اسوه مقاومت

نویسنده : معاونت سیاسی حوزه نمایندگی ولی فقیه نیروی هوایی سپاه

مقدمه

یکصد سال پیش در سالروز ولادت دخت نبی مکرم اسلام، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، فرزندی از سلاله زهرای اطهر پابه عرصه گیتی نهاد. نامش را روح الله نامیدند که بعدها با دمیدن روح خود به کالبد ملتی بی جان و رمق و خسته از جور زمانه توانست انقلابی عظیم به وسعت فاصله میان حق و باطل را به این ملت ارزانی نماید.
او که عبد صالح و بنده خدا به معنای واقعی بود توانست با هجرت و جهاد مؤمنانه و تهجد و تضرع مخلصانه، با استعانت از الله و مشی براساس تکلیف و وظیفه الهی، و انگیزه اعاده روح عزت به مسلمین، قیام تاریخی اش را به منظور احیاء اسلام و ایجاد حکومتی بر مبنای اندیشه های قرآنی پایه گذاری نماید.
بدون تردید، شناخت و بررسی هرچه بیشتر در زندگی و خصوصیات و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای حفظه الله تعالی به آن اشاره فرموده اند می تواند برکات و دستاوردهای بزرگ و مبارکی را برای پویندگان و رهروان راه آن امام همام درپی داشته باشد. این کتاب به همین منظور تقدیم می گردد.
و ما توفیقی الا بالله
والسلام - معاونت سیاسی

فصل اول: زندگینامه امام راحل

صفحه 13

شمه ای از زندگینامه امام راحل

امام خمینی در تاریخ بیستم جمادی الثانی /1320 هجری قمری - برابر با اول مهرماه 1281 هجری شمسی - مصادف با سال روز میلاد مسعود بانوی بزرگ اسلام، حضرت فاطمه (ع) - در شهرستان خمین چشم به جهان گشود.
پدر ایشان آیه الله شهید، مرحوم سید مصطفی موسوی - فرزند برومند علامه جلیل القدر مرحوم سید احمد موسوی - است که بنا به گفته ی بعضی از خاندان جلیل صاحب عبقات الانوار می باشند.(1)
مرحوم سید مصطفی نیز تحصیلات خود را در نجف اشرف و سامرا در عهد میرزای شیرازی دنبال کرده در زمره ی علما و مجتهدین عصر خود قرار می گیرند و پس از بازگشت از نجف اشرف، زعامت و پیشوائی اهالی خمین و حومه را عهده دار می شوند. در تاریخ ذیحجه 1320 قمری در بین راه خمین - اراک مورد سوء قصد بعضی از اشرار قرار می گیرند و بر اثر اصابت چند گلوله به کتف و کمر ایشان در سن 47 سالگی به شهادت می رسند. جنازه ی آنمرحوم به نجف اشرف منتقل گردیده در آنجا دفن می شود.
آیت الله شهید دارای سه پسر و سه دختر بوده اند که پسرهای ایشان عبارتند از:
1- سید مرتضی (معروف به پسندیده) که از علمای جلیل القدر بوده و اکنون در قید حیات نمی باشند.
2- سید نورالدین که از محترمین مقیم تهران بودند و در تاریخ شعبان 1396 به رحمت ایزدی پیوستند.
3- سید روح الله (امام خمینی) که آخرین فرزند آن مرحوم بوده اند.
مادر امام خمینی بانو هاجر زنی از خاندان علم و تقوا و معاریف است پدر آن مرحومه حضرت آیت الله مرحوم میرزا احمد از علما و مدرسین والامقام است و بعضی از اساتید فن و معاریف مناطق کربلا و نجف در محضر ایشان تلمذ کرده اند.
با شهادت مرحوم سید مصطفی، خواهر والاقدر ایشان، سرکارعلیه، مرحومه بانو صاحبه به خانه برادر شهید خود رفته سرپرستی کودکان خردسال آن مرحوم را عهده دار می گردند. در صفات و خصایص حمیده ی این بانو داستانهایی نقل می کنند که متأسفانه این نگارش گنجایش آوردن آن را ندارد و در خور آن است که کتابی جداگانه در این مورد تدوین شود.
امام خمینی از پنج ماهگی تحت سرپرستی عمه ی عزیزش (بانو صاحبه) و مادر بزرگوارش (بانو هاجر) قرار گرفت و در دامن پاک آن دو بانوی پرهیزگار پرورش یافت. ضمناً دایه ای نیز به نام (نه نه خاور) برای ایشان بود که در نگهداری و پرستاری ایشان کمال کوشش را مبذول می داشت. بیش از 15 سال نداشت که روزگار ناهنجار بار دیگر ضربه ی تازه ای بروح آزاده ی ایشان وارد آورد و عمه ی عزیزش بانو صاحبه نوازشگر قهرمان پروری که در تربیت و پرورش ایشان سهم به سزائی داشت و برای ایشان مونسی فداکار، سرپرستی دلسوز، پناهگاهی محکم و در حقیقت پدری مهربان به شمار می رفت به طور ناگهانی درگذشت (1336 هجری) و انبوه درد و رنج و اندوه یک باره بر قلب حساس ایشان فرو ریخت و روح آزرده و رنجیده ی ایشان را بیش از پیش آزرده و اندوهگین ساخت و دیری نپائید که گرگ اجل گریبان مادر مهربانش را گرفت و آن بانوی مردآفرین نیز در بستر مرگ افتاد و چراغ عمرش به دست تندباد اجل خاموش گردید ( 1336 قمری). بانو هاجر درگذشت و با مرگ او غنچه ی نشکفته ی زندگانی پررنج و حسرت امام خمینی پژمرده و افسرده گردید و نهال سرسبز و نورس زندگی حساس و پر هیجانش دستخوش تندباد حوادث روزگار قرار گرفت.
امام خمینی با از دست دادن عزیزان خود، هرچند دچار رنج ها، ناکامیها و ناهمواریهای توانفرسائی گردید ولی هیچگاه خود را نباخت و در برابر سیل حوادثی که از هر طرف بر پیکر کوچکش فرو می ریخت کمر خم نکرد و از پای در نیامد. بلکه دلیرانه پایداری ورزید و در سایه اعتماد به نفس به کوشش در راه پیشرفت و تکامل و تحصیل علم و دانش و فضیلت پرداخت. بالاخره پیش از آنکه 15 سال را تمام کند، تحصیلات فارسی آنروز را به پایان رسانید و در خواندن و نوشتن از استاد بی نیاز گردید. آنگاه به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و در محضر برادر بزرگوارش حضرت آیت الله پسندیده صرف و نحو و منطق را آغاز کرد و تا سال 1338 ق، به تحصیل مقدمات در محضر ایشان ادامه داد و آنگاه که بنا شد برای ادامه تحصیل به حوزه ی علمیه اصفهان رهسپار گردد، نغمه دل انگیز و روحانی حوزه علمیه ی اراک که در آنروز تحت زعامت استاد بزرگ، مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی رونق به سزائی داشت ایشان را به آن سو جذب کرد و در سال 1339 ق به اراک شتافت و در محضر اساتید فن به آموختن ادبیات مشغول گردید در سال 1340 ق که مرحوم آیت الله حائری حوزه ی علمیه ی اراک را به شهر مقدس قم انتقال داد، ایشان نیز - که تازه کتاب مطول را شروع کرده بود - به قم رفت و در مدرسه دارالشفا مسکن گزید و در حوزه ی جدیدالتاسیس قم تحصیلات خود را با جدیت بیشتری دنبال نمود و با پشتکار و کوششهای شبانه روزی موفق شد که تا سال 1345 ق سطوح عالیه را به پایان رسانیده در حوزه ی درس مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری شرکت نماید و در محضر آن استاد بزرگ، پایه های علمی و مبانی فقهی و اصولی خود را تحکیم و تکمیل کرده به درجه ی اجتهاد فایق گردد و در سال 1355 ق که آیت الله حائری از جهان رخت بربستند امام خمینی در سن 35 سالگی دارای مبنای متقن، مستقل و محکم بوده در زمره مجتهدین مبرز و نوابغ علمی قرار داشت و همانند ستاره ی درخشانی در آس ان معلم و فضیلت حوزه علمیه قم می درخشید و از برجسته ترین علمای حوزه ی علمیه قم به شمار می آمد.
امام خمینی علاوه بر مقام ممتاز فقاهت، در علوم هیئت، فلسفه، حکمت و عرفان نیز دارای مهارتی ویژه و تخصصی کامل بودند.(2)
صفحه 16