جرعه نوش کوثر (زندگینامه مقام معظم رهبری) حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

پیشگفتار

از آن هنگام که استعمارگران غربی، به عنوان فرهنگ و تمدن جدید و پیشرفته، قدم به کشورهای مشرق زمین بویژه ممالک اسلامی گذاشتند، یکی از نهادهایی که سخت مورد تهاجم آنان قرار گرفت، تاریخ این کشورها بود. غرب آمده بود تا با استحاله فرهنگ و باورهای دینی و بی هویت کردن جوانان این کشورها و جایگزینی فرهنگ، تفکر و آداب و رسوم خود به جای آنها، راه را بر چپاول منابع و ثروتهای زیر و روی زمینی آنان هموار نماید. برای انقطاع تاریخی یک ملت، که بخش اصلی هویت مردم را تشکیل می دهد، تهاجم به تاریخ، مسأله اصلی است، لذا غرب در لشکرکشی خود به کشورهای اسلامی و از جمله ایران، به تحریف تاریخ آنها پرداخت. خیل مستشرقان که در میان آنان، عوامل اطلاعاتی و جاسوسان غرب فراوان بودند، با کمک عناصر جریان روشنفکری، برای استیلای غرب، به این امر مهم پرداختند. آنچنان که سفارش شده بود، تاریخ را نوشتند و از آن پس، کسانی که به کار تاریخ نگاری اشتغال ورزیدند، از این منابع ارتزاق کردند، و روشن است که نتیجه تاریخی که بر مبنای اطلاعات تاریخی شرق شناسان غربی یا جریان روشنفکری وابسته به غرب نگاشته می شود، بحران هویت خواهد بود و این چیزی است که غرب سخت بدان محتاج است.
حرکت تحریف تاریخ و نگاشتن آن، به گونه ای که نتیجه مورد انتظار غرب را در برداشته باشد، محدود به گذشته ها بخصوص دویست سال اخیر نیست؛ بلکه هم اکنون نیز دستهای آلوده و فکرهای وابسته جریانهای معاند با اسلام، انقلاب اسلامی و ملتهای مسلمان، با حمایت استراتژینها و دلارهای غرب، درصددند تا حقایق انقلاب بزرگ، دینی و معجزه آسای این ملت را از آبشخورهای اصلی آن جدا کرده و آن را وارونه و ناپسند جلوه دهند.
امام خمینی (قدس سره) آن یگانه دوران، که در اوج ظلمات مادی قرن بیستم، یک نظام الهی، دینی، نجات بخش و مردمی به معنای واقعی را بنیان نهادند، از همان ابتدا به این مساله مهم توجه نمودند و همچون همه تدابیر ارزشمند، راهگشا و هدایتگر خود، بموقع تدبیر آن را هم اندیشیدند. امام یکی از محققان تاریخ را مأمور کردند تا تاریخ انقلاب را با عناصر مطمئن و گویا، چون صدا و سیما تدوین کند و آن را از تعرض عناصر وابسته به شرق و غرب حفظ نماید. در حکم حضرت امام (رحمه الله علیه) از سه محور مهم می توان نام برد:
محور اول: توطئه انحراف تاریخی، یک نقشه حساب شده است که گریبان اکثر مورخین را گرفته است و علت آن، یا انحراف فکری خود مورخ است و یا دستوری که به او داده می شود. در هر دو حال، وابستگی مورخ از لحاظ فکری و روحی به منافع قدرتهای سلطه گر محرز است.
اکثر مورخین، تاریخ را آن گونه که مایلند و یا بدان گونه که دستور گرفته اند، می نویسند؛ نه آن گونه که اتفاق افتاده است. از اول می دانند که کتابشان بناست به چه نتیجه ای برسد، و در آخر به همان نتیجه هم می رسند.(1)
محور دوم: تداوم این توطئه در انقلاب اسلامی و وابستگی توطئه گران تحریف تاریخ انقلاب، به شرق و غرب است.
امروز همچون همیشه تاریخ انقلابها، عده ای به نوشتن تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی ایران مشغولند که سر در آخور غرب و شرق دارند. تاریخ جهان پر است از تحسین و دشنام عده ای خاص له و یا علیه عده ای دیگر و یا واقعه ای درخور بحث.(2)
محور سوم: ضرورت تبیین صحیح تاریخ انقلاب اسلامی و ترسیم هدف مردم از قیام، با روشهای نوین و مستند سازی آن.
اگر شما می توانستید تاریخ را مستند به صدا و فیلم حاوی مطالب گوناگون انقلاب از زبان توده های مردم رنجدیده کنید، کاری خوب و شایسته در تاریخ ایران نموده اید. باید پایه های تاریخ انقلاب اسلامی ما چون خود انقلاب، بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرتها و ابرقدرتها باشد...
از شما می خواهم هر چه می توانید سعی و تلاش نمایید تا هدف قیام مردم را مشخص نمایید؛ چرا که همیشه مورخین، اهداف انقلابها را در مسلخ اغراض خود و یا اربابانشان ذبح می کنند(3).
بنیادهای فرهنگی متعددی در غرب توسط دستهای پنهان و آشکار دشمنان انقلاب اسلامی راه اندازی شده اند که با بودجه های کلان، در حال تنظیم دایره المعارف و کتابهای تاریخی متعدد هستند تا هم گذشته این ملت را تحریف کنند؛ به گونه ای که تحقیرآمیز و ضد دین جلوه کند، و هم انقلاب عزت آفرین اسلامی او را از لحاظ اهداف و دستاوردها از منزلت و حقیقت خود تهی کنند.
تأکید مقام معظم رهبری بر ضرورت آگاهی نسل جوان از تاریخ کشور خود، بخصوص تاریخ 150 تا 200 سال اخیر، جریان مبارزات ملت ایران به رهبری حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه)، ویژگیهای انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن و شناخت دشمنان این انقلاب و نظام دینی، ناظر بر همین مسأله است که نسل جوان از دریچه تاریخ است که با این مسائل آشنا می شود و رهنمود معظم له بر مطالعه تاریخهای امین، حساسیت ایشان بر انتقال صحیح تاریخ در ذهن شفاف و تأثیرپذیر جوانان را نشان می دهد.
این مؤسسه، در راستای تحقق خواست مقام معظم رهبری، اقدام به نشر کتابهایی چون حکایتهای تلخ و شیرین از خاطرات حضرت امام (رحمه الله علیه) و خاطرات و حکایتها از خاطرات مقام معظم رهبری نمود که خود شاهد بسیاری از حوادث تاریخ این ملت بوده و گواه صادق و امین و انتقال دهنده با اخلاص این وقایع هستند. انتشار مجموعه روشنکران وابسته که به نقش تاریخی آنان در دویست سال اخیر اختصاص دارد و حکایت کشف حجاب و قصه ها و غصه ها نیز با همین هدف انجام شده است. اینک در کتابی که پیش رو دارید، با جوش و خروش، تب و تاب، حساسیتها و سختیها، خودسازی و تقید به احکام و عبادات و ارزشهای اسلامی، نحوه مبارزه و قیام، نقش و اهمیت حضور در مبارزات، سهم و عملکرد مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، ولی فقیه و نایب امام زمان (عج) و خلف صالح حضرت امام خمینی (قدس سره)، در پیشبرد انقلاب اسلامی و اداره امور کشور آشنا می شوید. شناخت ویژگیها و نقش تاریخی و زندگی معظم له برای جوانان، بسیار لازم و جالب است. در عین درسهای سازنده ای که در زندگی، حرکت و مشی رهبر عزیز و محبوب ملت برای جوانان وجود دارد، دوره ای از تاریخ پنجاه سال اخیر این ملت که در خود بزرگترین پدیده قرن، یعنی انقلاب اسلامی را جای داده است، برای جوانان بازگو می کند که می تواند منبع امین و صادقی برای شناخت صحیح تاریخ انقلاب اسلامی و حوادث منتهی به آن، و وقایع دوره بیست و پنج ساله استقرار جمهوری اسلامی باشد.
در تنظیم فصل اول زندگینامه تلاش شده است تا از خاطراتی که معظم له به مناسبتهای مختلف بیان فرموده اند، استفاده شود و زندگی دوران کودکی، نوجوانی و وضعیت خانوادگی و فعالیتهای فردی، جمعی، تحصیلی و مبارزاتی ایشان را از زبان خودشان ترسیم کنیم.
در تنظیم فصل دوم که مربوط به دوران حضور معظم له در مسئولیتهای مختلف اجرایی در زمان حیات امام عظیم الشأن است و فصل سوم که ترسیم کننده نقش و حضور رهبری در هدایت جامعه، تنظیم امور کشور، خنثی کردن توطئه دشمنان، حفظ وحدت جامعه، نگهداری و صیانت از خط امام و دستآوردهای انقلاب اسلامی و ارزشهای والای دینی نظام و... می باشد، از دو روش خاطره نگاری و اسناد و مدارک و تحلیل آنها استفاده شده است. اسناد زیادی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی در خصوص شخصیتهای انقلاب اسلامی منتشر شده است که در بخش عمده ای از آنها به مبارزات و مرارتهای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای اشاره شده است که در تنظیم زندگینامه، از آنها بهره جسته ایم؛ اما به دلایلی از ارائه آنها در انتهای کتاب خودداری کرده ایم. امید است این خدمت مقبول افتد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
موسسه فرهنگی قدر و ولایت

فصل اول: دوران رشد و کمال ایمانی و سیاسی

انساب، پدر و مادر

تسلط پادشاهان عباسی بر سرزمینهای اسلامی و ظلم و ستمی که از ناحیه آنان به فرزندان و دوستداران اهل بیت پیامبر اسلام وارد می شد، سبب گردید تا بسیاری از آنان بسوی ایران هجرت کنند و در مناطقی که دوستان و شیعیان خاندان پیامبر وجود داشتند و امنیت نسبی برقرار بود مأوا و منزل گزینند.
حضرت سلطان سید محمد که از سادات حسینی است و نسب ایشان با چهار واسطه به امام سجاد (علیه السلام) می رسد، به مناطق مرکزی که شامل تفرش، آشتیان و فراهان است آمدند و آغوش باز مردم منطقه ایشان را در خود پناه داد. اولاد آن حضرت نیز در نقاط مختلف این منطقه در میان مردم می زیستند تا اینکه مأمورین عباسی محل آنان را کشف نموده و در هر نقطه ای که بودند، بر سرشان ریخته و شهیدشان کردند. سلطان سیدمحمد در تفرش، سلطان سیداحمد در هزاوه اراک، سلطان سیدمحمد عابد در میقان اراک دفن شده و مزارشان، زیارتگاه عاشقان اهل بیت (علیه السلام) است.
صفحه 16
شیخ محمد خیابانی
سید محمد فرزند سید محمد تقی، فرزند سید میرزا علی اکبر، فرزند سید فخرالدین که از شجره مبارک حضرت سلطان سید محمد است، از تفرش به سوی آذربایجان مسافرت می کند. به شهر خامنه - شهری در حدود 80 کیلومتری شمال غربی تبریز - که می رسد، مردم آن شهر، این سید رشید را با اصرار نگهمیدارند تا از برکات وجود او در آن شهر بهره مند گردند. خامنه از لحاظ آب و هوا و درختهای بادام و گردو، شبیه تفرش است. سید محمد دعوت مردم خامنه را می پذیرد و در آن شهر منزل می کند و به هدایت و ارشاد مردم می پردازد. سید حسین، فرزند سید محمد و جد رهبر معظم انقلاب اسلامی از علمای آذربایجانی مقیم نجف بود. وی قبلاً در محله خیابان تبریز اقامت داشت و سپس به نجف اشرف سفر کرده و در آنجا به درس و بحث اشتغال ورزیده بود. مردی پرهیزکار و اهل علم و تقوی و زهد که عمری را به قناعت گذراند. روحانی شهید حاج شیخ محمد خیابانی شوهر عمه آقای حاج سیدعلی خامنه ای است که گرچه در قصبه خامنه از توابع تبریز به دنیا آمده ولی به علت اینکه در مسجد کریمخان در محله خیابان تبریز امامت جماعت داشت به خیابانی مشهور شده است. وی از روحانیون مشهور و مبارز دوران مشروطه است که به نوشته مرحوم حاج محمد باقر بادامچی - مبارز سرسخت مشروطه در زمان خود مرحوم خیابانی اورع و ازهد و نسبتاً افقه همقطاران خود از ائمه جماعت بود. وی نماینده مردم تبریز در مجلس شورای ملی گردید و علیه نابسامانی موجود قیام کرد و در تبریز شهید شد.
سید جواد فرزند سید حسین و پدر مقام معظم رهبری - که با شهرت خامنه ای شناخته می شود - در نجف اشرف در خانواده ای روحانی در سال 1273 شمسی متولد شد. در سه سالگی به اتفاق پدر بزرگش که از علمای بنام و از شخصیت های معروف علمی تبریز بود به این شهر آمد. در نوجوانی از نزدیک شاهد ماجراهای تاریخی مشروطیت بود و در محله (خیابان) تبریز که یکی از کانون های اصلی مبارزه به شمار می آمد لحظات تاریخ ساز آن رویداد بزرگ را با جسم و جان خود درک کرد و بعدها نیز که شوهر خواهرش شیخ محمد خیابانی بخش دیگری از این روی داد را رهبری می کرد او در متن حوادث قرار داشت.
در جوانی سفری به عتبات و سفر دیگری به مشهد کرد در همین سفر بود که معنویت و صفای روحانی حوزه علمیه مشهد وی را چنان به خود مجذوب ساخت که تصمیم گرفت همیشه در مشهد اقامت کند. ایشان ابتدا نه ماه و پس از مراجعت به تبریز و اقامتی کوتاه در این شهر مجدداً به مشهد بازگشت و مدت نه سال در مشهد ماند و در حوزه های درسی معروف آن، از جمله درس آیت الله آقازاده خراسانی و آیت الله حاج آقا حسین قمی به مدارج عالی علمی رسید. در سال 1345 قمری برای ادامه تحصیل به نجف عزیمت کرد و تا سال 1350 از درس مدرسین و مراجع بزرگ آن روز نجف مانند آیت الله العظمی میرزانائینی و آیت الله العظمی آقای سید ابوالحسن اصفهانی بهره ای وافر برد. در این سال وی به مشهد بازگشت و در این شهر اقامت دائمی گزید و به وظایف دینی و علمی اشتغال یافت و تا آخر عمر پربرکت خود را در مشهد ماند.
ایشان در عین برخورداری از مقامات عالی علمی و وجه و محبوبیت عمیق مردمی، عالمی پارسا و متواضع و زاهد به دور از هرگونه پیرایه و تجمل بود. تا آخر عمر در خانه ای محقر و با وصفی ساده گذرانید و سرمایه قناعت و زهد را از دست نداد. عشق به کار معلمی و ارتباط با تعلیم و تعلم خصلت برجسته دیگر وی بود که تا آخرین ماههای زندگی با ایشان همراه بود. در روزهای سیاه اختناق ستم شاهی رنج و مرارت مستمر و فشار روزافزون آن دستگاه جبار را بر خانواده و فرزندان خود با بزرگواری و متانت تحمل می کرد و در همه عمر روی خوش به دشمنان اسلام نشان نداد.
پدرم با هر کاری که رضاخان پهلوی کرده بود، مخالف بود - از جمله؛ اتحاد شکل از لحاظ لباس - و دوست نمی داشت همان لباسی را که رضاخان به زور می گوید، بپوشد.(4)
ایشان سرانجام در شب (14/4/1365) پس از چند ماه نقاهت و ضعف در سن نود و دو سالگی به لقاءالله پیوست و پیکرش در دارالفیض حرم مطهر حضرت رضا (علیه السلام) دفن گردید. از ایشان کتب چاپ نشده ای در مباحث فقه و اصول باقی مانده است.(5)
حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) در پیام تسلیت خود، علم و تعهد و تقوای ایشان را مورد تأکید قرار داده اند:
بسمه تعالی
جناب حجت الاسلام آقای حاج سیدعلی خامنه ای، رئیس محترم جمهور دامت افاضاته
رحلت والد معظم جنابعالی که عمری با علم و تعهد و تقوا به سر بردند، موجب تأسف گردید. این مصیبت را به جنابعالی و اخوان محترم و خاندان جلیل تسلی گفته، سلامت و موفقیت آن جناب را از خدای تعالی مسئلت دارم. والسلام علیکم و رحمه الله(6).
28 شوال المکرم 1406 (15 تیر 1365)
روح الله الموسوی الخمینی
همسر حاج سید جواد، دختر آیت الله سید هاشم میردامادی (نجف آبادی) - از بزرگان اهل علم و معرفت نجف آباد اصفهان - بود که خود از شیفتگان و ارادتمندان خاندان پیامبر بوده و دارای ملکات اخلاقی بارزی بودند.
صفحه 19
آیت الله سید جواد خامنه ای
آیت الله سید هاشم میردامادی، در سال 1303 ه. ق در نجف اشرف پا به دنیا نهاد. در سن دو سالگی پدر خویش را از دست داد و تحت تربیت مادر پاک سیرت و با تقوای خود قرار گرفت. ایشان مقدمات و سطح را با جدیت کامل نزد مدرسان معروف گذراند و از محضر آیات عظام: آخوند خراسانی، میرزا محمد تقی شیرازی و آقا میرزا حسین نائینی استفاده نمود و به درجه اجتهاد نائل آمد. وی از استادان اخلاق و عرفان همچون: سید احمد کربلایی، سید مرتضی کشمیری و میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بهره های بسیار برد و از لحاظ زهد و تقوا به مراتب عالی رسید. قبل از سال 1310 شمسی به مشهد بازگشت. ایشان در دوره رضاخانی با توجه به خفقان و فضای وحشت، در دفاع از اسلام سخت و بی پروا بود. در حادثه مسجد گوهرشاد در سال 1314، ایشان و دیگر علمای مشهد در منزل آیت الله سید یونس اردبیلی جلسه ای تشکیل دادند و با صدور اعلامیه ای تند از عملکرد حکومت وقت و شخص رضاخان اعلام انزجار کردند. بعد از آن، ایشان را به سمنان تبعید کردند. پس از هفت سال تبعید، مایملک خود را فروخت و مخفیانه بطرف مشهد حرکت کرد ولیکن مأموران متوجه شده و ایشان را مجدداً به سمنان برگردانده و مدتی در حبس نگهداشتند.
بعد از تبعید تا سال 1339 شمسی، برنامه تفسیر قرآن ایشان - که قبل از تبعید در مسجد جامع گوهر شاد داشت - ادامه یافت تا اینکه در بستر بیماری افتادند و در 23 آذر 1339 در سن 77 سالگی به جوار رحمت حق تعالی کوچیدند و در جوار مرقد حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) به خاک سپرده شدند.
نسب آیت الله سیدهاشم میردامادی با 30 واسطه با ابوالحسن محمد دیباج، فرزند حضرت امام صادق (علیه السلام) می رسد(7).
پدر بزرگ خود من، مرحوم آیت الله سید هاشم نجف آبادی، سالها در مشهد مدرس تفسیر و معلم اخلاق و معنویت بود. ایشان از نجف به مشهد آمده بود و در سالهای آخر عمر، برای صله ی ارحام، به نجف آباد و خمینی شهر سفر کرد. چون فامیل بزرگ میردامادی و صهری ها و دیگر وابستگان به این فامیل، خویشاوندان ایشان محسوب می شدند(8).
صفحه 20
آیت الله سید هاشم میردامادی