داستانهای قرآن و تاریخ انبیاء در المیزان جلد اول

نویسنده : حسین فعال عراقی

خط سیر و تسلسل تاریخی در قصه ها

برخی از داستانهای قرآن در شیوه نقل حوادث و ساختار رویدادها از تسلسل زمانی برخوردارند و برخی دیگر فاقد این تسلسل زمانی هستند، اما می توان آن را به گونه ای دیگر در سیر تاریخی داستانها در یک سوره بررسی کرد و در سایه این بررسی و پژوهش نتیجه گرفت و داستانها را از این نظر تقسیم بندی نمود.

رعایت خط سیر تاریخی

در مورد داستانهایی که بنابر خط سیر تاریخی پیش رفته اند و پیوستگی و تسلسل آنها بر این اساس و شیوه است، می توان به داستانهای سوره هود اشاره کرد که اساس و دورنمایه و محتوای داستانها توحید و یکتاپرستی است. خود سوره نیز حول این محور دور می زند و موضوع اصلی آن را تشکیل می دهد و نمونه عینی از دعوت به یکتاپرستی و پیامد نافرمانی از دستورهای انبیای سلف را به تصویر کشیده و در قالب داستان بازگو نموده است.
پیوستگی داستانها از این سوره بنابر خط سیر تاریخی است و از نوح آغاز می کند و سپس داستان هود و صالح می آید و در ضمن رسیدن به لوط، گوشه ای از داستان ابراهیم را می آورد و سپس شعیب است و اشاره ای به موسی است، و از آن جهت است به رشته تاریخی اشاره کرده است که آیندگان را از سرنوشت گذشتگان به همان ترتیب که بوده است آگاه سازد.(31)
این خط سیر و تسلسل تاریخی در داستان پیامبران خدا در سوره اعراف نیز کاملاً نمایان است و داستانها چون خط سیر تاریخی داستانهای انبیاء در سوره هود پیش می رود جز اینکه در این سیر، داستان ابراهیم از این حلقه و زنجیره افتاده و قرآن از نمایش سرگذشت این پیامبر بت شکن بازمانده است. در این سیر چرخ تاریخ پیش می رود و زمان ابراهیم می رسد. ولی قرآن در اینجا داستان ابراهیم را باز نمی گوید؛ چه، بر آن است از هلاک و نیستی تکذیب کنندگان سخن گوید. قوم ابراهیم هلاک نشدند؛ چه، ابراهیم از خدای خود خواستار هلاک ایشان نشد، بلکه آنان را با چیزهایی که به جای خدا می پرستیدند به حال خود گذاشت. در اینجا داستان قوم لوط پسر برادر ابراهیم و همزمان با او را می آورد که در آن بیم دادن و تکذیب کردن و هلاک شدن است و با روش این دسته آیات هماهنگی دارد.(32)

اهداف تسلسل تاریخی

سید قطب برای این تسلسلها و سیر تاریخی اهداف خاصی را ذکر نموده است که به آنها به طور مختصر اشاره می گردد:
الف. هدف اول نمایاندن این قصه که در همه پیامبریها عقیده یگانه وجود داشته است... عبارت واحدی که هر پیغمبر می گوید، این است که: یا قوم اعبدوا الله ما لکم من اله غیره (ای مردم، خدا را بپرستید، برای شما معبودی جز او نیست). پیغمبری این را می گوید و می رود و پس از مدتی برادرش می آید و عین همین کلمه را می گوید و پس از وی برادر دیگری می آید و به همین روش تبدیل ناپذیر کار ادامه پیدا می کند؛ چه، عقیده خود تبدیل ناپذیر است و صاحب آن عقیده یگانه است و تغییر و تبدیل در آن راه ندارد، و پیامبران امت یگانه ای هستند که در طول تاریخ فطرت و طبیعت یگانه ای دارند.
ب.هدف دوم آشکار ساختن این نکته است که طبیعت ایمان و طبیعت کفر در نفوس بشری در طول تاریخ یکسان بوده است.
ج. هدف سوم نمایاندن غفلت و بی خبری و فراموش کردن پند و عبرت و از یاد بردن سپاسگزاری بر نعمت جانشین شدن در زمین است: نسلی پس از نسلی دیگر بر زمین می آید و قومی پس از قومی دیگر جایگزین می شود و این قوم تازه بر آنچه گذشته رسیده نمی اندیشد و پس از آگاه شدن از سرگذشت هلاکت بار گذشتگان، بر این جانشین خدا در زمین سپاسگزاری نمی کند قلیلا ما تشکرون.
د.نمایاندن سرگذشت تکذیب کنندگان است که بر سنت تخلف ناپذیر خدا پیش می آید... و بدین گونه این داستانها بر حسب تسلسل تاریخی پیش آمده و همه این هدفها را صورت تحقق بخشیده است.