داستانهای قرآن و تاریخ انبیاء در المیزان جلد اول

نویسنده : حسین فعال عراقی

پیشگفتار : روش قصه پردازی در قرآن

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

هدف اصلی قرآن از نقل قصه ها و داستانهایش عبور دادن انسان از گذرگاههای تاریک و ترسناک و رساندن او به سرزمین روشناییها و هدایت است. منتها ضمن تعقیب آن هدف اصلی، گاه مناسبتی ایجاب می کند که داستان برگزیده ای به اندازه و شیوه متناسب و با زیبایی هنری راستین، ایراد شود، لیکن نه بر اساس خیالپردازی و قصه آفرینی، بلکه بر اساس ابتکار و آفرینش هنری در چگونگی گزارش و با اتکا به واقعیتهای قاطع و تردیدناپذیر(1). از این روش و شیوه قرآن در نقل قصه ها و داستانها باید تحت عنوان روش قصه پردازی قرآن نام برد.

چگونگی شروع قصه ها

یکی از روشها، شیوه و چگونگی آغاز یک قصه است که با دقت نظر و ژرف نگری در قصه های قرآن و مطابقت و مقایسه آنها با یکدیگر، می توان به تفاوت و تنوع قصه در شروع با توجه به چگونگی آغاز و شروع، پی برد و این گونه قصه ها را دسته بندی کرد:
الف. برخی قصه های قرآن با یک مقدمه آغاز می گردد که این مقدمه بر اساس اهداف خاص می تواند به گونه های متفاوت آمده باشد.
1. مقدمه یک استفهام تقریری است که این استفهام در خواننده کشش و انگیزه ایجاد می کند که داستان را دنبال کند. داستان موسی (ع) در سوره طه (آیه 9 با این مقدمه استفهامی آغاز می گردد: هل اتیک حدیث موسی.
بدیهی است این استفهام برای کسب خبر نیست که او از همه اسرار آگاه است، بلکه به تعبیر معروف استفهام تقریری یا به تعبیر دیگر استفهامی است که مقدمه یکی خبر مهم است، همان گونه که در زبان روزمره نیز هنگام شروع یک خبر مهم می گوییم: آیا این خبر را شنیده ای که...؟(2)
قطعاً شروع قصه ای با این گونه استفهام و پرسش، خواننده را ترغیب می کند که با تمام وجود و سراپا گوش، خود را برای شنیدن داستان آماده نماید که:
آن یک نوع استفهام است برای زمینه چینی و آماده کردن نفسها و گوشها، تا اینکه قصه را بخوبی دریابند و عاشقانه مایل به دریافت آن شوند.(3)
2. در سوره ص (آیات 17 تا 20) به معرفی شخصیت داوود (ع) می پردازد و بعد با جمله استفهامی هل اتیک نبؤا الخصم اذ تسوروا المحراب (آیا از داستان آن مردان متخاصم که به بالای دیوار محراب آمدند خبر داری؟) به داستانی در مورد این پیامبر خدا می پردازد، بویژه که با این استفهام شنونده و خواننده را ترغیب به شنیدن و خواندن داستان می کند و بعد ماجرای داوری آن جناب و دو برادر متنازع را بیان می دارد. مرحوم علامه طباطبائی (ره) در این باره می نویسد:
استفهام "هل اتیک..." به منظور به شگفتی واداشتن و تشویق به شنیدن خبر است.(4)
3. در سوره ذاریات (آیه 24) نیز داستان میهمانان ابراهیم (ع) را با یک استفهام و پرسش آغاز می کند و نکته قابل تأمل و دقت آیه این است که نمی فرماید آیا داستان ابراهیم را می دانی و از آن خبر داری؟، بلکه می فرماید: هل اتیک حدیث ضیف ابرهیم المکرمین (آیا داستان میهمانان گرامی ابراهیم به تو رسیده است و از آن خبر داری؟). این نوع پرسش خواننده را برمی انگیزد که حتماً داستان را بخواند، زیرا با بیان میهمانان ابراهیم خواننده ترغیب و تشویق می شود که داستان را پی گیرد و این مسأله در ذهن خواننده تداعی می گردد که داستان ابراهیم را که می دانم، پس آن را بخوانم تا ببینم داستان مهمانانش چه بوده است.
از این گونه است داستان و حکایت ارتشهای فرعون و ثمود که داستان با یک استفهام آغاز می گردد و چون داستان پیشین نمی فرماید آیا داستان فرعون و ثمود را می دانی؟، بلکه می فرماید: هل اتیک حدیث الجنود فرعون و ثمود(5) آیا داستان لشکرها را شنیده ای؟ لشکرهای فرعون و قوم ثمود؟)، که اولاً خواننده را هر چه بیشتر برای خواندن داستان برانگیزد، ثانیاً برای اینکه به قدرت و استعداد و آمادگی آنها (ارتشهای فرعون و ثمود) اشاره می کند.(6)
4. در سوره فجر نیز، بعد از قسمتهای پی در پی با طول موجهای کوتاه و کوبنده، به داستان اقوام عاد و ثمود و فرعون می پردازد و داستان را با یک استفهام آغاز می نماید: الم تر کیف ربک بعاد (آیا ندیدی که پروردگار تو با قوم عاد چه کرد؟) و ترکیب استفهام در اینچنین سیاقی از نظر برانگیختن و شوراندن برای بیداری و التفات، شدیدتر و مؤثرتر است.(7)
5. داستان اصحاب فیل با دو استفهام تقریری آغاز می گردد:
الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل. الم یجعل کیدهم فی تضلیل.
آیا ندیدی که خدای تو با اصحاب فیل چه کرد؟ آیا کید و مکر آنان را به بیراهه نینداخت؟
اما اینکه چگونه کید و مکر آنان را در گمراهی و بیراهه قرار داد، آن را در یک سیمای وصفی هراسناک و پرفروغ به نمایش درآورده است، به این ترتیب که تماشا می کنیم:
و ارسل علیهم طیراً ابابیل. ترمیهم بحجاره من سجیل. فیجعلهم کعصف مأکول.
و بر سر آنان پرندگی فوج فوج فرستاد، تا آنها را با سجیل سنگباران کردند. و آنان را چون کاه پس مانده در آخور ساخت.
ب. پاره ای از داستانهای قران با مدخلهای کوتاه و مقدمه ای آغاز می گردد که در طی آنها درونمایه داستانها را پیشاپیش به میان آورده، یا از حالت و کیفیت آنها خبر داده و یا کردار ویژه قهرمانی را برجسته ساخته و شخصیتش را طی چند جمله به عبارت کوتاه به تصویر کشیده است که از آن جمله به داستان مبارزات موسی (ع) با فرعون در سوره قصص می توان اشاره کرد.
1. قرآن در این داستان قبل از اینکه به اصل داستان و ماجرا بپردازد، در مقدمه به معرفی شخصیت فرعون پرداخته و دورنمایی از داستان را ترسیم کرده و پایان و سرانجام داستان را به طور غیر مستقیم بازگو نموده است تا جایی که خواننده می تواند در طی آن، مضمون و درونمایه داستان را حدس بزند.
ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعاً یسضعف طائفه منهم یذبح ابناءهم و یستحیی نساءهم انه کان من المفسدین. و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین. و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون.(8)
این مقدمه داستانی بر چند حقیقت هنری مشتمل است:
1. این مقدمه خلاصه ای است از محتویات داستان، زیرا خواننده کشف می کند که این داستان پیرامون جدالی که میان حق و باطل (موسی و فرعون) برپاست، دور می زند: داستان موسی و فرعون را برای تو می خوانیم....
2. خواننده به دست می آورد که سرانجام، نتایج این جدال به نفع موسی (ع) و مؤمنان خواهد بود: ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم....
3. داستان، ماده و اساس این باطل را مشخص می کند و اینکه اساس این باطل برتری جویی فرعون، ایجاد تفرقه میان طوایف جامعه و به استضعاف کشیدن مردم است، به گونه ای که مردان را می کشد و زنان را زنده می گذارد. البته دلایل این کار را خواننده از مجموع داستان به دست خواهد آورد: فرعون در آن سرزمین برتری جست و مردمش را فرقه فرقه ساخت.
4. همچنین خواننده از این مقدمه به عواملی که فرعون را به فساد وادار می کند، پی می برد و آن اینکه وی می خواهد سلطنت خود را حفظ کند و از زوال آن سخت در هراس است: به فرعون و هامان و لشکریانشان چیزی از آن می ترسیدند، نشان دهیم.(9)
قرآن بعد از این مقدمه، داستان موسی (ع) را از دوران کودکی و فرمان افکندنش در دریا آغاز می کند (فالقیه فی الیم...) و با انداخته شدن فرعون و لشکریانش در دریا و غرق شدنشان، داستان را به پایان می بردفاخذناه و جنوده فنبدناهم فی الیم فانظر کیف کان عاقبه الظالمین
2. قرآن در سوره ص (آیات 17 - 20) بعد از معرفی شخصیت داستان (داوود علیه السلام) و ویژگیهای این قهرمان داستان و عطایایی که بر او داده شد، به یکی از داستانهای آن جناب می پردازد.
ج. پاره ای از مقدمه ها فشرده ای از داستان است که پیشاپیش می آید، آنگاه به تفصیل آن می پردازد:
1. قرآن در سوره اعراف با این مقدمه و لقد مکناکم فی الارض و جعلنا لکم فیها معایش قلیلاً ما تشکرون داستان آفرینش و تمکین بنی آدم در زمین را آغاز کرده و طی پانزده آیه (آیات 11 - 25) به طور تفصیل به این تمکین پرداخته است و تفصیل اجمالی است که در آیه قبل ذکر شده است(10). و این گونه است که بعد از اجمال، ابتدای خلقت انسان و صورت بندی او و ماجرای آن روز آدم و سجده ملائکه و سرپیچی ابلیس و فریب خوردن آدم و همسرش و خروجشان را بهشت و سایر اموری را که خداوند برای آن دو مقدر کرده بود، بیان می فرماید و در پایان داستان با چهار خطاب یا بنی آدم... به نصیحت و موعظه فرزندان آدم می پردازد.
2. در همان سوره پیشین (اعراف) قرآن در مقدمه، فشرده ای از داستان موسی (ع) و مبارزاتش را با فرعون و طرفداران او بیان می کند، سپس به تفصیل داستان و ریز ماجرا می پردازد.
ثم بعثنا من بعدهم موسی بایاتنا الی فرعون و ملائه فظلموا بها فانظر کیف کان عاقبه المفسدین(11)
بعد از آنها موسی را با آپاتمان به سوی فرعون و قومش فرستادیم. آنها هم با آن آیات مخالفت کردند. اینک بنگر که عاقبت مفسدان چگونه بوده است.
قرآن با بیان فانظر کیف کان عاقبة المفسدین اولاً خواننده را تشویق می کند و برمی انگیزد که داستان را دنبال کند و پی گیرد، ثانیاً سرانجام بدفرجامی فرعون و قومش را در ابتدای داستان ذکر می نماید. این جمله اجمال داستان موسی (ع) است و از جمله و قال موسی یا فرعون... شروع به تفصیل آن می کند.
این گونه آغاز کردن داستان خود از راههای خاص قرآن در بیان قصص است و این شکل با سیاق سوره و محوری که بر گرد آن می چرخد، مناسب تر است؛ چه، از همان لحظه نخستین عاقبت کار را نشان می دهد تا هدفی که از آوردن آن منظور بوده دستگیر شود.
ضمناً در آیه 128 از قول موسی (ع) نیز این بشارت را می دهد که سرانجام پیروزی و سعادت از آن متقین است و در آیات 136 و 137 دو تابلو از این سرانجام را ترسیم می کند: سرانجام فرعونیان که در دریا غرق شدند، و سرانجام متقین و پرهیزکاران که وارث مشرق و مغرب زمین با برکت (مصر و شامات) گشتند.
3. در داستان اصحاب کهف، قرآن بعد از مقداری مطالب فشرده و مجمل، به تفصیل داستان می پردازد. این مقدمه آیات 10 تا 12 را در بر می گیرد. در آیه اول از پناه بردن آن جوانان مهاجر سخن به میان آورده است و اینکه دست به دعا برداشتند و زمینه سازی راه رشد و هدایت را طلب کردند:
اذ اوی الفتیة الی الکهف فقالوا ربنا اتنا من لدنک رحمة و هیی ء لنا من امرنا رشداً
در آیه دوم به خواب رفتن آنان را در سالیان متمادی بیان نموده است:
فضربنا علی اذانهم فی الکهف سنین عدداً
و در سومین آیه به دیدار شدن و اختلافشان در مقدار زمانی که خوابیدند اشاره شده است:
ثم بعثنا لنعلم ای الحزبین احصی لما لبثوا امداً
و بعد از این مقدمه، که نسبت به دیگر مقدمات مفصل تر است تا مخاطب و خواننده بیشتر در جریان وضعیت کلی داستان قرار گیرد، طی سه پرده داستان را به نمایش در آورد و از اصل ماجرا پرده بر می دارد.
4. داستان یوسف (ع) و فراز و فرودهای زندگی آن جناب که سوره یوسف را به خود اختصاص داده است نیز با مقدمه ای شروع می گردد؛ مقدمه ای که، ضمن ایجاد کشش در خواننده، دورنمایی از داستان را ترسیم می کند و در واقع می توان گفت نحن نقص علیک احسن القصص... ان ربک علیم حکیم مقدمه داستان به حساب می آید و از آیه لقد کان فی یوسف و اخوته ایات للسائلین بر سر قصه می شود و در حقیقت بشارتی که قبلاً داده بود، عنوان مقدمه ای را داشت که به طور اجمال اشاره به سرانجام قصه می نمود.(12)
د.گاه فشرده ای از داستان بعد از تفصیل آن آورده می شود، یعنی بعد از اینکه داستان به طور مفصّل بازگو گردید، دیگر بار خلاصه و چکیده ای از آن را بیان می کند.
1. در داستان عیسی (ع) در سوره آل عمران، ضمن بیان مفصل ماجرا، در پایان داستان فشرده ای از آن را که در واقع هدف و پیام داستان نیز هست این گونه بازگو می کند:
ان مثل عیسی عند الله کمثل ادم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون(13)
مثل عیسی در نزد خدا چون مثل آدم است که او را از خاک بیافرید و به او گفت موجود شو. پس موجود شد.
این آیه شریفه هدف اصلی از ذکر داستان عیسی (ع) را به طور خلاصه بیان می کند و در حقیقت اجمالی است بعد از تفصیل، و این کار (یعنی خلاصه گیری از گفتار، مخصوصاً آنجا که پای احتجاج در بین باشد) از مزایای کلام شمرده می شود.(14)
2. داستان قوم عاد و گفتگو و جدالشان با حضرت هود (ع) به طور مفصل آیات 50 تا 58 سوره هود را در بر می گیرد که در پایان داستان، قرآن دوبار به طور فشرده خلاصه ای از داستان را دیگر بار نقل کرده است. بار اول خلاصه گیری کرده و فرموده: و تلک عاد جحدوا بایات ربهم و عصوا رسله و اتبعوا امر کل جبار عنید(15)، و تلخیص بار دوم از کلمه الا ان عاداً کفروا الا بعدا لعاد قوم هود(16) شروع می شود....
این گونه تلخیص را در داستان بعدی همین سوره یعنی داستان قوم ثمود نیز داریم.
ه. گاه برخی از داستانها بدون مقدمه و زمینه سازی پیشین آغاز می گردد و خواننده را یکباره و ناگهانی بر سر قصه می برد. این گونه نمایش در داستانهای قرآن زیاد به چشم می خورد.
1. داستان یونس (ع) در سوره صافات (آیات 139 - 148) بدین ترتیب آغاز می شود:
و ان یونس لمن المرسلین. اذ ابق الی الفلک المشحون. فساهم فکان من المدحضین...
و یونس از پیامبران بود. چون به آن کشتی پر از مردم گریخت، قرعه زدند و او در قرعه مغلوب شد....
خواننده ناگهان به این آغاز داستانی درباره یونس (ع) که قهرمان داستان است برمی خورد و این در حالی است که وی نسبت به یونس (ع) هیچ گونه اطلاعات قبلی ندارد و تنها همین قدر می داند که او از پیامبران است. با این حال نکته قابل توجه این است که داستان ابتدا تا انتهای حال یونس (ع) را به نمایش نمی گذارد، بلکه آن پرده را به نمایش می گذارد که یونس (ع) در کشتی پر از جمعیت گریخته است و طبق قرعه می باید او را از کشتی به دریا افکنند.
2. داستان زکریا و تولد یحیی و ماجرای مریم و تولد عیسی و داستان ابراهیم و موسی و حکایت اسماعیل و ادریس علیهم السلام در سوره مریم بدون مقدمه و زمینه چینی و تنها با معرفی این پیامبران خدا و بر شمردن برخی ویژگیهای آنان آغاز شده است و به همین ترتیب است قصه سلیمان با مورچه و هدهد و بلقیس ملکه سبا.
این روش و شیوه داستان که در یک حالت ناگهانی مخصوص به نمایش درمی آید که تماشای آن تماشاگران را هرگز از این تماشا بی نیاز نمی گرداند، یعنی چشم تماشاگر همیشه تشنه تماشا می ماند(17)، یکی از روشهای قصه پردازی قرآن است و در چنین مواردی، هدف در طرح ناگهانی قصه تأمین می شود. این شیوه (در مسیر داستان قرار گرفتن به صورت ناگهانی) از اثر بخشی خاصی برخوردار است که معمولاً قصه نویسان و فیلمسازان و کارگردانان نمایش به آن توجه داشته و (آن را) مورد استفاده قرار می دهند.(18)