فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

روشهای گذشته در سفارتخانه ها، باید تغییر کند

من سلامت همه آقایانی که از خارج به کشور خودتان آمدید، چه اعضای سفارتخانه ها و سفرا و چه دانشجویان عزیز خارج کشور، از خدای تبارک و تعالی خواستارم. من گمان می کنم که تکلیف شما آقایان که در خارج هستید و در سفارتخانه های اسلامی ایران در بیرون از کشور هستید و همین طور جوانان عزیز ما که در خارج کشور هستند، مشکل تر است تکلیفتان از ما که در داخل هستیم. برای اینکه ملت ما وضع اسلام و جهات اسلامی را می دانند و اگر فرض کنید یک گروهی یا یک شخصی بر خلاف اسلام رفتار کند، آنها آن شخص را، آن گروه را محکوم می کنند، و اما شما در محیطهائی هستید که آن محیطها مثل غرب، مثل جاهائی که ملت ها اسلامی نیستند یا اگر اسلامی باشند توجه به مسائل، باز آنطور که باید پیدا نکردند، اگر چنانچه شما شخصا یا سفارتخانه هایتان وضعش یک وضعی باشد که با اسلام درست جور نیاید، در آنجا خواهند گفت که اسلام همین است. اگر بنا باشد که سفارتخانه های ما در خارج از کشور به همان وضع طاغوتی یا نزدیک به وضع طاغوتی باشند، معنایش این است که باز اسلام در سفارتخانه ها نرفته است. مع الاسف تا آنجا که به من در طول این مدت اطلاع دادن (که اخیراً را درست نمی دانم) سفارتخانه های ما، سفارتخانه های اسلامی که باید باشد نیست، چه در مکان ها و چه در کیفیت مستخدمینی که آنجا هستند و خصوصاً مستخدمین زن و چه در سایر جهاتی که هست، باز احساس درست نشده است که جمهوری اسلامی یعنی چه.(663)

جوری رفتار کنید که طاغوت در شما طمع نکند

بعض از سفرائی که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دربار سلاطین بزرگ آنوقت فرستاده بودند اینها وقتی وارد شدند با شمشیر خودشان آن پارچه ای که حریر بود زدند کنار. این شکستن آن دماغ فرعونی سلاطین آن زمان بود. مطلب به نظر ساده می آید لکن مسأله این طور نیست. اینها که رفتند، یک اعراب ساده ای بودند، متعهد به اسلام بودند، از اول خواستند بفهمانند که وضع ما چی است و ما برخوردار از چه مکتبی هستیم و اینطور جلال و جمال و دستگاه به ما تاثیری نمی کند. بسیاری هستند که وقتی که یک شخصیت خیلی به نظر خودشان عالی را دیدند، دست و پایشان را گم می کردند و می کنند. خصوصاً در زمان قدرتهای بزرگ و در این نیم قرنی که ما مبتلا بودیم، جلوی او هم همین طور. یک حکومت وقتی که می آمد در یک محلی، این حکومت مثل یک شاه با مردم عمل می کرد، مردم را هیچ به حساب نمی آورد و من خودم شاهد این معنا بودم که یک حاکمی که برای گلپایگان آمده بود و خمین هم آنوقت جزء گلپایگان بود، این در حضور تجاری که آمده بودند برای آنجا ملاقاتش، آن بزرگتر فرد تاجر را گفت ببرید ببندید به چوب. من شاهد بودم که بچه بودم شاهد بودم که یک نفر مرد متدین محترمی که در بازار رئیس تجار بود، این شخص فاسد اینطور با او عمل کرد که در حضور جمع پایش را بستند به فلک و چوب زدند. به او این کارها را می کردند و همین طور گاهی این کار را می کردند که وقتی که یک محترمی می رفت، یک عالمی مثلا می رفت ملاقات می کرد با آنها، در حضور آن عالم یک بیچاره دیگری را می آوردند به چوب می بستند برای اینکه بفهمانند تو باید اطاعت بکنی. و از آنوقت یک همچو وضعی بود و از این بدتر. این عملی که سفیر یا سفرای حضرت رسول انجام دادند، یک عمل ساده بزرگی بود. از اول، شخصیت آن فرعون را از اول شکستند. مرحوم مدرس هم این عادت را داشت توی حیاطش یک فرشی انداخته بود و آنجا می نشست، قلیان هم وقتی می خواست، پا می شد خودش شروع می کرد درست کردن، در این خلال فرمانفرما وارد می شد. فرمانفرمای آنوقت را شما شاید نمی دانید چه مسأله ای بود ایشان می گفت که، قلیان را دستش می داد می گفت که شما آبش را بریز تا من آتشش را درست کنم. فرمانفرما شکست می خورد، تحت تاثیر همچو واقع می شد که مدرس به او گفت و تو آب قلیان را بریز وادارش می کرد که آب قلیان را بریزد و من خودم آتش را درست می کنم تا قلیان درست بشود. این برای این بود که برخورد با این مغزهای فاسد گاهی باید طوری باشد که از اول طمع نکنند به آن طرف، اگر چنانچه با تواضع و خضوع و آنطوری که آن وقتها متداول بود رفتار می کردند، او طمع می کرد که اگر چنانچه مطلبی دارد تحمیل کند، اما وقتی برخورد یک برخورد اینطوری بود، ساده و لکن کوبنده، دیگر نمی توانست به او تحمیل کند مطلبی را. شما در خارج که هستید برخورد دارید با سفرای آنجا، با وزرای خارجه آنجا، با همه اینها برخورد دارید، اگر بنا باشد که شما وقتی که می خواهید در وزارت خارجه بروید خودتان را گم کنید، خیال کنید که حالا در یک محضر کذا، وزیر خارجه امریکا، وزیر خارجه شوروی، لکن باید شما توجه داشته باشید که شما سفیر مملکت اسلامی هستید که از همه این قدرت ها، قدرتش بالاتر است و از همه این شریف ها (اگر آنها شرافتی داشته باشند) شرافتش بالاتر است و شما باید حیثیت خودتان را از اول حفظ کنید واز مسائل مهمی که شماها مثل ماها موظف به آن هستید این است که با عمل خودتان در آنجا، سلوکتان با کارمندان با وضعیت اصل سفارتخانه و وضع سفارتخانه طوری باشد و طوری بکنید که با همین عمل به تدریج انقلاب شما صادر بشود به آن کشوری که در آن هستید. مسائل اخلاقی، یک مسائلی است که وقتی که یک کسی مقید به آن بود و دنبالش بود، این سرایت می کند، و مردم به حسب طبیعتشان، به حسب فطرتشان فطرت ها سالم است منتها تربیت ها ضایع می کند فطرت ها را.(664)

داشتن نشریه برای سفارتخانه ها ضروری است

شما باید با خیال کنید خودتان که در یک مملکتی وارد شدید و می خواهید این مملکت را مثل مملکت خودتان تربیت کنید و می خواهید اسلام را در آنجا هم صادر کنید. صدور اسلام به این است که اخلاق اسلامی، آداب اسلامی، اعمال اسلامی، آنجا طوری باشد که مردم توجه به آن بکنند و از امور مهمه داشتن یک نشریه در هر سفارتخانه هست، نشریه، نه مثل نشریه های زمان طاغوت. نشریه، یک نشریه اخلاقی اسلامی و در آن درج بشود مسائلی که در ایران گذشته است. شما می بینید که الان در همه جای دنیا تقریباً به ضد جمهوری اسلامی تبلیغات می شود. تبلیغات همه جانبه، چه دستگاه های تبلیغات غرب با همه وابستگان و چه دستگاه تبلیغات شرق با همه وابستگانشان، این برای این است که اینها از جمهوری اسلامی وحشت زده شده اند، علاوه بر اینکه منافعشان در خود ایران از دست رفته است و انشاءالله تا ابد از دست خواهد رفت. علاوه بر این، خوف این را دارند که این مطلب سرایت کند و این نهضت و انقلاب سرایت کند به خارج و صادر بشود در مملکت های دیگری و آنها هم بعد از فهم این معنا که اسلام باید در آن محل باشد، اسلام وضعش چطور است، این را هم می ترسند که نبادا آنجا هم مثل ایران بشود و آن دستگاه های طاغوتی شان کم کم رو به زوال باشد و انشاءالله هست رو به زوال.(665)