فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

مالک اشتر و محمدبن ابی بکر از صاحب منصبهای بزرگ حضرت امیر (علیه السلام) بودند

شماها جوان های صاحب منصبان ارتش که مثل آن پیرها نیست که دیگر آن فطرتتان را از دست داده باشید در مقابل دلار، شما برگردید به آغوش ملت و ملت شما را می پذیرد و حکومت اسلام هم شما را نگهداری می کند. گمان نکنید که اگر حکومت اسلامی آمد، دیگر صاحب منصب نمی خواهد اینها تبلیغاتی است که می کنند حکومت اسلامی هم همه این ابزاری که سایر حکومت ها دارند دارد، منهای دزدی. دزدی را ما می خواهیم جلویش را بگیریم، دزدها را می خواهیم بگیریم آنهائی که خدمت به وطن می کنند، ارجمندند پیش همه ما، پیش خدا هم ارجمندند، آنها همه چیز برایشان مهیا خواهد شد آنهائی که دزدند و اموال این ملت را دزدیدند و در خارج بردند و خوردند، آنها البته مواخذ خواهند شد و گمان نکنند که از ایران رفتند بیرون. تمام شد قضیه، اگر اینجا بیایند، این جوان ها هستند که اینجا به حسابشان می رسند. اگر امریکا بروند، باز هم هستند، انگلستان بروند، باز هم هستند اینها گمان نکنند که پول ها را بردند و خود شاه هم همین طور، خیال این معنا را بکند که حالا ما پول ها را می خوریم حالا هم همینطوری می مانیم و بعد هم با طیاره سوار می شویم و فرار می کنیم می رویم به آمریکا، هرجا بروید، هستند جوان های غیور ایرانی در آنجا و به حساب شما خواهند آنجا رسید. در هر صورت من از این جوان هائی که در ارتش هستند و من میدانم که آنها فطرت اسلامی خودشان، فطرت انسانی خودشان را از دست نداده اند و اینها قلبا با ملت هستند منتها حالا، تحت به خیال خودشان فرمان این بزرگترها، ارتشبدها یا امثال اینها هستند و اینها را ترسانده اند از اینکه اگر یک وقتی حکومت اسلامی پیش بیاید دیگر صاحب منصبی تو کار نیست، خیر، زمان حضرت امیر هم صاحب منصبی تو کار بوده است منتها با یک فرم دیگری بوده است. صاحب منصب، آن وقت هم مالک اشتر یکی از صاحب منصب های بزرگ حضرت امیر بوده است، محمدبن ابی بکر یکی از صاحب منصب های بزرگ حضرت امیر بوده است همیشه محتاج است مملکت به ارتش و همیشه محتاج است به صاحب منصب و همیشه محتاج به همه این قشرهائی که در ادارات است آنی که احتیاج به او ندارد، آنهائی هستند که سربار هستند، آنهائی که می خواهند مال ملت را بخورند و کار هم نکنند، مال ملت را بخورند و نفعی هم نداشته باشند برای ملت، آنها البته حساب خودشان را باید بکنند و هر چه کمتر بخورند به نفع خودشان است، هر چه هم کمتر ببرند به نفع خودشان برای این که در هر جا بروند، اینها پیدا خواهند شد.(550)

امروز اطاعت از بالادست ها یک امر شرعی است

امروز مملکت ما با این وضعی که دارد احتیاج به همفکری دارد و همکاری احتیاج به نظم دارد اگر در یک کشوری نظامش تحت قواعد و تحت مسائلی که در نظام مطرح است، از اینکه فرمانده وقتی فرمان داد باید اطاعت شود، فرمانده کل قوا وقتی امری کرد باید اطاعت شود، فرماندهان هنگ ها و یا سایر جاها وقتی امر کردند باید اطاعت شود، اگر این معنا نباشد در نظام، این نظام نیست دیگر. اگر یک نظامی خودش بین خودش یک بی نظمی ها باشد، اگر قوای مسلح در بین خودشان هماهنگی نباشد، ما نیز توقع نداشته باشیم که کشور ما به پیش برود...
ما امروز اگر چنانچه همه این ارگان ها به هم جوش نخورند و همه با هم همدست نباشند، باید در انتظار مصیبت باشیم. باید ارتش با کمال قدرت کار بکند و تمام قوایی که در تحت نظم هستند و در تحت قوای بالا هستند و در تحت درجه دارها و افسرهای بالا هستند. فرماندهان هستند، اینها باید اطاعت بکنند. امروز اطاعت از بالا دست ها یک امر شرعی است، یک مطلبی نیست که مثل سابق باشد بتوانند از زیر آن در بروند و مانعی نداشته باشد. امروز یک کسی است که بالای سر همه است و آن خدای تبارک و تعالی است که همه چیز را در ظاهر و باطن می بیند. اگر بخواهد این مملکت از این آشفتگی هایی که حالا مثلاً هست جلوگیری بکند، جز اینکه هم قوای مسلح با هم و هم مجلس با دولت، با رئیس جمهور، با امثال ذلک با هم، اگر چنانچه تشریک مساعی با هم نکنند نباید توقع داشته باشند که مملکت به پیروزی نهائی برسد.(551)

باید در ظاهر و باطن اطاعت کرد

و از مهمات این است که نظم در کار باشد یعنی اگر چنانچه نظام نباشد در کار و امور تحت یک نظامی انجام نگیرد این تزلزل ایجاد می کند. اگر بنا باشد که فرض کنید که سپاه پاسداران اطاعت نکنند از رئیس شان، همه اینها اطاعت نکنند از آن فرمانده کل، در ژاندارمری همین طور، در آنجا همین طور و خودشان بخواهند هر کدامی یک راهی بروند، این اسباب این می شود که یک قوای مسلح متزلزل بشود و با تزلزل قوای مسلح مملکت متزلزل است. بنابراین یکی از مهمات این است که نظم را حفظ بکنند یعنی بشناسند آن که رئیس فوج است، آن که رئیس لشکر است، آن که رئیس پاسداران است. این را همه به نام اسلام بشناسندش به اینکه لازم است اطاعت از او بکنند. حالا مثل زمان طاغوت نیست که اگر خواستم اطاعت می کنم، اگر هم ظاهری نخواستم در باطن اطاعت نکنم. حالا مسأله، مسأله اسلام است. اسلام باطن و ظاهر همه را دارد می بیند، خدای تبارک و تعالی محیط باطن و ظاهرها هست، آنی هم که در باطن مخالفت بکند، آن هم مخالفت خدا را کرده است. این هم یکی از مسائل مهمی است که در ارتش و در سپاه پاسداران و در همه قوای انتظامیه و قوای مسلحه، در همه اینهمه باید مراعات بشود.(552)