داستانهای قرآن و تاریخ انبیاء در المیزان جلد اول

نویسنده : حسین فعال عراقی

قصص از دیدگاه روایات

علامه (ره) داستان و قصص را نیز از دیدگاه روایات بررسی نموده و ضمن بیان روایات، به نقد آنها نیز پرداخته و به نقل احادیث و اخبار صحیح از پیامبر (ص) و صحابه و ائمه معصومین (ع) اعتنا و اهتمام تمام نشان داده(96) و در ذیل هر فرازی از داستان، فصلی تحت عنوان بحث روایی و قصه در روایات آورده که ضمن نقل روایات از منابع تشیع و تسنن، از نقد آنها نیز فرو گذار ننموده است. او با نگاهی ژرف با سنگ معیار وحی روایات را می سنجد و آنهایی را می پذیرد که با آیات تعارض و تناقضی نداشته باشد، نه اینکه قصه را با روایات مجعول تاریک و تیره گرداند. خود در این باره می نویسد:
پیامبر گرامی به عموم مسلمانان معیاری دست می دهد که با آن معیار و محک محلی، معارفی را که به عنوان کلام او و یا یکی از اوصیای او برایشان روایت می شود، بشناسد و بفهمند آیا از دسیسه های دشمن است و یا براستی کلام رسول خدا (ص) و جانشینان اوست و آن این است که هر حدیثی را شنیدید به کتاب خدا عرضه اش کنید. اگر موافق با کتاب خدا بود، آن را بپذیرید و اگر مخالف بود، رهایش کنید.(97)

اسرائیلیات در قصص

علامه در همان هنگام که قصص را در روایات بررسی می نماید، از ترفند یهود نیز غافل نمی ماند و اسرائیلیات در روایات و اخبار از نگاه تیزبینش به دور نیست و با درنگ و تأمل، اسرائیلیات را از دامن پاک داستانهای قرآن می زداید و هشیارانه از آمیختگی برخی اخبار و روایات با اسرائیلیات و تحریفات یهود هشدار می دهد و به قرآن پژوهان این نکته را یادآور می شود که چگونه یهود در طول تاریخ خواسته اند قصص قرآن و تاریخ پیامبران را با افسانه و خرافات درهم آمیزند و آن را چون پوستینی وارونه نمایان سازند.
شرح و بسط اینکه اسرائیلیات از چه زمانی و به وسیله چه کسانی در متون و منابع اسلامی رواج یافت، فرصتی دیگر را می طلبد و در حوصله این بحث نمی گنجد، ولی به طور اجمال می توان گفت که آغاز نشر این آثار در میان روایات اسلامی به دوره صحابه می رسد و در دوره تابعین تدوین آثار اسلامی گسترش می یابد. در عوامل گسترش نشر آن نیز به اشاره می توان گفت ناآگاهی و بی سوادی مردم جزیرةالعرب، تمایل و گرایش عرب آن روز به شناخت اسباب و علل و مبدأ آفرینش و حادثه های هستی، شهرت داستانهای ملل و پیامبران در میان مردم و اجمال قصه ها در قرآن و اهمیت قصه سرایی و داستان پردازی در میان اعراب، توطئه های یهودیان نفوذی برای آلوده ساختن منابع اسلامی و... از عوامل مهم شیوع و نشر اسرائیلیات و نصرانیات در میان تفاسیر اسلامی است.(98)
علامه با دقت نظر و ژرف اندیشی و تأمّل در اخبار و روایات در برابر این توطئه می ایستد و موضع منتقدانه بسیار سختگیرانه ای دارد و هشدار می دهد که اکثر مفسرین در تفسیرهایشان در این ورطه افتاده اند و علت آن در طبیعت داستان و داستان پردازی و تأثیر آنها در تفاسیر و افراط در تمسک به انواع احادیث و پذیرش بی چون و چرای آنهاست، ولو اینکه با صریح عقل و آیات محکم قرآنی مخالف باشند. او ریشه اسرائیلیات و منشأ راه یافتن آنها به روایات اسلامی را می کاود و برای این کار، مضامین این گونه روایات را با آنچه در تورات و انجیل آمده است، تطبیق می دهد و وجوه تشابه و اختلاف آنها را باز می نمایاند و جعلیات یهودیان را که با اقوال انبیاء علیهم السلام و الهیات اصیل ادیان توحیدی مخالفت دارد، بیان می کند.(99)
از آن جمله علامه در ذیل آیه 103 سوره بقره به داستان ساختگی یهود درباره هاروت و ماروت اشاره دارد و با نگاهی ژرف و عالمانه، ضمن نقل داستان ساختگی، به نقد و بررسی آن می پردازد و زشت ترین گناه و معصیتی را که یهود به آن دو فرشته خدا نسبت داده اند، از دامن آن دو موجود پاک می پیراید و درباره این روایات خرافی و ساختگی می نویسد:
پس، از اینجا برای هر دانش پژوه خردبین روشن می شود که این احادیث مانند احادیث دیگری که در مطاعن انبیاء و لغزشهای آنان وارد شده از دسیسه های یهود خالی نیست، و کشف می کند که یهود تا چه پایه و با چه دقتی خود را در میانه اصحاب حدیث در صدر اول جا زده اند تا توانسته اند با روایات آنان به هر جور که بخواهند، بازی نموده و خلط و شبهه در آن بیندازند.(100)
المیزان میزان و محکمی است برای تشخیص سره از ناسره و جدایی خالصی ها و ناخالصی ها، و از این رو علامه در پرتو آگاهیهای عظیم و کارآمد خود، جای جای این اخبار و آثار را به نقد کشیده و بر تمامت آنها مهر بطلان زده است.(101)

تطبیق قصص با تورات و انجیل

یکی دیگر از شیوه ها در المیزان بررسی تطبیقی قصص قرآن با تورات و انجیل است. علامه در مقام مقایسه برآمده و قصص قرآن را در یک کفه و داستانهای تورات و انجیل را در کفه دیگر گذاشته و خواننده را محور قرار داده است تا، با سنجش و دقت نظر، به حقانیت قصص قرآن پی ببرد و تحریفات و خرافاتی را که در تورات و انجیل وارد شده است، خود عیناً نظاره کند.
از جمله در داستان آدم (ع) که میدانی فراخ و گسترده برای افسانه پردازی و یاوه های بیهوده گویان است، با مقابله این داستان در قرآن و تورات، غبار اساطیر را از چهره داستان می زداید و می نویسد:
در بعضی اخبار آمده که مار و طاووس دو تا از یاوران ابلیس اند چون ابلیس را در اغوای آدم و همسرش کمک کردند، و چون این روایات معتبر نبود، از ذکر آنها صرف نظر کردیم. و خیال می کنم از روایات جعلی باشد، چون داستان از تورات گرفته شده و ما در اینجا عین عبارات تورات را می آوریم تا خواننده به وضع آن روایات کاملاً آگهی یابد...(102)
و بعد از فراغ از داستان، مطلب را این گونه به پایان می برد:
خواننده عزیز با تطبیق و مقایسه این دو داستان با هم، یعنی داستان آدم به نقل از قرآن کریم و به نقل از تورات و سپس دقت در روایاتی که از طریق عامه و شیعه وارد شده، به حقایق این قصه پی می برد.(103)
در داستان هابیل و قابیل نیز ضمن تطبیق داستان با آنچه در قرآن و تورات آمده است، خواننده را به داوری و قضاوت فرا می خواند و می نویسد:
خواننده را سفارش می کنم که نخست در آنچه از تورات و آیات قرآن که راجع به پسر آدم نقل کردیم دقت کند، آنگاه آنها را باهم تطبیق نمود و سپس داوری کند.(104)
و از این گونه است مطابقت برخی از داستانهای قرآن با انجیل که خواننده را به همین تألیف ارجاع می دهیم.