امام حسین (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت

نویسنده : علامه محمدتقی جعفری

نوع نهم. تساوی مبدأ در خلقت انسان ها

خلقت همه انسان ها، از یک نفس شروع گشته است.
یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده(76)
ای مردم! به پروردگارتان تقوا بورزید، آن که شما را از یک نفس آفریده است.
ظاهر ابیات معروف سعدی در اتحاد انسان ها، این دو نوع (هشتم و نهم) است که می گوید:
بنی آدم اعضای یکدیگرند - که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار - دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی - نشاید که نامت نهند آدمی
ولی جلال الدین محمد مولوی در دیوان شمس تبریزی، منشأ وحدت انسان ها را عمیق تر و عالی تر و از جهات متعدد مطرح می سازد:
این همه عربده و مستی و ناسازی چیست؟ - نه همه همره و هم قافله و همزادند!
در مثنوی نیز چنین می گوید:
بر مثالِ موج ها اعدادشان - در عدد آورده باشد بادشان
مفترق شد آفتاب جان ها - در درونِ روزن ابدان ها
چون نظر بر قرص داری خود یکی است - آن که شد محجوب ابدان در شکی است
تفرقه در روح حیوانی بود - نفس واحد در روح انسانی بود
چون که حق رش علیهم نوره - مفترق هرگز نگردد نور او
روح انسانی کنفس واحده است - روح حیوانی سفال جامده است(77)

نوع دهم. تساوی در ماده اصلی خلقت

آیات قرآنی و احادیث معتبر، ماده اصلی خلقتِ همه انسان ها را خاک معرفی می کند:
و لقد خلقنا الانسان من صلصال من حمأ مسنون(78)
تحقیقا ما انسان را از گِل خشکیده سیاه و مانده و سخت آفریدیم.
جریان نسل را هم به صورت نطفه هایی که در ارحام مادران پرورش می یابند قرار داده است:
خلق الانسان من نطفه(79)
خداوند انسان را نطفه ای آفرید.

نوع یازدهم. تساوی در ماهیت و مختصاتی که همه انسان ها دارند.

همه افراد انسانی از نظر جسمانی و مغزی و سازمان روانی و پدیده ها و فعالیت های آن ها متعددند؛
یعنی علاوه بر این که انسان ها در برخورداری از روح کلی که خدا در آنان دمیده است(80) با یکدیگر شریک هستند، ولی در عین حال، با درجات مختلف از تعقل و وجدان و احساسات و عواطف و انواعی فراوان از لذایذ و آلام تعلیم و تربیت پذیری و قدرت اکتشاف و تجرید و تجسیم و اندیشه و اشتیاق به تکامل و فرهنگ گرایی و تمدن سازی و... برخوردارند. تساوی در همه این حقایق، گذشته از این که محسوس و مورد مشاهده و تجربه همگانی است، خداوند سبحان در قرآن مجید برای آگاه ساختن و تکمیل معرفت و عمل بندگانش، همه این امور را که به انسان ها عنایت فرموده، تذکر داده است. تصریح قرآن را در مورد سه حقیقت از حقایق مذکور که دارای بیشترین اهمیت است، متذکر می شویم:
1- این که همه انسان ها در برخورداری از ارتباط با روح الهی مشترک اند، در سوره حجر، آیه 29 و سوره ص، آیه 72، مورد تذکر قرار گرفته است.
2- آیات مربوط به عقل، بیش از چهل مورد در قرآن آمده است، مانند:
قد بینا لکم الآیات لعلکم تعقلون(81)
تحقیقا ما آیات را برای شما آشکار ساختیم، باشد که تعقل کنید.
3- نمونه ای از آیات مربوط به وجدان:
بل الانسان علی نفسه بصیره. و لو القی معاذیره(82)
قطعا انسان به نفس خویشتن بینا است و اگرچه عذرهای خود را بیاورد.
و لا اقسم بالنفس اللوامه(83)
و من سوگند نمی خورم به نفسِ سرزنش کننده.