اویس قرنی

نویسنده : محمد رضا یکتایی

مقدمه

سلام بر سفیران خداوند، از آدم (علیه السلام) تا خاتم (علیه السلام).
سلام بر جانشینان حضرت مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)، از علی مرتضی (علیه السلام) تا حضرت مهدی (عج).
سلام بر سالکان وارسته و عارفان دل شکسته.
سلام بر اویس قرنی، که نسیم رحمانی بود و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) به وجودش بشارت داد.
سلام بر اویس قرنی، که حکیم یمانی بود و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بوی خوش خویش را از او استشمام می کرد.
سلام بر اویس قرنی، که امّی زیست و همواره از پیامبر امی (صلی الله علیه و آله و سلم) پیروی کرد.
سلام بر اویس قرنی، که شبانی می کرد و قدر و منزلت مادر پیر و ناتوان خویش می دانست.
سلام بر اویس قرنی، که زهد و قناعت را در کردار و گفتار به همگان آموخت.
سلام بر اویس قرنی، که از شهرت فرار کرد و از شهوت به دور بود.
سلام بر اویس قرنی، که کلامش عطر عرفان دارد و طعم تقوا.
سلام بر اویس قرنی، که سخنان مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره خویش را مایه فخر فروشی قرار نداد.
سلام بر خیر التابعین، که شیفته محمد امین (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و شیعه امیرالمؤمنین (علیه السلام).
سلام بر زاهد مجاهد، که به صفین آمد و دست در دست امیرالمؤمنین (علیه السلام) گذاشت، در جهاد فی سبیل الله به شهادت رسید،(1) و یک بار دیگر غدیر را تقریر و تقدیر کرد.
و سلام بر اویس، که خیرالمرسلین به او سلام هدیه کرد.
و بشارت بر شما خواننده ای که مشتاق شناخت بیشتر اویس قرنی هستید، کسی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره او فرمود: ابشروا برجل من أمتی یقال له أویس القرنی.
در نوشتاری که پیش رو دارید، سعی شده است که غبار غربت از شخصیت عارف بر جسته و زاهد وارسته و مسافر من الله و مهاجر الی الله، اویس قرنی، زدوده شود، تا آشنایی مختصری با زندگی معنوی او فراهم آید.
ای کاش معرفی این شخصیت بزرگ صدر اسلام را فردی برجسته به عهده می گرفت که شایستگی چنین کاری را داشت و خود اهل علم و عمل بود.
اما اگر این بنده ناچیز در این راه قدم زده و درباره اویس قلم زده ام، امتثال امر اساتید و سروران گرامی خویش را کرده ام. و اگر چه به جمع آوری منابع و مأخذ دشوار می نمود، اما به توفیق الهی و راهنماییهای خالصانه استاد فرزانه جناب آقای دکتر ابراهیمی دینانی، راه هموار شد و بار به سر منزل مقصود رسید. البته هر گونه حقیقت و راستی در آن به فضل الهی و لطف آن عزیز می گردد و هر سستی و کاستی به این جانب.
بسیار ضروری و بجاست که از تمامی سروران، اساتید و عزیزانی که در گردآوری، تدوین و چاپ و نشر این اثر قبول زحمت فرموده اند، تشکر نمایم. به ویژه از فاضل محترم آقای کریم جباری و فاضل معظم مرحوم علیرضا فلاح که زحمت ویرایش کتاب را متحمل شده اند، سپاسگزارم.
از خداوند مهربان، توفیق همگان را در کسب معرفت و عرفان خواستارم.

فصل اول: از ولادت تا شهادت

زادگاه اویس

یمن در جنوب غربی شبه جزیره عربستان و کنار دریای سرخ واقع شده است و از خوش آب و هواترین و پر جمعیت ترین منطقه عربستان است. از مهمترین محصولات زمینی آن جو، گندم و ارزن است. اما محصولات آسمانی یمن چشمگیرتر است و دلپذیرتر. یمن در جغرافیای عشق نیز سرزمینی است خوش آب و هوا، حاصل خیز و دل انگیز. و از این جهت این سرزمینی پر یُمن و با برکت را یمن نامیده اند.(2) و از افتخارات اهل یمن این است که گروهی از انصار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از یمن قیام کرده اند. و وقتی جمعی از ایشان به خدمت حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند، آن حضرت چنین فرمود:
أتاکم أهل الیمن، هم ألین قلوباً، وارق افئدة، الایمان یمان، والحکمة یمانیة؛(3) اهل یمن بر شما وارد شده اند، آنان قلبهایی بسیار نرم و دلهایی سرشار از مهربانی دارند، ایمان یمنی و حکمت یمانی است.
اگر به یمن عربستان خوشبخت گفته اند، راه به اشتباه نرفته اند. اهل یمن را به حق، اهل و عمل، و حکمت و معرفت دانسته اند. در آسمان یمن ستارگانی می درخشد، اما ستاره سهیل را از آن جهت که در یمن کاملاً مشهود است، سهیل یمانی خوانند و مولوی چه خوش سروده است:
کی باشد کاین قفس چمن گردد؟ - واندر خورگام و کام من گردد؟
این زهر کشنده انگبین بخشد - وین خار خلنده یاسمن گردد؟
ر خرمن ماه سنبله کوبیم - چون نور سهیل در یمن گردد؟(4)
یمن دو آسمان دارد و دو سهیل یمانی؛ هنگامی که ستاره سهیل در آسمان یمن ظهور می کند، آخر فصل گرماست و میوه ها می رسند و آن گاه که اویس قرنی و سهیل یمانی طلوع می کند، گرما گرم فصل قولوا لا الله الا الله تفلحوا.
اویس قرنی را می توان اویس یمنی نیز گفت؛ زیرا اصل او از یمن بوده و در این سرزمین می زیسته است.(5)