فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

منشأ اختلاف از هوای نفس است

شما باید سعی کنید تا تمام توجه تان به خدای متعال باشد باطن ذات انسان محفوف است به چیزهایی که تمام هدایت ها و انحرافات از آن سرچشمه می گیرد. باید توجه داشته باشید که در سرّ سرّ هم هواهای نفسانی بر شما غلبه نکند، یعنی در سرتان هوای اینکه ما غلبه کنیم و حکومت کنیم نباشد بلکه در نظرتان این باشد که حکومت اسلامی تشکیل دهیم و احکام خدا را جاری سازیم. حضرت امیر علیه السلام در راس زهاد، حکومت می کرد، ولی حکومت برای خودش نبود بلکه هرچه کوشش می کرد برای اسلام بود. شما مجاهده کنید تا هر چه در دل دارید زدوده شود که اگر برای خدا خالص شدید در پیروزیتان موثر است. باید اتکائتان فقط به خدا باشد و این نمی شود مگر اینکه از نفسانیات بکاهید. منشاء اختلافات از هوای نفس است. هر کجا اختلاف بین خودتان دیدید، مطمئن باشید که از هوای نفس سرچشمه گرفته است البته اختلاف بین انبیا و افراد مقابل آنها و اسلام و کفر همیشه بوده است ولی آن اختلاف از عبودیت سرچشمه می گیرد. شما اختلافاتی را که از نفسانیت سرچشمه می گیرد باید از بین ببرید و مطمئن باشید که اگر کارهایتان از الوهیت سرچشمه نگیرد و از وحدت اسلامی بیرون بروید، مخذول می شوید.(579)

ریشه اختلافات طغیان نفس است

اول آیه ای که به رسول اکرم به حسب روایات و تواریخ وارد شده است آیه اقرا باسم ربک(580) است و این آیه اولین آیه ای که به حسب نقل، جبرئیل بر رسول اکرم خوانده است و از اول به قرائت و به تعلم دعوت شده است. اقرا باسم ربک الذی خلق و در همین سوره است که ان الانسان لیطغی ان راه استغنی(581) این سوره برای اولین مورد وحی و در اولین نزول وحی این آیه در این سوره وارد شده است که کلا ان الانسان لیطغی ان راه استغنی معلوم می شود که طغیان و طاغوت بودن از اموری است که در راس امور است و برای طاغوت زدائی باید تعلیم کتاب و حکمت و تعلم کتاب و حکمت کرد و تزکیه کرد. انسان اینطوری است، وضع روحی همه انسان ها اینطور است که تا یک استغنائی پیدا می کند طغیان پیدا می کند استغنای مالی پیدا می کند. به حسب همان مقدار طغیان پیدا می کند، استغنای علمی پیدا می کند به همان مقدار طغیان پیدا می کند، مقام پیدا می کند به مقداری که مقام پیدا کرده است طغیان می کند. فرعون را خدای تبارک و تعالی طاغی می گوید هست برای همین است که مقام پیدا کرده بود و انگیزه الهی در او نبود و این مقام او را به طغیان کشیده بود. کسانی که چیزهائی که مربوط به دنیاست آنها را بدون تزکیه نفس پیدا می کنند، اینها هر چه پیدا بکنند طغیانشان زیادتر خواهد شد و وبال این مال و این منال و این مقام و این جاه و این مسند از چیزهائی است که موجب گرفتاری های انسان است در اینجا و بیشتر در آنجا.(582)

اختلافات به دلیل عدم تزکیه است

انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیان ها نجات دهد و ما تزکیه کنیم خودمان را، نفوس خودمان را مصفا کنیم و نفوس خودمان را از این ظلمات نجات بدهیم. اگر این توفیق برای همگان حاصل شد دنیا یک نوری می شود نظیر نور قرآن و جلوه نور حق. تمام اختلافاتی که بین بشر هست، اختلافاتی که بین سلاطین هست، اختلافاتی که بین قدرتمندان هست ریشه اش همان طغیانی است که در نفس هست. ریشه این است که انسان دیده است که خودش یک مقام دارد طغیان کرده است و چون قانع نمی شود به آن مقام، این طغیان اسباب تجاوز می شود، تجاوز که شد اختلاف حاصل می شود و این فرق نمی کند، از آن مرتبه نازلش طغیان است تا آن مرتبه عالی آن. از مرتبه نازلی که در یک روستا بین افراد اختلاف حاصل می شود ریشه آن همین طغیان است تا مرتبه بالاتر و هر چه بالاتر برود طغیان زیادتر می شود. اینهائی که، فرعونی که طغیان کرد و انا ربکم الاعلی(583) گفت، این انگیزه در همه است فقط در فرعون نیست. اگر انسان را سر خود بگذارند انا ربکم الا علی خواهد گفت. انگیزه بعثت این است که این نفوس سرکش را و این نفوس طاغی را و یاغی را از آن سرکشی و از آن طغیان و از آن یاغیگری کنترل کند و تزکیه کند نفوس را. همه اختلافاتی که در بشر هست برای این است که تزکیه نشده است. غایت بعثت این است که تزکیه کند مردم را تا به واسطه تزکیه، هم تعلم حکمت کند و هم تعلم قرآن و کتاب و اگر چنانچه تزکیه بشوند طغیان پیش نمی آید کسی که تزکیه کرد خود را هیچ گاه خودش را مستغنی نمی داند ان الانسان لیطغی ان راه استغنی(584) وقتی که خودش را می بیند و برای خودش مقام قائل است و برای خودش عظمت قائل است این خودبینی اسباب طغیان است. اختلافاتی که بین همه بشر هست، اختلافاتی که سر دنیا بین همه بشر هست این اختلافات ریشه اش این طغیانی است که در نفس هاست و این گرفتاریی است که انسان دارد و گرفتاری به خود دارد و به هواهای نفسانیه. اگر انسان تزکیه بشود و نفس انسان تربیت بشود این اختلافات برداشته می شود.(585)