امام حسین (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت

نویسنده : علامه محمدتقی جعفری

بخش اول: حکمت عالیه خداوندی

برای خداوند سبحان، حکمتی است فوق مشاعر و عقول محدود انسان ها

این حکمت عظماست که نفس آدمی را از مسیر مواد بی جان و در مراحل آخر، از چند قطره نطفه، به حرکت در می آورد و آن را به متعالی ترین درجه جمال و کمال نایل می سازد.
به مقتضای همین حکمت بالغه ربانی است که سازنده ترین جریان ها به دنبال پلیدترین حادثه ها به وجود می آید. شیطان به علت کبر و غرور به اصل خود، که آتش بوده است، به حضرت آدم ابوالبشر (علیه السلام) سجده نمی کند و با دستور خداوند مخالفت می کند. در نتیجه به پست ترین پلیدی ها سقوط می کند و از پیشگاه خداوند رانده می شود. در عین حال، این موجود پلید به دلیل قرار گرفتن در موقعیت فریب دادن فرزندان آدم (علیه السلام) موجب می شود که آنان به وسیله ریاضتی که در نتیجه مخالفت با اغواهای او محتمل می گردند، به درجاتی عالی از کمال توفیق یابند.
به مقتضای همین حکمت عالیه الهی است که خداوند احیای اسلام و انسانیت و ارزش های والای آن را، نتیجه بی رحمانه ترین و وقیحانه ترین جنایت یزید و یزیدیان به حسین و حسینیان قرار می دهد.
توضیح این که، شیطان با کمال اختیار به آدم (علیه السلام) سجده نکرد. برای اثبات این اختیار، سه دلیل وجود دارد:
دلیل یکم - خداوند سبحان شیطان را مکلف به سجده نموده بود، و ما می دانیم که تکلیف بدون اختیار، قبیح و از طرف خداوند محال است.
دلیل دوم - سرزنش شدید خداوند متعال به شیطان که: چرا از سجده به آدم (علیه السلام) امتناع ورزید!
دلیل سوم - کیفری که خداوند در دنیا و آخرت برای شیطان مقرر فرموده است.
بر این اساس، مردمی که فریب اغواهای شیطانی را می خورند، آنان نیز با اختیار خود مرتکب معصیت و نافرمانی می شوند. زیرا اولا: اگر فریبکاری های شیطان موجب اجبار آنان بود، خداوند آنان را مکلف به هیچ تکلیفی نمی فرمود. ثانیا: همان گونه که شیطان در روز قیامت به گنهکاران خواهد گفت:
فلا تلومونی و لوموا انفسکم...(1)
شما مرا ملامت نکنید، خودتان را ملامت کنید؛ (زیرا من شما را مجبور نمی کردم، بلکه تنها شما را اغوا می نمودم و فریب می دادم و شما عقل داشتید و وجدان و از راهنمایی پیامبران برخوردار بودید.
هم چنین، اقدام به وقیح ترین جنایت تاریخ که یزید و یزیدیان مرتکب شدند، مستند به اختیار آنان بود، و هیچ عامل جبری موجب صدور این جنایت شرم آور نگشته است، زیرا تاکنون دیده نشده است که مردم دنیا، دیواری را که از روی جبر بر سر یک یا چند نفر خراب شده و آنان را تلف کرده باشد، مورد لعن و دشنام و نفرین قرار بدهند؛ در صورتی که هر انسان آگاه و شریف که از جنایت یزید اطلاع پیدا کرد، او را مورد بدترین سب و ناسزا و لعن قرار داده است. وانگهی، کدامین عامل و انگیزه طبیعی یا روانی و حتی قراردادی، موجب اقدام به چنین جنایت وحشت انگیزی گشته است!؟ و اگر خودخواهی و شهوت پرستی و سلطه جویی و دیگر عوامل هوی و هوس به عنوان عامل جبری، کارهای یزید را توجیه کند، آیا در تمامی اول تاریخ می توان یک مجرم و گنهکار پیدا کرد؟!
بنابراین، یزیدبن معاویه با کمال اختیار مرتکب زشت ترین معصیت شده است، یعنی کشتن فجیع امام حسین (علیه السلام) با آن وضع دلخراش که تاریخ هرگز نظیر آن را سراغ ندارد. نتیجه بسیار با اهمیتی که از این حادثه به جوامع اسلامی رسیده است: سیاست استفاده با عظمت در احیای اسلام و ارزش های انسانی، مستند به شهادت آن بزرگوار است، که تا آخرین روز دنیا، به عنوان سرمشق حرکات انسانی تلقی خواهد گشت. این حادثه جانسوز به تنهایی به جهت عظمت بی نهایت آن قربانی که به نام حسین بن علی (علیه السلام) به عالم بشریت برای دفاع از حیثیت و شرف و کرامت انسانی او تقدیم کرده است، توانایی نجات دادن تاریخ انسان ها را که از ظلم و بیدادگری و حق کشی در رنج می باشند دارد، مشروط به این که مغز مردم به وسیله یزیدیان روزگاران، از حق جویی و واقع گرایی شست و شو نشود و تخدیر نگردد.

امام حسین(علیه السلام)شهید فرهنگ پیشرو انسانیت

حمد و سپاس بیکران خداوندی راست که با فیض اعظم و لطف و حکمت ربانی خود، انسانی معنی دار در جهانی معنی دار بیافرید و او را در مسیر انا لله و انا الیه راجعون(2)، ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم. به تکاپو درآورد، و برای به ثمر رساندن شخصیت آدمی در این حرکت بزرگ، او را از دو نوع راهنما برخوردار فرمود:
1- راهنمایان درونی که فطرت و عقل و قلب نامیده می شوند.
2- راهنمایان برونی که پیشوایان الهی هستند.
درود و سلام بی پایان به ارواح پاک همه انبیا و مرسلین و ائمه طیبین و طاهرین و پیروان راستین آنان باد که با همه نیروها و استعدادهای خود، برای هدایت و ارشاد انسان ها قیام نمودند، و عده ای فراوان از آنان حتی از جان خود در این جهاد بزرگ گذشتند، تا جان های آدمیان را از آلودگی های ماده و مادیات نجات دهند و به هدف اعلای حیات معقول رهنمون شوند.
در ردیف اول این جهادگران انسان ساز، حسین بن علی (علیه السلام) را می بینیم که با نظر به مجموع قضایا و حوادثی که پیرامون شهادت او صورت گرفته است، در مرتفع ترین قله فداکاری در راه حق و حقیقت با قامتی راست و با جدی ترین قیافه ایستاده و با رساترین صدا، همه افراد بشر را مخاطب قرار داده و فریاد می زند:
ای انسان ها! برای زندگی معنایی والاتر وجود دارد که قرار گرفتن در شعاع جاذبیت کمال است. و برای مرگ نیز حقیقتی عالی تر وجود دارد که ورود در حوزه جاذبیت کمال می باشد.
زندگی به این معنی، همان حیات طیبه (حیات معقول) است که آزادی و عزت و شرف و علم و عدل و صدق و صفا و کمال جویی، از مختصات آن است. و مرگ به آن معنی، شکوفایی همان حیات طیبه است که شخصیت آدمی به وسیله آن در حوزه جاذبیت کمال، به ثمر جاودانی خود می رسد. این است زندگی حقیقی که از انالله شروع و به انا الیه راجعون واصل می گردد.