فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

اگر هدف خدمتگزاری باشد، اختلاف پیش نمی آید

وقتی بنا شد همه خدمتگزار اسلام باشید، اختلاف دیگر پیش نمی آید. شما بدانید که اگر تمام انبیا علیهم السلام در یک عصر مجتمع می شدند، هیچ اختلافی نداشتند. اختلاف برای این است که انسان، هر کسی می خواهد پیش خودش، برای خودش یک کاری انجام بدهد. هر اختلافی از هوای نفس پیدا می شود. وقتی انسان بخواهد برای خودش یک مسأله ای را درست کند، می بیند که آن رفیقش شاید جلو بیفتد، این یک قدری جلوتر می رود، او یک قدر، یک وقت می بینید که اختلاف حاصل می شود.(599)

دشمنی، اخلاق جهنمی هاست

من معذرت می خواهم که چند کلمه ای موعظه کنم شما را، شما محتاج به موعظه نیستید لکن تذکر، برادرها، خودش یک امری است. یکی از عذاب هائی که در جهنم اهل جهنم به آن مبتلا هستند، خصام اهل النار(600) است و یکی از نعمت هائی که اهل بهشت متنعمند آن اخوانی که، اخوانا علی سرر متقابلین(601) آن برادری و محبت که بین اهل بهشت است یکی از نعمت های بزرگ خداست و آن خصامی که در جهنم است، یکی از عذاب هائی است که بر اهل جهنم است که دائم توی سر هم می زنند. و اهل معرفت می گویند که هر چیزی که در بهشت و در جهنم ظهور پیدا می کند سابقه ندارد، از خود آدم است. در روایت هم است اینکه زمین بهشت و جهنم قاع(602) است، هیچ چیز ندارد صاف است و در یک روایتی که سابقا من دیدم (حالا نمی دانم تمام معنایش درست چه جور است) این است که گاهی در بهشت یک اشخاصی، ملائکه الله مشغول یک بنا می شدند و گاهی می ایستادند. ظاهرا پیغمبر اکرم شاید در شب معراج این را ملاحظه فرمودند، سوال کردند از جبرئیل این چرا گاهی می ایستند و گاهی کار می کنند. عرض کرد که اینها اعمالی که مردم می کنند، مادامی که اشتغال دارند به عمل خیر اینها مصالحشان محقق می شود و مشغول بنا می شوند، آنوقتی که آنها مشغول این کار نیستند آنها هم. در هر صورت یک مسأله ای است این در پیش اهل معرفت که تمام چیزهائی که در جهنم و بهشت هست این از خود ماست. اینطور نیست که خدای تبارک و تعالی یک آتشی تهیه کرده است که ما را بسوزاند، ما خودمان تهیه می کنیم. در قرآن هم هست که اینها اعمال شماست که رد به خودتان می شود.(603)

اگر دشمنی داشته باشیم اهل جهنم هستیم

ما می توانیم خودمان را در این عالم راجع به این محکی که از دو تا آیه شریفه استفاده می شود بشناسیم که آیا اهل نار هستیم یا اهل بهشت. اگر کارهایمان روی خصام باشد، دشمنی، یک وقت این است که انسان در یک مسأله ای صحبت می کند، مباحثه می کند خوب بین اهل علم و طلبه ها متعارف است، گاهی وقتی ها به فریاد می کشد مطلب، به داد و قال می کشد مطلب لکن وقتی که مباحثه تمام شد، برادرند. بعد از مباحثه اینطور نیست که این مباحثه اسباب دشمنی باشد، دو تا دوستند و دو تا رفیقند، سر یک مطلبی، مطالبی آن، آن طرف مطلب را می گیرد و آن، آن طرف مطلب و اتفاقا این یک ورزشی است که در بین طلبه ها هست و یک ورزش علمی است که قوی می کند آنها را. در سایر طبقات شاید نیست اینطور ورزش. اینها تا حد جنگ و دعوا با هم مقابل می شوند. مرحوم آقای آسید احمد زنجانی رحمه الله نقل می کردند که در روزنامه ملا نصرالدین که قفقاز طبع می شده، او عکسی انداخته بوده از دو تا طلبه، دو تا اهل علم، یکی این طرف، یک آن طرف نشسته و دعوا کرده اند و دندان یکی بیرون افتاده و کفش یکی هم بالای سر آن یکی است و او برای انتقاد از این طایفه این را نوشته بود، این را عکسبرداری کرده بود و او نمی دانست که در عین حالی که گاهی وقت ها به این مسائل هم می رسد لکن به مجرد اینکه مباحثه تمام می شود، با هم می شوند رفیق و با هم دوست و برادرند. ما اگر چنانچه در مسائلی که پیش می آید، در هر وضعی که باشد، البته مسائل زیاد الان در مجلس طرح می شود و شما بعدها هم مواجه هستید با مسائل زیادی که برای ملت است و هر کسی نظر دارد و هر کسی اجتهاد دارد، هر کسی باید مسائل را طرح بکند و بگوید، اما همانطوری که طلبه ها مسائل را می گویند، که منتهی به این نشود که حالا که من مخالف با شما هستم در نظر و شما مخالف من هستید در نظر، این منتهی به این بشود که نه، ما دو تا خصم و دو تا دشمن با هم هستیم. اگر اینطور باشد که واقعا خدای نخواسته روی خصام باشد باید ما خودمان را بشناسیم به اینکه ما اهل ناریم، برای اینکه خصام اینجا آن خصام را می آورد.(604)