فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

ما بوسیله عمل می توانیم انقلاب را صادر کنیم نه زور و سرنیزه

ما هر چه فریاد بزنیم که ما اسلامی هستیم و جمهوری اسلامی هستیم، لکن وقتی ببینند ما را که در عمل غیر او هستیم، از ما دیگر باور نمی کنند. وقتی می توانند باور کنند از ما که مائی که می گوئیم جمهوری اسلامی هستیم، عملمان هم آنطور باشد، عمل طاغوتی نباشد و قول، قول اسلامی، عمل اسلامی باشد و خود رفتار، اسلامی باشد، گفتار اسلامی باشد تا صادر بشود این جمهوری اسلامی در سایر کشورها. صدور با سرنیزه صدور نیست، صدور با زور صدور نیست، صدور آنوقتی است که اسلام، حقایق اسلام، اخلاق اسلامی، اخلاق انسانی در اینجاها رشد پیدا بکند و شما موظف به این معنا هستید و باید این کار را انجام بدهید که هم در عمل و هم در نوشته هائی که در آنجا منتشر می کنید باید بکنید و مجله داشته باشید و آن مجله یک مجله ای باشد که هم در عکس هایی که در آن هست و هم در مسائلی که در آنجا طرح می شود همه اش موافق باشد. با جمهوری اسلامی تا به واسطه تبلیغات اسلام نفوذ کند در آنجا، و این را بدانید که اگر چنانچه شما تبلیغات بکنید و همین طور دانشجوهای عزیز ما در آنجا کوشش کنند در اینکه در هر جا که هستند و با هر طایفه ای که برخورد می کنند مسائل ایران را، مسائل اسلامی ایران را در آنجا طرح بکنند و آن چیزهائی که در مجلات خارج، در روزنامه های خارج در هر جا نوشته می شود، آنها را یکی یکی برای آنها تحلیل کنند و دروغ آن چیزها را بر آنها ثابت بکنند.
عمده مسأله این است که ما فهمیده باشیم در قلبمان که ما می خواهیم جمهوری مان اسلامی باشد. باید همانطوری که با زبان می گوئیم، قلب ما معتقد شده باشد به اینکه ما می خواهیم اسلام باشد. «ما می خواهیم اسلام باشد» دیگر با تمام اعوجاجات باید مبارزه بکند. انسان، اول از خودش شروع کند ببیند خودش چه اعوجاجاتی دارد. هر انسان لامحاله در خودش نقص هایی می بیند، کم است کسی که نقص نبیند در خودش و اگر کسی نقص در خودش نمی بیند، این خودش یک نقصی است که دارد. انسان باید تربیت بشود، باید به تزکیه تربیت بشود و انسان از خودش باید شروع بکند، از خانواده خودش باید شروع کند. و شما از خودتان، خانواده هایتان، خودتان همه شروع کنید تا به خارج برسد. دانشجویان ما باید خودشان اول توجه بکنند که رفتار خودشان، کردار خودشان، گفتار خودشان همه اینها منطبق با موازین اسلامی و اخلاقی باشد تا اینکه اگر مردم را دعوت کردید به اسلام و باید هم دعوت بکنید، حرف شما مخالف با عمل شما نباشد. خودتان یک وضعی نداشته باشید که وقتی بگوئید، مسخره کنند که آقا خودش فلان است و ما را دعوت به چه می کند.(669)

وظیفه شما در معرفی اسلام بیشتر از ماست که در داخلیم

در هر صورت من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه شما را می خواهم و همه ملت ما موظفند به اینکه رفتارشان یک رفتاری باشد که با همین رفتار اسلام را نمایش بدهند به خارج و اگر چنانچه رفتاری باشد ولو در بعضی از جاهایی که بعضی از اشخاص نفوذ کردند در آنجا، رفتار طوری باشد که این رفتار، مخالف با موازین اسلامی باشد این اسباب این می شود که دست دشمن های ما یک بهانه بدهد و ما را و جمهوری ما را با تمام قوا بکوبند. هم جوانان خارجی ما و هم شما سفرا و کارمندانی که در سفارتخانه ها هستید، همه شما، همه انجمن های اسلامی که در خارج هست و همه افراد - این - مسلم و همین طور ایرانی و غیر ایرانی که در خارج هست، این معنا برای آنها بیشتر وظیفه است از ما که در داخل هستیم، همه وظیفه داریم و لکن وظیفه شما سنگین تر است، بیشتر است و باید با خواست خدا انشاءالله موفق بشوید که اسلام را در همه جا معرفی کنید و پس از معرفی نفوس سالم که اکثر مردم هستند، پذیرش می کنند، پذیرش که کردند کم کم عمل می کنند، کم کم این انقلاب صدور پیدا می کند به خارج. خداوند همه شما را انشاءالله حفظ کند و همه شما و ما را موفق کند به اینکه دنبال این باشیم تا انشاءالله حفظ کند و همه شما و ما را موفق کند به اینکه دنبال این باشیم که اسلام را در همه جا تقویت کنیم و از مروجین اسلام باشیم و از جنود خدای تبارک و تعالی باشیم تا انشاءالله به سعادت و سلامت، هم مملکت خودمان و هم سایر ممالکی که در اسلام هستند و همین طور مستضعفین جهان انشاءالله همه موفق و موید باشید.(670)

وزارت خارجه می تواند با اسلامی شدنش موجودیت اسلامی ما را به خارج نشان دهد

از اینکه اینجا تشریف آورده اید تا با هم درد دل کنیم، تشکر می کنم. شما می دانید که وزارت خارجه تنها وزارتخانه ای است که با اسلامی شدنش بیشتر از سایر وزارتخانه ها می تواند موجودیت اسلامی ما را به خارج نشان دهد، و بعکس، صدماتی که به این کشور ممکن است وارد آید و در سابق از ناحیه سفارتخانه های خارجی در اینجا و سفارتخانه های ما در خارج، بر کشور وارد شده، بیشتر از دیگران است چون وزارت خارجه با همه دنیا و با افکار و ایده های مختلف و برنامه های گوناگون روابط دارد و من میدانم که برای اصلاح آن و سایر وزارتخانه ها و همه ارگان های دولتی و امثال آن، وقت لازم است. لکن وقتی بنابراین شد که ما باید خودمان باشیم و وابسته به غیر نباشیم و خودمان حیثیت خودمان را حفظ کنیم و این احساس در ما پیدا شد، همین امر انشاءالله منتهی می شود که همه چیز ما اصلاح بشود و اگر شما در این راه مستقیم که راه اسلام است و روزی چند مرتبه هم در نماز از خدا می خواهید که اهدنا الصراط المستقیم(671) یعنی ما را به صراط مستقیم هدایت کن، وارد بشوید، مسلم به آخر هم خواهید رسید. عمده این است که انسان در آن راهی که باید سیر بکند وارد بشود که پیدا کردن راه، مشکل ولی بعد از پیدا کردن، پیمودن آن آسان است. همانند کسی که در بیابان گم شده و مرتب به این طرف و آن طرف می زند و با این وضع شاید هیچ گاه به مقصد نرسد اما وقتی که در راه مستقیم قرار گرفت به مقصد هم میرسد، چه سیرهای معنوی باشد و چه سیرهای مادی.
اما در جهت معنویت و بعد از اینکه دولتی اسلامی شد و مردم احساس کردند که ما می خواهیم اصلاح بشویم، در این صورت است که همه کارها به معنویات بستگی دارد. همین کاری که شما در وزارت خارجه و سفرا در خارج می کنند، اگر در راه مستقیم اسلامی باشد، سیر الی الله است.
در سیر الهی لازم نیست که انسان در یک گوشه ای بنشیند و بگوید من می خواهم سیر الی الله داشته باشم خیر، سیر الی الله همان سیره و روش انبیا و خصوصاً پیغمبر اسلام و ائمه معصومین است که در عین حالی که در جنگ وارد می شدند و می کشتند و کشته می دادند و حکومت می کردند، همه چیز سیر الی الله بود. اینطور نبود که آن روزی که حضرت امیر مشغول است، سیر الی الله نباشد و فقط در هنگامی که نماز می خواند سیر الی الله باشد، هر دویش سیر الی الله بود. لذا پیغمبر می فرماید ضربت علی در روز خندق افضل از عبادت ثقلین است.
وقتی که ما می خواهیم جهات معنوی را بکنیم در مادیات و مادیات را به طرف معنویات بیاوریم، این سیر الی الله است البته کار مشکلی است، ولی اینطور نیست که نشود. وقتی که انسان وارد عمل شد موفق می شود.
در همین قضیه پیروزی ملت بر رژیم منحط سابق، تصور این معنا که ملتی که هیچ چیزی در دستش نیست و رژیم همه چیز دارد، چگونه پیروز می شود، مشکل بود آنهایی که این تصور در آنها قوی بود، سفارش می کردند که وارد نشوید، لکن وقتی که ملت بنا گذاشت که کاری بکند و در میدان وارد بشود، به آخر رسید و کاری کرد که ما نمی توانیم درست حجمش را توجه کنیم و هر قدمی که ما و شما برداشتیم، خداوند به یک قدم دیگر ما را هدایت فرمود چراغ را خود خدای تبارک و تعالی جلو گرفته و تاریک ها را روشن کرد و هیچ وقت نگذاشت که ملت سست شود این برای آن بود که ملت راهش را پیدا کرد و به صراط مستقیم رسید.(672)