فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

فصل چهارم : رسالت سفرا و سفارتخانه ها

محیط سفارتخانه ها باید اسلامی باشد

اما قضیه وزارت خارجه، این وزارتخانه از سایر وزارتخانه ها حساسیت بیشتری دارد برای اینکه سروکارش با تمام ممالک دنیاست. خدمت کردن شما مسلم است برای اینکه کشور خودتان است. قبلاً کشوری بوده است وابسته به غرب و شرق و تحت ستم و آسیب خارجی ها و دارای تبلیغات شاهنشاهی. در چنین کشوری معلوم است که کار وزارت امور خارجه اش چه مشکل و سنگین است، ولی همت مردان مصمم هر کار مشکلی را آسان می کند و بعد انجام می دهند. شما که برای رضای خدا خدمت می کنید سعی کنید در مقابل تمامی مشکلات بایستید و مبارزه کنید. امروز هم که در جمهوری اسلامی همه با هم هستند و دولت و مردم با هم دوست هستند، حل مشکلات آسان تر است. با گرمی با مشکلات مواجه شوید و مبارزه کنید تا حل شود. سفارتخانه ها را در خارج به صورتی دنبال کنید که هرکس آنجا برود ببیند در محیط اسلامی و اخلاقی وارد شده است. من از آقای ولایتی و سایر آقایان که وقت شان را برای آمال اسلامی انسانی صرف می کنند تشکر می کنم. در مورد تبلیغات وزارت خارجه باید بدانید که تبلیغات در راس امور است و هر روز باید حجمش زیادتر گردد. امروز که ما مقابل تمام دنیا ایستاده ایم، لااقل باید تبلیغات خودمان سالم باشد و تبلیغات صحیحی داشته باشیم. امیدوارم همه سالم باشید و وزارتخانه را به صورتی که برای اسلام و کشور مفید باشد. بسازید می دانم که در فکر حل مسائل هستید. انشاءالله مشکلات را حل می نمائید.(660)

در سفارتخانه ها نسبت به سابق باید تغییر اساسی داده شود

باید این را غنیمت بشماریم که حالا که کار دست خود ملت افتاده و خود ملت است که دارد زمام امور را به دست گرفته است ما غنیمت بشماریم و کار کنیم برای اسلام، برای ملت مان کار کنیم. کار برای شما این است که شما نمی دانم حالا آنوقت، وضع سفارتخانه های آنوقت را اصلاً نه، لابد ندیدید، نرفتید آنجا، سفارتخانه کسی نمی رفت، اما خوب وضع را اطلاع دارند مثلاً ایشان اطلاع دارند که وضع آنوقت چی بوده. باید وضع بکلی تغییر کند، تغییر هم کرده است، اما تغییر اساسی باشد که یک سنتی بشود به واسطه شما برای آینده ها، کسی که یک سنت خوبی را بگذارد، در اجرش تا آخر شریک است به حسب روایات ما یک وضعی در آنجا درست کنید که کسانی که می آیند و سفارتخانه را می بینند متوجه بشوند که این سفارتخانه با سایر سفارتخانه ها فرق دارد. حتی با سفارتخانه های دول اسلامی فرق دارد. این سفارتخانه با سفارت های سابق اصلاً طرف نسبت نیست، یک جور دیگری است اگر شما موفق بشوید به این معنا که وضع را جوری کنید که به ارث برده بشود برای آتیه، ما مسؤول حالا که نیستیم، ما مسؤول همیشه هستیم. ما الان که مجال دست مان آمده است مسؤولیت مان برای دوره های بعد است، نه اینکه فقط - ما حالا - هر چه شد بعد، بعدها هر چه شد بشود، ما تا زنده ایم بشود، هر چه می خواهد بعد بشود. اینجور نیست. ما مسؤولیم که این سفارت، شماها آقایان این سفارتخانه ها را به جوری درست بکنید که وقتی دست یک سفارت دیگری افتاد نتواند اصلاً تغییرش بدهد به این زودی ها و همه جهاتش، هر جهتی که در آنوقت بوده عکسش را بکنید، آنوقت من می دانم جهت صحیح نبوده در کار، جهت سالم نبوده یا بست و بندهایی بوده است که سیاسی ها می کنند غالباً برای استفاده های شخصی یا استفاده های دیگری، غیرمشروع، حالا باید وقتی که می آیند می بینند ببینند که در یک محیطی وارد شده اند که این محیط اسلام است، این محیط ملت اسلام است و نمی توانند در اینجا یک کاری بکنند بر خلاف اینکه در سابق یک - سفارت - سفیری وارد می شد ایران و این اشخاصی که برای ملت مثل گرگ به جان ملت افتاده بودند در مقابل آنها مثل روباه بودند، این برای این بود که به مردم اتکا نداشتند. اینها اتکائشان به یک نقطه بود که مثلاً یا شاه بود که شاه هم دست نشانده آنها بود یا نخست وزیر بود که همین طور بود یا صدراعظم بود که اینطور بود. اینها اتکائشان به آنها بود. از این جهت وقتی یک سفیری وارد می شد به ایران سفیر انگلیس آنوقت ها و حتی خوب، این را در چیز نقل می کنند که وقتی پاشد صدراعظم را زد به دیوار و مشت تو کله اش زد که تو این کار را چرا نمی کنی. این یک سفیر این کار را کرد. خوب، حالا می دانید که سفیرش که نمی تواند، رئیس جمهوری یک کشور دیگری هم که بیاید، از انگلستان هم بیاید نمی تواند، سلطان انگلستان هم بیاید نمی تواند اینجا یعنی نمی تواند با یک نفر اشخاص عادی اینجا اینطور رفتار بکند. این برای این است که اتکاء شما به یک شخص نیست، شما ملت اید، خودتان ملت اید، اتکاء به ملت است. وقتی اتکاء به ملت شد دیگر انسان نمی ترسد از اینکه حالا این اگر من این کار را بکنم این فرض کنید سفیر به وزارتخانه می گوید که من را تأدیب کنند. این خودش هم که نمی تواند. این حالا اینطوری شده است.(661)