امام حسین (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت

نویسنده : علامه محمدتقی جعفری

اصل دوم - قدرت به یک معنی، حقیقی است ناآگاه

قدرت وقتی که در اختیار یک انسان قرار می گیرد، از این جهت که به فعالیت افتادن آن مربوط به اراده انسان می شود، همان گونه که بی اختیار می گردد، از سرنوشت خود، ناآگاه هم می باشد. این مطلب در سطرهای بعدی توضیح داده می شود.
ناآگاه بودن قدرت در واقعیات فیزیکیِ عینی کاملا روشن است، مانند انواع نیروهایی که در طبیعت وجود دارند و هم چنین اقسام انرژی ها که از یک جهت از مصادیق نیروها می باشند. این نیروها و انرژی ها که در عالم طبیعت در جریان هستند، کار خود را در چه جهت سازندگی و چه در جهت تخریب، با آگاهی و تدبیر قبلی و آزادی از ذات خود انجام نمی دهند. اما نا آگاه بودن یا بی اختیار بودن قدرت در اشکال علم و اراده و فعالیت های انسانی، از آن جهت است که تابع مدیریت انسانی است که آن را اداره می کند و از آن بهره می جوید. به همین علت است که ارزش فعلی قدرت، به هدف گیری و فعالیت قدرتمندی بستگی دارد که آن را دارا می باشد.

اصل سوم - قدرت ذاتا جلوه ای از حق است

با نظر به این دو اصل است که کسانی که قدرت را همواره در برابر حق قرار می دهند و می پرسند:
قدرت پیروز است یا حق؟، نه معنای قدرت را می فهمند و نه مفهوم حق را. قدرت به آن معنی که متذکر شدیم، یکی از جلوه های با اهمیتِ حق است و این انسان است که می تواند بهترین استفاده سازنده را از قدرت داشته باشد و یا از آن در مخرب ترین ضربه ها بهره برداری کند. بنابراین، قدرت هرگز در مقابل حق صف آرایی نمی کند.
همان گونه که قدرت به جهت آن که جلوه گاه یا مصداقی از حقیقت است، نمی تواند خود را در برابر حق قرار بدهد، هم چنان، باطل نیز هرگز تواناییِ رویارویی و به اصطلاح، جنگ تن به تن را با حق ندارد، زیرا اگر فرض کنیم همه قدرت ها و عوامل باطل دنیا جمع شوند که بگویند: تفکر بد است! دستمزد برای کار لازم نیست! مردم جاهل و احمق می توانند از عهده مدیریت جامعه برآیند! نور و ظلمت یکی است! علم و جهل مساوی با یکدیگرند! آیا تمام قدرت ها و عوامل باطل دنیا می توانند این واقعیات بر حق را شکست بدهند؟ محال است.

اصل چهارم - حامیان حق و حامیان باطل هستند که برای مبارزه رویاروی هم قرار می گیرند، نه خود قدرت و حق و باطل

آن چه که واقعیت دارد، این است که همواره در طول تاریخ، به جهت جست وخیز هواپرستانِ خودکامه و خودخواهانِ پست، گروهی از باطل حمایت می کنند و محور هر چیز را شهوات و منافع و خود کامگی های خود می دانند. در مقابل این گروه، جمعی دیگر وجود دارند که به جهت داشتن شخصیت آگاه و اخلاق فاضله و معرفت و علم، به پاسخ سؤالات شش گانه اصلی (من کیستم؟ از کجا آمده ام؟ برای چه آمده ام؟ در کجا هستم؟ با کیستم؟ به کجا می روم؟) از حق و حقیقت حمایت می کنند، اگرچه با تحمل مشقت ها و شکنجه ها باشد.
این دو گروه (حامیان حق و حامیان باطل) همواره در گذرگاه تاریخ و در همه جوامع در حال مبارزه آشکار یا مخفی به سر می برند. هر یک از این دو گروه که قدرت طبیعی را به دست آورده باشد، گروه دیگر را به شکست می کشاند. یعنی آن دو طرف که در مقابل هم، در حال تصادم و کشتار قرار می گیرند، دو گروه از انسان ها هستند، که یکی از آن دو از حق حمایت می کند و دیگری از باطل، نه این که خود حق و باطل و قدرت، رویاروی یکدیگر به طور مستقیم به پیکار برخیزند. اگر حامیان باطل شکست بخورند، ممکن است بعد از شکست آنان، باطل {بدون پیروزی } بار دیگر قد علم کند و اگر حامیان حق بشکنند، این یک شکست ظاهری است، زیرا حق، فوق جنگ های رویاروی قرار دارد. بنابراین، اگر فرض کنیم که در طول تاریخ، هزاران بار بزرگ ترین شهید راه انسانیت (علی بن ابی طالب یا امام حسین (علیه السلام)) قدم به میدان مبارزه بگذارد و مجاهدت کند و به خاک و خون بغلتد و شهید شود، چون آرمان او حق است، هرگز مغلوب نمی گردد، بلکه او پیروز است برای ابد، زیرا حق برای ابد ثابت و پیروز است. در سخنان بزرگ شهید راه حق، امام حسین (علیه السلام) می خوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
من الحسین بن علی الی محمدبن علی و من قبله من بنی هاشم، اما بعد فمن لحق بی منکم استشهد و من تخلف عنی لم یدرک (یبلغ) الفتح(38)
به نام خداوند رحمان و رحیم. این نامه از حسین بن علی است به محمد بن علی و دیگر فرزندان هاشم.
اما بعد، هر کس به من ملحق شود، شهید خواهد شد و هر کس از من تخلف کند به پیروزی نخواهد رسید.
چنان که خواسته باطلِ قاتل یا قاتلان آن شهید هرگز به پیروزی نمی رسد.
قد غیر الطعن منهم کل جارحه - الا المکارم فی أمن من الغیر
ضربه شمشیر، همه اعضای شهدای دشت خونین نینوا را تغییر داد و متلاشی کرد، ولی راهی به عظمت ها و کرامت های روحی آنان پیدا نکرد.
از این مبحث، به این نتیجه می رسیم که حق و باطل و قدرت، ذاتا جنگ تن به تن و رویاروییِ مستقیم با یکدیگر ندارند.