فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

رحمت و رأفت با تمامی طبقات و شدت و حدّت با توطئه گران مشی اسلام است

اگر بخواهید پیشرفت بکنید و همه چیزتان انشاءالله اسلامی بشود و پیروزی نظیر پیروزی های صدر اسلام بشود، کاری بکنید که خودتان هم ساخته بشوید، همانطور که سربازهای صدر اسلام در عین حالی که سربازی می کردند، وظائف صوریه اسلام را هم به تمام معنا به جا می آوردند، همانطوری که شمشیر می کشیدند و می کشتند. دشمنهای اسلام را با خودشان به طور رافت، به طور دوستی، برادری رفتار می کردند همین دستور قرآن کریم است که از اوصاف مومنین صدر اسلام و اینها نقل می فرماید که اینها رحیم هستند بین خودشان رحماء بینهم(563) خودشان با هم با رحمت رفتار می کنند اشداء علی الکفار وقتی به کفار می رسند شدت. حضرت امیر وقتی که مواجه می شود با لشکر معاویه که از کفار هم بدتر بودند، با خوارج که آنها هم به همین طور بودند، با کمال شدت، بعد از اینکه می دید هدایت نمی شوند، سفارش می کرد که شماها ابتداء به جنگ نکنید، به لشکر خودش فرمود شماها ابتدا به جنگ نکنید ولو حق با شماست، بگذارید آنها ابتدا کنند وقتی آنها ابتدا می کردند، گاهی هم یکی دو تا کشته می شدند، آنوقت اجازه می داد و با کمال قدرت تا آخر می کوبید. خوارج را همچو سرکوب کرد که از آنها چند نفری توانستند فرار کنند و خوارج هم همانها بودند که بعد هم توطئه کردند و حضرت امیر را به شهادت رساندند.
اسلام با کمال رافت، با کمال رحمت با همه طبقات رفتار می کند و همین رحمتش هدایتی است که می خواهد همه قشرهای عالم به سعادت برسند لکن با توطئه گرها با شدت رفتار می کند و باید هم اینطور باشد. و شما هم که سرباز اسلام هستید و من امیدوارم که شما را در طومار امام زمان سلام الله علیه ثبت کنند اسم هایتان را، باید وضعتان همان باشد، سرمشق همان باشد که اسلام طرح کرده است که خودتان با هم دوست، رفیق، با همه قشرها رفیق و رحیم باشید، در مقابل دشمن قوی و مصمم و کوبنده.(564)

با زیردستان برادرانه و دوستانه رفتار کنید

آقایان صاحب کارخانه ها باید وضعشان را یک قدری از آن رژیم سابق تغییر بدهند برای اینکه در رژیم سابق که مردم آن را رژیم اسلامی نمی دانستند و طاغوتی می دانستند، اگر کاری می شد می گفتند که در رژیم طاغوتی شده است و اگر یک ناراحتی هایی برای کارگرها پیدا می شد یا یک تحریکاتی می شد که اینها اعتصاب کنند، شورش کنند، آنها با فشار و اگر چنانچه نوبت به روحانیین هم می رسید با موعظه اما الان با آنوقت فرق دارد. الان همه ما این ادعا را داریم که یک مملکت اسلامی است و روی احکام اسلام باید عمل بشود. اگر خدای نخواسته در یک مملکت اسلامی طوری بشود که در کارخانه ها کارگرها به واسطه اینکه درست به آنها رسیدگی نمی شود انفجار حاصل بشود، این انفجار از محیط یک مملکتی است که مدعی اسلام است، نه روحانی می تواند این را خاموش کند و نه کس دیگر. برای اینکه روحانی آنوقت می تواند چیز بکند که بگوید خوب یک اشخاصی غیر اسلامی این کارها را کرده اند اما اگر مملکت اسلامی به اینکه اسلامی است یک طوری بشود که انفجار در کارگرها حاصل بشود، این انفجار دیگر قابل کنترل نیست و این یک خطری است که بر همه شماها و بر همه ما هست و ما را تهدید می کند. از این جهت باید صاحبان کارخانه ها توجه به این داشته باشند که با کارگرها نظیر سابق عمل نکنند، با اینها برادر و دوست باشند و تا آن حدودی که آنها می خواهند، کارگرها هم چنین نیست که خیلی بلند پرواز باشند، اینها یک زندگی می خواهند. آقایان کاری بکنند که یک زندگی برای اینها حاصل بشود و جلوگیری بشود از یک انفجاری که قابل کنترل نیست. عرض کردم انفجار، اگر یاس از حکومت اسلامی باشد و انفجار پیدا بشود هیچ چیز نمی تواند جلویش را بگیرد به خلاف آنجایی که انفجار حاصل بشود و پناه به اسلام بخواهند بیاورند، آن قابل کنترل است. اما اگر یک مملکتی اسلامی شد و باز بساط، همان بساط سابق باشد که لفظ، لفظ اسلامی است، عمل، عمل طاغوتی باشد و خدای نخواسته انفجار حاصل بشود، با اینهمه تحریکاتی که می بینید الان هست، توطئه هایی که الان هست اگر انفجار بشود، انفجار بر ضد اسلام است. یک همچو انفجاری، انفجاری است که از باطن یک مملکتی که مدعی اسلامی است پیدا شده و مایوس از اسلام شده اند، مایوس از برنامه های اسلام شده اند. یک همچو انفجاری را هیچ کس نمی تواند جلویش را بگیرد، دیگران هم که دامن می زنند و همان مسائل را دارند طرح می کنند که تغییری نکرده است، یک اسمی تغییر کرده، آنوقت می گفتیم حکومت شاهنشاهی، حالا می گوئیم جمهوری اسلامی، واقع مسائل همان مسائل است، کارگرها همان کارگرها هستند، کارمندها همان کارمندها هستند، مردم همان مردمند، رباخوارها همان رباخوارها هستند، زورگوها همان زورگوها هستند اگر در یک همچو محیطی خدای نخواسته انفجار حاصل بشود، غیر از انفجارهای دیگر است، این دیگر چیزی برای کسی باقی نخواهد گذاشت و لهذا باید خود آقایان در فکر این معنا باشند که یک همچو چیزی نشود و آن به این است که شماها یک قدری پایین تر بیائید، کارگرها را هم یک قدری بالاتر ببرید، آنها نمی خواهند در عرض شما باشند، آنها یک زندگانی می خواهند، شماها که الحمدلله دارا هستید و دارای کارخانه ها هستید و دارای کارمندان زیاد هستید، یک قدری برای مصلحت خودتان و برای اینکه خدای ناخواسته یک وقت انفجاری نشود که همه چیز به باد رود، همه چیز یک کشور به باد برود، شماها هم یک مقداری خودتان با دست خودتان به اینها یک کمک هایی بکنید، یک کارهائی بکنید که آنها ببینند که در این وضعی که حالا شده است به آنها رسیدگی می شود. البته دولت هم رسیدگی می کند ما هم موعظه شان می کنیم و رسیدگی می کنیم اما مسأله این است که اینها ببینند که در یک جمهوری اسلامی، این کارگرها ببینند که این اشخاصی که در راس هستند و کارفرما آنوقت به آنها می گفتند اینها بنا دارند که با اینها یک جور دیگری رفتار کنند، آنچه که کمونیست ها یا اشخاص منحرف تبلیغ می کنند، اینجور نیست، بنابراین است که با اینها یک طرز بهتری رفتار بشود، به زندگی آنها رسیدگی بشود، به احتیاجات آنها رسیدگی بشود. این معنا امروز دیگر عملی نیست که یک دسته ای آن بالاها باشند و همه آن چیزهایی را که بخواهند، به طور اعلی تحقق پیدا بکند، پارک ها و اتومبیل ها و بساط، یک دسته هم این زاغه نشین ها باشند که اطراف تهرانند و می بینند آنها را این نمی شود. این نه منطق اسلامی دارد، نه منطق انصافی دارد، نه صحیح است. و اگر خدای نخواسته اینها صدایشان درآید دیگر قابل خاموشی نیست، شماها باید یک فکری بکنید برای اینها. شما برای حفظ خودتان، حفظ خانواده تان، حفظ ثروتتان، حفظ حیثیت خودتان، خودتان بنشینید با هم تفاهم بکنید.(565)

3 - هشدارهائی در بکارگیری افراد