فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

با عملتان بناها و بنیادهای طاغوتی را تحقیر کنید

خوف اینکه ما اگر ساده رفتار کنیم آنها با آن، سفارتخانه های آنها با آن وضعی که دارد، ما در نظر آنها تحقیر می شویم، این خوف را در خودتان راه ندهید، بلکه شما با عملتان تحقیر کنید آنطور بناها و بنیادهای ظلم و طاغوتی را. شما گمان نکنید که اگر چنانچه به طور ساده عمل بکنید و سفارتخانه شما یک امر، یک جای ساده ای باشد، یک مرکزی باشد که از آنجا علم و دانش و اخلاق صادر بشود، شما تحقیر خواهید شد. خیر، این حرف، حرف غربزده هاست که خیال می کنند که ما اگر مثل غرب نباشیم، ما تحقیر می شویم ما الان بنا داریم که مثل غرب نباشیم و بنا داریم وابسته نباشیم و بنا داریم مستقل باشیم و آزاد باشیم و الان می بینید که آنهائی که، ملت هایی که تحت تاثیر تبلیغات امریکا و شوروی و سایر اذناب آنها واقع نشدند، همه آنها به نظر اعجاب و عظمت به شما نگاه می کنند.(667)

موظفید که عقلاً و شرعاً به اینکه سفارتخانه هاتان هر چه ساده تر باشد

عظمت انسان به لباس و کلاه و اتومبیل و - نمی دانم - پارک و امثال ذلک نیست. انسان یک حقیقتی است که آن حقیقت اگر بروز بکند شرافتمند است، عظمت دارد. شما می بینید که بزرگترین افراد بشر انبیا بودند و ساده ترین از همه هم آنها بودند. در عین حالی که بزرگتر از همه بودند و همه آنها را به بزرگی می شناختند در عین حال ساده ترین افراد بودند در وضع زندگیشان تمام انبیا اینطور بودند و تاریخ همه آنها را نشان می دهد که با وضع بسیار ساده ای عمل می کردند. در صدر اسلام آن امر بسیار روشن است که چه جور وضع داشتند، حکومت ها چه وضعی داشتند و امرای ارتش چه وضعی داشتند و خود اشخاصی که در راس بودند با مردم چه وضعی داشتند. در عین حالی که وضع شان آنطور بود که وقتی یک کسی از خارج می آمد در مسجد رسول الله و این افراد نشسته بودند، نمی شناخت که کدام یکی اینها رسول الله هستند، سوال می کرد که کدام یکی هستید؟ برای اینکه نه بالایی بود، نه پائینی بود، دور می نشستند. اگر حصیری هم بود یا بوریائی بود من نمی دانم لکن این فرش هایی که شما خیال کنید، حتی این فرشی که شما زیرتان انداختید نبوده است. آنوقت دور هم می نشستند ولیکن عظمت شان، عظمتی بود که دنیا را تحت تاثیر قرار داد. عظمت انسان به روحیت روح انسان است. عظمت انسان به اخلاق و رفتار و کردار انسان است، نه به اینکه اتومبیلش سیستم کذا باشد، نه به اینکه گارد داشته باشد، نه به اینکه خدمه داشته باشد. اینها عظمت انسان نیست، اینها انسان را منحط می کند از آن مقامی که دارد.
شما آقایانی که در سفارتخانه ها هستید موظفید عقلا و شرعا به اینکه هر چه ساده تر، سفارتخانه هاتان هر چه ساده تر باشد و کیفیت معاشرتتان با آن اشخاصی که کارمند هستند در آنجا و به اصطلاح شما زیر دست گفته می شوند، برادرانه باشد و در عین حالی که آنها باید از شما بپذیرند مطالبی که می گوئید، لکن برادرانه باید باشد و همین طور وضع مهمانی هایتان، وضع گذران خودتان، وضع کسانی که در آنجا کار می کنند آنها باید - یک وضع - متحول بشود به یک وضع اسلامی که هر کس می آید در آنجا اسلام را در آنجا عملاً ببیند.(668)

ما بوسیله عمل می توانیم انقلاب را صادر کنیم نه زور و سرنیزه

ما هر چه فریاد بزنیم که ما اسلامی هستیم و جمهوری اسلامی هستیم، لکن وقتی ببینند ما را که در عمل غیر او هستیم، از ما دیگر باور نمی کنند. وقتی می توانند باور کنند از ما که مائی که می گوئیم جمهوری اسلامی هستیم، عملمان هم آنطور باشد، عمل طاغوتی نباشد و قول، قول اسلامی، عمل اسلامی باشد و خود رفتار، اسلامی باشد، گفتار اسلامی باشد تا صادر بشود این جمهوری اسلامی در سایر کشورها. صدور با سرنیزه صدور نیست، صدور با زور صدور نیست، صدور آنوقتی است که اسلام، حقایق اسلام، اخلاق اسلامی، اخلاق انسانی در اینجاها رشد پیدا بکند و شما موظف به این معنا هستید و باید این کار را انجام بدهید که هم در عمل و هم در نوشته هائی که در آنجا منتشر می کنید باید بکنید و مجله داشته باشید و آن مجله یک مجله ای باشد که هم در عکس هایی که در آن هست و هم در مسائلی که در آنجا طرح می شود همه اش موافق باشد. با جمهوری اسلامی تا به واسطه تبلیغات اسلام نفوذ کند در آنجا، و این را بدانید که اگر چنانچه شما تبلیغات بکنید و همین طور دانشجوهای عزیز ما در آنجا کوشش کنند در اینکه در هر جا که هستند و با هر طایفه ای که برخورد می کنند مسائل ایران را، مسائل اسلامی ایران را در آنجا طرح بکنند و آن چیزهائی که در مجلات خارج، در روزنامه های خارج در هر جا نوشته می شود، آنها را یکی یکی برای آنها تحلیل کنند و دروغ آن چیزها را بر آنها ثابت بکنند.
عمده مسأله این است که ما فهمیده باشیم در قلبمان که ما می خواهیم جمهوری مان اسلامی باشد. باید همانطوری که با زبان می گوئیم، قلب ما معتقد شده باشد به اینکه ما می خواهیم اسلام باشد. «ما می خواهیم اسلام باشد» دیگر با تمام اعوجاجات باید مبارزه بکند. انسان، اول از خودش شروع کند ببیند خودش چه اعوجاجاتی دارد. هر انسان لامحاله در خودش نقص هایی می بیند، کم است کسی که نقص نبیند در خودش و اگر کسی نقص در خودش نمی بیند، این خودش یک نقصی است که دارد. انسان باید تربیت بشود، باید به تزکیه تربیت بشود و انسان از خودش باید شروع بکند، از خانواده خودش باید شروع کند. و شما از خودتان، خانواده هایتان، خودتان همه شروع کنید تا به خارج برسد. دانشجویان ما باید خودشان اول توجه بکنند که رفتار خودشان، کردار خودشان، گفتار خودشان همه اینها منطبق با موازین اسلامی و اخلاقی باشد تا اینکه اگر مردم را دعوت کردید به اسلام و باید هم دعوت بکنید، حرف شما مخالف با عمل شما نباشد. خودتان یک وضعی نداشته باشید که وقتی بگوئید، مسخره کنند که آقا خودش فلان است و ما را دعوت به چه می کند.(669)