راه سعادت «ردّ شبهات، اثبات نبوّت خاتم الأنبیاء(ص) و حقّانیت دین اسلام»

نویسنده : علّامه میرزا ابوالحسن شعرانی(رحمة اللَّه)

مقدّمه محقّق

بسم اللَّه الرحمن الرحیم
الحمد للَّه ربّ العالمین کثیراً کما هو أهله و الصلاة و السّلام علی محمّد و آله الأطهرین سیّما بقیة اللَّه فی العالمین و اللعنة علی أعدائهم و مخالفیهم و منکری فضائلهم أجمعین.
پیامبران بزرگ و اوصیای آنها و علمای پاکدامن دین، در تمام تاریخ بشر مانند خورشید درخشان و ماه تابناک و ستارگان فروزان آسمان نور بخشیده اند، تا آدمی بر جهالت و تاریکی فائق آید و بتواند ودیعه خداوندی نهان خویش را بپروراند و خویشتن را از پستی و پلیدی برهاند.
معرفت به سیره در زندگی پیامبر اکرم(ص) و اوصیای طاهرین(ع) ایشان، شناخت واقعیّت اسلام است. از آنجا که آنها اسلام مجسّم و تحقق خارجی آن هستند. که شناخت آنها، قدمی بزرگ در راه یابی به حقائق دین می باشد؛ و نیز آشنایی با سیره بزرگان دین، خود نوعی راه یابی به حقائق دین است.
طاغیان و ستمگران در طول تاریخ، همواره برای جلوگیری از نور افشانی حقائق و ارزش های دینی از هر حربه ای کمک گرفته اند. اینان از آن رو که قادر نبودند با عین حقائق مقابله کنند به ناچار آنها را مشوه کردن واژگون می نمایاندند، و یا با تفرقه بین احزاب و فِرَق دینی کاری می کردند تا شاید کم اندیشان و ساده انگاران به آن ایمان آورند و راه هدایت و راستی را در پیش نگیرند.
احزاب شیطانی، نیک می دانستند که انسان ها مفطور به «فطرت الهی» هستند و هرگاه سخن حق، بی کم و کاست بر جان آنان بنشیند، به زودی پذیرا می شوند و آنگاه است که بساط احزاب شیطانی و گمراه برچیده می شود؛ از این رو برای ادامه حیات خود و برای آنکه به خیال خود در برابر حزب خداوند و طرفداران مکاتب الهی پیروز گردند، حقائق را نه آن گونه که هست بلکه آن گونه که به سود آنان بود دگرگون می کردند و به قشر متوسط جامعه القا می نمودند؛ قشری که غالباً مانند خس و خاشاک با هر جریانی به این سو و آن سو در حرکتند و نور ایمان الهی و پرتوِ یقین هنوز در اعماق جانشان رسوخ نکرده است. در واقع این گروه در دنیایی از بی هویتی زندگی می کنند و بی آنکه راه و هدف خود را به خوبی دریابند و در مسیر آن حرکت کنند، در دنیا همواره در پی آن چیزی هستند که تأمین کننده منافع و مصالح دنیوی آنان است.
دین، روشنگر اسلام است، خاتم ادیان است، چنانکه رسول خدا(ص) نیز خاتم انبیاست. نیز تردیدی نیست که اسلام، گذشته از خاتمیّت، اکمل و اتَمّ ادیان است.
ارزش های والای اسلامی از آن رو که با خواسته جباران و ستمگران هماهنگ نبود و قدرت و استحکام آن باعث ضعف و شکست دشمنان بود باعث گشت که علیه آن به طمع در افتند و تمام تلاش خویش را در جهت نابودی آن به کار برند. ولی خداوند تبارک و تعالی بر همه انسان ها منّت نهاد و رسولان و اوصیای طاهرین خویش(ع) را برای رهانیدن انسان از جهل و نادانی و سعادت دنیا و آخرت، نازل فرمود. و نیز اصحاب ایشان سپس شاگردان اصحاب ایشان به نشر و تبلیغ پرداختند. انسان ها هم در عصر غیبت به وسیله چنین شخصیّت هایی با حقائق اسلام آشنا شده اند و به سعادت ابدی رسیده اند. لذا شناخت اینان یک قدم در راه شناخت دین است.
یکی از معدود شخصیّت های بزرگ جامعه اسلامی شیعی عصر ما، حضرت آیة اللَّه علاّمه میرزا ابوالحسن شعرانی(ره) است که در طول عمر پر برکت خود، لحظه ای آرام نداشته است و با تألیف و تحقیق و شاگرد پروری و خدمت به مردم و مجاهدت سراسر آن را آکنده کرده است.(در فصل شرح حال علاّمه شعرانی با تألیفات و تحقیقات ایشان بیشتر آشنا می شویم).
و امّا یکی از همین تألیفات کتاب گرانسنگ «راه سعادت» در «ردّ شبهات، اثبات نبوّت خام الأنبیاء(ص) و حقّانیت دین اسلام» که با زحمت و گردآوری منابع اهل سنّت و ادیان مختلف به خصوص دین مسیح و یهود به اثبات نبوّت رسول اللَّه(ص) و حقیقت دین اسلام پرداخته است که به حق در نوع خود کم نظیر بلکه بی نظیر است. و چه با برکت عمری که ایشان در این راه صرف نمود. و همچنین علمای گذشته تا حال حاضر که چه سختی هایی کشیده اند تا اسلام محمّدی زنده بماند و این پرچم سراپا بماند تا به صاحب اصلیِ آن حضرت صاحب الزمان - عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - برسد.
در پایان خداوند متعال را شاکرم که به بنده سراپا تقصیر توفیق عنایت فرمود تا یکی از با ارزشمندترین کتاب هایی که در این موضوع نگاشته شده است را تصحیح و تحقیق نمایم. و برای مولّف گرانقدر «علاّمه میرزا ابوالحسن شعرانی ره» علوّ درجات و حشر با ائمّه معصومین(ع) را از درگاه حق تعالی خواستارم.
قم مقدّسه - حامد فدوی اردستانی
22 ربیع الأوّل 1428 ه.ق

شرح حال علاّمه شعرانی

خاندان علم و تقوا

علاّمه بزرگ شیخ ابوالحسن شعرانی، از شخصیّت های برجسته و دانشمندان کم نظیر اسلامی قرن چهاردهم هجری است. او بازمانده خاندانی از خاندان های علم و دانش و تقوا و معنویت بود. و اینک یادی از نیکان پاک او:
1- ملا فتح اللَّه کاشانی، سلسله نسب میرزا ابوالحسن شعرانی، به دانشمندی بزرگ و قرآن شناسی فرزانه یعنی علاّمه «ملا فتح اللَّه کاشانی»(متوفای 988 هجری) مفسّر معروف عصر صفویه می رسد. تفسیر«منهج الصادقین» وی به زبان فارسی شهره آفاق است.
2- ابوالحسن مجتهد تهرانی، جدّ اعلای میرزا ابوالحسن شعرانی، شیخ ابوالحسن مجتهد تهرانی (1200 - 1272 هجری) است. در تهران و سپس اصفهان به تحصیل پرداخت آنگاه عازم عراق شده و در حوزهای علمیه آن دیار نزد بزرگانی چون سیّد علی طباطبایی (صاحب ریاض المسائل) ادامه تحصیل داد و با اجازه اجتهاد به تهران مراجعت کرد.
3- آخوند غلامحسین، پدر میرزا ابوالحسن شعرانی، آخوند غلامحسین، یکی از علمای متقی و فاضل تهران بود.
آخوند در سال 1313 ق در نجف اشرف به خاک سپرده شد.
4- حاج شیخ محمّد تهرانی، حاج شیخ محمّد تهرانی، پدر میرزا ابوالحسن شعرانی عاملی متقی بود. و در سال 1346 ق از دنیا رفت.