فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

امیدوارم ملت ایران باهم باشند و عزت خودشان را حفظ کنند

امیدوارم ملت ایران به همان اندازه که تا به حال خوب آمده است، از این پس هم بیاید امیدوارم ملت ایران با هم باشند و عزت خودشان را حفظ کنند ما قبلاً وابستگی ذلت باری داشتیم که محمدرضا قبول کرده بود و ما در مقابل امریکا یک عبد ذلیل بودیم، ولی ایران این ذلت را شست و عزت پیدا کرد. شکم و نان و آب میزان نیست، عمده شرافت انسانی است، و شرافت به این نیست که انسان دستش را روی سینه بگذارد تا چند شاهی به او بدهند بلکه شرافت انسانی به این است که در مقابل زور بایستد. و جوانان ما ایستادند. و در مقابل آنها حصر اقتصادی کردند که همین حصر اقتصادی جوانان ما را بیدار کرد و فهمیدند که خودشان باید کار کنند و زحمت بکشند تا احتیاجی به خارج نداشته باشند. خداوند به شما توفیق دهد تا در کارهای فرهنگی و تبلیغی موفق باشید.(626)

کشور مال خودمان است و خودمان باید اداره اش کنیم

خداوند به ما منت گذاشت که اسلام را و ایران را به ما برگرداند و ما خودمان انشاءالله الان کار خودمان را انجام می دهیم و باید بدانیم که باید فکرمان این باشد که ما خودمان می خواهیم کار بکنیم اصلاً فکر اینطور باید برگردد که مملکت، مملکت خودمان است، خودمان هم باید آبادش کنیم. کشاورز باید همین فکر را داشته باشد، آنهائی که در کارخانه ها عمل می کنند باید همین فکر را داشته باشند، آنهایی که در موارد صنعتی و اینها کار می کنند باید کارشان همین، فکرشان این باشد که کشور مال خودمان است، وقتی مال خودمان است، معنا ندارد که یکی دیگر بیاید اداره اش کند، باید خودمان اداره اش کنیم آنجور نباشد که سر هر کارخانه ای باید کسان دیگری بیایند و بیایند که نگذارند اینجا پیشرفت کند. آمدن، برای این بود که کارها را آنها تکفل کنند، پادوئی را به اینها بدهند. شما، ایرانی ها بیش از اینکه پادو باشند، بیش از اینکه در یک اداره ای پادو باشند، در یک جایی که صنعت است کاری به آن نداشته باشند اینها برای این جهت می آمدند اینجا و حالا بحمدالله گور خودشان را گم کردند و رفتند و شما خودتان هستید و خودتان و پشتیبان شما خداست. انشاءالله خداوند به همه شما سلامت بدهد و تشکر می کنم از شما که رادیو تلویزیون را راه انداختید.(627)

پشتیبانی مسؤولین جمهوری اسلامی، پشتیبانی اسلام است

پشتیبان مجلس، پشتیبان قوه قضائی، پشتیبان دولت یعنی پشتیبان اسلام، اینها برای اسلام دارند خدمت می کنند در زمان حضرت امیر سلام الله علیه هم انحرافات بوده است. انحرافات جزئی بوده است زمان خود پیغمبر اکرم هم انحرافات بوده است، شما اگر قرآن را توجه بکنید می بینید که چقدر از همان مردم شکایت شده است. اختلافات، یعنی انحرافات یک چیزی نیست که مال حالا باشد لکن مقایسه باید کرد بین انحرافات قبل از این جمهوری اسلامی و انحرافات حالا. می گویند خوب است که به اسم اسلام نباشد. به اسم اسلام نباشد که وقتی اسلام نباشد با یک اردنگی همه را بیرون می کنند. چرا به اسم اسلام نباشد؟ مگر اسلام جز این می خواهد که قوه قضایی اش خوب باشد، قوانین اسلامی اش هم عمل بشود اینها دارند زحمت می کشند برای این. حالا یک جایی هم خلاف واقع می شود کجاست که، زمان پیغمبر مگر واقع نمی شد؟ زمان حضرت امیر واقع نمی شد؟ مگر مردم با حضرت امام حسن چه کردند؟ همان اصحاب چه کردند با او؟ ملت ایران بهترند یا آنها؟ اسلام در حالا بهتر است یا آنوقتی که آنها با اسم اسلام پیغمبر را آنطور اذیت می کردند و اولاد پیغمبر را آنطور کشتند با اسم اسلام؟ چرا باید عقده های قلبی انسان را منحرف کند و هواهای نفسانی همه چیز را کنار بگذارد و فقط عیوب را نگاه کند؟ آن هم یک عیب را که ببیند بگوید اصلاً عالم به هم خورد، تمام شد اسلام تمام شد. اگر یک قاضی یک جایی انحراف پیدا کرد بگویند نخیر دیگر اصل اسلام تمام شد، این اسلام به درد نمی خورد آن اسلامی به درد می خورد که سرتاسر خیابان هایش فحشا بود، فحشای علنی؟ به او راضی هستند، به این راضی نیستند اگر مهلت داده بود خدا به اینها، خدا می داند که با اسلام می خواستند چه بکنند. اسم اسلام، اما اسلام را چه جوری معرفی کنند اسلامی که با مشروبات مخالف نیست، اسلامی که با حدود شرعیه هم سروکار ندارد، نباید جاری بشود، اسلامی که با مراکز فحشا هم نباید دخالت بکند، اسلام شاهنشاهی این بود دیگر. اسلام بود اما مراکز فحشا سرتاسر ایران پر بود، اسلام بود اما مراکز فساد سرتاسر ایران پر بود، اسلام بود اما فحش به اسلام می دادند، فحش به پیغمبر اسلام دادند و کسی آنوقت نگفت چرا، زمان رضا شاه ملعون و این زمان بدتر از او شده بود. اینها شیطان تر بودند از او و اگر چنانچه مهلت پیدا کرده بودند اینها، خدا می داند که این ملت را به کجا می رساندند و این جوان های ما را به کجا می رساندند.(628)