امام حسین (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت

نویسنده : علامه محمدتقی جعفری

پیشگفتار

آرزوی قلبی ام از زمان طلبگی، نوشتن کتابی درباره شخصیت امام حسین (علیه السلام) بود. (علامه جعفری (قدس سره))
اگر از یک فرد عامی، از هر مذهب و نژادی که باشد، تعداد حوادث بزرگ تاریخ را سؤال کنیم، بی درنگ تعدادی از وقایع بزرگ تاریخ را که شاید تعداد آن ها از مجموع انگشتان دو دست بیشتر نباشد، نام می برد. اگر همین سؤال را از یک محقق تاریخ بپرسیم، شاید در عرض چند لحظه، فهرست چند صفحه ای از این حوادث را به ما ارائه دهد. اگر به همین مورخ، چند روز فرصت دهیم تا با کاوش بیشتر پاسخ ما را بدهد، سیاهه او، شاید به چند مجلد برسد.
آری، تاریخ انسان، مملو از حوادث کوچک و بزرگ است. نیز اگر در پی ریشه های این حوادث برآییم، به چند مورد مشترک برخورد می کنیم. در میان این موارد، آن که از همه برجسته تر است و ریشه در خود آدمی دارد، قدرت پرستی - با همه ابعاد و تجلیات آن - است. افسوس، که هنوز و شاید هیچ گاه، بشر نتواند با عبرت آموزی از تجربه تاریخی خویش، به تعدیل این خصیصه ویران گر بپردازد. در تاریخ، هر کجا که عامدانه خونی بر زمین ریخته شده است، رد پایی از این خصلت نکوهیده و منفور وجود دارد. زمین، از طغیان این صفت چه نعش هایی را که در خود جای داده و آسمان، آسمان از نعره آن، چه فریادهایی را که شنیده است. سینه تاریخ از این گونه حوادث، که ریشه در اثبات خود و نفی غیر خود دارد، آکنده است.
در میان این حوادث کوچک و بزرگ، بعضی از آن ها از جاودانگی ابدی برخوردارند. این حوادث، دیوار نژاد، رنگ و ... را فرو ریخته، و جهانی می شوند. بدین ترتیب، هر تلاشی برای محو خیزش و فراروی و فروریزی این حوادث، سرنوشت محتوم شکست را برای عاملان آن در پی دارد. علت این فراگیری همگانی، رنگی از تقدس است که در مرکز این حوادث وجود دارد. هر چه عیار قدسیت آن ها بالا رود، حادثه زنده تر و پویاتر می شود. دلیل وجود این تقدس، رویارویی حمایتگران حق و حمایتگران باطل - فارغ از نتیجه این رویارویی - است. در اغلب حادثه ها - با همه بزرگی ممکن - طرفین شکل دهنده حادثه از مراتب گوناگونی از آن چه که آن را باطل تعبیر می کنیم، برخوردار بوده اند. این حوادث، اگر چه مورخ و محقق را مشتاقانه به کشف ریشه ها، علل و نتایج آن ترغیب می کند، اما برای مردم معمولی، یادآور هیچ برجستگی غلیان کننده احساسات و عواطف نبوده است؛ به همین دلیل، از ویژگی لازم برای پویایی و تحرک توده ها تهی است. بر عکس، در حوادثی که به شهادت تاریخ، حمایتگران حق در مقابل حمایتگران باطل قرار گرفته اند، انرژی های گوناگونی نهفته است که هر کجا آدم، با وصف انسانیت موجود باشد، هیجانی مقدس درون او را خواهد شوراند. و این چنین است حادثه کربلا، و داستان خونین حسین فرزند علی بن ابی طالب (علیه السلام)؛ که بدون تردید، نمونه استوار و همیشگی آن محسوب می شود.
آری واقعه نینوا، جوشان ترین منبع خیزش ها و قیام های تشیع بوده است. این حادثه، از چنان لایه های ژرف و ناپیدایی برخوردار است که می تواند برای همیشه، مایه جذابیت هر مورخ، محقق، مبارز و کاوشگر قابلیت های انسانی باشد. شاید به همین دلیل است که فیلسوف و حکیم فرزانه، مرحوم علامه جعفری - عظم الله ذکره - می گوید: حاضر بودم تمام زندگی ام را بدهم، تا مردی چون ویکتورهوگو درباره امام حسین (علیه السلام) مطلب بنویسد.
به نظر می رسد، تعداد کتبی که تنها شیعیان درباره این واقعه و شخصیت های حاضر در آن نوشته اند، بیش از همه کتبی باشد که درباره هر یک از حوادث دیگر، نوشته شده است. با این حال، هر سال بر شمارگان این قبیل آثار، افزوده می شود. متأسفانه، اغلب این آثار، فاقد ژرف نگری های لازم برای درک ابعاد انسانی عمیق این واقعه بزرگ است. شاید یک دلیل آن، تعهدی است که نویسندگان این کتاب ها در خود احساس می کنند تا به هر شکل ممکن، فقط روایت خود را از این حادثه بیان کنند. از این روست که اغلب این آثار، تنها روایت گر ماجرای چند ماه منتهی به حادثه، و به ویژه چند روز آخر، با ذکر حداکثر جزئیات ممکن است.
کتاب حاضر نیز ماحصل چنین تعهد والایی است، با این تفاوت که نویسنده آن، فیلسوف انسان بود، و از توانایی های کافی برای تعمق و غور در لایه های زیرین این حادثه برخوردار بود. برای او، حادثه کربلا، با تمام عظمت و دردناکی اش، تنها وجه پیدای قضیه بود، که از وجه عظیم و ناپیدای خود خبر می داد.
اما افسوس، افسوس! چنین مقدر شد که علامه جعفری به آسمان بپیوندد، و مثل برخی آثار ارزشمند ناتمامش، کتاب امام حسین (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت نیز ناتمام بماند، اگرچه وجوه گوناگون شخصیت این شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، هرگز تمامی ندارد.
با درگذشت این دیده بان جان عظیم انسانی، مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، برای تکمیل کتاب حاضر، مجموعه سخنرانی های آن عزیز از دست رفته را که در دهه های محرم و با موضوع قیام خونین نینوا، در سال های متوالی ایراد شده بود، استخراج و پیاده کرد، و با صرف مدتی طولانی، تدوین و تنظیم آن انجام گرفت. از این رو، کتاب حاضر دو بخش کلی دارد:
بخش نخست، دست نوشته های استاد، و بخش دوم، شامل سخنرانی های ایام محرم است که به درخواست عده کثیری از دوستداران و ارادتمندان و با همت خانم عذرا جعفری، با دقتی قابل ستایش، استخراج و پیاده شد. پس از آن با زحمات و تلاش های صادقانه و بی شائبه همکاران و دوستان، مراحل مقدماتی اثر حاضر در مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری آماده، و هم چنین با بذل عنایات سروران و استادان گرامی، آقایان: شادروان داریوش شاهین، منوچهر صدوقی سها، عبدالله نصری، شهرام تقی زاده انصاری، حسین صاعدی و محمدرضا جوادی، بازبینی آن انجام، و به شکل کتاب مهیا شد.
این کتاب - به مانند تمام آثار علامه جعفری - شامل نکات و ظرایف و دقایق بسیار ویژه ای است که پژوهشگران به هنگام مطالعه، بر آن ها واقف می شوند.
ناگفته نماند که محتوای این اثر، طبق برآورد استاد فقید، حدود چهارصد صفحه در نظر گرفته شده بود، اما فقط نود و نه صفحه دست نویس آن نگارش یافت. که همین جرعه نیز بسی سیراب گر است و جان پرور.
اهل قلم آگاه اند که بازآوری سخنرانی در قالب نوشتار، زحمت های دیگری دارد و دقت نظر، صبر، متانت و فرهنگ خاصی می طلبد، و باید حساسیت سخنران در کار را نیز - با تمام سنگینی آن - در نظر گرفت، و آداب سخنرانی را به آداب نثر درآورد. لذا، این سخنرانی ها در فواصل زمانی معین، چندین مرتبه جرح و تعدیل و ویراستاری شد تا در آرایشی که پیش روست مهیا شود.
به ویژه، امانت سخن و رعایت نکات و اشارات، و توجه به نگرش خاصی که استاد در هر زمینه در سخن به کار می برد، بار امانت داری را ثقیل تر می کرد که امیدوارم در تکوین آن موفق بوده باشیم.
... و سر انجام می دانیم که اگر آن عزیز از دست رفته، مجال اتمام اثر را می یافت، کیفیت اثر حاضر، به مراتب غنی تر از صورت موجود بود. بی شک، آن غواص دریای معرفت، از دل این حادثه بزرگ، مروارید جان انسانی را می یافت، اما همین صورت موجود نیز، از شگفتی های عظیم کمتر گفته شده واقعه سترگ عاشورا، لبریز است. این یک حقیقت بدیهی و پر واضح است، زیرا نویسنده و گوینده حکیم آن، از جغرافیای جان انسان آگاه بود.
بمنه و فضله و کرمه
مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری
علی جعفری - تابستان 1380

کتاب اول: مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه
... حرکت کشتی نجات آدمیان، احتیاجی به دریا ندارد.
این کشتی بر روی قطره اشکی مقدس که برای حسین ریخته می شود، می گذرد. اشکی که از اعماق دل بر می آید و جان را می شوراند و آن گاه، رهسپار پیشگاه اقدس خداوندی می شود.
عهدی بزرگ و وفایی جاودانه
ای حسین، ای فرزند شریف ترین انسان، ای معشوق جان های شیفته حق حقیقت و ای امید حیات پاکان اولاد آدم، داستان خونین تو در دشت سوزان نینوا، قرن ها پیش از آن که چشم به این دنیا باز کنیم، به وقوع پیوسته است. و چنین بود که ما و گروهی از کاروانیان گذرگاه حیات پر معنا، به حکم جریان منظم زندگی در جویبار زمان، از دیدار جمال زیبای ربانی تو و یاران بی نظیرت محروم گشتیم.
یاران باوفایی که با شکوفایی درخشان ترین سعادت و فضیلت انسانی در دل، چهره برافروختند و با بال و پری که از اعماق جانشان روییده بود، در چند لحظه از تنگنای عالم خاک، به اوج عالم پاک به پرواز در آمدند. افسوس که ما از تقدیم جان مان در آن طبق اخلاص - که در آن روز خونبار، جان هفتاد و دو تن انسان کامل را به پیشگاه الهی عرضه کرد - محروم ماندیم.
با این حال، سپاس بیکران خدایی را که از آن گروه های نابخرد نبودیم که نشستند و عهدها بستند و تو را برای اقامه حکومت حق و عدالت، به سرزمین خود، عراق دعوت نمودند و در آن هنگام که گام بر سرزمین آنان نهادی، آن نابخردان ضد انسانیت عهدها را شکسته و به انکار صدها نامه ای که شخصیت خود را در گرو آن گذاشته بودند، برخاستند و آن گاه با شمشیرهای بران خود، بر تو و یاران تو تاختند و در آن روز، پیش از آن که خورشید سپهر لاجوردین از دیدگاه زمین نشینان ناپدید گردد، خورشید عالم افروز وجود تو را از دیدگان مردم دنیا پوشاندند. غافل از آن که، اگر جمال ابدیت نمای تو از دیدگاه فضای عالم طبیعت غروب کند، در دل پاکان فرزندان آدم، طلوعی جاودانه خواهد داشت. {طلوعی بس درخشندتر}.
اینک، ما دلباختگان وجود نازنینت، عهدنامه ای با قلم عقل و وجدان نوشته و با خون دل خود امضا نموده، به پیشگاه مقدست تقدیم می داریم که: تا جان در بدن داریم، دل به عشق تو سپاریم و در راه دفاع از آرمان الهی تو که رسالت عظمای انسانیت است، از هیچ تلاشی دریغ نورزیم. باشد که علی الصباح ابدیت، به شوق دیدار تو، ای چهره ات تجلی گاه حق و حقیقت، سر از خاک بر آوریم و در شعاع جاذبیت روح بزرگ تو، گام به سرنوشت نهایی خود برداریم.

بخش اول: حکمت عالیه خداوندی