فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

خودسری و بی نظمی منافی با جامعه توحیدی است

آقایانی که روابط دارند، با شما هستند، آنجا باید آشنا بکنند جوان ها را به اینکه جامعه توحیدی معنای آن این نیست که هرج و مرج باشد، جامعه توحیدی معنای آن این است که همچو با هم پیوست باشند که آسیب دیگر نبینند که یکی بشوند کانه یک موجود، نه این است که جامعه توحیدی معنای آن این است که بالا و پائین تو کار نباشد، مگر امکان دارد یک همچو چیزی، مگر انسجام حاصل بشود. که اگر چنانچه پائین و بالائی نباشد و همه خودسر باشند، پائین و بالا نبودن معنای خودسری است، نظم نبودن معنای خودسری است، خودسری منافی با جامعه توحیدی است، اطاعت نکردن مخالف با جامعه توحیدی است. آنهائی که به خورد جوان ها می دهند، جوان های ما می دهند که جامعه توحیدی می خواهیم پس نه افسری و نه درجه داری و نه چیزی، همه ما سرباز باشیم، کی از کی اطاعت کند. چه وقت می توانید وحدت پیدا کنید، هر کدام اینها مثل او، انسجام از کجا پیدا بشود. وقتی نظم نباشد، وقتی هر کسی برای خودش علیحده باشد و سرخود باشد، انسجام پیدا نمی شود. شما صد میلیون قاطر چموش را می توانید وادار کنید به یک کار، صد میلیون کاری یک کار انجام می توانند بدهند، همه تو سر هم می زنند. صد میلیون جمعیت اگر چنانچه نظم در کارشان نباشد. حضرت امیر در دستوری که می دهد می گویند که امورتان را نظم بدهید. نظم همین، نظام همین است. همه جامعه باید نظم داشته باشند، انحصار به ژاندارمری و انحصار به ارتش و اینها نیست، همه جامعه نظم لازم دارد، اگر نظم از کار بداشته بشود جامعه از بین می رود. حفظ نظام، یکی از واجبات شرعیه و عقلیه است که نظام باید محفوظ باشد. آنهائی که می گویند نظام به این معنا نمی خواهیم و همه مان یک جور، همه مان بدون اینکه یک ضابطه ای در کار باشد عمل بکنیم، خلاف قرآن دارند عمل می کنند، خلاف اسلام دارند عمل می کنند، خلاف مصالح مملکت دارند عمل می کنند.(541)

حفظ نظم از واجبات است

و البته باید همه امور بر نظام و نظم باشد. وقتی که پایه امور بر نظم بنا شد، باشد و حفظ نظم از واجبات الهی است. باید در قوه قضائی هم این نظم محفوظ باشد یعنی اینطور نباشد که قاضی یک روز بخواهد بیاید و یک روز هم دلش بخواهد نیاید. این یک یا باید در استخدام، استخدام الله برآید و وظیفه شرعی الهی خودش بداند که باید روی موازینی که هست، ساعاتی که تعیین شده است برای کار، کار بکند و اگر چنانچه نخواهد هم این کلمه استخدام را قبول بکند یا اصلش تصدی نکند یا ملزم بداند خودش را به الزام شرعی که اگر آمد نظام را حفظ کند، اگر بخواهد وارد بشود و بی نظم باشد، من یک هفته دلم نمی خواهد بیایم، الزامی که من ندارم، نمی خواهم یک چنین آدمی، اصلاً از اول وارد نشود، اگر چنانچه می تواند که روی موازینی که تعیین می شود و شورای قضائی تعیین می کند عمل بکند، ملتزم به این باشد که این عمل تا آخر روی موازین باشد و هر روز هم خودش را عاجز از این داشت خوب برود پیش شورا و استعفا بدهد، اما متصدی باشد و بی نظم متصدی باشد، این صحیح نیست. باید یک مملکتی همه چیزش نظام داشته باشد، همانطوری که اگر در شهربانی بخواهند اینهائی که پاسبان هستند بگویند که ما امروز می خواهیم نیائیم، امروز میلمان کشیده است که منزل باشیم، این نمی شود این پاسبان نمی شود و این شهربانی هم نمی شود. و در سایر ادارات هم یک اداره ای بگوید که من امروز نمی خواهم بیایم، این خواستنی نیست. کسی که یک امر را تصدی کرد باید نظامش را حفظ بکند. آقایان هم که از همه قشرها از حیث کار اهمیتشان بیشتر است باید این نظام را حفظ بکنند و همانطوری که در سایر جاها یک نظامی هست و بدون نظم یک امری تحقق پیدا نمی کند یعنی فاسد می شود، باید نظام را حفظ بکنند و هر چیزی را که تقبل کردند با نظم و با ترتیب، این را اجراء بکنند و عمل بکنند.(542)

کارها باید روی نظم و قاعده صورت گیرد

از مسائلی که می خواستم تذکر دهم این است که نظم را کاملا رعایت کنید. شجاعت غیر از تهور است شجاعت در جنگ حرکتی است قهرمانانه روی نقشه و نظم و حساب و حال آنکه تهور بی حساب و نظم بر دشمن تاختن است. کارها باید روی نظم و قاعده صورت گیرد تکرار می کنم کار وقتی روی نظم و قاعده و برای خدا بود دیگر خوفی نیست چه کسی کشته شد و چه کسی کشت.(543)