فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

در خارج که هستید وضعتان را جوری قرار بدهید که تحت تأثیر آنها واقع نشوید

شما این را باید غنیمت بدارید و ما هم غنیمت، برای اینکه حفظ کنیم این سنت الهی را که به دست ما دادند ما برای آتیه درست بکنیم. حالایش را من خاطر جمعم که خوب است انشاءالله البته همچو نیست که صددرصد، اما شماها درصدد برآیید که صددرصد خوب باشد، لکن مهم آتیه است. مهم این است که حکومت در ایران جوری باشد که وقتی منتقل شد به چیز، نتوانند به این زودی تغییرش بدهند. ملت آنطور حاضر است، حکومت باید خودش طوری درست بکند که وقتی که منتقل شد به نسل آتیه نتواند بر خلاف رفتار بکند. رئیس جمهور جوری رفتار کند که وقتی یک کس دیگر رئیس جمهورشان شد نتواند که خلاف بکند، و همین طور سایرین. مجلس یک کاری بکند که وقتی مجلس دیگری تحقق پیدا کرد نتواند رویه اش را تغییر بدهد. این یک تکلیفی است الان برای ما. شماها الان مکلف هستید به اینکه در هر جا هستید تمام جهات اخلاقی و اعتقادی و عرض بکنم سیاسی و همه جهات اجتماعی را و همه این چیزهایی که محول به شما هست اینها را جوری درست بکنید که وقتی منتقل شد به یک نفر دیگری ولو بد باشد خودش را مجبور باشد که خوب نمایش بدهد. همانطوری که سابق اگر یک کسی خوب هم بود نمی توانست خوبی اش را نشان بدهد برای اینکه محیط یک محیط، جو را جوری درست کرده بودند که یک نفر آدم هم که می خواست متدین باشد نمی توانست عرضه کند تدینش را. شما محیط را باید جوری بکنید که اگر خدای نخواسته یک کس بدی هم سفیر شد، کاردار شد، نمی دانم چه شد، نتواند به این زودی ها اظهار کند که من آنجور نیستم. وضعش را وضعی قرار بدهد که مثل شماها باشد و این مسأله ای است که ما باید دنبال این باشیم که آتیه را در نظر بگیریم، نه حالا را ما آتیه داریم، اسلام آتیه دارد، مملکت شما آتیه دارد و همه گرگ ها هم در اطراف هستند که یک چیزی بشود بلکه دوباره از سر بگیرند و این الان به عهده همه ماست که نگذاریم این پیش بیاید، که یک قضیه ای پیش بیاید که به هم بخورد. اوضاع نه، همه چیز سر جای خودش باشد، هر که هم بمیرد، هر که هم از بین برود، هر چی هم سر جای خودش باشد این را باید حفظش بکنید و این مطلبی است که به نظر من مهم است برای هم برای وزارتخانه ها، هم برای سفرا، هم برای همه و شما هم که در خارج هستید البته یک قدری تکلیف تان مشکل تر از اینجاست. خوب، شما هر کدام هستید، در خارج که هستید، در بلاد اسلامی که هستید خوب، وضع آنها. یک وضعی است که با ما خیلی چیز نیست، امیدواریم که درست بشود آنها هم باید آنجاها شما وضع تان را جوری قرار بدهید که تحت تاثیر آنها واقع نشوید، هر که می آید آنها تحت تاثیر شما واقع بشوند، نه شما تحت تاثیر آنها یعنی کسی که وارد اینجا می شود وقتی یک چیزی توی ذهنش بیاید که تاثیر کند در قلبش اینکه وضع خوب است اینطوری باشد، نه آنطوری باشد. خوب است که نویسنده های اینجا اینجوری باشند، محررین اینجا اینجوری باشند عرض می کنم مستخدمین اینطوری باشند و رؤسا اینطوری باشند، اینطور به نظرشان بیاید که این وضع بهتر از آن وضع است که آنها دارند. اگر اینطور شد کم کم انشاءالله نفوذ هم می کنید به آنها و انقلاب تان هم صادر می شود. ما هم می خواهیم صادر به همین معنا بشود. ما می خواهیم سفرایمان در آنجا جوری عمل بکنند که سفرای آنجا، دولت آنجاست تحت تاثیر واقع بشود. و دولت مان کاری بکند که دولت های دیگر تحت تاثیر واقع بشوند و ملت مان کاری بکند که ملت های دیگر تحت تاثیر واقع بشوند. و من امیدوارم که چون برای خدا شما، امیدوارم که برای خدا کار بکنید، این کار به دست شماها واقع بشود و به دست شما یک سنتی قرار داده بشود که شما شریک باشید در حسنات اشخاصی که بعدها می آیند و این مسأله مهمی است که ما خودمان زیر خاک باشیم و کسان دیگر کار بکنند، حسناتش را پای ما بنویسند. این اگر شما یک سنت صحیحی بجا بگذارید وضع اینطوری خواهد شد.(662)

روشهای گذشته در سفارتخانه ها، باید تغییر کند

من سلامت همه آقایانی که از خارج به کشور خودتان آمدید، چه اعضای سفارتخانه ها و سفرا و چه دانشجویان عزیز خارج کشور، از خدای تبارک و تعالی خواستارم. من گمان می کنم که تکلیف شما آقایان که در خارج هستید و در سفارتخانه های اسلامی ایران در بیرون از کشور هستید و همین طور جوانان عزیز ما که در خارج کشور هستند، مشکل تر است تکلیفتان از ما که در داخل هستیم. برای اینکه ملت ما وضع اسلام و جهات اسلامی را می دانند و اگر فرض کنید یک گروهی یا یک شخصی بر خلاف اسلام رفتار کند، آنها آن شخص را، آن گروه را محکوم می کنند، و اما شما در محیطهائی هستید که آن محیطها مثل غرب، مثل جاهائی که ملت ها اسلامی نیستند یا اگر اسلامی باشند توجه به مسائل، باز آنطور که باید پیدا نکردند، اگر چنانچه شما شخصا یا سفارتخانه هایتان وضعش یک وضعی باشد که با اسلام درست جور نیاید، در آنجا خواهند گفت که اسلام همین است. اگر بنا باشد که سفارتخانه های ما در خارج از کشور به همان وضع طاغوتی یا نزدیک به وضع طاغوتی باشند، معنایش این است که باز اسلام در سفارتخانه ها نرفته است. مع الاسف تا آنجا که به من در طول این مدت اطلاع دادن (که اخیراً را درست نمی دانم) سفارتخانه های ما، سفارتخانه های اسلامی که باید باشد نیست، چه در مکان ها و چه در کیفیت مستخدمینی که آنجا هستند و خصوصاً مستخدمین زن و چه در سایر جهاتی که هست، باز احساس درست نشده است که جمهوری اسلامی یعنی چه.(663)

جوری رفتار کنید که طاغوت در شما طمع نکند

بعض از سفرائی که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دربار سلاطین بزرگ آنوقت فرستاده بودند اینها وقتی وارد شدند با شمشیر خودشان آن پارچه ای که حریر بود زدند کنار. این شکستن آن دماغ فرعونی سلاطین آن زمان بود. مطلب به نظر ساده می آید لکن مسأله این طور نیست. اینها که رفتند، یک اعراب ساده ای بودند، متعهد به اسلام بودند، از اول خواستند بفهمانند که وضع ما چی است و ما برخوردار از چه مکتبی هستیم و اینطور جلال و جمال و دستگاه به ما تاثیری نمی کند. بسیاری هستند که وقتی که یک شخصیت خیلی به نظر خودشان عالی را دیدند، دست و پایشان را گم می کردند و می کنند. خصوصاً در زمان قدرتهای بزرگ و در این نیم قرنی که ما مبتلا بودیم، جلوی او هم همین طور. یک حکومت وقتی که می آمد در یک محلی، این حکومت مثل یک شاه با مردم عمل می کرد، مردم را هیچ به حساب نمی آورد و من خودم شاهد این معنا بودم که یک حاکمی که برای گلپایگان آمده بود و خمین هم آنوقت جزء گلپایگان بود، این در حضور تجاری که آمده بودند برای آنجا ملاقاتش، آن بزرگتر فرد تاجر را گفت ببرید ببندید به چوب. من شاهد بودم که بچه بودم شاهد بودم که یک نفر مرد متدین محترمی که در بازار رئیس تجار بود، این شخص فاسد اینطور با او عمل کرد که در حضور جمع پایش را بستند به فلک و چوب زدند. به او این کارها را می کردند و همین طور گاهی این کار را می کردند که وقتی که یک محترمی می رفت، یک عالمی مثلا می رفت ملاقات می کرد با آنها، در حضور آن عالم یک بیچاره دیگری را می آوردند به چوب می بستند برای اینکه بفهمانند تو باید اطاعت بکنی. و از آنوقت یک همچو وضعی بود و از این بدتر. این عملی که سفیر یا سفرای حضرت رسول انجام دادند، یک عمل ساده بزرگی بود. از اول، شخصیت آن فرعون را از اول شکستند. مرحوم مدرس هم این عادت را داشت توی حیاطش یک فرشی انداخته بود و آنجا می نشست، قلیان هم وقتی می خواست، پا می شد خودش شروع می کرد درست کردن، در این خلال فرمانفرما وارد می شد. فرمانفرمای آنوقت را شما شاید نمی دانید چه مسأله ای بود ایشان می گفت که، قلیان را دستش می داد می گفت که شما آبش را بریز تا من آتشش را درست کنم. فرمانفرما شکست می خورد، تحت تاثیر همچو واقع می شد که مدرس به او گفت و تو آب قلیان را بریز وادارش می کرد که آب قلیان را بریزد و من خودم آتش را درست می کنم تا قلیان درست بشود. این برای این بود که برخورد با این مغزهای فاسد گاهی باید طوری باشد که از اول طمع نکنند به آن طرف، اگر چنانچه با تواضع و خضوع و آنطوری که آن وقتها متداول بود رفتار می کردند، او طمع می کرد که اگر چنانچه مطلبی دارد تحمیل کند، اما وقتی برخورد یک برخورد اینطوری بود، ساده و لکن کوبنده، دیگر نمی توانست به او تحمیل کند مطلبی را. شما در خارج که هستید برخورد دارید با سفرای آنجا، با وزرای خارجه آنجا، با همه اینها برخورد دارید، اگر بنا باشد که شما وقتی که می خواهید در وزارت خارجه بروید خودتان را گم کنید، خیال کنید که حالا در یک محضر کذا، وزیر خارجه امریکا، وزیر خارجه شوروی، لکن باید شما توجه داشته باشید که شما سفیر مملکت اسلامی هستید که از همه این قدرت ها، قدرتش بالاتر است و از همه این شریف ها (اگر آنها شرافتی داشته باشند) شرافتش بالاتر است و شما باید حیثیت خودتان را از اول حفظ کنید واز مسائل مهمی که شماها مثل ماها موظف به آن هستید این است که با عمل خودتان در آنجا، سلوکتان با کارمندان با وضعیت اصل سفارتخانه و وضع سفارتخانه طوری باشد و طوری بکنید که با همین عمل به تدریج انقلاب شما صادر بشود به آن کشوری که در آن هستید. مسائل اخلاقی، یک مسائلی است که وقتی که یک کسی مقید به آن بود و دنبالش بود، این سرایت می کند، و مردم به حسب طبیعتشان، به حسب فطرتشان فطرت ها سالم است منتها تربیت ها ضایع می کند فطرت ها را.(664)