فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

دشمنی، اخلاق جهنمی هاست

من معذرت می خواهم که چند کلمه ای موعظه کنم شما را، شما محتاج به موعظه نیستید لکن تذکر، برادرها، خودش یک امری است. یکی از عذاب هائی که در جهنم اهل جهنم به آن مبتلا هستند، خصام اهل النار(600) است و یکی از نعمت هائی که اهل بهشت متنعمند آن اخوانی که، اخوانا علی سرر متقابلین(601) آن برادری و محبت که بین اهل بهشت است یکی از نعمت های بزرگ خداست و آن خصامی که در جهنم است، یکی از عذاب هائی است که بر اهل جهنم است که دائم توی سر هم می زنند. و اهل معرفت می گویند که هر چیزی که در بهشت و در جهنم ظهور پیدا می کند سابقه ندارد، از خود آدم است. در روایت هم است اینکه زمین بهشت و جهنم قاع(602) است، هیچ چیز ندارد صاف است و در یک روایتی که سابقا من دیدم (حالا نمی دانم تمام معنایش درست چه جور است) این است که گاهی در بهشت یک اشخاصی، ملائکه الله مشغول یک بنا می شدند و گاهی می ایستادند. ظاهرا پیغمبر اکرم شاید در شب معراج این را ملاحظه فرمودند، سوال کردند از جبرئیل این چرا گاهی می ایستند و گاهی کار می کنند. عرض کرد که اینها اعمالی که مردم می کنند، مادامی که اشتغال دارند به عمل خیر اینها مصالحشان محقق می شود و مشغول بنا می شوند، آنوقتی که آنها مشغول این کار نیستند آنها هم. در هر صورت یک مسأله ای است این در پیش اهل معرفت که تمام چیزهائی که در جهنم و بهشت هست این از خود ماست. اینطور نیست که خدای تبارک و تعالی یک آتشی تهیه کرده است که ما را بسوزاند، ما خودمان تهیه می کنیم. در قرآن هم هست که اینها اعمال شماست که رد به خودتان می شود.(603)

اگر دشمنی داشته باشیم اهل جهنم هستیم

ما می توانیم خودمان را در این عالم راجع به این محکی که از دو تا آیه شریفه استفاده می شود بشناسیم که آیا اهل نار هستیم یا اهل بهشت. اگر کارهایمان روی خصام باشد، دشمنی، یک وقت این است که انسان در یک مسأله ای صحبت می کند، مباحثه می کند خوب بین اهل علم و طلبه ها متعارف است، گاهی وقتی ها به فریاد می کشد مطلب، به داد و قال می کشد مطلب لکن وقتی که مباحثه تمام شد، برادرند. بعد از مباحثه اینطور نیست که این مباحثه اسباب دشمنی باشد، دو تا دوستند و دو تا رفیقند، سر یک مطلبی، مطالبی آن، آن طرف مطلب را می گیرد و آن، آن طرف مطلب و اتفاقا این یک ورزشی است که در بین طلبه ها هست و یک ورزش علمی است که قوی می کند آنها را. در سایر طبقات شاید نیست اینطور ورزش. اینها تا حد جنگ و دعوا با هم مقابل می شوند. مرحوم آقای آسید احمد زنجانی رحمه الله نقل می کردند که در روزنامه ملا نصرالدین که قفقاز طبع می شده، او عکسی انداخته بوده از دو تا طلبه، دو تا اهل علم، یکی این طرف، یک آن طرف نشسته و دعوا کرده اند و دندان یکی بیرون افتاده و کفش یکی هم بالای سر آن یکی است و او برای انتقاد از این طایفه این را نوشته بود، این را عکسبرداری کرده بود و او نمی دانست که در عین حالی که گاهی وقت ها به این مسائل هم می رسد لکن به مجرد اینکه مباحثه تمام می شود، با هم می شوند رفیق و با هم دوست و برادرند. ما اگر چنانچه در مسائلی که پیش می آید، در هر وضعی که باشد، البته مسائل زیاد الان در مجلس طرح می شود و شما بعدها هم مواجه هستید با مسائل زیادی که برای ملت است و هر کسی نظر دارد و هر کسی اجتهاد دارد، هر کسی باید مسائل را طرح بکند و بگوید، اما همانطوری که طلبه ها مسائل را می گویند، که منتهی به این نشود که حالا که من مخالف با شما هستم در نظر و شما مخالف من هستید در نظر، این منتهی به این بشود که نه، ما دو تا خصم و دو تا دشمن با هم هستیم. اگر اینطور باشد که واقعا خدای نخواسته روی خصام باشد باید ما خودمان را بشناسیم به اینکه ما اهل ناریم، برای اینکه خصام اینجا آن خصام را می آورد.(604)

مسائل را با برادری و حسن نیّت مطرح کنید نه تنازع و خصومت

و اگر چنانچه ایمان در کار باشد، برادری در کار باشد و با برادری و حسن نیت، رفاقت، مسائل طرح بشود همه باید نظر خودشان را بدهند و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند، باید وقتی می فهمند اظهار کنند، این موافق هر که باشد، باشد. مخالف هر کس هم باشد، باشد. برای اینکه شما وکیل مردم هستید امین مردم هستید امین و وکیل باید مسائلی که طرح می شود آن مقداری که می تواند و می فهمند اظهار کنند لکن به طور خصومت، به طور تنازع و خصومت نباشد، هر چه بتوانند آرامتر لکن حالا صدا هم بلند شد، باشد، اما آن صدائی که از طلبه های توی مدرسه بلند می شود دنبالش هیچ ابدا اثری از خصومت نیست، دو تا رفیق، دو تا دوست هستند که سر یک مسأله علمی می رسد کار به آنجائی که این فریاد سر او می زند، او فریاد سر او می زند، لکن به مجرد اینکه مباحثه تمام شد همان دو تا برادرند که بودند، همان دو تا دوستند که بودند، هیچ ابدا دیگر دنباله ندارد که آن مطالب را او گفته، این مطلب را ما، با هم برادریم، مطالب با هم دعوا دارند، مسائل که طرح می شود آن مسائل با هم اختلاف دارند، اما آنهائی که مسائل را طرح می کنند مسائلشان باید با هم اختلاف داشته باشد نه خودشان، خودشان دوست، رفیق و برادر ولی مسائل را باید طرح بکنند و اشکال دارند بکنند و طرح بکنند مسائلی که روی مصالح اسلام است، روی مصالح کشور است و آن مقداری که می توانند بررسی بکنند و آن مقداری که قدرت دارند نظر بدهند لکن بعد از اینکه مجلس تمام شد همانطوری که بعد اینکه مباحثه طلبه ها تمام شد می نشینند با هم چای می خورند و رفیق و دوست هستند، آنها هم همین طور باشند.(605)