسرائیل مقرر داشتیم که حقیقت این است که اگر کسی، یک انسان را بدون عنوان قصاص یا ایجاد فساد در روی زمین بکشد، مانند این است که همه انسان ها را کشته است. و اگر کسی را احیا کند، مانند این است که همه انسان ها را احیا نموده است.
دو مطلب مهم در این آیه شریفه وجود دارد که آن ها را به طور مختصر متذکر می شویم:
1- معنای این آیه با یک فرمول ریاضی چنین است: همه 1 و 1 همه. حقیقت این است که تا این فرمول اعجازانگیز مورد درک و پذیرش بشر قرار نگیرد، هیچ درمانی برای دردهای بشری پیدا نخواهد شد.
2- این اتحاد، یک حقیقت فوق طبیعی است نه طبیعی، و به همین جهت، نمی تواند به عنوان یک اصل حقوقیِ معمولی مطرح گردد، ولی می تواند به عنوان بهترین عامل تنظیم حقوق جهانی و اخلاق جهانی بشر، وارد معارف جدیِ ما انسان ها شود.

نوع دوم. اتحاد ناشی از جاذبه کرامت ارزشی اکتسابی میان انسان های رشد یافته

انما المؤمنون اخوه(85)
جز این نیست که مردم با ایمان با یکدیگر بردارند.
ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا(86)
تحقیقا کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند، خداوند بخشاینده برای آنان وداد (مهر شدیدی) قرار می دهد.
در حدیثی بسیار معروف آمده است که ابوبصیر می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
المومن أخو المومن کالجسد الواحد ان اشتکی شیئا منه وجد ألم ذالک فی سائر جسده و أرواحهما من روح واحده و ان روح المؤمن لاشد اتصالا بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها(87)
مؤمن، برادر مؤمن است مانند (اعضای) جسد واحد، اگر عضوی ناله کند، درد آن عضو را در سایر اعضای جسدش درمی یابد. و ارواح مؤمنان از یک روح هستند و روح مؤمن به روح خداوند، متصل تر است از اتصال شعاع خورشید به خورشید.
این اتحاد، عالی ترین و با ارزش ترین همه انواع اتحادها است، زیرا ناشی از انجذاب ارواحِ رشد یافته به یکدیگر است. همان گونه که در بالا اشاره شد، این اتحاد، اکتسابی و اختیاری است، نه مانند کرامت ذاتی که اکتسابی و اختیاری نیست، بلکه واقعیتی است که از قانون نفس الامری ملکوتی، ناشی شده است.

نوع سوم. تشکل گروهی

سومین نوع اتحاد انسان ها، تشکل گروهی جامعه ای است که هر یک از آنان در آن جامعه، جزئی از یک مجموعه متشکل به شمار می رود که در تحقق کلِ مجموعی دخالت می ورزد. و این همان وحدت است که مختصات کل جامعه در چگونگی های ابتدایی و علت پذیریِ هر یک از اجزای خود اثر می گذارد، یعنی صلاح و فساد آنان کاملا به هم پیوسته است، در حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) آمده است:
ان قوما رکبوا سفینه فاقتسموها فصار لکل رجل منهم موضع، فنقر رجل منهم موضعه بفأس فقالوا له ما تصنع؟ قال هو مکانی أصنع فیه ما أشاء! فان أخذوا علی یده نجا و نجوا و ان ترکوه هلک و هلکوا(88)
جمعی سوار کشتی شدند و هر یک از آنان جای خود را گرفت. یکی از آنان با تبر {یا با هر وسیله ای که در دست داشت } جای اختصاصی خود را سوراخ می کرد. به او گفتند: چه می کنی؟ پاسخ گفت: جای خودم است و هر کاری که بخواهم می توانم در جای خود انجام بدهم. اگر آن کشتی نشینان دست آن شخص را گرفته، مانع سوراخ کردن کشتی شوند، هم او نجات پیدا می کند و هم سایر کشتی نشینان. و اگر او را رها کنند تا خواسته خود را عملی کند، هم او به هلاکت می رسد و هم سایر کشتی نشینان.
با نظر به این تساوی ها و اتحادها از دیدگاه اسلام بوده است که وحدت حقیقیِ انسان ها (نه وحدت تخیلی و احساساتی محض و اضطراری و جبری که در طول تاریخ در میان جوامع و ملل به طور فراوان دیده می شود) از ریگزار شبه جزیره عربستان بروز کرد.