فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

کارها باید روی نظم و قاعده صورت گیرد

از مسائلی که می خواستم تذکر دهم این است که نظم را کاملا رعایت کنید. شجاعت غیر از تهور است شجاعت در جنگ حرکتی است قهرمانانه روی نقشه و نظم و حساب و حال آنکه تهور بی حساب و نظم بر دشمن تاختن است. کارها باید روی نظم و قاعده صورت گیرد تکرار می کنم کار وقتی روی نظم و قاعده و برای خدا بود دیگر خوفی نیست چه کسی کشته شد و چه کسی کشت.(543)

اگر بخواهند مملکت محفوظ بماند باید روی نظم رفتار کنند

در این زمان ما بخواهیم سعید باشیم، بخواهیم به سعادت برسیم باید عمل بکنیم همه با هم دوست و رفیق، سرباز با درجه دار، درجه دار با افسر، با ارشد، رفیق باشد لکن اطاعت بکنند، اطاعت مسأله ای، رفاقت مسأله ای دیگر، بالائی ها پائینی را به چشم رحمت نگاه کنند، پائینی ها به بالائی ها اطاعت بکنند. اگر بخواهند یک مملکتی محفوظ بماند باید ارتش روی دیسیپلینی که دارد، محفوظ بماند، روی آن نظمی که دارد روی نظم رفتار کند اگر بخواهد به هم بریزد «حتی حالا من آزاد شده ام، نخیر زیر بار کسی نمی روم» نه، این خلاف آن آزادی است که خدا می خواهد. آزادی در حدود ضوابط است. «من آزادم حالا، من آزادم سیلی بزنم به ایشان». نه آزاد نیستی. من آزادم اطاعت از مثلا، از فرماندارم نکنم نه این آزادی نیست در حدود قواعد و قوانین آزادی هست. یعنی شما دیگر از کسی الان اینجا که نشسته اید، دیگر نمی ترسید، اگر قبل از این بود، شما خوف این را داشته اید که از اینجا پایتان ...، جمع نمی توانستید بشوید اینجا، حالا اگر هم آمدید، خوف این را داشتید که از اینجا رفتید بیرون، این ساواکی ها، این بیرون نباشند، شما را بگیرند و ببرند و بودند و می گرفتند و می بردند. این به این معنا الحمدلله ما الان آزادیم الان لکن معنای آزادی این نیست که من هر کاری دلم بخواهد، بکنم.(544)
این کلمه ای که گفتید که می خواهند که من دخالت بکنم، من که نمی توانم در همه امور دخالت بکنم، بالاخره من اشخاص دارم، باید اشخاص دخالت بکنند. من مثلاً حالا شما را تایید می کنم که در سپاه پاسداران باشید و در راس باشید این معنی دخالت من است، معنی این است که شما اگر کاری آنجا انجام بدهید من انجام داده ام در آنجا، آنها اگر بخواهند شنوائی از من بکنند باید از شما شنوائی بکنند. و همین طور سایرین از آن کسی که من قرار دادم وقتی که اطاعت بکنند، همان اطاعت از من است و همان دخالت من است. اینطور نیست که هر کدام، علیحده باشند. فرض کنید که آقای رئیس جمهور را من قرار دادم برای اینکه رئیس کل قوا باشد و آن چیزی را که من قرار دادم اگر چنانچه با آن موافقت بکنند موافقت با من است و من خودم مستقیما نمی توانم همه امور را دخالت بکنم من باید بالاخره اشخاص را قرار بدهم و یک نظمی ایجاد بشود.(545)

بی نظمی منجر به هرج و مرج می شود

ارتش اگر نظم نداشته باشد ارتش نیست و شیاطین که ممکن است نفوذ کرده باشد هم در ارتش، هم در ژاندارمری و هم در سایر قوای انتظامی و غیر انتظامیه، آنها در هر جا به یک صورتی دامن می زنند به اینکه نظم را از ارتش و ژاندارمری و سایر قوای انتظامیه بگیرند و در باطن خود ارتش، هرج و مرج ایجاد کنند. اگر یک ارتشی با هرج و مرج بخواهد مواجه باشد و بپذیرد این هرج و مرج را، معنایش این است که ارتش نیست، هیچ امکان ندارد که او بتواند با یک قدرتی هر چه هم باشد مقابله کند. اگر نتواند ارتش خودش را اصلاح کند و قدرت خودش را و پیوند خودش را و نظمی که در باطن باید باشد این را ایجاد بکند، این نمی تواند در مقابل غیر، هر غیری باشد، مقاومت کند. اینهایی که می آیند به جوان ها از راه دلسوزی می گویند که چرا باید شما مثلا، این مثل زمان طاغوت می ماند که شما اطاعت کنید، خیر، این مثل زمان امیرالمومنین می ماند، اطاعت از طاغوت بد است نه اطاعت از ارتشی که مال اسلام است، اطاعت از یک فرماندهی که فرمانده اسلام است واجب است به حسب حکم اسلام، تخلف حرام است، طاغوت برای طاغوتیش بد بود نه برای نظمش. اگر شما بخواهید که به هم بزنید اوضاع را و یک دسته جوان نپخته و بی تفکر بیایند در اینجا و بخواهند به هم بزنند اوضاع را، تمامتان آسیب پذیر خواهید شد، نه فقط صاحب منصب ها، خیر، همه آسیب پذیر خواهید شد.(546)