فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

مسائل را با برادری و حسن نیّت مطرح کنید نه تنازع و خصومت

و اگر چنانچه ایمان در کار باشد، برادری در کار باشد و با برادری و حسن نیت، رفاقت، مسائل طرح بشود همه باید نظر خودشان را بدهند و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند، باید وقتی می فهمند اظهار کنند، این موافق هر که باشد، باشد. مخالف هر کس هم باشد، باشد. برای اینکه شما وکیل مردم هستید امین مردم هستید امین و وکیل باید مسائلی که طرح می شود آن مقداری که می تواند و می فهمند اظهار کنند لکن به طور خصومت، به طور تنازع و خصومت نباشد، هر چه بتوانند آرامتر لکن حالا صدا هم بلند شد، باشد، اما آن صدائی که از طلبه های توی مدرسه بلند می شود دنبالش هیچ ابدا اثری از خصومت نیست، دو تا رفیق، دو تا دوست هستند که سر یک مسأله علمی می رسد کار به آنجائی که این فریاد سر او می زند، او فریاد سر او می زند، لکن به مجرد اینکه مباحثه تمام شد همان دو تا برادرند که بودند، همان دو تا دوستند که بودند، هیچ ابدا دیگر دنباله ندارد که آن مطالب را او گفته، این مطلب را ما، با هم برادریم، مطالب با هم دعوا دارند، مسائل که طرح می شود آن مسائل با هم اختلاف دارند، اما آنهائی که مسائل را طرح می کنند مسائلشان باید با هم اختلاف داشته باشد نه خودشان، خودشان دوست، رفیق و برادر ولی مسائل را باید طرح بکنند و اشکال دارند بکنند و طرح بکنند مسائلی که روی مصالح اسلام است، روی مصالح کشور است و آن مقداری که می توانند بررسی بکنند و آن مقداری که قدرت دارند نظر بدهند لکن بعد از اینکه مجلس تمام شد همانطوری که بعد اینکه مباحثه طلبه ها تمام شد می نشینند با هم چای می خورند و رفیق و دوست هستند، آنها هم همین طور باشند.(605)

اختلافات را برادرانه حل کنید نه خصمانه

لازم نیست که انسان وقتی که در یک مطلبی مخالف یک کس دیگری است، دشمن او هم باشد. همه مسلمان، همه مومن، همه اهل این کشور و همه مصلحت این کشور را می خواهید و ما و شما هم مصلحت اسلام را می خواهیم و هم مصلحت این اشخاصی که در دارالاسلام زندگی می کنند و تحت لوای اسلام هستند، از نمایندگانی که سایر اقلیت ها هستند و مصالح آنها. اسلام اقتضای این را می کند که مصالح همه در نظر گرفته بشود و علی السواء هم در نظر گرفته بشود. همه اهل این مملکت هستند حق دارند در این مملکت و شما هم وکلای این مملکت هستید و خدمت می خواهید بکنید، هر یکی تان وکیل همه هستید و هر یکی تان باید مصالح همه مملکت را در نظر بگیرید. بنابراین بهترین مباحثه ها همین مباحثه برادرهاست با هم که کارشان، اگر اختلافی هم دارند، برادری حل می کنند، نه به طور خصمانه و البته من می دانم که بسیاری از اشخاص هستند که اینها بسیار منزه و مبرا هستند و اکثریت شما هم همین طور است و من امیدوارم که همه تان اینطور باشید. من که همه را نمی شناسم لکن من چهره ها را می بینم که همه شان از همین ملت و از همین جمعیتی که در این مملکت هستند، هستند. هیچ از آن بالاها نیامده اند اینجا تا بخواهند یک مقاصدی داشته باشند (که) غیر مقاصدی ملی و اسلامی. از این جهت من امیدوارم که این مجلس، خدمت بزرگ بکند و انشاءالله کارها را به آسانی به پیش ببرد و هماهنگی کنند با دولت، با رئیس جمهور، با سایر ارگان هائی که هستند. همه تان می خواهید یک مطلبی پیش برود، نه آقای رئیس جمهور نمی خواهند که این مملکت خدای نخواسته آشفته باشد، رئیس یک مملکت که نمی خواهد آن مملکت آشفته باشد و نه وکلای مجلس می خواهند که این مجلس آشفته باشد، برای اینکه شما همه مملکت هستید، مملکت از خود شماست، نمی شود که یک کس برای خودش طرح خلاف بزند، و نه وزرائی که هستند و بودند و بعدها هم انشاءالله خواهند بود، اینها هم همه شان نظرشان به این است که اسلام را تقویت کنند، احکام اسلام را پیاده کنند، برای این مملکت خدمت بکنند.(606)

اگر همه یک هدف داشته باشند تخاصمی در کار نخواهد بود

وقتی بنا شد همه با هم، به حسب عقاید یکی هستند، همه می خواهند خدمت بکنند، همه می خواهند که این مملکت را به پیش ببرند، همه می خواهند که این جرثومه های فاسدی که در مملکت هست قطع بکنند، همه یک راه می خواهند بروند، این دیگر تخاصمی در کار نیست و نخواهد بود. اگر بله فرض کنید که یک طایفه ای بودند و آمده بودند در مجلس و می خواستند مقاصد شوم خودشان را یا مقاصدی که به تبع آن ابرقدرت ها به خدمتگزاری به آنها بود، می خواستند انجام بدهند، آنوقت دعوا می شد، آنوقت باید هم حقیقتا بشود، آنوقت مخاصمه هم صحیح بود برای اینکه مخاصمه با آن اشخاصی که توطئه گر هستند، اشخاصی که می خواهند مجلس را به هم زنند، می خواهند مملکت را به هم بزنند. این لازم است و باید باشد، بعد از اینکه نمی شود اینها را با هدایت، و مایوس هستید که اینها را با هدایت می توانید که به راه صحیح وادار کنید. و اما شماها که همچو مقصدی در کار ندارید، من یقین دارم که هیچ یک از شماها بنایتان نیست که این مملکت را به هم بزنید، همه می خواهید مملکت آرامی باشد که برادرهای شما در این مملکت زندگی آرام داشته باشند، زندگی مرفه داشته باشند و همه می خواهید که دست اجانب از این مملکت کوتاه باشد و کوتاه خواهد بود انشاءالله. و همه می خواهید که به این مملکت خدمت بکنید، خودتان هم از سنخ همان جمعیت هستید، نه از آن طبقه های بالائی که هیچ خبر از پائین ندارند و هیچ اطلاعی ندارند که به این پائین دست ها چه می گذرد. شما خودتان از بین همین جمعیت ها آمده اید و می دانید که چه می گذرد به این مردمی که در این کشور هستند، به این زاغه نشینان چه می گذرد، خودتان هم زندگیتان هم همانطورهاست، با یک قدر اختلاف مختصر.(607)