فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

برادر باشید که مخاصمه کار اهل جهنم است

من امیدوارم که تمام کسانی که دست به کار هستند در دولت، با هم دست به هم بدهند، با هم دوست باشند، افرادی که در مجلس هستند همه با هم رفیق باشند، همه یک مقصد دارید، همه می خواهید که اسلام تحقق پیدا بکند، چرا پس با هم ما دلخوری داشته باشیم.
برادری از اموری است که هم قرآن کریم فرموده است که در این عالم برادرند و هم فرموده است که در بهشت برادر هستند و در سریرها در روبروی هم می نشینند و برادرند. من امیدوارم که این آثار حالا تحقق پیدا کند تا منعکس بشود در آنجا و می دانیم که هر چه در اینجا باشد صورت غیبی اش در آنجا به ما می رسد. ما گرفتار اعمال خودمان هستیم در آن عالم، از خارج به ما چیزی نمی دهند ما هستیم که بنا می کنیم اساس آن عالم را اینهمه اعمال شماست که به شما رد می شود انها هی اعمالکم ترد علیکم فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره(594) نه اینکه ثوابش را می برد، خودش را می بیند و من یعمل مثقال ذره شرا یره(595) خود شر را می بیند، خود آن عمل را در آنجا می بیند. کارهای ما، عقاید ما، اخلاق ما تمام اینها در آنجا منعکس است و من امیدوارم که برادری را در اینجا مستحکم کنیم تا در آنجا منعکس بشود و برادر باشیم. مخاصمه مال اهل جهنم است خصام اهل النار یکی از مصیبت هائی که اهل جهنم به آن مبتلا هستند همین خصامی است که با هم دارند جنگ و نزاعی است که با هم دارند، به هم می پرند مثل سگ و یکی از کرامت هائی که اهل بهشت دارند آن، برادری و دوستی و محبت است و این باید از اینجا تهیه بشود چرا ما با برادرهای ایمانی مان، با برادرهائی که همه صالحند، خوبند، می خواهند خدمت بکنند، چرا مخالف باشیم؟ فرضا رای یک کسی با رای دیگری در یک جهتی مخالف است، اختلاف آرا در بین فقها هم الی ماشاءالله است و من امیدوارم که انعکاس این دولت و مجلس و قوای ثلاثه ای که هست و همه ارتشی ها، انعکاس برادریشان در بهشت باشد و در بهشت همه با هم برادر و در سریرها روبروی یکدیگر نشسته باشند و خداوند توفیق بدهد به همه ما.(596)

اسلام، اخوت است

ما که نمی خواهیم حکومت بکنیم، ما نظر به این نداریم که اجحاف بکنیم، حکومت بکنیم. اسلام حکومت طرح پیش اش نیست، اسلام اخوت است. آن صدر اسلام، آن شخص های اول هم با آخر آنها مثل هم بودند، یک طور زندگی می کردند. خلیفه ثانی وقتی در یک سفری رفت برای یکی از کشورهایی که تحت سلطه اش بود، نزدیک آنجا که رسیده بودند نوبت غلامش بود که سوار بشود و خلیفه پیاده افسار را بگیرد، اینطور نقل می کنند، وقتی وارد شهر شدند، اینطوری وارد شهر شدند خلیفه افسار شتر را گرفته بود داشت می برد و آن غلام هم سوار شتر شده بود. اگر یک همچو حکومتی پیدا بشود که در صدر اسلام به واسطه قدرت اسلام و به واسطه قوه اسلام بوده است این مسائل، دیگر کسی آرزوی این را می کند که من از اهل خودم؟ اصلاً دیگر خودی باقی می ماند که خودم و اجنبی؟! بومی و اجنبی؟! اصلاً این مسأله طرح می شود در اسلام که یکی بومی است یکی غیر بومی؟! بومی و غیر بومی دیگر در کار نیست، همه اسلام است و همه مسلمین اند و همه برادرند و همه مثل هم هستند.(597)

اگر سران کشور برای خدا کار کنند، اختلاف پیدا نخواهد شد

اگر خدای نخواسته نظر مادی در بین ماها حاصل بشود و ما نسیان کنیم خدای تبارک و تعالی را به توجه به دنیا و مقامات، لاعلاج خواهد شد. اختلاف کسانی که توجه به دنیا دارند، نمی شود اختلاف نداشته باشند، هر کسی برای خودش می خواهد آنهایی که اختلاف ندارند، آنهایی هستند که به دنیا اعتنا ندارند، آنهایی هستند که ارزش ها را بهش توجه دارند، آنها بینشان اختلاف واقع نمی شود. اگر همه انبیا جمع بشوند و همه اولیا جمع بشوند، با هم اختلاف نمی کنند، یک کلمه اختلاف ندارند، لکن اگر دو تا کدخدا در یک ده باشد اختلاف پیدا می کند، اگر دو عالم باشد (روحانی واقعا) صد عالم روحانی باشد، ممکن نیست با هم اختلاف داشته باشند اما اگر دو عالم باشد یا دو صورت عالم باشد که بخواهد دکان درست کند برای خودش، شکی نیست که با عالم دیگری که باز آن هم همین جور است اختلاف پیدا می شود. و همین طور اگر چنانچه سران یک کشوری برای خدا کار بکنند، اینها اختلاف نخواهند پیدا کرد و باید توجه کنند که گمان نکنند که مأمونند از این که به راه ابلیس بروند. هیچ امری یکدفعه نمی شود، به تدریج، یک قدم یک قدم انسان را می کشانند به جهنم. از ابتدا نمی آید نفس اماره انسان بگوید بیا برو جهنم، یا ابلیس بگوید بیا برو جهنم، یا نفس اماره بگوید یاالله پا شویم دعوا راه بیندازیم، نخیر؛ ابتدائا، از اول شروع می شود یک قدم جلو می رود آدم ازش غفلت می کند، تبعیت می کند، یک قدم دیگر جلو می رود، یک وقت می بیند که سر از این بیرون آورد که باهم دارند اختلاف می کنند. که جلوی این اختلافات را بگیریم؟ تکلیف شرعی ما، تکلیف عقلی ما، تکلیف وجدانی ما این نیست که نگذاریم یک وقت خدای نخواسته بین اقشار اختلاف پیدا بشود؟ او به این است که هواهای نفسانی کم بشود، غیر از این راهی ندارد. اگر هواهای نفسانی در کار باشد، این منجر به اختلاف می شود، ولو این که هر مقدار هم یک نفری آدمی باشد که به ظواهر خیلی اعتقاد داشته باشد و خیلی هم دنبال ظواهر باشد، لکن وقتی که در قلبش هوای نفسانی باشد قهرا آن هوای نفسانی او را دنبال می کند این هوای نفسانی در همه هست/ نمی شود/ تعرضش نمی شود کرد، لکن بعضی ها مهار می کنند و بعضی ها مهار نمی کنند این که می گویم در همه، یعنی همه مردم متعارف نه اولیای خدا.(598)